پاسخ مهدی منتظر به أسد السُّنّة:
برای شکست تمام رسولان الهی در نجات دادن امت‌ها
در آیات محکم کتاب چند علت پیدا کردم...

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..


اسد السنة بدان "الماحی للظلام" می‌خواهد به حق در برابر تو حجت بیاورد؛ چون شما اصلا منتظر نبی جدیدی که نامش احمد باشد نیستید. او قبلا برانگیخته شده و همان محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است وسؤالی که مطرح می‌شود این است که: چرا خداوند برای برخی از انبیاء در کتاب دو اسم قایل شده است؟ علت این است که بدانید خداوند حجت را در اسم قرار نمی‌دهد؛ بلکه حجت در علم است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّ‌سُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التّوراة وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُ‌هُم بِالْمَعْرُ‌وفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ‌ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّ‌مُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَ‌هُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُ‌وهُ وَنَصَرُ‌وهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ‌ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
{ آنان كه از اين رسول، اين پيامبر امى كه نامش را در تورات و انجيل خود نوشته مى‌يابند، پيروى مى‌كنند-آن كه به نيكى فرمانشان مى‌دهد و از ناشايست بازشان مى‌دارد و چيزهاى پاكيزه را بر آنها حلال مى‌كند و چيزهاى ناپاك را حرام و بار گران‌شان را از دوش‌شان برمى دارد و بند و زنجيرشان را مى‌گشايد. پس كسانى كه به او ايمان آوردند و کمک و ياريش كردند و از آن كتاب كه بر او نازل كرده‌ايم پيروى كردند، رستگارانند}
حال اسم رسولی که در تورات و انجیل پیدا می‌کنید چیست؟ و جواب از آیات محکم کتاب:

{وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَد فَلَمَّا جَاءهُم بِالبيّنات قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ} صدق الله العظيم [الصف:6].
{هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد استهنگامی که او با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار}
سؤالی که مطرح می‌شود این است: اسم رسولی که خداوند بعد از مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرستد چیست؟ و جواب از آیات محکم کتاب:
{الَّذِينَ كَفَرُ‌وا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿١﴾ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّ‌بِّهِمْ كَفَّرَ‌ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّ‌بِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِ‌بُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ ﴿٣﴾} صدق الله العظيم [محمد].
{کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، (خداوند) اعمالشان را نابود می‌کند! (۱) و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد نازل شده -و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان- نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند! (۲) این بخاطر آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حقّی که از سوی پروردگارشان بود تبعیّت نمودند؛ این‌گونه خداوند برای مردم مثل‌های آنان را بیان می‌کند! (۳)}
و سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا رسول الله محمد صلی الله علیه و آله و سلم آخرین نبی و رسول خداست؟ و جواب از آیات محکم کتاب:
{مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا} صدق الله العظيم [الأحزاب:40].
{محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. اما او رسول خدا و خاتم پيامبران است. و خدابه همه چیز آگاه است}
ممکن است یکی از پرسش‌گران سخن مرا قطع کرده و سؤال کند: " از کجا می‌دانیم انبیاء در کتاب دو اسم دارند؟"

پس مهدی منتظر در جواب می‌گوید: ای پرسش‌گر؛ آیا به من فتوا می دهی که نبی الله اسراییل و ذریه او چه کسانی بودند؟
او در پاسخ ما می‌گوید:" این امر درمیان اهل کتاب معروف است و همه آنها- یهود و نصاری- متفق القول هستند که نبی الله اسراییل همان نبی الله یعقوب است و بنی اسراییل ذریه و پسران او هستند که ۱۲ قبیله را تشکیل می‌دهند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمْ اثني عَشَرَ نَقِيباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمْ الصَّلاةَ وَآتَيْتُمْ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسلي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمْ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لأكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ} صدق الله العظيم [المائدة:12].
{خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید گناهان شما را می‌پوشانم و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می‌کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است}
و بنی اسراییل از۱۲ قبیله و امت تشکیل می شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِ‌ب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ‌ ۖ فَانفَجَرَ‌تْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَ‌ةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كلّ أُنَاسٍ مَّشْرَ‌بَهُمْ ۖ كُلُوا وَاشْرَ‌بُوا مِن رِّ‌زْقِ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿٦٠﴾ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَن نَّصْبِرَ‌ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَ‌بَّكَ يُخْرِ‌جْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْ‌ضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ‌ ۚ اهْبِطُوا مِصْرً‌ا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِ‌بَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُ‌ونَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ‌ الْحَقِّ ۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [البقرة]
و زمانى که موسى براى قوم خویش آب طلبید، به او گفتیم: «عصایت را به سنگ بزن!» دوازده چشمه‌ی آب از آن شکافت و جوشید، هر گروهی [از طوایف دوازده‌گانه بنى‌اسرائیل] آبشخور خود را شناخت. «از روزىِ الهى بخورید و بیاشامید و در زمین، تبهکارانه فساد نکنید!» (۶۰) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید؟! درمصر فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛این بدان جهت بود که آنها به آیات الهى کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را به ناحقّ مى‌کشتند، و این به سبب آن بود که آنان گنهکار و سرکش و متجاوز بودند. (۶۱)}
و علت وجودی بنی اسراییل؛ نبی الله یعقوب است که همان نبی الله اسراییل می‌باشد و قبلا همراه تمام اهل بیتش به دعوت عزیز مصر به مصر رفته بود؛ و عزیز مصر نبی الله یوسف بن یعقوب بود که قبلا او را گم کرده بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
{اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرً‌ا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٣﴾} صدق الله العظيم [يوسف]
{ این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بینا شود و همه‌ی خانواده‌ی خود را نزد من بیاورید.}
و نبی الله یعقوب و فرزندانش به مصر مهاجرت کردند تا با پسرش یوسف عزیز مصر زندگی کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ‌ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْ‌تَدَّ بَصِيرً‌ا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٩٦﴾ قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ‌ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ ﴿٩٧﴾ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ‌ لَكُمْ رَ‌بِّي ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٩٨﴾ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ‌ إِن شَاءَ اللَّـهُ آمِنِينَ ﴿٩٩﴾ وَرَ‌فَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْ‌شِ وَخَرُّ‌وا لَهُ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُ‌ؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَ‌بِّي حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَ‌جَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي ۚ إِنَّ رَ‌بِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿١٠٠﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
{پس چون بشیرآمد و آن را بر صورت یعقوب افکند، یعقوب بینا شد و گفت: «آیا به شما نگفتم که من از خداوند چیزهایى مى‌دانم که شما نمى‌دانید؟!» (۹۶) گفتند: «اى پدر! براى گناهانمان آمرزش بخواه که به راستى ما خطاکار بودیم.» (۹۷) [یعقوب] گفت: «به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‌طلبم، که او، خود آمرزنده و مهربان است.» (۹۸) پس هنگامى که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در کنار خویش جاى داد و گفت: «همگى وارد مصر شوید که به خواست خدا در امنیت خواهید بود.» (۹۹) و پدر و مادرش را بر فراز تخت نشاند، و همگی به خاطر او به سجده افتادند. [یوسف] گفت: «اى پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقّق بخشید و به من احسان کرد، آن گاه که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آن که شیطان میان من و برادرانم را بر هم زد، از بیابان [به مصر] آورد. به راستى که پروردگارم در آنچه بخواهد، صاحب لطف است. و اوست داناى حکیم. (۱۰۰)}
و سپس فرزندان یعقوب به زندگی ادامه دادند و ۱۲ قبیله در مصر به وجود آمد که بنی اسراییل هستند؛ ای مهدی منتظر ما به حق به تو فتوا دادیم که در کتاب نبی الله اسراییل همان نبی الله یعقوب است".
آن گاه مهدی در پاسخ‌تان می‌گوید: ای پرسش‌گر از تو تشکر می‌کنم؛ آیا سؤالت را در اول این بیان به یاد داری که از زبان من آورده شد: ممکن است یکی از پرسش‌گران سخن مرا قطع کرده و سؤال کند:" از کجا می‌دانیم برخی انبیاء دو اسم در کتاب دارند؟" خودت جواب خودت را دادی و با برهانی از آیات محکم قرآن ثابت کردی که نبی الله اسراییل همان نبی الله یعقوب است و به همین ترتیب نبی الله احمد همان محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
و سؤال: حکمت حقی که خدا دو اسم برای او درکتاب برای او قایل شده چیست؟ مهدی منتظر در پاسخ حکمت حق و آشکار را می‌آورد: برای این است که یهودیان و نصاری و مسلمانان امیّ بدانند خداوند حجت را در علم قرارداده نه در اسم؛ باشد که تقوا کنید و- دریابید- خداوند کسی را در میان‌تان برمی‌انگیزد تا شما را به منهاج اولیه نبوت بازگرداند و دانشی بیش از شما به او عنایت می‌فرماید تا اگر به حجت علم تمسک جویید و او با علم و برهانی که از نزد خداوند حکیم و علیم است بر شما میهمن گردد؛ دریابید خداوند خلیفه وملک و رهبر و امامی علیم برای شما برگزیده تا شما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت کند. و حال او حاضر شده و خداوند در زمان مقدر شده در کتاب مسطور او را برانگیخته است. او شما و تمام اهل کتاب و همه مردم را به سوی اسلام دعوت می‌کند؛ اسلامی که رسول الله موسی علیه الصلاة و السلام آورده بود و برای همین زمانی که فرعون در آستانه غرق شدن بود گفت:
{قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وأنا مِنَ الْمسلمينَ} صدق الله العظيم [يونس:90].
{ گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمین هستم}
من شما و همه مردم را به سوی دین اسلام دعوت می‌کنم؛ دینی که رسول الله مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام آورده بود و خداوند تعالی می‌فرماید:

{فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أنصار اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مسلمونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:52]
{هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا گردد؟» حواریان گفتند: «ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم؛ و تو گواه باش که ما اسلام آورده‌ایم.}
من شما و همه مردم را به سوی دین اسلام دعوت می‌کنم؛ دینی که آخرین نبی و رسول خدا؛ جدم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم آورده است. تصديق فرموده خداوند تعالى:

{إِنَّ الدّين عِنْدَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اختلف الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيات اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:19].
{دین در نزد خدا، اسلام است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، خداوند، سریع الحساب است.}
و تصديق فرموده خداوند تعالى:

{وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:85].
{ و هر کس جز اسلام آیینى براى خود برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد. و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.}
و این دین خدا اسلام است که برای شما آورده شده و خداوند تمام رسولان خود را با آن فرستاده از اولین رسولی که با کتاب برانگیخته شد یعنی نوح علیه الصلاة و السلام و خداوند او را برانگیخت تا مردم را به سوی دین اسلام دعوت کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ‌ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِ‌ي بِآيَاتِ اللَّـهِ فَعَلَى اللَّـهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَ‌كُمْ وَشُرَ‌كَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُ‌كُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُ‌ونِ ﴿٧١﴾ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ‌ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ ۖ وَأُمِرْ‌تُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمسلمينَ ﴿٧٢﴾ فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَ‌قْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۖ فَانظُرْ‌ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِ‌ينَ ﴿٧٣﴾ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُ‌سلا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِهِ مِن قَبْلُ ۚ كَذَٰلِكَ نَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ ﴿٧٤﴾ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَىٰ وَهَارُ‌ونَ إِلَىٰ فِرْ‌عَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُ‌وا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِ‌مِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا إِنَّ هَـٰذَا لَسِحْرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٧٦﴾ قَالَ مُوسَىٰ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ ۖ أَسِحْرٌ‌ هَـٰذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ‌ونَ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [يونس].
{و بر آنان سرگذشت نوح را بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر موقعیت من و یادآورى‌ام نسبت به آیات خداوند، بر شما سنگین و تحمّل‌ناپذیر است، پس من تنها بر خداوند توکل کرده‌ام پس شما و شریکانتان فکرتان را جمع کنید تا چیزى از کارتان بر شما پوشیده نماند، سپس درباره‌ى من تصمیم بگیرید و مهلتم ندهید! (۷۱) پس اگر پشت کردید، من از شما اجرتى نخواسته‌ام. پاداش من تنها بر خداست و من مأمورم که تسلیم فرمان او باشم.» (۷۲) پس او را تکذیب کردند. آنگاه ما، او و کسانى را که در کشتى همراه او بودند، نجات دادیم و آنان را جانشینِ [در زمین] قرار دادیم. و همه‌ى کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، غرق ساختیم. پس بنگر که پایانِ کارِ هشدار داده‌شدگان چگونه بود! (۷۳) آنگاه پیامبرانى را پس از نوح به سوى قومشان فرستادیم، پس آنان معجزات و دلایل روشن را براى مردم آوردند؛ ولى مردم بر آن نبودند که به آنچه قبلاً تکذیبش کرده بودند، ایمان بیاورند. ما این­گونه بر دل‌هاى متجاوزان مهر مى‌زنیم. (۷۴) سپس بعد از آنان، موسى و هارون را همراه با معجزات خویش، به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم؛ امّا آنان که گروهى تبهکار بودند، تکبر ورزیدند. (۷۵) پس هنگامى که از جانب ما حقّ به سراغ‌شان آمد، گفتند: «قطعاً این یک جادوى آشکار است!» (۷۶) موسى گفت: «آیا چون حقّ به سراغ شما آمد، مى‌گویید: آیا این سحر است؟ در حالى که جادوگران هرگز رستگار نمى شوند.» (۷۷)}
و خداوند به رسولش ابراهیم فرمود:

{إِذْ قَالَ لَهُ ربّه أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِربّ العالمين} صدق الله العظيم [البقرة:131].
{ هنگامى که پروردگار ابراهیم به او گفت: «تسلیم شو!» گفت: «در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم. }
و برای همین پیروان خود را مسلمان نامید واین دین او و دین انبیایی بود که از ذریه او بودند یعنی اسماعیل و اسحاق و یعقوب. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وإلَه آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مسلمونَ} صدق الله العظيم [البقرة:133].
{آیا شما هنگامى که مرگ یعقوب فرارسید، حاضر بودید!؟ آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من چه مى‌پرستید؟» گفتند: «خداى تو و خداى پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را و ما در برابر او تسلیم و برای او مسلمانیم}
و این دین رسول الله موسی و هارون علیهما الصلاة و السلام است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مسلمينَ}صدق الله العظيم [يونس:84].
{ موسی گفت: «ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‌اید، بر او توکّل کنید اگر تسلیم فرمان او و مسلمان هستید!{
و ای دین رسول الله داوود و سلیمان علیهما الصلآ و السلام است و برای همین مردم را به سوی اسلام دعوت می‌کردند؛ چنان که در نامه نبی الله سلیمان علیه الصلاة و السلام به ملکه سبا این امر برای‌تان روشن شده است:
{إِنَّهُ مِن سليْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ ﴿٣٠﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مسلمينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [النمل].
{این نامه از سلیمان است، و چنین می‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان‌ (۳۰) توصیه من این است که نسبت به من برتری‌جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ و مسلمانید!» (۳۱)}
و برای همین زمانی که ملکه سبا تسلیم خداوند و پروردگار عالمیان شد گفت:
{قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سليْمَانَ لِلَّهِ ربّ العالمين} صدق الله العظيم [النمل:44].

{گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و [اکنون] همراه سلیمان، در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم و مسلمانم!}
ومن امام مهدی آخرین خلیفه خدا هستم. خداوند مرا بدعت گذار قرار نداده است؛ بلکه من پیرو بوده و امیّیون و نصاری و یهود و تمام مردم را به سوی دین اسلام دعوت می‌کنم؛ دینی که خداوند تمام انبیاء و رسولان خود را با آن برانگیخته است و میان هیچ یک از رسولان خداوند فرقی قایل نشده و از مسلمانان و تسلیم شدگان درگاه خداوند و پروردگار عالمیان هستم؛ خداوند یکتایی که شریکی ندارد ، شما را به سوی عبادت خداوند یگانه و بی‌شریک فرا می خوانم و هرکس به خدا شرک آورد؛ اعمالش به هدر رفته و در آخرت از زیان‌کاران است برای همین همه مردم را به سوی کلمه‌ای واحد می‌خوانم :"لا اله الا الله وحده لا شریک له" ما نباید یک‌دیگر را به جای خدا ارباب خود قرار دهیم و نباید یک‌دیگر را به جای خداوند بخوانیم. هیچ کس را همراه خدا نخوانید که از عذاب شوندگان خواهید بود و مهدی منتظر و تمام انبیا و رسولان الهی که درموردشان به ناحق مبالغه کرده‌اید؛ در برابر خدا به هیچ کار شما نمی‌آیند. بدانید برتری تمام انبیا و رسولان الهی و مهدی منتظر بر شما تنها بر اساس تقواست؛ چون از خدا ترسیده و جز خدا هیچ چیزی را عبادت نمی‌کنیم و برای این محبوب و مقرب‌تر بودن در نزد خدا با هم رقابت می‌کنیم. اگر به آن چه که مایه حیات شماست پاسخ دادید و از دعوت تمام انبیا و رسولان خدا و مهدی منتظر پیروی کردید و تنها خداوند یگانه و بی‌شریک را عبادت نمودید؛ شما هم همراه ما از بندگانی هستید که در راه حب و قرب خدا رقابت می‌کنند تا کدام مقرب‌تر باشند و به این ترتیب هدایت شده و عبادت خود برای خداوند و پروردگار عالمیان را خالص گردانیده‌ و اعتراف کرده‌اید که تمام انبیا و رسولان خدا؛ مانند شما از بندگان خدا هستند و اگر سرباز زده و بگویید هیهات هیهات ناصر محمد یمانی! و نصاری بگویند:" چگونه از ما می‌خواهی برای حب و قرب خدا با رسول الله مسیح عیسی بن مریم رقابت کنیم او پسر خدا و شفیع ما در یوم الدین است؛ روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند." و اگر مسلمانان بگویند:" صبرکن صبرکن ناصر محمد یمانی؛ تو دروغ‌گویی گستاخ هستی نه مهدی منتظر! چگونه از ما می‌خواهی برای حب و قرب خدا، با سید الأنبیاء و خاتم المرسلین محمد رسول الله رقابت کنیم؛ بلکه او در یوم الدین، روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند؛ شفیع ماست ؛ ما مسلمانیم و و سزاوار ما نیست برای حب و قرب خدا با نبی خود رقابت کنیم؛ ناصر محمد یمانی تو به خدا شرک آورده‌ای؛ ای کسی که از مسلمانان و نصاری و یهودیان دعوت می‌کنی برای حب و قرب خداوند با انبیا خود و رسولان پروردگارشان رقابت کنند؛ آنها شفیعان ما دریوم الدین هستند؛ چرا که از بندگان مکرم و مقرب درگاه خدایند". مهدی منتظر در پاسخ‌تان می‌گوید: شما همگی به خداوند و پروردگار عالمیان شرک آورده‌اید ودر پیشگاه خداوند در روزی که نه مال به کار انسان می‌آید و نه فرزندان و تنها کسی که با قلبی سلیم و پاک از شرک به خداوند و پروردگار عالمیان سود خواهد برد؛ خواهید دانست آیا اینها- انبیا و رسولان- به کار شما خواهند آمد یا نه؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
{روزى که مال و فرزندان سودى ندارند، (۸۸) مگر کسى که با قلب سلیم-عاری از شرک-، به سوى خدا آید.» (۸۹)
روزی که هیچ کس نمی‌تواند برای دیگری کاری بکند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ‌ يَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الانفطار].
وزى که هیچ کس براى دیگرى هیچ اختیارى ندارد و در آن روز، فرمان، فرمان خداست.}
روزی که هیچ نبی و رسولی جرأت نمی‌کند در پیشگاه پروردگارش شفاعت مشرکانی را بکند که امیدوار شفاعت آنان در برابر خدا هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{فَمَن يُجَادِلُ اللَّـهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿١٠٩﴾} صدق الله العظيم [النساء].
{امّا کیست که در روز قیامت در برابر خداوند از آنان جانبدارى کند؟ یا چه کسى کارسازو وکیل آنان خواهد شد؟}
و فرموده خداوند تعالی:

{وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51].
{و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}
و فرموده خداوند تعالی:
{يَا أيّها الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:254].

{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی ، و نه شفاعت؛ و کافران ( به این سخن )، خود ستمگرند}
و فرموده خداوند تعالی:
{وَاتقوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شيئاً وَلا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنصَرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:48].

{و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.}
و فرموده خداوند تعالی:
{يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسل رَبِّنَا بِالحقّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُردّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:53].

{کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها وجود خود را از دست داده‌اند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
و فرموده خداوند تعالی:

{وَذَرِ الَّذِينَ اتخذوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كلّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:70].
{و کسانى که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا مغرورشان کرده است، آنان را رها کن. و به وسیله‌ى قرآن پندشان ده، تا مبادا به کیفر آنچه کسب کرده‌اند، به هلاکت افتند، در حالى که جز خدا هیچ یاور و شفیعى ندارند. و اگرهر گونه عوضى بپردازد، از او پذیرفته نمى‌شود.}
و فرموده خداوند تعالی
:

{وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ} صدق الله العظيم [يونس:18].
{و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان ضرر مى‌رساند و نه سودشان مى‌دهد. و مى‌گویند: «اینها، شفیعان ما نزد خدایند. }
شاید یکی از علمای بزرگ مسلمین بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" همانا که مقصود خداوند بت پرستان است که به جای خدا؛ بت‌ها را می‌خوانند". مهدی منتظر در پاسخ‌تان می‌گوید: والله بین کسی که بتی را می‌خواند با کسی که امیدوار است یکی از بندگانی که رسول خدا یا یکی از صالحان است در پیشگاه خداوند شفاعت او را بکند فرقی نیست
؛ سبحان الله العلي العظيم از آن چه که با خدا شریک می‌گیرید؛ خداوند بالاتر از این علوّو سرکشی بزرگ است! این ناقض صفات خداوند سبحان و تعالی است که بنده‌ای در پیشگاه خداوند و رب المعبودی که ارحم الراحمین و از همه بندگانش رحیم‌تر است شفاعت بندگان را بکند؛ هیچ بنده‌ای را سزاوار نیست جرأت کند در پیشگاه خداوند و پروردگار ارح الراحمین شفاعتی بکند؛ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ آیا آن بنده از خداوند ارحم الراحمین؛ رحیم‌تر است سبحانه و تعالی علوا کبیرا! هرکس امیدوار است بنده ای در پیشگاه خدا شفاعتش را بکند، نسبت به این فرموده خداوند کافر شده است:

{{هُوَ أَرْ‌حَمُ الرَّ‌احِمِينَ}} [يوسف:64]،
اگر ایمان دارید که خداوند بیش از بندگانش نسبت به شما رحیم است؛ همین رحمتی که خداوند بر خود فرض نموده حجت خداوند برشماست؛ چون از آنجایی که خداوند ارحم الراحمین است؛ سزاوار نیست بنده‌ای وجود داشنه باشد که بیش از خدا نسبت به شما رحم داشته باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرض قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ القيامة لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:12].
{بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است، براى کیست؟» بگو: «براى خداوند است که بر خود، رحمت را مقرّر کرده است.» او قطعاً شما را در روز قیامت که شکى در آن نیست جمع خواهد کرد. کسانى که به خود زیان زدند و زندگی‌شان را باختند؟، همانان ایمان نمى‌آورند.}
و خداوند تعالی می‌فرماید:

{فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل ربّكم ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يردّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:147].
{اگر تو را تکذیب کنند به آنها بگو: «پروردگار شما، رحمت گسترده‌ای دارد؛ اما مجازات او هم از مجرمان دفع شدنی نیست!}
بله؛ کسانی که ایمان نمی‌آورند خداوند ارحم الراحمین است؛ به خود زیان می‌رسانند؛ به دعای اصحاب اعراف بنگرید؛ آیا آنها در آن روز امید دارند بنده‌ای در پیشگاه خداوند برای آنان شفاعت کند؟ بلکه می‌گویند:

{وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَ‌افِ رِ‌جَالٌ يَعْرِ‌فُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ وَإِذَا صُرِ‌فَتْ أَبْصَارُ‌هُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ‌ قَالُوا رَ‌بَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
{ و در میان آن دو حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند. (۴۶) و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!» (۴۷)}
و سپس ازنزد خداوند ارحم الراحمین پاسخ می‌آید که به آنان می‌فرماید:
{ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
{داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید! (۴۹)}
اما اصحاب آتش به ملایکه خداوند رحمن التماس می‌کنند تا شفاعت‌شان را بکنند و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [غافر].
{ و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد}
ببینید ملایکه مقرب چه جوابی به اهالی آتش می‌دهند:
{قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَآتيكم رُسلكُمْ بِالبيّنات قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم [غافر:50].
{می گویند: «آیا پیامبران شما با دلایل روشن نزد شما نیامدند؟گویند:«آری» (نگهبآنان) گویند: «پس (خودتان) دعا کنید، و دعای کافران جز در گمراهی نیست}
یا می‌دانید بیان حق این فرموده خداوند تعالی چیست:
{قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم
گویند: «پس (خودتان) دعا کنید، و دعای کافران جز در گمراهی نیست}؟
یعنی به درگاه خداوند یگانه و بی‌شریک دعا کنید و دعای مشرکان و درخواست آنان از بندگان مقرب چیزی جز گمراهی نیست. چون آنها از ملایکه مقرب خداوند الرحمن می‌خواهند از پروردگارشان بخواهند که به آنها رحم کرده و ولو برای یک روزعذاب جهنم را کم کند؛ ولی دعا نمی‌کنند که: پروردگارا ما به خود ظلم کردیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی در آتش جهنم جاودانه عذاب خواهیم شد.
و سؤال این است: چرا اینها به درگاه پروردگاری که از ملایکه مقرب رحیم‌تر است دعا نمی‌کنند؟ و جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می‌کنید:
{إِنَّ الْمُجْرِ‌مِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿٧٤﴾ لَا يُفَتَّرُ‌ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٥﴾ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـٰكِن كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
{مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه می‌مانند. (۷۴) عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، و در آنجا ناامید ومأیوسند. (۷۵) ما به آنها ستم نکردیم، آنان خود ستمکار بودند! (۷۶)}
آیا می‌دانید بیان حق این فرموده خداوند تعالی چیست:

{وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ} صدق الله العظيم
{و در آنجا ناامید ومأیوسند
یعنی از رحمت خداوند مأیوس و ناامیدند و برای هیمن یأس از رحمت خداوند ارحم الراحمین جاودانه در آتش می‌مانند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيات اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أليم} صدق الله العظيم [العنكبوت:23].
{ و کسانى که به آیات خداوند و دیدار او [در قیامت] کفر ورزیدند، آنان از رحمت من نومیدند. و آنانند که برایشان عذابى دردناک خواهد بود.}
ای بندگان خدا! من امام مهدی ناصر محمد یمانی بنده نعیم اعظم و خبیر به الرحمن هستم که در آیات محکم قرآن آمده است وشما را موعظه کرده و سخن بلیغی را به شما می‌گویم؛ پیش خودتان ببینید اگر فرزندانی داشته باشید که هزار سال در برابرتان عصیان کرده و سپس بمیرند و پدرشان به خاطر اطاعت نکردن فرزندان نسبت به آنان خشمگین باشد و خداوند آنها را وارد آتش کند و پدراز این موضوع باخبر شده و فریاد زدن آنها را داخل آتش جهنم ببیند؛ حال تصور کنید هرچقدر هم در برابر والدین‌شان عصیان کرده باشند؛ در قلب آنها نسبت به فرزندان چه می‌گذرد چقدر متحسر هستند. آنها حتما به خاطر فریاد فرزندان در آتش متحسرند و حتما حسرت قلبی والدین بسیار بزرگ خواهد بود و هرکس فرزندی داشته باشد می‌داند چقدر عذاب شدن فرزند در آتش برای والدین گران و سنگین است. حال امام مهدی به شما می‌گوید وقتی شما این قدر به حال فرزندان‌تان که در آتش عذاب می‌شوند حسرت می‌خورید؛ پس درمورد حسرت خداوندی که بیش از شما نسبت به فرزندان‌تان رحیم است چه گمانی دارید؟ من خداوند را متحسر می‌یابم؛ او برای تمام بندگانی که رسولان پروردگارشان را تکذیب کردند وبا ظلم کردن در حق خود زمینه هلاکت خود را فراهم کرده‌اند- بدون این که خداوند به انها ظلم کرده باشد- متحسر است با این وجود خداوند ارحم الراحمین برای بندگانی که به خود ظلم کردند متحسر است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
{حسرت بر آنان که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰) آیا ندیدند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [نابود کردیم، که آنان هرگز نزد اینان برنمى‌گردند؟ (۳۱) و همه‌ی آنان در قیامت نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
ای انصار مهدی منتظر عبد نعیم اعظم ناصر محمد یمانی؛ قومی باشید که خداوند در آیات محکم کتابش وعده آنها را داده و فرموده است:

{يَا أيّها الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم [المائدة:54].
{ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد، خداوند در آینده قومى را مى‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها او را دوست دارند.}
و بدانید اگراز تمامی مسلمانان سؤال کنم آیا خداوند را بیش از هرچیزی در این دنیا و آخرت دوست دارید؛ جواب همه آنها بله خواهد بود. پس به آنها می‌گویم: مهدی منتظر ناصر محمد یمانی با برهانی آشکار از آیات محکم قرآن عظیم به شما فتوا داد که خداوند به دلیل ظلمی که بندگان با تکذیب رسولان الهی به خود می‌کنند؛ خرسند و سعید نیست؛ رسولانی که مردم را به سوی خدا دعوت می‌کردند تا مورد مغفرت او قرار گیرند ولی مردم از رسولان رحمت او رو می‌گردانند:

{وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْ‌نَا بِمَا أُرْ‌سِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِ‌يبٍ ﴿٩﴾ قَالَتْ رُ‌سلهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ‌ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9-10].
{ مى‌گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کفر مى‌ورزیم و ما از آنچه شما ما را به آن دعوت مى‌کنید، در شک و تردید هستیم.» (۹) پیامبرانشان گفتند: «آیا درباره خدا، آفریدگار آسمان‌ها و زمین، جای شکى هست؟ او که شما را دعوت مى‌کند تا از گناهانتان بگذرد،}
و آن گاه خداوند آنان را به خاطر روگردانی از رحمت الهی و عفو و غفران او نسبت به بندگان؛ هلاک می‌کند و با وجود این می‌فرماید:

{يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس]
{حسرت بر آنان که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰) آیا ندیدند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [نابود کردیم، که آنان هرگز نزد اینان برنمى‌گردند؟ (۳۱) و همه‌ی آنان در قیامت نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
و مادامی که عبد نعیم اعظم امام مهدی خبیر به الرحمن به حق چنین فتوایی به شما داده است؛ هرکس که نسبت به این فتوای حق کافر شود؛ نسبت به {{هُوَ أَرْ‌حَمُ الرَّ‌احِمِينَ}} خداوند کافر شده است؛ و اما کسانی که به حق شهادت می‌دهند که خداوند حقا ارحم الراحمین است و سپس می‌گویند از آنجا که خداوند ارحم الراحمین است؛ حتما باید برای بندگانی که به خود ظلم کرده‌اند- در همه امت‌ها- متحسر باشد و سپس فتوای مهدی منتظر در مورد این حقیقت بسیار بزرگ در آیات محکم کتاب خدا را تصدیق کرده و در می‌یابند پروردگار سبحان و تعالی حقا به خاطر بندگانی که به خود ظلم کرده‌اند متحسر است و می‌فرماید:

{يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
{حسرت بر آنان که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰) آیا ندیدند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [نابود کردیم، که آنان هرگز نزد اینان برنمى‌گردند؟ (۳۱) و همه‌ی آنان در قیامت نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
و سپس می‌گویند: "حال که چنین است واحسرتا بر نعیم اعظم ما که از نعیم جنت بزرگٔتر است" و سپس می‌گویند:" ای خداوند عالمیان؛ پس ما را برای چه آفریده‌ای؟ اگر از ما راضی باشی؛ این فقط جزئی از نعیم رضوان تو بر بندگانت است. تو در نفست راضی نمی‌شوی مگر این که بندگانت همگی مشمول رحمتت شوند؛ ای خداوندی که رحمتت همه چیز را در برمی‌گیرد. بعد از آن که امام مهدی این حقیقت بسیار بزرگ و خبر عظیم را به ما داد که محبوب‌ترین چیز نزد ما یعنی خداوند و پروردگارمان در نفس خود سعید نیست و به خاطر بندگانی که در حق خود ظلم کرده‌اند متحسر است چرا که ارحم الراحمین است؛ کسی که بیش از همه انبیاء و رسولان و مهدی منتظر و ملایکه مقرب و همه خلقش؛ رحیم‌تر و مهربان‌تر است. حال چگونه ممکن است ما با حور العین و جنت نعیم شاد و خوشبخت باشیم در حالی که حبیب ما خداوند و پروردگار عالمیان در نفس خود به دلیل ظلم بندگان درحق خود راضی و سعید نیست؟ اف بر بهشت نعیم و حورالعین....ما به دنبال تحقق نعیمی هستیم که بسیار بزرگ‌تر از حور العین وبهشت نعیم خداست؛ ما به دنبال این هستیم که خداوند در نفس خود راضی باشد و برای بندگانش نه متحسر باشد و نه نسبت به آنان خشمگین؛ ای خداوند عالمیان اگر این نعیمی که از نعیم بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است محقق نمی‌شود؛ چرا ما را آفریده‌ای؟ ما درمورد بندگانت با تو محاجه نمی‌کنیم؛ رحم ما نسبت به بندگان بیش از تو نیست پاک و منزهی تو خدایا و بسی برتر و والاتر ازچنین نسبت‌هایی! سزاوار هیچ بنده‌ای نیست که بیش از تونسبت به بندگان رحیم‌ باشد؛ پاک و منزهی تو خدایا و بسی برتر و والاتر ازچنین نسبت‌هایی! چرا که تو خداوند ارحم الراحمین هستی و در میان بندگانت کسی نیست که بیش از تو نسبت به بندگانت رحم داشته باشد؛ پاک و منزهی تو خدایا و بسی برتر و والاتر ازچنین نسبت‌هایی! ای کسی که رحمت را برخود فرض نموده و تو فرموده‌ای و سخن تو حق مبین است که:
{وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الأرض كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم [يونس:99].
{و اگر پروردگارت مى‌خواست، همه‌ى مردم روى زمین یکجا ایمان مى‌آوردند}
خداوندا؛ جاهلان گمان می‌کنند حکمت تواقتضا می‌کند که عده‌ای را هدایت کرده و به بهشت بفرستی و عده‌ای را گمراه کرده و به جهنم بسپاری؛ چون نمی‌فهمند که تو را ظالم خوانده و نسبت به این فرموده حقت کافر شده‌اند که در آیات محکم کتابت آمده است:
{إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النّاس شيئاً وَلَكِنَّ النّاس أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُون} صدق الله العظيم [يونس:44].
{قطعاً خداوند هیچ ظلمى به مردم نمى‌کند، امّا این خود مردمند که به خویشتن ستم مى‌کنند.}
چون نمی‌دانند بیان حق این فرموده خداوند تعالی چیست:
{وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الأرض كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم.
{و اگر پروردگارت مى‌خواست، همه‌ى مردم روى زمین یکجا ایمان مى‌آوردند}
این آیه یعنی اگر خداوند بخواهد می‌تواند همه اهالی زمین را هدایت کند و پاک و منزه است خدایا و بسی برتر و والاتر ازچنین نسبت‌هایی! همانا که خداوند بر هر کاری قادر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:35].
{امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس از جاهلان مباش!}
ممکن است یکی ازعلمای بزرگ امت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" اگر چنین است؛ پس چرا خداوند همه آنها را هدایت نمی‌کند؟" وصاحب علم کتاب جواب را از فرموده خداوند تعالی پیدا کرده و برایت می‌آورد. خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:13].
{و کسی را که به سوی اوانابه کند هدایت می‌نماید.}
پس هرکس به درگاه خدا انابه کند؛ خداوند قلبش را به راه راست هدایت می‌کند و این حجت خداوند دربرابر کسانی است که قلب‌شان به راه راست هدایت نشده است؛ چون در آیات محکم کتابش چگونگی هدایت شدن را به آنها آموخته است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:13].
{و کسی را که به سوی اوانابه کند هدایت می‌نماید.}
خداوند به تمام بندگانی که از پروردگارشان می‌خواهند قلب‌شان را هدایت کند؛ چنین فتوایی را داده است:
{قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَ‌ى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّ‌ةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْ‌تَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
{بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان انابه کنید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
و برای همین مهدی منتظر خداوند سبحان را از ظلم کردن در حق احدی از بندگانش مبرا می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَوَجَدُوا مَاعَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49].
{همه اعمال خود را حاضر می‌بینند؛ و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند.}
پس ای بندگان خدا به درگاه پروردگارتان انابه کنید تا قلب‌تان را هدایت کند؛ همانا که خداوند قلب‌ انابه کننده( قلب منیب) را هدایت می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ‌ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّ‌حْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [ق].
{بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد! (۳۱) این چیزی است که به شما وعده داده می‌شود، و برای کسانی است که بسوی خدا بازمی‌گردند و پیمانها و احکام او را حفظ می‌کنند، (۳۲) آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود! (۳۳) با سلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگی است! (۳۴) هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست، و نزد ما افزون است - نعیمی افزون بر بهشت نعیم یعنی نعیم رضوان خداوند- (۳۵)}
آیا می‌دانید به چه کسی اوّاب گفته می‌شود؟ او بنده‌ای است که به پروردگارش رو آورده و به درگاه او انابه می‌کند تا گناهانش آمرزیده شده و قلبش هدایت گشته و از کفر و فسق و عصیان بیزار شود. خداوند تعالی می‌فرماید:

{ربّكم أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:25]
{ پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه‌تراست. اگر صالح باشید، قطعاً او آمرزنده‌ی توبه‌كنندگان است.}
دلیل این است که خداوند مردم را تغییر نمی‌دهد مگر خودشان در نفس‌شان تغییر ایجاد کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ} صدق الله العظيم [الرعد:11]
{ همانا خداوند قومى را تغییر نمى‌دهد تا آن که آنان خود را تغییر دهند}
و اگر از حق دور شده و به بیراهه روند و به عقل و منطق توجه نکرده و کورکورانه و بدون این که علمی از جانب خدا داشته باشند از چیزی پیروی کنند؛ آن گاه که از حق دور شوند؛ خداوند هم آنان را از حق منحرف کرده و بر گمراهی آنان می‌افزاید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَ‌سُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ ۖ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّـهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿٥﴾وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْ‌يَمَ يَا بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ إِنِّي رَ‌سُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التّوراة وَمُبَشِّرً‌ا بِرَ‌سُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحمد ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٦﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَ‌ىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الصف].
{آن‌گاه که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! چرا آزارم مى‌دهید؟ با این که مى‌دانید من فرستاده‌ی خدا به سوى شما هستم.» پس چون [از حقّ] منحرف شدند، خداوند دل‌هاى آنان را منحرف ساخت و خداوند مردم نافرمانِ بدکار را هدایت نمى‌کند. (۵) وآن‌گاه که عیسى پسر مریم به بنى‌اسرائیل گفت: «من فرستاده‌ی خدا به سوى شما هستم و تورات را که پیش از من بوده است، تصدیق مى‌کنم و مژده‌دهنده به پیامبرى هستم که پس از من خواهد آمد و نامش احمد است.» پس چون دلایل روشنى براى آنان آورد، گفتند: «این جادویى آشکار است.» (۶) و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ می‌بندد، در حالى که به اسلام دعوت مى‌شود و خداوند مردم ستمکار را هدایت نمى‌کند. (۷)}
چرا که خداوند با دادن عقل و گوش و چشم به انسان کمک کرده و برای آنان رسولانی فرستاده تا یا به راه حق هدایت شوند و یا در مسیر گمراهی بروند؛ خداوند انسان را مخیر کرده است و سپس او را به مسیری می‌برد که خود انسان انتخاب می‌کند؛ خداوند انسان را بر سر دو راه قرار داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ ﴿٨﴾ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿٩﴾ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [البلد].
{ آیا براى او دو چشم قرار ندادیم؟ (۸) و یک زبان و دو لب؟ (۹) و دو راه [خیر و شرّ] را به او نمایاندیم. (۱۰)}
اگر انسان ازعقلی که خداوند برای کمک به او داده استفاده کند؛ این عقل مشاور امین او خواهد بود و نه به پروردگارش خیانت می کند و نه به صاحبش. اگرانسان بگوید: ای عقل من؛ فکر می‌کنی چه کسی مستحق این است که عبادتش کنم؟ عقل می‌گوید: خداوند یگانه و بی‌شریکی که تو و آسمان‌ها و زمین را آفریده است شایسته عبادت است؛ آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی هست؟ ولی اگر از عقلش استفاده نکند و گمان کند پیشینیان از او داناترهستند و حکم‌شان استوارتر و بهتر و بدون این که اصلا از عقلش استفاده کند؛ از آنان پیروی می‌کند وهمیشه بدون هیچ تعقلی از آنان کورکورانه پیروی می‌کند. ببینید رسول الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام چگونه فکر کرد و خواست مردمش عقل‌شان را به کار گیرند شاید بتوانند نسبت به حق بصیرت پیدا کنند و ببینند که در گمراهی آشکار هستند. لذا تمام بت‌های آنها را شکست به جز یک بت و تبر را گردن ان بت گذاشت تا وقتی به او می‌گویند:
{قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَ‌اهِيمُ ﴿٦٢﴾ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُ‌هُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]،
{ گفتند: «اى ابراهیم! آیا تو با خدایان ما این چنین کرده‌اى؟» (۶۲) [ابراهیم] گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از خودشان بپرسید، اگر سخن مى‌گویند!» (۶۳)}
مردم بدون این که چیزی بگویند، پیش خودشان فکرکردند و تک تک شان سرشان را پایین انداخته و فکر می‌کردند و عقل‌شان به حق فتوا داد:
{فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{ پس به نفس خود بازگشتند، و گفتند: «شما خودتان ستمکارید}
همانا که این امر در نفس‌شان رخ داد و عقل‌شان پیش خودشان جواب داد:
{فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{ پس به نفس خود بازگشتند، و گفتند: «شما خودتان ستمکارید}
بعد از تفکر؛ سرشان را بالا آورده و گفتند:
{لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]،
{تو خود مى‌دانى که اینها سخن نمی‌گویند. }
آن گاه ابراهیم برای آنان دلیل عقلانی و منطقی آورد و گفت:
{قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّ‌كُمْ ﴿٦٦﴾ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{گفت: «پس آیا شما به جاى خداوند، چیزى را مى‌پرستید که هیچ سودى براى شما ندارد؟ و هیچ زیانى به شما نمى‌رساند؟! (۶۶) اف بر شما و بر هر چه جز خدا می‌پرستید. آیا نمى‌اندیشید؟!» (۶۷)}
ولی به دلیل این سخن ابراهیم؛ غرور و تعصب آن مردم را به گناه کشاند:
{أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{اف بر شما و بر هر چه جز خدا می‌پرستید. آیا نمى‌اندیشید؟!» }

با این که نزدیک بود به کار گرفتن عقل باعث هدایت‌شان شود ولی این سخن خلیل الله ابراهیم آنان را عصبانی کرد:
{أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم
{اف بر شما و بر هر چه جز خدا می‌پرستید. آیا نمى‌اندیشید؟!»}
و به همین دلیل گفتند:
{قَالُوا حَرِّ‌قُوهُ وَانصُرُ‌وا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿٦٨﴾ قُلْنَا يَا نَارُ‌ كُونِي بَرْ‌دًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَ‌اهِيمَ ﴿٦٩﴾ وَأَرَ‌ادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِ‌ينَ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{ گفتند: «اگر مى‌خواهید کارى کنید! او را بسوزانید و خدایانتان را یارى کنید.» (۶۸) گفتیم: اى آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش! (۶۹) و آنان نیرنگی سخت براى او اراده کردند، ولى ما آنها را از زیانکارترینِ [مردم] قرار دادیم. (۷۰)}
خلیل الله ابراهیم می‌خواست با حکمت استفاده از عقل و تفکر آنان را در مسیر هدایت قرار دهد و اگر در ان لحظه به این کار ادامه داده و تلاش می‌کرد با حکمت و موعظه حسنه آنان را قانع کند؛ با استفاده از عقل‌شان که آن را بین خود و ابراهیم به حق به حکمیت گرفته بودند؛ هدایت‌شان می‌کرد:
{فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{ پس به نفس خود بازگشتند، و گفتند: «شما خودتان ستمکارید}
یعنی شما ظالم هستید نه ابراهیم؛ چطور بت‌هایی را می‌پرستید که نه می توانند حرف بزنند و نه نفع و ضرری برسانند و از خودشان هم نمی‌توانند دفاع کنند چه برسد به دفع حوادث سوء از شما.
شاید یکی از جاهلانی که درمورد انبیاء به ناحق مبالغه می‌کنند، بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" ناصر محمد یمانی تو خلیل الله ابراهیم را هم تخطئه می‌کنی؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: ای قوم؛ به هیچ وجه چنین نمی‌کنم. این حاصل جستجوی مهدی منتظر در کتاب است که چرا رسولان نتوانستند از مردم امتی احد تشکیل دهند که در راه راست باشند؟ بلکه گروهی هدایت شدند و گروهی از حق روگرداندند. اما امام مهدی ملکف است به اذن خداوند از تمام مردم امتی واحد تشکیل دهد که در راه راست و صراط مستقیمند؛ پس در کتاب جستجو کردم تا دلایل شکست رسولان در نجات تمام مردم را بیایم. دلایل متعددی در آیات محکم کتاب یافتم که به شرح ذیل است:
حسرت خوردن رسولان برای مردم و فراموش کردن تحسر خداوند سبحان و تعالی نسبت به بندگان؛ خداوندی که بیش از آنان نسبت به بندگان رحیم است؛ رسول الله نوح علیه الصلاة و السلام اشتباه کرد و با فرمان خداوند مخالفت نمود:
{وَلا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إنَّهُم مُغْرَقُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:27]،
{و درباره ستمگران با من سخن مگو، که قطعاً آنان غرق خواهند شد.}
تا این که کسی همراه قومش غرق شد که نبی الله نوح گمان می‌کرد پسرش است و از شدت تحسرقلبی برای پسرش نتوانست صبرکند و خطاب به پروردگارش فرمود:
فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ} صدق الله العظيم [هود:45].
{پس نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده‌ى تو حقّ است و تو بهترینِ داورانى.»}
ولی پاسخی از سوی خداوند آمد که در آن به نوح صفت جهالت داده شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [هود].
{فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [حاصل عملی ناشایست است]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»}
چون در آن لحظه‌ای که نبی‌اش خداوند را مورد خطاب قرار داد؛ تلاش می‌کرد برای فرزندش شفاعت کند و به درگاه خدا شکایت کرد که این پسر اوست و او پدرش و این که تو می‌دانی رحمت پدر نسبت به پسر چگونه است و با وعده‌ خداوند درمورد رحمتش به نوح با پروردگارش محاجه می‌کرد؛ او در آن لحظه حسرت کسی که بیش از او نسبت به آن پسر رحمت داشت یعنی خداوند ارحم الراحمین را فراموش کرده بود. برای همین پاسخ سختی از سوی خداوند به نوح داده شد و او را موعظه کرد که از جاهلان نباشد؛ یعنی از کسانی نباشد که نسبت به پروردگارشان حهالت دارند؛ همان طور که محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- را موعظه کرد؛ زمانی که رسول الله به خاطر مردم آن قدر متحسر بود که نزدیک بود از شدت تحسر برای آنان جان بدهد و از پروردگارش تمنا می‌کرد با نشانه و آیتی او را یاری کند تا مردم باور کرده و پیرو او شوند؛ خداوند تعالی به نبی خود فرمود:
{وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:35].
{امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس از جاهلان مباش!}
و درمورد نوح علیه الصلاة و السلام؛ اوبخشی از خطای خود را دریافت و فهمید با فرمان پروردگارش مخالفت کرده؛ چون خداوند قبل از این که مردم را غرق کند به او فرمان داده بود در مورد ظالمان با او سخن نگوید و آنها غرق خواهند شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ۚ إِنَّهُم مُّغْرَ‌قُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [هود].
{و درباره ستمگران با من سخن مگو، که قطعاً آنان غرق خواهند شد.}

ولی رسول الله نوح -عليه الصلاة والسلام- از شدت تحسر برای پسرش فرمان پروردگارش را فراموش کرد و سپس مانند خلیفه خدا آدم که پیش از او استغفار و توبه انابه کرده بود؛ او هم توبه کرد و رسول الله نوح عليه الصلاة والسلام گفت:
{قَالَ رَ‌بِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ‌ لِي وَتَرْ‌حَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [هود].
{عرض کرد: پروردگارا! من به تو پناه مي‌برم که از تو چيزي بخواهم که از آن آگاهي ندارم! و اگر مرا نبخشي، و بر من رحم نکني، از زيانکاران خواهم بود}
ومهدی منتظر از این خطا درس می‌گیرد؛ چون به اذن خداوند در آیات محکم کتاب به دنبال دلایل شکست انبیاء در تشکیل امتی واحد از مردم که در راه راست باشند، می‌گردد. من به این رسیدم که به دلیل عقاید کفار نمی‌توان با فرستادن معجزه آنان را هدایت کرد.
انبیاء اعتقاد داشتند اگر خداوند با فرستادن معجزه و نشانه‌های تصدیق، آنان را یاری کند؛ مردم‌ باورشان کرده و از آنها پیروی می‌کنند. برای همین خداوند به جدم محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فرمود:
{وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُ‌سل مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُ‌وا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُ‌نَا ۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّـهِ ۚ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمرسلِينَ ﴿٣٤﴾ وَإِن كَانَ كَبُرَ‌ عَلَيْكَ إِعْرَ‌اضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْ‌ضِ أَوْ سلمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٣٥﴾إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ ۘ وَالْمَوْتَىٰ يَبْعَثُهُمُ اللَّـهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْ‌جَعُونَ ﴿٣٦﴾ وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّ‌بِّهِ ۚ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ قَادِرٌ‌ عَلَىٰ أَن يُنَزِّلَ آيَةً وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
{ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند. (۳۳) پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. و هیچ چیز نمی‌تواند سنن خدا را تغییر دهد؛ و اخبار پیامبران به تو رسیده است. (۳۴) و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری تا آیه (و نشانه دیگری) برای آنها بیاوری! امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس هرگز از جاهلان مباش! (۳۵)تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند؛ امّا مردگان خدا آنها را برمی‌انگیزد؛ سپس به سوی او، بازمی‌گردند. (۳۶) و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‌ای) از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است که نشانه‌ای نازل کند؛ ولی بیشتر آنها نمی‌دانند!» (۳۷)}
ولی خداوند می‌داند اگر که مانند انبیا پیش از او، با نشانه‌های تصدیق جدم را یاری کند؛ مردم نسبت به آن نشانه‌ها کافر شده و خواهند گفت:" این سحری آشکار است" و آن گاه محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- همانند انبیای قبلی برعلیه مردم دعا می‌کرد و خداوند هم مردم را هلاک می‌گرداند در حالی که یک دهم قرآن عظیم به آنها نرسیده بود. ولی این از روی رحمت خداوند بود که ایشان را با معجزه برای تصدیق مؤید نساخت چون خداوند می‌دانست آن را تکذیب خواهند کرد و حتی اگر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم همه آنها را به اذن خدا به معراج می‌برد و یکی از درهای هفت‌گانه آسمان به روی آنان باز می‌شد تا از آسمانها بگذرند و به جنة المأوی برسند؛ چه خواهند گفت. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُ‌جُونَ ﴿١٤﴾ لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَ‌تْ أَبْصَارُ‌نَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُ‌ونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [الحجر].
{و اگر از آسمان درى بر روى آنان مى‌گشودیم تا از آن بالا روند، (۱۴) قطعاً مى‌گفتند: «در حقیقت ما چشم‌بندى شده‌ایم، بلکه ما قومى هستیم که سحر شده‌ایم.» (۱۵)}
لذا ای انصاراز خدا نخواهید با نشانه و معجزه یاری‌تان کند؛ چون تا زمانی که آنها در پی دیدن معجزه‌اند و گمان می‌کنند اگر خداوند دعوت کننده را با معجزه یاری دهد؛ او را تصدیق کرده و از او پیروی می‌کنند؛ خداوند آنها را با معجزه هدایت نخواهد کرد. این عقیده‌ای غلط است چون خداوند بین انسان و قلب او حایل می‌شود و از کجا می دانند آنها یقین آورده و از آن پیروی خواهند کرد؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَأَقْسَمُوا بِاللَّـهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّـهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُ‌كُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠٩﴾ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَ‌هُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ وَنَذَرُ‌هُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١٠﴾وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْ‌نَا عَلَيْهِمْ كلّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّـهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ يَجْهَلُونَ ﴿١١١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
{ با سخت‌ترینِ سوگندهایشان به خدا قسم یاد کردند که اگر معجزه و نشانه‌اى برایشان بیاید، قطعاً به آن ایمان خواهند آورد. بگو: «معجزات، تنها نزد خداست. و چه مى‌دانید که اگر معجزه‌اى هم بیاید، آنان ایمان نخواهند آورد.» (۱۰۹) همان‌گونه که در آغاز ایمان نیاوردند، این بار نیز دلها و چشم‌هایشان را دگرگون و واژگون مى‌کنیم و آنان را درطغیانشان رها مى‌سازیم، تا سرگردان بمانند. (۱۱۰)و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل مى‌کردیم و مردگان با آنان سخن مى‌گفتند و همه چیز را دسته دسته در برابرشان گرد مى‌آوردیم، باز هم ایمان نمى‌آوردند. مگر آن که خداوند بخواهد ولى بیشترشان نادانى مى‌کنند. (۱۱۱)}
ای انصار گرامی؛ ای بازدید کنندگان و حق‌جویان؛ عذر مهدی منتظر را به خاطر طولانی بودن بیانات حق بپذیرید؛ چون این خبر بزرگی است و برما واجب است کتاب را به تفصیل بیان کنیم و سزاوار مهدی منتظرحق پروردگارتان نیست که از خودش تفصیلی بیاورد؛ بلکه خداوند کتابی مفصل برای‌تان نازل فرموده و ما تفاصیل آن را از خود این کتاب و قول ثقیل برای‌تان می‌آوریم، باشد که اندیشه کنید. پس از خردمندان باشید؛ از کسانی که در آیات کتاب تدبر می‌کنند و سخنان کسانی را که آن چه که نمی‌دانند به خدا نسبت می‌دهند و افترا زده و می‌گویند تأویل قرآن را کسی جز خدا نمی‌داند؛ قبول نمی‌کنند
این افترا به خداوند است؛ خداوند سبحان چنین چیزی را نفرموده است؛ و وای برآنان که ندانسته به خدا نسبت می‌دهند
!

شاید یکی از علمای بزرگ اهل سنت یا شیعه بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبرکن صبرکن ای دروغ‌گوی گستاخ. تو مهدی منتظر محمد بن عسگری نیستی؛ مهدی منتظر محمدبن عبدالله نیستی؛ چطور کلام خداوند را انکار می‌کنی که می‌فرماید:
{وَمَا يَعْلَمُ تأويله إِلَّا اللَّهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]؟"
{ تفسیر این آیات را جز خداوند نمی‌داند}
مهدی منتظر حق پروردگارشان ناصر محمد یمانی در پاسخ آنان می‌گوید: این تنها در مورد آیات متشابه قرآن است و این آیات حدود ده درصد یا کمتر از آیات قرآنی را تشکیل می‌دهند. اما آیات محکم کتاب که خداوند آنها را به عنوان آیات ام الکتاب قرار داده است؛ همگی آیاتی روشن و واضح و مایه تذکر برای خردمندانند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ‌ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
{و کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد. بخشى از آن، آیات محکم است که اصل و اساس کتاب را تشکیل مى‌دهد و بخشى دیگر، آیات متشابه است. امّا کسانى که در دل‌هایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه می‌روند، در حالى که تفسیر این آیات را جز خداوند نمی‌داند. و راسخان در علم می‌گویند: «ما به آن ایمان آورده‌ایم، همه‌ى آیات از طرف پروردگار ماست،.» و جز خردمندان پند نگیرند. (۷)}
و امام مهدی تنها با آیات محکمی که عالم و جاهل شما آنها را می‌فهمند با شما محاجه می‌کند و به حق زبان شما را می‌بندد باشد که هدایت شوید و کسی که مهدی منتظر را تصدیق و از او پیروی کند ولی فقط فکر کند حق ندارد در راه حب و قرب خداوند با او رقابت کند و ببیند که سزاوار نیست بیش از مهدی منتظر نزد خدا مقرب و محبوب باشد؛ مهدی منتظری که خدا او را انتخاب کرده و خلیفه خود در زمین قرار داده و خبیر به خداوند الرحمن است و انسانی است که خداوند علم بیان کتاب را به او آموخته و امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم قرار داده است و سپس بگوید:" چطور بعد از این کرمی که خداوند به مهدی منتظر عنایت کرده و با این تکریم من در راه حب وقرب خدا با او راقبت کنم؟" و بعد بگوید: " او خلیفه خداوند است و برای حب و قرب خدا از من شایسته‌تر و اولی است" مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخش می‌گوید: مگر تو مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را عبادت می‌کنی؟ خداوند به خاطر کفرت تو را لعنت خواهد کرد و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در برابر خداوند به هیچ وجه به کار تو نخواهد آمد؛ بلکه حق این است که باور داشته باشی ناصر محمد یمانی مثل ما بنده‌ای از بندگان خداوند است و ما را به سوی عبادت خداوند یگانه و بی‌شریک دعوت می‌کند و می‌گوید: ای جماعت مسلمین! اگر خدا را دوست دارید از دعوت محمد رسول الله و تمام انبیا و رسولان الهی پیروی کرده و از بندگانی باشید که برای تقرب به خدا رقابت می‌کنند و مانند ایشان عمل کنید؛ خداوند در آیات محکم کتابش فتوا داده است آنها چه می‌کنند و فرموده که همگی برای حب و قرب بیشتر به خدا در رقابتند. خداوند تعالی می‌فرماید:

{رَّ‌بُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ ۖ إِن يَشَأْ يَرْ‌حَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ ۚ وَمَا أَرْ‌سَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿٥٤﴾ وَرَ‌بُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۗ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ ۖ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورً‌ا ﴿٥٥﴾ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ‌ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَ‌بِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَ‌بُ وَيَرْ‌جُونَ رَ‌حْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَ‌بِّكَ كَانَ مَحْذُورً‌ا ﴿٥٧﴾ وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
{پروردگار شما به شما داناتر است. اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد، یا اگر بخواهد شما را عذاب مى‌كند. و ما تو را بر آنان نگهبان و كارساز نفرستاده‌ایم (۵۴) و پروردگارت به هر كه در آسمان‌ها و زمین است، داناتر است. و البتّه ما بعضى از پیامبران را بر بعضی دیگر برترى بخشیدیم. و به داوود زبور دادیم. (۵۵) بگو: «كسانى را كه به جاى خدا [معبودان خود] پنداشتید، بخوانید. آنها نمى‌توانند آسیب و گزندى را از شما برطرف كنند، و [اختیار] هیچ تغییرى را نیز ندارند.» (۵۶) آنان را كه مى‌خوانند، آنان خود وسیله را براى تقرّب به پروردگارشان مى‌جویند، وسیله‌اى هر چه نزدیك‌تر، و به رحمت او امیدوارند و از عذابش بیمناك. همانا عذاب پروردگارت در خور پرهیز و وحشت است. (۵۷) و هیچ منطقه‌ی آبادى نیست، مگر آن كه پیش از روز قیامت، آن را هلاك مى‌كنیم یا به شدّت عذاب مى‌نماییم. این در كتاب الهى ثبت شده است. (۵۸)و هیچ چیز ما را از فرستادن آیات بازنداشت، جز این كه امّت‌هاى پیشین، آنها را تكذیب كردند. [و به این سبب نابود شدند.] ما به قوم ثمود ماده شترى دادیم كه [معجزه‌ای] روشنگر بود، امّا به آن ستم كردند. و ما معجزات را نمى‌فرستیم مگر براى بیم دادن. (۵۹)}

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
بنده‌ای از بندگان خداوند که در راه حب و قرب الهی به سوی رب المعبود رقابت می‌کند، عبد النّعيم الأعظم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 5114 من الموضوع: ردّ المهديّ المنتظَر على أسد السُّنّة: بحثت في الكتاب عن أسباب فشل الرسل في إنقاذ الأمّة جميعاً فوجدت في محكم الكتاب أسباباً عِدّةً ..

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
_____________


( ردّ المهديّ المنتظَر على أسد السُّنّة )
بحثت في الكتاب عن أسباب فشل الرسل في إنقاذ الأمّة جميعاً فوجدت في محكم الكتاب أسباباً عِدّةً ..


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسَلين وآله الطيّبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
اعلم يا أسد السُّنّة إنّما يريد الماحي للظلام أن يُقيم عليك الحجّة بالحقّ لأنّكم أصلاً لا تنتظرون نبيّاً جديداً اسمه أحمد فقد سبق بعثه وهو ذاته محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، والسؤال الذي يطرح نفسه هو: لماذا من الأنبياء من يجعل الله له اسمين اثنين في الكتاب؟ وذلك حتى تعلموا أنّ الله لم يجعل الحجّة في الاسم؛ بل في العلم. وقال الله تعالى: {الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

فما هو اسم الرسول الذي يجدونه في التّوراة والإنجيل؟ والجواب في محكم الكتاب: {وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الصف].

والسؤال الذي يطرح نفسه: فما اسم الرسول الذي أرسله الله من بعد المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم؟ والجواب في محكم الكتاب: {الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿١﴾ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ ﴿٣﴾} صدق الله العظيم [محمد].

والسؤال الذي كذلك يطرح نفسه هو: هل رسول الله محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - هو خاتم الأنبياء والمرسَلين؟ والجواب في محكم الكتاب: {مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَـٰكِن رَّسُولَ اللَّـهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].

ولربّما يودّ أحد السائلين أن يقاطعني فيقول: "وكيف نعلم أن للأنبياء من اسمين اثنين في الكتاب؟"، ومن ثم يردّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: أفلا تفتيني أيّها السائل من هو نبيّ الله إسرائيل ومن هم ذريته؟ ثم يردّ علينا السائل ويقول: "هذا شيءٌ معروفٌ باتّفاق كافة أهل الكتاب من اليهود والنّصارى والمسلمين أنّ نبيّ الله إسرائيل هو ذاته نبي الله يعقوب، وبني إسرائيل هم ذريّة أبنائه ويتكونون من اثني عشر قبيلة، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّـهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا ۖ وَقَالَ اللَّـهُ إِنِّي مَعَكُمْ ۖ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّـهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

ويتكوّن بنو إسرائيل من اثني عشر قبيلة أمماً، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ ۖ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِن رِّزْقِ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿٦٠﴾ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَن نَّصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ ۚ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وسبب وجود بني إسرائيل هو لأنّ نبيّ الله يعقوب وهو ذاته نبيّ الله إسرائيل وسبقت هجرته إلى مصر هو وأهل بيته جميعاً بدعوةٍ من عزيز مصر؛ رسول الله يوسف بن يعقوب الذي ضاع منه من قبل، وقال الله تعالى: {اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٣﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

فهاجر نبي الله يعقوب هو وأولاده إلى مصر ليقطنوا مع ابنه يوسف عزيز مصر. وقال الله تعالى: {فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٩٦﴾ قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ ﴿٩٧﴾ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٩٨﴾ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِن شَاءَ اللَّـهُ آمِنِينَ ﴿٩٩﴾ وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي ۚ إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿١٠٠﴾} صدق الله العظيم [يوسف]، ومن ثم عاش أولاد يعقوب وأنجبوا اثني عشر قبيلة في مصر وهم بنو إسرائيل، وأفتيناك أيّها المهديّ المنتظَر بالحقّ أن نبيّ الله إسرائيل في الكتاب هو ذاته نبي الله يعقوب".

ومن ثم يردّ عليكم المهدي وأقول: شكراً لك أيّها السائل، فهل تذكر سؤالك في أول هذا البيان بقولي: (ولربّما يودّ أحد السائلين أن يُقاطعني فيقول وكيف نعلم أنّ للأنبياء من اسمين اثنين في الكتاب؟)، ومن ثم أجبتَ على نفسك وأثبتَّ بالبرهان من مُحكم القرآن أنّ نبيّ الله إسرائيل هو ذاته نبيّ الله يعقوب، وعليه فإنّ نبيّ الله أحمد هو ذاته محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم.

والسؤال: فما هي الحكمة الحقّ أن جعل الله لهم من اسمين اثنين في الكتاب؟ ومن ثم يردّ عليكم المهديّ المنتظَر مُبيّناً الحكمة بالحقّ: وذلك لكي يعلم اليهود والنّصارى والأمّيّين المسلمين أنّ الله جعل الحجّة في العلم وليس في الاسم لعلكم تتّقون بأنّ بعث الله لكم من يعيدكم إلى منهاج النّبوّة الأولى فزاده الله عليكم بسطةً في العلم وأن تستمسكوا بحجّة العلم، فإن هيمن عليكم بعلمٍ وسلطانٍ من لدُن حكيم عليم فقد علمتم أنّ الله اصطفاه عليكم خليفةً وملكاً وقائداً وإماماً عليماً ليهديكم إلى الصراط المستقيم، وها هو قد حضر فبعثه الله إليكم في قدره المقدور في الكتاب المسطور يدعوكم وكافة أهل الكتاب والنّاس أجمعين إلى الدخول في الإسلام الذي جاء به رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام، ولذلك قال فرعون حين أدركه الغرق: {قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ} صدق الله العظيم [يونس:90].

وأدعوكم والنّاسَ أجمعين إلى دين الإسلام الذي جاء به رسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام. وقال الله تعالى: {فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّـهِ ۖ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّـهِ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٥٢﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وأدعوكم والنّاسَ جميعاً إلى دين الإسلام الذي جاء به خاتم الأنبياء والمرسَلين جدّي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّـهِ فَإِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

ذلكم دين الله الإسلام الذي بعث به جميع المرسَلين من أوّل الرسل المبعوثين بالكتاب نوح عليه الصلاة والسلام فبعثه الله ليدعو النّاس إلى دين الإسلام. وقال الله تعالى: {وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّـهِ فَعَلَى اللَّـهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ ﴿٧١﴾ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٧٢﴾ فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿٧٣﴾ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِهِ مِن قَبْلُ ۚ كَذَٰلِكَ نَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ ﴿٧٤﴾ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَىٰ وَهَارُونَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا إِنَّ هَـٰذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٦﴾ قَالَ مُوسَىٰ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ ۖ أَسِحْرٌ هَـٰذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [يونس].

وقال الله تعالى لرسوله إبراهيم: {إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ ۖ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٣١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

ولذلك كان يُسمّي أتباعه بالمسلمين فهو دينه ودين ذرّيته الأنبياء من ذريته إسماعيل وإسحاق ويعقوب، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَـٰهَكَ وَإِلَـٰهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَـٰهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿١٣٣﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وهو دين رسول الله موسى وهارون عليهما الصلاة والسلام. وقال الله تعالى: {وَقَالَ مُوسَىٰ يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّـهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ ﴿٨٤﴾} صدق الله العظيم [يونس].

وهو دين رسول الله داوود وسليمان عليهما الصلاة والسلام، ولذلك يدعو النّاس إلى دين الإسلام كما تبيّن لكم دعوته في رسالة نبيّ الله سليمان - عليه الصلاة والسلام - إلى ملكة سبأ: {إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿٣٠﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [النمل]. ولذلك حين أسلمت ملكة سبأ لله ربّ العالمين قالت: {قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ} صدق الله العظيم [النمل:44].

وأنا الإمام المهدي خاتم خلفاء الله أجمعين لم يجعلني الله مُبتدعاً؛ بل مُتّبعاً أدعو الأمّيّين والنّصارى واليهود والنّاس أجمعين إلى دين الإسلام الذي بعث الله به كافة الأنبياء والمرسَلين ولا اُفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين لله ربّ العالمين وحده لا شريك له، أدعوكم إلى عبادة الله وحده لا شريك له ومن أشرك بالله فقد حبط عمله وهو في الآخرة لمن الخاسرين، لذلك أدعو النّاس أجمعين إلى كلمةٍ سواءٍ أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له فلا يتّخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون الله ولا يدعو بعضنا بعضاً من دون الله، فلا تدعوا مع الله أحداً فتكونوا من المُعذَّبين فلن يغني عنكم المهديّ المنتظَر وكافة الأنبياء والمرسَلين لئن بالغتم في أمرنا بغير الحقّ، واعلموا أنّ جميع الأنبياء والمرسَلين والمهديّ المنتظَر لم يُفضِّلهم الله عليكم إلا بالتقوى لأنّهم اتّقوا الله فلم يعبدوا سواه ونتنافس جميعاً إلى الله أيّنا أحبّ وأقرب، فإن استجبتم لما يُحييكم فاتّبعتم دعوة كافة الأنبياء والمرسَلين والمهديّ المنتظَر إلى عبادة الله وحده لا شريك له وكنتم معنا ضمن عبيده المُتنافسين في حُبّ الله وقربه أيّهم أقرب فقد اهتديتم وأخلصتم عبادتكم لله ربّ العالمين واعترفتم أنّ جميع الأنبياء والمرسَلين عبادٌ لله أمثالكم، وإن أبيتم وقلتم هيهات هيهات يا ناصر محمد اليماني! وقال النّصارى: "فكيف تُريدنا أن ننافس رسول الله المسيح عيسى ابن مريم في حبّ الله وقربه وهو ابن الله شفيعنا يوم الدّين يوم يقوم النّاس لربّ العالمين!"، وإن قال المسلمون: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني إنّك كذاب أشِر ولست المهديّ المنتظَر، فكيف تُريدنا أن نُنافس سيد الأنبياء وخاتم المرسَلين محمد رسول الله في حبّ الله وقربه؟ بل هو شفيعنا يوم الدّين يوم يقوم النّاس لربّ العالمين، فلا ينبغي لنا نحن المسلمون أن ننافس نبينا في حُبّ الله وقربه! فقد أشركت بالله يا ناصر محمد اليماني يا من تدعو المسلمين والنّصارى واليهود أن ينافسوا أنبياءهم ورسل ربّهم في حبّ الله وقربه وهم الشفعاء يوم الدّين لأنّهم عباد الله المكرمون والمقربون". ثم يردّ عليكم المهديّ المنتظَر وأقول: إذاً قد أشركتم جميعاً بالله ربّ العالمين، وسوف تعلمون هل ينفعونكم بين يدي الله يوم لا ينفع مالٌ ولا بنون إلا من أتى الله بقلبٍ سليمٍ من الشرك بالله ربّ العالمين؟ تصديقاً لقول الله تعالى: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء]، يوم لا تملك نفس لنفس شيئاً تصديقاً لقول الله تعالى: {يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الانفطار]، يوم لا يتجرأ نبيٌّ ولا رسول أن يتقدم بين يدي الله طالباً من ربّه الشفاعة للمشركين الذين يرجون شفاعتهم بين يدي الله تصديقاً لقول الله تعالى: {فَمَن يُجَادِلُ اللَّـهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:109].

وقوله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

وقوله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وقوله تعالى: {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وقوله تعالى: {يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:53].

وقوله تعالى: {وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:70].

وقوله تعالى: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ} صدق الله العظيم [يونس:18].

ولربّما يودّ أن يُقاطعني أحد فطاحلة علماء الدّين المسلمين ويقول: "إنّما يقصد عبدة الأصنام الذين يدعونهم من دون الله". ثم يردّ عليكم المهديّ المنتظَر: فوالله لا فرق بين من يدعو صنماً أو يرجو الشفاعة بين يدي الله من أحد عباده المرسَلين أو الصالحين المكرّمين سبحان الله العلي العظيم عمّا تشركون وتعالى علواً كبيراً! فهذا مُناقضٌ لصفات الله سبحانه وتعالى علوّاً كبيراً أن يشفع عبد بين يدي الربّ المعبود الذي هو أرحم الراحمين من عبيده أجمعين، فلا ينبغي أن يتجرّأ عبدٌ للشفاعة بين يدي الله أرحم الراحمين، فكيف يكون ذلك؟ فهل هو أرحم من الله أرحم الراحمين سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً! فمن كان يرجو الشفاعة بين يدي الله من عبد فقد كفر ببيان الله: {{هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}} [يوسف:64]، ألا وإنّ حُجّة الله عليكم هي رحمته التي كتب على نفسه إن كنتم تؤمنون أنّ الله هو أرحم بكم من عباده، لأنّ الله أرحم الراحمين فلا ينبغي أن يكون هناك عبدٌ هو أرحم بكم من الله، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ قُل لِّلَّـهِ ۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

وقوله تعالى: {فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ﴿١٤٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

بلى وربّي لقد خسروا أنفسهم الذين لا يؤمنون أنّ الله هو أرحم الراحمين، فانظروا إلى دعوة أصحاب الأعراف هل تجدونهم يرجون في ذلك اليوم عبداً يشفع لهم بين يدي الله؟ بل قالوا: {وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]، ومن ثم جاء الردّ عليهم من الله أرحم الراحمين وقال لهم: {ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:49].

ولكنّ أصحاب النّار يلتمسون الشفاعة من ملائكة الرحمن. وقال الله تعالى: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [غافر]، فانظروا لردّ الملائكة المقربين إلى أصحاب النّار: {قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]، فهل تعلمون البيان الحقّ لقول الله تعالى: {قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم؟ أي ادعوا الله وحده لا شريك له وما دعاء المُشركين إلى عباده المُقرّبين إلا في ضلالٍ، وذلك لأنّهم يريدون من ملائكة الرحمن المقرّبين أن يدعوا لهم ربّهم أن يرحمهم فيُخفّف عنهم ولو يوماً واحداً من عذاب جهنّم، ولكنّهم لم يدعوا الله فيقولوا: ربنا ظلمنا أنفسنا، فإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكوننّ من المعذَّبين في نار جهنّم خالدين.

والسؤال هو: لماذا لم يدعوا ربَّهم الذي هو أرحم بهم من ملائكته المقرّبين؟ والجواب تجدونه في مُحكم الكتاب: {إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿٧٤﴾ لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٥﴾ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـٰكِن كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

فهل تعلمون البيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ} صدق الله العظيم؟ أي يائسون من رحمة الله ولذلك فهم في العذاب خالدون بسبب يأسهم من رحمة الله أرحم الراحمين. وقال الله تعالى: {وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ وَلِقَائِهِ أُولَـٰئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [العنكبوت].

ويا عباد الله، إنّي عبد النّعيم الأعظم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني الخبير بالرحمن في محكم القرآن أعظكم وأقول لكم في أنفسكم قولاً بليغاً، فلو أنّ لأحدكم أولاداً عصوه ألف عامٍ ثم ماتوا وأبوهم غاضب عليهم فلم يطيعوا له أمراً ثم أدخلهم الله النّار ثم اطّلع عليهم أبويهم فرأوهم يصطرخون في نار جهنّم، فتصوّروا كم مدى الحسرة في قلوب هذين الأبوين على أولادهم مهما كان عصيانهم لوالديهم، فحتماً تكون حسرتهم على أولادهم الذين يشاهدانهم يصطرخون في نار جهنّم فحتماً تجدون أنّ الحسرة في أنفس الوالدين على أولادهم لشيء عظيم يعلمها كلّ من له أولاد أنّ حسرته حقاً لا شكّ ولا ريب سوف تكون عظيمة في نفسه على أولاده المُعذَبين، ومن ثم يقول لكم الإمام المهديّ فإذا كان هذا هو حال حسرتكم على أولادكم المُعذَّبين فما ظنّكم بحسرة من هو أرحم بأولادكم منكم الله أرحم الراحمين؟ فإنّي أجده يتحسّر على عباده أجمعين الذين كذبوا برسل ربّهم فأهلكهم من غير ظلمٍ بل ظلموا أنفسهم، وبرغم ذلك تجدون الله أرحم الراحمين يتحسّر على عباده الذين ظلموا أنفسهم، وقال الله تعالى: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

ويا معشر أنصار المهديّ المنتظَر عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني، كونوا القوم الذين وعد الله بهم في محكم كتابه في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم [المائدة:54]، واعلموا أنّي لو أقول لكافة المسلمين: هل تحبّون الله بالحُبّ الأعظم من كلّ شيء في الدنيا والآخرة؟ فسوف يقولون جميعاً: اللهم نعم، ومن ثم أردّ عليهم وأقول: لقد أفتاكم المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني بالبرهان المبين من محكم القرآن العظيم أنّ الله ليس سعيداً في نفسه بسبب ظلم عباده لأنفسهم الذين كذّبوا رسل ربّهم الذين يدعونهم إلى الله ليغفر لهم فأعرضوا عن رسل رحمته: {وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿٩﴾ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9-10].

ومن ثم يهلكهم الله بسبب إعراضهم عن رحمة الله وعفوه وغفرانه لعباده، ومن ثم يهلكهم الله وبرغم ذلك يقول: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

فما دام عبد النّعيم الأعظم الإمام المهديّ الخبير بالرحمن قد أفتاكم بالحقّ فمن كفر بهذه الفتوى الحقّ فقد كفر أنّ الله {{هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}، وأمّا الذين شهدوا بالحقّ أنّ الله هو حقاً أرحم الراحمين ثم يقولون: وبما أنّ الله هو حقاً أرحم الراحمين فحتماً لا بدّ أنّه مُتحسِّرٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم في جميع الأمم، ومن ثم صدّقوا فتوى المهديّ المنتظَر بهذه الحقّيقة الكبرى في محكم كتاب الله القرآن العظيم فوجدوا أنّ ربّهم سبحانه وتعالى علوّاً كبيراً حقاً مُتحسراً على عباده الذين ظلموا أنفسهم ويقول: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم.

ومن ثم يقولون: "إذاً يا حسرتنا على نعيمنا الأعظم من جنّة النّعيم".

ومن ثم يقولون: "فلِمَ خلقتنا يا إله العالمين؟ فإن رضيت عنا فهذا ليس إلا جزءاً من نعيم رضوان نفسك على عبادك ولن تكون راضياً في نفسك حتى تدخل عبادك في رحمتك يا من وسعت كلّ شيء رحمة، وبعد أن علّمنا الإمام المهديّ بهذه الحقّيقة الكبرى والنبأ العظيم أنّ أحبّ شيء إلى أنفسنا الله ربنا لم يكن سعيداً في نفسه وكان متحسراً على عباده الذين ظلموا أنفسهم لأنّه الله أرحم الراحمين؛ مَنْ هو أرحم بعباده من كافة الأنبياء والمرسَلين ومن المهديّ المنتظَر ومن ملائكته المقرّبين ومن خلقه أجمعين، وعليه فكيف نكون سعداء بالحور العين وجنة النّعيم وحبيبنا الله ربّ العالمين ليس بسعيدٍ في نفسه بسبب ظلم عباده لأنفسهم؟ فسُحقاً لِجنّة النّعيم والحور العين؛ بل نريد تحقيق النّعيم الأعظم من الحور العين وجنّة النّعيم وهو أن يكون الله راضياً في نفسه ليس متحسِّراً ولا غضباناً على عباده، فإذا لم تحقّق لنا النّعيم الأعظم من جنّة النّعيم فلِمَ خلقتنا يا إله العالمين؟ فنحن لا نُحاجّك في عبادك فلسنا أرحم بعبادك منك سبحانك وتعاليت علواً كبيراً! فلا ينبغي لعبدٍ أن يكون هو أرحم بعبادك منك سبحانك وتعاليت علواً كبيراً! لأنّك أنت الله أرحم الراحمين فلا يوجد في عبادك من هو أرحم بعبادك منك سبحانك وتعاليت علواً كبيراً! يا من كتب على نفسه الرحمة إنّك قلتَ وقولك الحقّ المبين: {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم [يونس:99].

اللهم إنّ الجاهلين يظنّون أنّ حكمتك اقتضت أن تهدي فريقاً فتجعلهم في الجنّة وتضلّ فريقاً فتجعلهم في النّار وذلك لأنّهم قومٌ لا يفقهون، فقد وصفوك بالظلم وكفروا بقولك الحقّ في محكم كتابك: {إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [يونس]، وذلك لأنّهم لا يعلمون البيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم، أي لو شاء الله بقدرته أن يهدي أهل الأرض جميعاً فإنّه لا يعجزه ذلك سبحانه وتعالى علواً كبيراً، إنّ الله على كلّ شيء قدير، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:35]".

ولربّما يودّ أن يقاطعني فطحول من علماء الأمّة فيقول: "إذاً لماذا لم يهدِهم الله؟". والجواب يأتيك به صاحب علم الكتاب تجده في قول الله تعالى: {وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:13]، فمن أناب إلى الله هدى قلبه إلى الصراط المستقيم وتلك هي حُجّة الله على عباده الذين لم يهدِ الله قلوبهم إلى الصراط المستقيم لأنّه علّمهم في محكم كتابه كيف يهديهم الله. وقال الله تعالى: {وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ} صدق الله العظيم.

وأعلن الله بهذه الفتوى لكافة عباده لمن يريد من ربّه أن يهدي قلبه، وقال الله تعالى: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

ولذلك فإنّي المهديّ المنتظَر أبرئ الله سبحانه من أن يظلم أحداً تصديقاً لقول الله تعالى: {وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49]، فأنيبوا إلى ربّكم يا عباد الله ليهدي قلوبكم فإنّ الله يهدي القلوب المُنيبة تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [ق].

فهل تعلمون من هو الأوّاب؟ إنّه ذلك العبد الذي تاب إلى ربّه وأناب ليغفر الله له ذنبه فيهدي قلبه فَيُكَرِّه إليه الكفر والفسوق والعصيان. وقال الله تعالى: {رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ۚ إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]، وذلك لأنّ الله لا يغير ما بقومٍ حتى يغيّروا ما بأنفسهم تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ} صدق الله العظيم [الرعد:11]، فإن زاغوا عن الحقّ فأعرضوا عن العقل والمنطق واتّبعوا الاتّباع الأعمى بغير علمٍ من الله، فمن زاغ عن الحقّ أزاغ الله قلبه فيزيده ضلالاً إلى ضلاله، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ ۖ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّـهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿٥﴾ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الصف].

وذلك لأنّ الإنسان قد أمدّه الله بعقلٍ وسمعٍ وبصرٍ وبعث إلى النّاس رسله ليهدونهم إلى طريق الحقّ ويهدونهم إلى طريق الضلال ليجعل الإنسان مُخيراً ثم يُسيره الله إلى الطريق التي اختارها وجعل الله الإنسان أمام نجدين اثنين، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ ﴿٨﴾ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿٩﴾ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [البلد].

فإن استشار عقله الذي أمده الله به فإن عقل الإنسان مستشارٌ أمينٌ لا يخون ربّه ولا صاحبه، فلو يقول: يا عقلي من ترى أنّه أحقّ بعبادتي له؟ لقال عقله: الأحقّ بعبادته وحده لا شريك له الله الذي فطرك وفطر السماوات والأرض، فهل بعد الحقّ إلا الضلال؟ ولكن إذا لم يستخدم عقله وزعم أنّ الذين من قبله هم الأعلم وهم الأحكم منه ثم يتّبعهم الاتّباع الأعمى من غير أن يستخدم عقله شيئاً؛ بل دائماً يتّبعون الاتّباع الأعمى، فانظروا إلى فِكْرِ رسول الله إبراهيم - عليه الصلاة والسلام - فأراد أن يستخدم قومه عقولهم علّهم يبصرون الحقّ أنّهم على ضلالٍ مبين ولذلك قام بتحطيم الأصنام جميعاً إلا صنماً واحداً تركه وجعل الفأس في عُنق الصنم حتى إذا قالوا له: {قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿٦٢﴾ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]، ومن ثم رجع قومه إلى التفكير مع أنفسهم صامتين كلّ منهم يتفكّر فنكّسوا رؤوسهم مُطرقين في التفكير فأفتتهم عقولهم بالحقّ: {فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

وإنّما ذلك حدث في أنفسهم ردّاً على أنفسهم من عقولهم: {فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم، ثم رفعوا رؤوسهم من بعد التفكير وقالوا: {لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:65]، ومن ثم حاجّهم إبراهيم بالعقل والمنطق وقال: {قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ ﴿٦٦﴾ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]، ولكنّ قومه أخذتهم العزّة بالإثم بسبب قول إبراهيم {أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} برغم أنّه كاد أن ينجح في هدايتهم إلى الحقّ بتشغيل عقولهم ولكن أغضبهم قول خليل الله إبراهيم: {أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم، ولذلك قالوا: {قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿٦٨﴾ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ ﴿٦٩﴾ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

بل كاد خليل الله إبراهيم أن يجعلهم يهتدون إلى الحقّ بحكمة تشغيل عقولهم بالتفكير، فلو استمرّ في تلك اللحظة بإقناعهم بالحكمة والموعظة الحسنة لهداهم بمساعدة عقولهم التي حكمت بينهم وبين إبراهيم بالحقّ {فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾}، أي إنّكم أنتم الظالمون وليس إبراهيم، فكيف تعبدون أصناماً لا تنطق ولا تضرّ ولا تنفع ولا تدافع عن نفسها؟ فكيف تدفع عنكم السوء؟

ولربّما الجاهلون يودّ أحدهم أن يقاطعني من الذين يبالغون في الأنبياء بغير الحقّ فيقول: "حتى خليل الله إبراهيم سوف تخطِّئه يا ناصر محمد اليماني؟"، ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: كلا يا قوم، وإنّما ذلك بحث المهديّ المنتظَر في الكتاب؛ لماذا الرسل لم يستطيعوا أن يجعلوا النّاس أمّةً واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ؟ بل هدوا فريقاً وفريقاً أعرضوا عن الحقّ، ولكنّ الإمام المهديّ مُكلّف ليجعل النّاس بإذن الله أمّةً واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ، ومن ثم بحثت في الكتاب عن أسباب فشل الرسل في إنقاذ الأمّة جميعاً فوجدت في محكم الكتاب أسباباً عدّةً كما يلي:

حسرة الرسل على النّاس أنستهم تحسّر الله على عباده الذي هو أرحم بهم من رُسله سبحانه وتعالى علوّاً كبيراً، وقد أخطأ رسول الله نوح - عليه الصلاة والسلام - فخالف أمر الله إليه: {وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ۖ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:27]، حتى إذا غرق من كان يظنّ أنّه ابنه مع قومه فلم يستطع الصبر من شدة التحسّر في قلبه على ولده فخاطب ربّه: {فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ} صدق الله العظيم [هود:45]. ولكن جاء الردٌّ من الله يصف نوحاً بالجهل. وقال الله تعالى: {قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].

وذلك لأنّ الله في تلك اللحظة التي يخاطبه فيها نبيّه وهو يحاول التشفّع لولده فيشكو إليه أنّه ولده فهو الأب فأنت تعلم رحمة الأب بولده ويحاجّ الله بوعده برحمته بنوح فنسي في تلك اللحظة حسرة من هو أعظم من حسرة نوح على ولده؛ الله أرحم الراحمين، ولذلك جاء الردّ من الله قوياً إلى نوحٍ فيعظه أن يكون من الجاهلين أي من الجاهلين بربّه، كما وعظ محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - حين كان يتحسّر على العباد حتى كاد أن يذهب نفسه عليهم حسراتٍ فيتمنّى من ربّه أن يمدّه بآية حتى يصدّقوه فيتّبعوا الحقّ، ولذلك قال الله تعالى لنبيّه: {وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:35].

وبالنسبة لنوح - عليه الصلاة والسلام - فأدرك شيئاً من خطَئه وهو أنّه خالف أمر ربّه لأنّه أمره من قبل أن يغرقهم أن لا يخاطبه في الذين ظلموا أنّهم مُغرقون، وقال الله تعالى: {وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ۚ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ} صدق الله العظيم [هود:37].

ولكن رسول الله نوح - عليه الصلاة والسلام - من شدة تحسّره على ولده نسي أمر ربّه ثم تاب وأناب واستغفر كمثل استغفار خليفة الله آدم من قبل، وقال رسول الله نوح عليه الصلاة والسلام: {قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [هود].

فتلك أخطاء يستفيد منها المهديّ المنتظَر، وذلك لأنّه يبحث بإذن الله في محكم كتاب الله عن أسباب فشل الأنبياء من أن يجعلوا النّاس أمّةً واحدةً جميعاً على صراطٍ مستقيم، فتوصّلت إلى أنّه لا يمكن أن يهتدوا بسبب إرسال معجزات التصديق بسبب عقيدة الكفار، وكذلك الأنبياء يعتقدون أن لو يؤيدهم الله بآيات التصديق فإنّ قومهم سوف يصدّقون فيتبعونهم، ولذلك قال الله لجدّي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - قال الله تعالى: {وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا ۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّـهِ ۚ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿٣٤﴾ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٣٥﴾ إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ ۘ وَالْمَوْتَىٰ يَبْعَثُهُمُ اللَّـهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٣٦﴾ وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۚ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ قَادِرٌ عَلَىٰ أَن يُنَزِّلَ آيَةً وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

ولكن الله يعلم أنّه لو يمدّ جدّي بآيات التصديق كمعجزات الأنبياء من قبله فإنّهم سوف يكفرون بها ويقولون: "بل هي سحرٌ مُبينٌ"، ومن ثم يدعو عليهم محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كما فعل الأنبياء من قبل، ثم يهلكهم الله وما بلغوا معشار القرآن العظيم، ولكنّها رحمة من الله أن لم يؤيّده بمعجزات التصديق لأنّه يعلم أنّهم سوف يكذبون حتى لو أخذهم محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - جميعاً فعرج بهم بإذن الله حتى فتح لهم باباً من السماء السابعة ليخترقوا إلى جنّة المأوى فانظروا ما كانوا سوف يقولون، وقال الله تعالى: {وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ ﴿١٤﴾ لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [الحجر].

إذاً يا معشر الأنصار، فلا ترجوا من الله أن يمدّكم بآيات المُعجزات فلن يهتدوا بها إذاً أبداً ما داموا طلبوها هم بزعمهم أن لو يؤيّد الله الداعية بآيةٍ فإنّهم سوف يصدقونه فيتّبعونه، فهذه عقيدةٌ خاطئة وذلك لأنّ الله يحول بين المرء وقلبه، فما يدريه أنّهم سوف يوقنون بها فيتّبعوني؟ وقال الله تعالى: {وَأَقْسَمُوا بِاللَّـهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّـهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠٩﴾ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١٠﴾ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّـهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ﴿١١١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

ويا معشر الأنصار المُكرّمين ويا معشر الزوار الباحثين عن الحقّ، اعذروا المهديّ المنتظَر حين يطيل البيانات بالحقّ فإنّه نبأ عظيمٌ فوجب علينا أن نفصّل الكتاب تفصيلاً، ولا ينبغي للمهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم أن يأتي بالتفصيل من عنده بل أنزل الله إليكم الكتاب مفصّلاً، وإنّما نأتيكم بالتفصّيل من ذات محكم التنزيل من ذي القول الثقيل لعلكم تتفكرون، فكونوا من أولي الألباب من الذين يتدبّرون آيات الكتاب فلا تصدقوا المُفترين الذين يقولون على الله ما لا يعلمون أنّه لا يعلمُ بتأويل القرآن إلا الله، فذلك افتراءٌ على الله ولم يقل الله ذلك سبحانه! فويل للذين يقولون على الله ما لا يعلمون.

ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد فطاحلة علماء الشيعة والسُّنة ويقول: "مهلاً مهلاً أيّها الكذّاب الأشِر ولستَ المهديّ المنتظَر محمد بن الحسن العسكري ولستَ المهديّ المنتظَر محمد بن عبد الله، فكيف تنكر قول الله تعالى: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]؟" ومن ثم يردّ على كافةِ علماء الشيعة والسُّنة المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم ناصر محمد اليماني وأقول: بل المُتشابه فقط من القرآن وهو ليس إلا بنسبة عشرة في المائة أو أقل من ذلك، وأمّا آيات الكتاب المحكمات التي جعلهن الله هُنّ أُمّ الكتاب فجميعها آيات بيّنات ليتذكّر أولو الألباب. وقال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

والإمام المهديّ لا يحاجّكم إلا بالآيات المحكمات التي يفقهها عالمكم وجاهلكم فيخرس بالحقّ ألسنتكم علّكم تهتدون، ومن صدّق المهديّ المنتظَر فاتّبعه غير أنّه يرى أنه لا ينبغي له أن يُنافس المهديّ المنتظَر في حُبّ الله وقربه ويرى أنّه لا ينبغي له أن يكون أحبّ إلى الله وأقرب من المهديّ المنتظَر الذي اصطفاه الله خليفته في الأرض الخبير بالرحمن الإنسان الذي علَّمه الله البيان للقرآن وجعله الإمام لرسول الله المسيح عيسى ابن مريم؛ ثم يقول: "فكيف بعد أن كرّم الله المهديّ المنتظَر هذا التكريم ومن ثم أنافسه في حبّ الله وقربه؟!"، ثم يقول: "بل خليفة الله أولى مني أن يكون هو الأحبّ إلى الله وأقرب". ومن ثم يردّ عليه المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول له: فهل تعبد المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني؟ فسوف يلعنك الله بكُفرك ولا ولن يغني عنك المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني من الله شيئاً؛ بل الحقّ أن تعتقد إنّما ناصر محمد اليماني ليس إلا عبداً لله مثله مثلنا يدعونا إلى عبادة الله وحده لا شريك له ويقول: يا معشر المسلمين إن كنتم تحبون الله فاتّبعوا دعوة محمد رسول الله وكافة الأنبياء والمرسَلين فكونوا من ضمن العبيد المتنافسين جميعاً إلى الربّ المعبود أيّهم أقرب وافعلوا كما يفعلون، فقد أفتاكم الله بما يفعلون في محكم كتابه وبأنّهم جميعاً يتنافسون إلى ربّهم أيّهم أحبّ وأقرب، وقال الله تعالى: {رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ ۖ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ ۚ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿٥٤﴾ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ ۖ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿٥٥﴾ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾ وَإِن مِّن قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿٥٨﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْسِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ لله ربِّ العالمين..
العبد المُنافس ضمن العبيد إلى الربّ المعبود في حبّ الله وقربه عبد النّعيم الأعظم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
____________________