الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 12 - 1429 هـ
16 - 12 - 2008 مـ
08:00 مساءً
_________



وحجاب پرده‌ای بین قلب و پروردگار است ، و نوری را که با آن رحمت پروردگارشان را می‌شناسند؛ از آنان پنهان نگاه می‌دارد


أعوذُ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم..

{كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ﴿18﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ ﴿19﴾ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿20﴾ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ﴿21﴾ إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿22﴾ عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ ﴿23﴾ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ﴿24﴾ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ﴿25﴾ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ﴿26﴾}
صدق الله العظيم [المطففين]
{ چنان نیست که آنها می‌پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در «علیّین» است! (۱۸) و تو چه می‌دانی «علیّین» چیست! (۱۹) نامه‌ای است رقم‌خورده و سرنوشتی است قطعی، (۲۰) که مقربان شاهد آنند! (۲۱) مسلّماً نیکان در نعیم‌اند (۲۲) بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده و می‌نگرند! (۲۳) در چهره‌هایشان طراوت و نشاط نعمت را می‌بینی و می‌شناسی! (۲۴) آنها از شراب (طهور) زلال دست‌نخورده و سربسته‌ای سیراب می‌شوند! (۲۵) مهری که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهای بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند! (۲۶)}
اینان بندگان صالح خداوندند . کتاب آنها مرقوم شده وجای‌شان در جنت المأوی و در بالاترین مقامات و نزدیک سدرة المنتهی است که آخرین حد معراج است . اما بدکاران؛ اهالی آتشند و برعکس گروه قبل؛ جایشان در اسفل السافلین و در سجین است؛ کتاب آنها مرقوم شده و حتمی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ ﴿١﴾الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿٢﴾وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿٣﴾أَلَا يَظُنُّ أُولَـٰئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ﴿٤﴾لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿٥﴾يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ﴿٦﴾كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ﴿٧﴾وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ﴿٨﴾كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿٩﴾وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٠﴾الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿١١﴾وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿١٢﴾إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿١٤﴾كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ ﴿١٦﴾ثُمَّ يُقَالُ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿١٧﴾}
صدق الله العظيم [المطففين]
{وای بر کم‌فروشان! (۱) آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛ (۲) امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند! (۳) آیا آنها گمان نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند، (۴) در روزی بزرگ؛ (۵) روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند. (۶)چنین نیست که آنها (درباره قیامت) می‌پندارند، به یقین نامه اعمال بدکاران در «سجّین» است! (۷) تو چه می‌دانی «سجّین» چیست؟ (۸) نامه‌ای است رقم زده شده و سرنوشتی است حتمی! (۹) وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان! (۱۰) همانها که روز جزا را انکار می‌کنند. (۱۱) تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنهکار است! (۱۲) (همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود می‌گوید: «این افسانه‌های پیشینیان است!» (۱۳) چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است! (۱۴) چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند! (۱۵) سپس آنها به یقین وارد دوزخ می‌شوند! (۱۶) بعد به آنها گفته می‌شود: «این همان چیزی است که آن را انکار می‌کردید!» (۱۷)
در این آیات؛ آیه متشابهی وجود دارد؛ آیه شماره ۱۵که این فرموده خداوند تعالی است: {كَلَّا إِنَّهُمْ عَن ربّهم يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ (15)} صدق الله العظيم
{چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند!}
حجاب در اینجا؛ حجاب قلب‌هاست که قادر به دیدن و شناخت رحمت پروردگارشان نیستند و برای همین از رحمت او ناامید و مأیوسند و برای همین به درگاه پروردگارشان دعا نمی‌کنند؛ بلکه به جای خداوند از بندگان صالح خداوند - از انسان ها و فرشتگان- می‌خواهند نزد پروردگاربرای آنان شفاعت کنند و برای همین دعایشان در گمراهی است. خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا ربّكم يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنْ الْعَذَابِ (49) قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ (50)}صدق الله العظيم [غافر]
{ و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!» (۴۹)آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران -درخواندن غیر خدا-جز در ضلالت نیست!» (۵۰)}
علت اینکه به جای خداوند از بندگان صالح خداوند درخواست می‌کنند؛ حجابی است که قلب‌های آنان را از شناخت پروردگارشان بازمی‌دارد و به همین دلیل از رحمت او ناامید و مأیوسند و برای رحمت به کسانی التماس می‌کنند که رحمتشان از خدا کمتر است؛ و از آنان می‌خواهند نزد پروردگار شفاعتشان را کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿52﴾ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بالحقّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف]
{ما کتابی برای آنها آوردیم که آن را با آگاهی شرح دادیم؛ (کتابی) که مایه هدایت و رحمت برای جمعیّتی است که ایمان می‌آورند. (۵۲)آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اندو آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
وحجاب پرده‌ای بین قلب و پروردگار است ، و نوری را که با آن رحمت و عظمت پروردگارشان را می‌شناسند؛ از آنان پنهان نگاه می‌دارد و بنابر این قوم ظالم خود را از مکر خدا در امان می‌دانند.خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ ربّه فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ} صدق الله العظيم [الكهف:57]
{ چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛}
پرده قلب؛ حجابی است که مانع معرفت پروردگار می‌شود و با نور قرآن عظیم نسبت به حق بصیرت پیدا نمی‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذَا قَرَأْتَ القرآن جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا}
صدق الله العظيم [الإسراء:45]

{ و چون قرآن بخوانى، ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پرده‌اى پوشيده قرار مى‌دهيم.}
حجاب جلوی چشم باطنی قلب را می‌پوشاند و هیچ قادر به دیدن حق نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [الحج]
{پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
کسی که در این دنیا قلبش قادر به شناخت حق نبوده است؛ در روز قیامت هم نابیناست و حق را نمی‌تواند ببیند و هم چنان قلبش از شناخت پروردگارش ؛ خداوند حق تبارک و تعالی در حجاب است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [الإسراء:72]
{ اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
یعنی اگراو به خداوند شرک آورده و به جای خداوند؛ بندگان مقرب او را برای نزدیکی به خداوند بخواند؛ خداوند را به یگانگی نخوانده و قدر خداوند را آن گونه که باید نشناخته و در این دنیا حق معرفت خدا را بجا نیاورده است. او در روز قیامت هم به همین روند ادامه داده و قادر به درک و شناخت پروردگارش نبوده و هم چنان مشرک است و به شرک خود ادامه داده و از دین حق ناتوان است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثمّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ} صدق الله العظيم [يونس:28]
{روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس آنها را از هم جدا می‌سازیم و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!»}
و اما دلیل این فرموده : {مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ} : {«شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید}این است که آنها هنوز اعتقاد دارند؛ شریکانی که به جای خداوند می‌خواندند؛ در پیشگاه پروردگار شفاعت آنان را خواهند کرد وخداوند تعالی می‌فرماید:
{فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا} صدق الله العظيم [الأعراف:53]
{آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟}
و برای همین خداوند تعالی به آنان می‌فرماید:
{مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ} صدق الله العظيم.
ای مسیحیان و مسلمانان؛ ای مردم جهان؛ واقعیت این است که اکثر شما ایمان نمی‌آورید مگر اینکه آن را با شرک آلوده کنید چون آن گونه که باید نسبت به خداوند معرفت نیافته و نمی‌دانید او به حق ارحم الراحمین است. اگر چنین نبود و می‌دانستند خداوند به حق ارحم الراحمین است؛چرا باید به جای خداوند کسانی را بخوانند که رحمت‌شان از خداوند کمتر است ؟ چرا باید از احدی غیر از پروردگارشان طلب رحمت کنند و به حق رحمتی که خداوند بر خود فرض نموده؛ به پروردگارشان متوسل نشوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{كَتَبَ ربّكم عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ} صدق الله العظيم [الأنعام:54]
}پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛{
ولی کسانی که قلب‌شان از معرفت پروردگار محجوب مانده؛ به رحمت او نائل نمی‌شوند چون از پروردگارشان طلب رحمت نمی‌کنند؛ و به جای آن به بندگان خدا التماس می‌نمایند؛ بندگانی که فروتر از خداوندند. دلیل هم ناامیدی و یأس آنهاست که خود ناشی معرفت نداشتن نسبت به پروردگارشان است و حجاب در دنیا و آخرت قلب آنها را پوشانده است.
ممکن است فرد جاهلی بگوید:" ناصر محمد یمانی را چه می‌شود که بعد از آنکه پاسخ داد؛ مطالبی را اضافه می‌کند که مورد سؤال نبوده‌اند؟" در پاسخ می‌گوییم: برای این است که برای شیطان راهی نگذاریم که بتواند در اولیای من نسبت به حق شک ایجاد کند. ما قبل از این درمورد اینکه نمی‌اتوان خداوند را آشکار دید برای آنها فتوا داده‌ایم و نمی‌خواهیم شیطان از راه این آیه متشابه آنها را وسوسه کند تا به حقی که برایشان بیان شده شک بیاورند:
{كَلَّا إِنَّهُمْ عَن ربّهم يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ (15)} صدق الله العظيم
{چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند!}
و سپس فکر کنند مقصود دیدن ذات خداوند است واز احادیث متشابه فتنه‌انگیز که به قصد فتنه بیان شده‌ ‌اند پیروی کنند. این حدیث مکارانه جعل شده تا مسلمانان تصور کنند برای بیان این آیه آمده است و معتقد باشند که حدیث پیرامون "رؤیت خداوند" تأویل این آیه است. گرچه به دنبال تأویل آیه هستند و نمی‌خواهند تأویل باطلی از آن داشته باشند؛ اما معتقدند حدیث "رؤیت خداوند" برای تأویل این آیه آمده است. و شیعیان و اهل سنتی که حریص هستندبه جای قرآن تنها به احادیث نبوی متمسک باشند؛ با احادیث فتنه و شباهت آن با ظاهر آیاتی از قرآن؛ گمراه می‌شوند و از این تأویل خشنود شده و می‌گویند این حدیث بیان این آیه است! اما ای جماعت شیعیان و اهل سنت؛ شما از آیات محکم قرآن عظیم، از آیاتی که ام الکتاب هستند دور و منحرف شده‌اید.
ممکن است کس دیگری بخواهد بگوید:"اما شیعیان عقیده دارند؛ نمی‌توان خداوند را آشکارا دید؛ نه در دنیا و نه در آخرت". پس می‌گویم در این مورد عقیده آنها حق است ولی عقاید دیگری دارند که برخلاف بسیاری از آیات محکم کتاب است؛ و به همین ترتیب بسیاری از احادیثی که از آل بیت نقل شده‌اند؛روایاتی هستند که به دروغ به محمد رسول الله و خاندان مطهر او نسبت داده شده‌اند؛ اهل سنت هم احادیثی دارند که از قول صحابه برگزیده نقل شده وبه نبی نسبت داده می‌شوند ولی دروغ هستند.
ای جماعت اهل سنت وای شیعیان؛ من خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم -شما را به تمسک به کتاب خدا و سنت حق نبی خدا فرا می‌خواند؛ سنتی که مخالف آیات محکم قرآن عظیم نباشد. خداوند ورسولش شما را از تمسک به احادیثی که مخالف آیات محکم و ام الکتابند برحذر می‌دارند؛ احادیثی که با ایاتی از قرآن تشابه دارند که هنوز نیازمند تأویلند؛ شما از تمسک به این احادیث و رها کردن آیات محکم و واضح و روشن برحذر شده‌اید. اگر از متشابهات پیروی کنید؛ قلب‌تان حق را گم می‌کند و از آن منحرف می‌شود و هلاک خواهید شد؛ من با بیان حق قرآن عظیم از جانب خدا آشکارا به شما هشدار می‌دهم.
به خداوند بزرگ قسم؛ عالمی نیست که از قرآن با من مجادله کند و من به اذن خداوند به حق بر او غالب نشوم. اگر نتوانم؛ امام هدایت‌گر به سوی حق نیستم. ای عجب از علمای مسلمین که اصلاً نمی‌خواهند عقل خود را به کار گیرند و کارشان پیروی کورکورانه است! برای‌تان مثالی می‌آورم حدیث حقی درمورد فتنه‌های مسیح دجال که مانند آنچه که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بیان فرموده‌اند؛ منتقل نشده است و در آن ادعا می‌شود مسیح دجال قادر به میراندن و زنده کردن است و آسمان در انقیاد اوست و وقتی فرمان م یدهد ببار؛ آسمان می‌بارد و وقتی به زمین فرمان می‌دهد: برویان؛ زمین اطاعت می‌کند و باغی بهشتی می‌رویاند.اینها در حالی است که او ادعای ربوبیت هم می‌کند و همه این روایات برخلاف تمام آیات محکم و متشابه هستند.
ای مردم؛ باطل به هیچ وجه نمی‌تواند حجت‌هایی بیاورد که دلایل و حجت‌های خارق العاده خداوند هستند؛ باطل حتی قادر به آفریدن یک مگس نیست چون روح قدرت مطلق فرمان " کن فیکون" خداوند را در اختیار ندارد.
خداوند در این مورد برایتان مثالی آورده است؛ موسی با قطعه‌ای گوشت گاو به بدن کشته‌ شده بنی اسراییل ضربه زد و او زنده شد و برخاست تا خداوند آیات دال بر وحدانیت خود را به شما نشان دهد و کسی جز خداوند سبحان و تعالی قادر نیست مانند خداوند مرده را زنده کند و کسی را که کشته شده بود به حیات بازگرداند وچنین ادعایی سرکشی بزرگی است-. خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}
صدق الله العظيم [البقرة:73]
{ سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»}
از آنجا که نبی الله موسی ادعای ربوبیت نداشت؛ بلکه از بنی اسراییل دعوت می‌کرد تا خداوند یکتا را عبادت کنند، خداوند نیز از نزد خود برای اثبات حق بودن دعوت او نشانه‌ای فرستاد تا روشن شود موسی علیه الصلاة و السلام مردم را به سوی حق یعنی خداوند یکتا و بی‌شریک دعوت می‌کند. برای همین هم خداوند با نشانه‌ای که دال بر حق بودن دعوت او باشد؛ به نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام یاری می‌رساند؛ نشانه‌ای که تنها کسی قادر به انجام آن است که موسی را به حق برانگیخته است یعنی خداوند و پروردگار عالمیان. لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}
صدق الله العظيم [البقرة:73]

{ سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»}
به فرموده خداوند در همین آیه توجه و در آن تدبر کنید:
{كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم
{خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»}
چگونه ممکن است مسیح دجال با نشانه‌هایی بیاید که دال بر وحدانیت خداوند دارند درحالی که مسیح دجال ادعای ربوبیت می‌کند؛ آیا تعقل نمی‌کنید. مگر خداوند تعالی نفرموده است:
{كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم
{خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»}
باطل نه می‌تواند چیزی را آغاز کند و نه قادر است چیزی رابازگرداندـ قادر به آفرینش و زنده کردن مردگان نیست-.
وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
الإمام ناصر محمد اليماني



اقتباس المشاركة: 4483 من الموضوع: والحجاب هو كنان بين القلب والربّ، فيحجب عنهم النّور الذي يعرفون به رحمة ربّهم..



الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 12 - 1429 هـ
16 - 12 - 2008 مـ
08:00 مساءً
_________



والحجاب هو كنانٌ بين القلب والربّ، فيَحجب عنهم النّورَ الذي يعرفون به رحمةَ ربّهم ..

أعوذُ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم..
{كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ﴿١٨﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ ﴿١٩﴾ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿٢٠﴾ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ﴿٢١﴾ إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿٢٢﴾ عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ ﴿٢٣﴾ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ﴿٢٤﴾ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ﴿٢٥﴾ خِتَامُهُ مِسْكٌ ۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [المطففين].

أولئك عباد الله الصالحون كتابهم المرقوم هو جنّة المأوى في عليّين عند سدرة المنتهى للمعراج، وأما الفُجّار أصحاب النار فهم عكس ذلك أسفل سافلين في سجّين كتابهم المرقوم والموضح في الكتاب. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ ﴿١﴾ الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿٢﴾ وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿٣﴾ أَلَا يَظُنُّ أُولَـٰئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ﴿٤﴾ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿٥﴾ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٦﴾ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ﴿٧﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ﴿٨﴾ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿٩﴾ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٠﴾ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿١١﴾ وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿١٢﴾ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾ كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿١٤﴾ كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ ﴿١٦﴾ ثُمَّ يُقَالُ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [المطففين].

ويوجد في هذه الآيات آية مُتشابهة رقم (15) وهو قول الله تعالى: {كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم.

والحجاب هنا حجاب القلوب عن معرفة ربّهم ولذلك هم من رحمته مُبلسون يائسون ولذلك لا يدعون ربّهم؛ بل يدعون من دونه عبادَه الصالحين من النّاس والملائكة ليشفعوا لهم عند ربّهم ولذلك دعاؤهم في ضلال، وقال الله تعالى: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر].

وأولئك سبب دعائهم لعباد الله الصالحين من دونه هو لأن على قلوبهم حجاباً عن معرفة ربّهم ولذلك هم من رحمته يائسون ويلتمسون الرحمة ممن هم أدنى رحمةً من الله ليشفعوا لهم عند ربّهم. وقال الله تعالى: {وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾ هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

والحجاب هو كنانٌ بين القلب والربّ فيَحجب عنهم النّورَ الذي يعرفون به رحمةَ ربّهم وعظمته ولذلك يأمنُ مكرَ الله القومُ الظالمون. وقال الله تعالى: {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ} صدق الله العظيم [الكهف:57].

وكنان القلب هو الحجاب عن معرفة الربّ فلا يُبصر الحقّ بنور القرآن العظيم. وقال الله تعالى: {وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿٤٥﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

والحجاب يغطي أعين القلب الباطن فلا تُبصر الحقّ شيئاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} صدق الله العظيم [الحج:46].

ومن كان في هذه الدُّنيا أعمى القلب عن معرفة الحقّ فهو كذلك يوم القيامة أعمى عن الحقّ، ولا يزال الحجاب مكانه على القلب عن معرفة الحقّ تبارك وتعالى. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

بمعنى إنه إذا أشرك بالله ويدعو من دونه عبادَه المقربين ليُقربوهم إلى الله زُلفى، ولم يدعُ الله وحده ولم يقدر الله حقّ قدره فيعرفه حقّ معرفته في هذه الدُّنيا فهو كذلك أعمى عن معرفة ربّه ولا يزال مشركاً بربه ومستمراً في الشرك والعمى عن الحقّ يوم القيامة. وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].

وأما سبب قول الله لهم: {مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ} هو لأنهم لا يزالون يعتقدون أن شُركاءَهم الذين كانوا يدعون من دون الله سوف يشفعون لهم عند ربّهم. وقال الله تعالى: {فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا} صدق الله العظيم [الأعراف:53]. ولذلك قال تعالى لهم: {مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ} صدق الله العظيم.

وعليه، يا معشر النّصارى والمسلمين والناس أجمعين إنه لا يؤمن أكثركم إلا وهم بربهم مشركون نظراً لعدم معرفة الرحمن أنه هو أرحم الراحمين ولو كان الذين يدعون من دونه من هم أدنى رحمةً من الله يعرفون أن ربّهم هو حقاً أرحم الراحمين لما سألوا الشفاعة من أحد وما توسّلوا إلى ربّهم إلّا برحمته التي كتب على نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى: {كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ} صدق الله العظيم [الأنعام:54].

ولكن المحجوبون عن معرفة الله لم ينالوا رحمته لأنهم لا يسألون ربّهم رحمته؛ بل يلتمسون الرحمة من عباده الذين من دونه لأنهم من رحمة ربّهم يائسون نظراً لعدم معرفة الربّ نظراً لغطاء الحجاب على القلب في الدُّنيا وفي الآخرة.

ولربما الجاهل يقول: "ما بال ناصر محمد اليمانيّ يُجيب ثمّ يزيد إضافةً لم يُسأل عنها؟". ومن ثمّ أردّ عليه وأقول: وذلك حتى لا أجعل للشيطان على أوليائي سبيلاً فيُشككهم في الحقّ الذي سبق وأن أفتيتهم فيه عن عدم رؤية الله جهرةً، وحتى لا يوسوس لهم الشيطان عن طريق هذه الآية المُتشابهة بغير الحقّ: {كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [المطففين].

ومن ثمّ يعتقدون أنه يقصد الرؤية لذات الله فيتبعون المُتشابه من أحاديث الفتنة ابتغاء الفتنة، وهو الحديث الموضوع بمكرٍ، فيظن المسلمون أنه جاء بياناً لهذه الآية، فيعتقدون أن حديث الرؤية جاء تأويلاً لهذه الآية، ولذلك فهم يبتغون تأويله ولا يريدون تأويله بالباطل؛ بل يعتقدون أن حديث الرؤية جاء تأويلاً لهذه الآية، وبسبب حرص الذين لا يريدون إلا التمسك بالأحاديث النبويّة وحدها من دون القرآن من الشيعة والسُّنة أضلّتهم أحاديث الفتنة ومنها يتشابه مع ظاهرِ آياتٍ في القرآن، وأعجبهم ذلك فيقولون أنه جاء هذا الحديث بياناً لهم! ولكن يا معشر أهل السُّنة والشيعة، لقد زغتم عن المُحكم أمّ الكتاب في القرآن العظيم.

ولربّما يودّ آخر أن يقول: "بل عقيدة الشيعة هي عدم رؤية الله جهرةً في الدُّنيا وفي الآخرة". ومن ثمّ أقول في هذه العقيدة هم على حقّ فيها ولكن لديهم عقائدُ أخرى تُخالف لكثير من الآيات المُحكمات، فكذلك الأحاديث الواردة عن آل البيت فيها كثيرٌ من الأحاديث المُزيّفة عن محمدٍ رسول الله وآله الأطهار، وكذلك أهل السُّنة لديهم أحاديثُ مُزيّفة عن النّبي عن الصحابة الأخيار.

ويا معشر السنة والشيعة إني أُشهد الله وكفى بالله شهيداً أن محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - يدعوكم إلى التمسك بكتاب الله وسنّة نبيّه الحقّ التي لا تُخالف لمُحكم ما في القرآن العظيم، ويُحذركم الله ورسوله أن تتمسكوا بحديثٍ يُخالف لآيةٍ مُحكمة من أمّ الكتاب فيتشابه مع آيةٍ لا تزال بحاجة للتأويل ثمّ تذروا المُحكم الواضح والبين فتتبعوا المُتشابه فتزيغ قلوبكم عن الحقّ فتهلكوا إني لكم من الله نذيرٌ مُبينٌ بالبيان الحقّ للقرآن العظيم.

وأقسمُ بالله العظيم لا يجادلني عالمٌ من القرآن إلا غلبته بالحقّ بإذن الله، وإن لم أستطِع فلست الإمام المهديّ إلى الحق. ويا عجبي من علماء المسلمين فهم لا يكادون أن يستعملوا عقولهم شيئاً؛ بل يتبعون الاتّباع الأعمى! وأضرب لكم على ذلك مثلاً الحديثَ الحقّ الذي لم يَرِد كما لفظه محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عن فتن المسيح الدجال أنه يُحيي ويُميت وتنقاد السماء لأمره فيأمرها أن تمطر فتمطر ويأمر الأرض أن تنبت فتنبت فيجعلها جنةً مع أنه يدعي الربوبية، فهذه الروايات تخالف لكافة آيات الكتاب مُحكمه ومُتشابهه.

ويا قوم هذه حُجج الله الخارقة لا يستطيع الباطل أن يأتي بشيءٍ منها؛ بل لا يستطيع أن يخلق ذُبابةً لأنه لا يملك روح القدرة المطلقة أمر الله (كُن فيكون). وضرب الله لكم على ذلك مثلاً مقتول بني إسرائيل الذي ضربه موسى بقطعة لحمٍ من البقرة فنهض حياً ليريكم الله آياته الدالة على وحدانيته والتي لا يفعلها من يدّعي الربوبية سواه سبحانه وتعالى علواً كبيراً كما إحياء ميتٍ وقد كان ميتاً مقتولاً. وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا ۚ كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٧٣﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وبما أن نبي الله موسى لا يدّعي الربوبية؛ بل يدعو بني إسرائيل إلى عبادة الله وحده وأصدق الله دعوته بالحقّ بآية التصديق من عنده لأنه يدعو موسى عليه الصلاة والسلام إلى الحقّ وحده لا شريك له ولذلك أصدقه الحقّ بآية التصديق لدعوة الحقّ الدالة على الحقّ الذي يدعو إليه نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام فأيّده الله بآيةٍ لا يستطيع أن يفعلها إلا الذي بعث موسى بالحقّ وهو الله ربّ العالمين لذلك قال الله تعالى: {فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا ۚ كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٧٣﴾} صدق الله العظيم.

فتدبروا قول الله تعالى في نفس الآية:
{كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}
صدق الله العظيم.

فكيف للمسيح الدجال أن يأتي بآيات الله الدالة على وحدانيته مع أن المسيح الدجال يدّعي الربوبية أفلا تعقلون؟! ألم يقُل الله تعالى:
{كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}
صدق الله العظيم.

وما يُبدئ الباطل وما يُعيد.

وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
الإمام ناصر محمد اليماني.
__________________