النتائج 1 إلى 3 من 3

الموضوع: معنای عصمت...

  1. افتراضي معنای عصمت...

    الإمام ناصر محمد اليماني
    03 - 10 - 1432
    02 - 11 - 2009
    07:53 مساءً
    ـــــــــــــــــــ

    معنای عصمت...

    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    ای "صافی" تو عهد خداوند را نگه نداشتی،؛ برایت خواهم گفت چرا جواب مهدی منتظر به تو خشک و کوتاه بود و حکمت دعوت به راه خداوند با موعظه حسنه را درمورد شما بکار نبردم.علت این است که من با کافران سخن نمی‌گویم؛ بلکه قومی مسلمان را مورد خطاب قرار می‌دهم که به زعم خود به قرآن عظیم ایمان دارند پنج سال می‌شود که مهدی از قرآن عظیم حجت آورده و از آنان دعوت می‌کند به کتاب خدا رجوع کنند تا درموارد اختلاف بر اساس آن برای ایشان حکم کنیم. شیعیان می‌خواهند مهدی منتظری بیاید که از کتاب بحار الأنوار پیروی کرده و از کتاب بحارالأنوار برای بشریت حجت بیاورد و یاور شیعیان اثنی عشری و عقاید ایشان باشد تا بعد از آن که از امیال آنها پیروی نمود،او را خلیل خود بدانند. اهل سنت جماعت هم مهدی منتظری را می‌خواهند که پیرو صحیح البخاری و مسلم باشد و از صحیح البخاری و مسلم برای مردم حجت بیاورد.همگی شما؛ هم شیعیان و هم اهل سنت ازکتاب خداوند قرآن عظیم روگردانید؛ ذکر محفوظ از تحریفی که اگر بنده و رسول خداوند محمد آن را ابلاغ نمی‌کرد؛ حجت بر علیه او بود و بعد از ابلاغ آن به مردم؛ حجت خداوند دربرابر همه آنان خواهد بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ}صدق الله العظيم [الزخرف:44]
    { و این مایه یادآوری تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد}
    وتصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَا أيّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس}
    صدق الله العظيم [المائدة:67]

    {ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از مردم، نگاه می‌دارد}
    خداوند محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - نبی و بنده خود را، بعد ازابلاغ-قرآن- شاهد و گواه بر شما قرار داد و امت وسط را شاهد برمردم تا آنان رسالت فراگیر خداوند قرآن عظیم رابه تمام مردم برسانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النّاس وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}صدق الله العظيم [البقره:143]
    { همانگونه شما را نیز، امت میانهای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است.}
    اما با کمال تأسف شیعه و سنی دچار اختلاف شدند. شیعیان با کتاب بحارالأنوار برای مردم تبلیغ کردندو اهل سنت صحیح البخاری و مسلم را و این سهم آنان از دانش است و هم خود و هم امت‌شان را گمراه کردند.

    به خدا قسم جناب صافی که خود را وفادار به عهد الهی می‌دانی؛ همه شما شیعیان و اهل سنت از کتاب خداوند قرآن عظیم، روگردانید. اگر چنین نبود، از دعوت به پذیرش حکمیت براساس کتاب خدا رونمی‌گردانیدید. شما نه بر طبق کتاب خداوند عمل می‌کنید و نه بر طبق سنت حق رسول او؛ بلکه حق و باطل را به هم آمیخته و قرآن را بخش بخش کرده‌اید و بخشی از قرآن را که با بحارالأنوار موافق است را برمی‌گیرید ولی ازبخش‌هایی از قرآن را که با بحارالأنوار اختلاف دارد رومی‌گردانید و می‌گویید قرآن وجوه متعدد دارد. و اما اهل سنت و جماعت نیز تنها پاره‌ای از قرآن را که موافق صحیح البخاری و مسلم است گرفته و از بخش‌هایی ازآیات محکم قرآن که با صحیح البخاری و مسلم اختلاف دارد؛ رومی‌گردانید و می‌گویید تأولی آن را جز خداوند کسی نمی‌داند.
    ای کسی که تصور می‌کنی جناب صافی با کتاب بحارالأنوار مردم را به سوی حق دعوت کرده و آنها را به راه درست هدایت می‌کند! می‌بینم تعجب کرده‌ای که چرا مهدی منتظر با شیعیان واهل سنت به سختی رفتار کرده و از حکمت و موعظه حسنه استفاده نمی‌کند؟ مهدی منتظرناصر محمد یمانی در جواب می‌گوید: ما دستور خداوند را برای دعوت با حکمت و موعظه نیکو از کافران اجرا می‌کنیم؛ کسانی که نسبت به این قرآن عظیم کافرند و نمی‌دانند این حق آمده از پروردگارشان است و برای همین می‌بینی که من با حکمت و موعظه حسنه از آنان دعوت می‌کنم و با بهترین روش با ایشان مجادله می‌نمایم. اما شیعیان واهل سنت وجماعت به این قرآن عظیم ایمان دارند و از آنان و تمام مردم می‌خواهم تا از قرآن پیروی کرده و نسبت به هرچه که مخالف ان است کافر شوند؛ اما شیعیان اثنی عشری که برای آمدن مهدی منتظر عجله داشتند؛ اولین کسانی هستند که مردم را از دعوت مهدی منتظر باز می‌دارند. اهل سنت و جماعت هم همین‌طور؛ همگی شما از دعوت مهدی منتظر ناصر محمد یمانی برای پیروی از ذکر محفوظ از تحریف خداوند قرآن عظیم روگردان هستید؛ چگونه می‌خواهید مهدی منتظر به شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت که مورد غضب خدا هستند؛ غضب نکند؛ چون آنها اولین کسانی هستند که می‌خواهند مهدی منتظر را از دعوت به حکمیت براساس کتاب خداوند، ذکر محفوظ از تحریف و پیروی از آن و کفر نسبت به هر چه که مخالف ان است؛ باز دارند؟ شما از دعوت مهدی منتظر سرباز زده و گفتید او مهدی منتظر نیست بلکه دروغ‌گویی گستاخ است.
    سؤال مهدی منتظر از شما این است که: ای جماعت اهل سنت و شیعه؛ مهدی منتظر از نظر شما چه گناه نابخشودنی‌ای مرتکب شده است؟آیا چون شاهد آن هستید که امام مهدی از شما و تمام بشریت دعوت می‌کند از ذکر -قرآن- پیروی نمایید؛ درنظر شما دروغ‌گویی گستاخ است؟ پس مهدی منتظر جواب شما را مستقیماً از آیات محکم ذکر می‌آورد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}صدق الله العظيم [يس:11]
    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری (الهی) پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده}
    کافروشیطان گستاخ بر حسب کتاب خداوند کیست؟کسی که از ذکر پیروی می‌کند یا کسی که از آن روگرداند؟ شما را چه می‌شود چگونه حکم می‌کنید؟
    ای شیعیان اثنی عشری؛ خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است نه تمام رسولانی که کتاب با خود آورده‌اند و نه مهدی منتظر که خداوند علم کتاب را به او عطا نموده معصوم نیستند؛ اما شهادت می‌دهم عصمت رسولان از مردم است یعنی رسولان کتاب از مردم درامان هستند تا بداند رسالت پروردگارشان را ابلاغ کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً (26) إلا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ ربّهم وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كلّ شَيْءٍ عَدَداً (28)}صدق الله العظيم [الجن]
    {مگر رسولانی که آنان را برگزیده و مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار می‌دهد... (۲۷) تا بداند پیامبرانش رسالت‌های پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند؛ و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چیز را احصاء کرده است!» (۲۸)}
    به وظیفه ملائکی که مسئول نگهبانی از رسولان پروردگارشان هستند توجه کنید:

    {لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ ربّهم وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كلّ شَيْءٍ عَدَداً}صدق الله العظيم [الجن]
    {تا بداند پیامبرانش رسالت‌های پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند؛ و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چیز را احصاء کرده است!»}

    در کتاب خداوند نشانی از اینکه مردم توانسته باشند رسولانی که رسالت آسمانی بر آنان نازل شده- رسولانی که کتاب با خود آورده‌اند- به قتل برسانند چون خداوند آنها را در امان نگاه می‌دارد(معصومون) و اگر امتی قصد کشتن رسول پروردگار را کرده باشند؛ خداوند مکر آنان را از او دور کرده و با عزت و اقتدار خود ایشان را گرفتار می‌کند و رسولان خود را از آنان حفظ می‌کند.. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كلّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الحقّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}
    صدق الله العظيم [غافر:5]

    { پیش از آنها قوم نوح و اقوامی که بعد از ایشان بودند (پیامبرانشان را) تکذیب کردند؛ و هر امّتی در پی آن بود که توطئه کند و پیامبرش را بکشد و برای محو حق به مجادله باطل دست زدند؛ امّا من آنها را ؛ ببین که مجازات من چگونه بود!}
    برای همین چیزی که درمورد عصمت رسولان می‌دانم این است که آنها از مردم در امان هستند و در برابر مردم محافظت می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَا أيّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس}صدق الله العظيم[المائده:۶۷]
    { اى پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده‌اى. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد}

    مقصود من انبیایی که خداوند حکم کتاب را به ایشان عطا نموده نیست؛ بلکه کسانی مورد نظر من هستند که پروردگارشان رسالت خود را برایشان نازل نموده- پیامبرانی که کتاب بر ایشان نازل شده- و به همین دلیل از افترا زدن به پروردگارشان حفظ شده‌اند( معصوم هستند ) . تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاتَّخَذُوكَ خَلِيلاً(73) وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شيئاً قَلِيلًا (74) إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا(75)}صدق الله العظيم [الإسراء]
    { نزدیک بود آنها تو را از آنچه بر تو وحی کردهایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند! (۷۳) و اگر ما تو را ثابت قدم نمیساختیم ، نزدیک بود به آنان تمایل کنی. (۷۴) اگر چنین میکردی، ما دوبار زندگی دنیا، و دو بار مرگ، رابه تو میچشاندیم؛ سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمییافتی! (۷۵)}
    این آن چیزی است که من از کتاب خداوند در مورد عصمت رسولان دانسته‌ام؛ اما شما شیعیان به ناحق درمورد رسولان خداوند مبالغه کرده و فتوا داده‌اید آنها از خطا معصومند؛ سبحان الله العظیم! در کتاب خداوند احدی از خطا معصوم نیست مگر یک شیٔ که هیچ شیٔ‌ای مانند او نیست(ليس كمثله شيء) یعنی پروردگار عالمیان و هیچ یک از انسان‌ها ازارتکاب خطا معصوم نیستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَوْ يُؤَآخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ}
    صدق الله العظيم [فاطر:45]

    { اگر خداوند مردم را به سبب کارهایی که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نخواهد گذاشت!}
    ای جماعت شیعیان و اهل سنت؛ من یک موعظه به شما می‌کنم: اگردرمورد عقاید و تأویل‌های خود از کتاب خداوند تفکر کنید؛ خواهید دید بین تفاسیر شما از کتاب خداوند تناقض زیادی وجود دارد؛ مگرمهدی منتظرحق پروردگارتان که خداوند بیان حق کتاب را به او آموخته است و در هیچیک از بیاناتی که برای کتاب آورده و یا برای روشن نمودن عقاید حق مطرح نموده؛ تناقضی پیدا نمی‌کنید.

    برای مثال؛ شیعیان عقیده دارند رسولان از خطا معصوم هستند؛ ولی مهدی منتظر معصوم بودن(درامان بودن) رسولان از خطا را رد کرده و تأکید می‌کند رسولان از مردم در امان هستند و برهان خود را از همین قرآن می‌آورم. برهان من از آیات متشابه نیست بلکه برهان آشکاری است که ازآیات محکم قرآن عظیم آورده شده تا عالم و جاهل شما آن را درک کنند و هیچ حجتی برایتان باقی نماند. استدلال شیعه برای عقایدشان آیه‌ای است که هم‌چنان نیاز به تأویل دارد ولی آیات محکم و بینه در کمین آنان است. پس اگربر معصوم بودن انبیا از خطا اصرار دارند؛ با این کلام خداوند تعالی چه می‌کنند که می‌فرماید:
    {وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إلا أَنْتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ}صدق الله العظيم [الأنبياء:87]
    {و ذاالنون [= یونس‌] را در آن هنگام که خشمگین رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»}
    این نبيّ الله يونس عليه الصلاة والسلام است؛ حال با این فرموده خداوند تعالی چه می‌کنند:
    {وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى}صدق الله العظيم [طه:40]
    { و تو یکی را کشتی؛ اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن، سالیانی در میان مردم «مدین» توقف نمودی؛ سپس در زمان مقدّر به این جا آمدی، ای موسی!}
    همین طور تصمیم خطایی که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - در پاسخ به درخواست صحابه اتخاذ کرد تا مانند پادشاهان زمین در جنگ اسیر بگیرد و منتظر فتوای پروردگار دراین مورد نشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ( 67) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68) فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (69) يَا أيّها النّبي قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنْ الأَسْرَى إِنْ يَعْلَمْ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (70 ) وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ( 71 )}صدق الله العظيم [الأنفال:70]
    {نبی حق ندارد اسیری بگیرد تا در زمین قدرتمند شود؛ شما متاع دنیوی میخواهید و خداوند آخرت را [برای شما] میخواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است (۶۷) اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است]، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸) از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید؛ و از خدا بپرهیزید؛ خداوند آمرزنده و مهربان است! (۶۹)ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‌دهد؛ و شما را می‌بخشد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!» (۷۰) امّا اگر بخواهند با تو خیانت کنند، آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند؛ و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد؛ خداوند دانا و حکیم است! (۷۱)}
    چرا که حکم خداوند برای اسرای جنگی این است که اگر خود اسیر یا نزدیکانش توان مالی دارند؛ برای آزادی فدیه دهند و اگر توان ندارند؛(مسلمانان) بر ایشان منت گذاشته و رهایشان کنند و خداوند منت گذاشتن(و رها کردن اسرا) را بیشتر دوست دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}صدق الله العظيم [محمد:4]
    {تا بر آنها غلبه کنید و تسلط یابید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت] بگیرید؛}
    نبی نباید مانند پادشاهان اسیرگرفته و بنده‌شان کند( مترجم: اسیران جنگی را به عنوان برده نگاه دارد). تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ( 67) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)}صدق الله العظيم [الأنفال]
    {نبی حق ندارد اسیری بگیرد تا در زمین قدرتمند شود؛ شما متاع دنیوی میخواهید و خداوند آخرت را [برای شما] میخواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است (۶۷) اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است]، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)}

    به این ترتیب محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - دراتخاذ این تصمیم برای استجابت درخواست صحابه درمورد اسرای جنگی و منتظر نماندن برای فتوای پروردگارش خطا کرد و اگر رحمتی که خداوند بر او نوشته بود نبود... {لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)}صدق الله العظيم{اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است]، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید}
    لذا ای جماعت شیعیان؛ شما با عقیده معصوم بودن رسولان خداوند و ائمه آل بیت از خطا؛ درباره آنان مبالغه کرده‌اید. اما مهدی منتظرازآیات محکم کتاب خداوند؛ چگونگی عصمت حق رسولان خدا را برای شما بیان نمود؛ آنها از-گزند- مردم (معصومون من الناس) و از افترا زدن به خداوند حفظ شده و معصومند ولی از خطا درامان نبوده و معصوم نیستند. آیا علت شرک شما چیزی جز مبالغه درمورد رسولان خدا و ائمه آل بیت است؟ پس از من پیروی کنید تا شما را به صراط مستقیم هدایت نمایم و شایسته مهدی منتظر حق پروردگارتان نیست که از امیال و خواسته‌های شیعیان و اهل سنت و جماعت پیروی نماید. اگر دیدید که یمانی همان مهدی منتظر حق پروردگارتان است و به حق سخن گفته و راه راست را نشان می‌دهد، پس ازحق آمده از نزد پرورگارتان پیروی کنید که بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست. اگر هم دیدید پیروی از حق برایتان گران تمام شده و غرورتان اجازه نمی‌دهد؛ این تکبر به ناحق بوده و این غروری است که منجر به گناه شده است که در این صورت به شما بشارت می‌دهم عذابی بزرگ در راه است.وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
    خليفة الله الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني.



    اقتباس المشاركة: 141010 من الموضوع: رسالة من سبيل الرشاد إلى ناصر محمد اليماني، وفتوى الإمام المهديّ عن نفي الشفاعة ورؤية الله وعن العصمة ..




    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    03 - 10 - 1432 هـ
    02 - 11 - 2009 مـ
    07:53 مساءً
    _____________



    معنى العِصمـــــة ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    أيها الصافي، فما كنت بعهد الله وافي، وسوف أفتيك لماذا كان ردّ المهديّ المنتظَر عليك جافي بالبيان الكافي ولم أستخدم معكم الحكمة بالدعوة إلى سبيل الله بالموعظة الحسنة، وذلك لأنّي لا أُخاطب كافرين بل نُخاطب قوماً مسلمين يزعمون أنهم مؤمنون بالقرآن العظيم وصار للمهديّ خمس حُججٍ وهو يُحاجهم بالقرآن العظيم ويدعوهم للاحتكام إليه لنحكم بينهم فيما كانوا فيه يختلفون فإذا الشيعة يريدون مهدياً منتظراً يأتي مصدقاً مُتّبعاً لكتاب (بحار الأنوار) فيُحاجّ البشر من كتاب بحار الأنوار فيؤيّد الشيعة الاثني عشر على ما هم عليه فيتّبع أهواءهم ثم يتخذونه خليلاً إن اتّبع أهواءهم، وكذلك أهل السُّنة والجماعة يريدون مهدياً منتظراً يأتي مُتّبعاً لصحيح البخاري ومسلم فيُحاجّ البشر من صحيح البخاري ومُسلم، وجميعكم سُنّة وشيعة معرِضون عن كتاب الله القرآن العظيم الذكر المحفوظ من التحريف حُجّة على محمدٍ عبده ورسوله لو لم يبُلّغ به وحُجّة الله على قومه من بعد التبليغ ليبلغوا به النّاس أجمعين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:44].

    وتصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أيّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس} صدق الله العظيم [المائدة:67].

    وجعل الله نبيه محمد -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شاهداً عليكم بالتبليغ، وجعل الأمّة الوسط شهداء على النّاس أنّهم قد بلغوهم رسالة الله الشاملة القرآن العظيم إلى النّاس كافة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النّاس وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا} صدق الله العظيم [البقره:143].

    ولكن للأسف إنّ الشيعة والسُّنة اختلفوا، فأمّا الشيعة فيبلغون كتاب بحار الأنوار للبشر، وأما أهل السُّنة فيبلغون صحيح البخاري ومسلم وذلك مبلغهم من العلم فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمتهم.

    إلا والله يا من تزعم أنّك الصافي وبعهد الله وافي أنّكم جميعاً شيعة وسُنّة مُعْرِضون عن كتاب الله القرآن العظيم، ولو لم تكونوا معرضين لأجبتم دعوة الاحتكام إلى كتاب الله بل لستم لا على كتاب الله ولا سُنّة رسوله الحقّ بل خلطتم بين الحقّ والباطل وجعلتم القرآن عضين فتأخذون من القرآن ما توافق مع بحار الأنوار، وأما ما اختلف في محكم القرآن عمّا ورد في بحار الأنوار فتعرضون عنه يا معشر الشيعة وتقولون بل القرآن ذو أوجه متعددة. وأما أهل السُّنة والجماعة فيأخذون من القرآن ما توافق مع صحيح البخاري ومسلم وأمّا ما اختلف عن صحيح البخاري ومسلم في محكم القرآن فيعرضون عنه ويقولون لا يعلمُ تأويله إلا الله.

    ويا من يزعم إنّ الصافي يدعو إلى الحقّ ويهدي النّاس إلى سبيل الرشاد بكتاب بحار الأنوار، إنّي أراك تستغرب لماذا المهديّ المنتظَر قاسٍ على الشيعة والسُّنة ولا يستخدم الحكمة والموعظة الحسنة؟ ومن ثم يردّ عليكم المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول: إنما أنفذ أمر الله بالدعوة إلى سبيله بالحكمة والموعظة الحسنة للناس الذين يكفرون بهذا القرآن العظيم وهم لا يعلمون أنّه الحقّ من ربّهم ولذلك ستجدني أدعوهم بالحكمة والموعظة الحسنة وأجادلهم بالتي هي أحسن، أما الشيعة وأهل السُّنة والجماعة فإنهم مؤمنون بهذا القرآن العظيم الذي أدعوهم إليه والنّاس أجمعين إلى اتِّباعه والكُفر بما خالفه فإذاً أول من يتصدى لدعوة المهديّ المنتظر هم الشيعة الاثني عشر وقد كانوا به يستعجلون، وكذلك أهل السُّنة والجماعة فجميعكم معرضون عن دعوة الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني في اتّباع القرآن العظيم الذكر المحفوظ من التحريف، فكيف لا تريد المهديّ المنتظَر أن يغضب من غضب الربّ على الشيعة الاثني عشر وعلى أهل السُّنة والجماعة لأنّهم أول من تصدّى للمهدي المنتظر في دعوته للاحتكام إلى كتاب الله الذِّكر المحفوظ من التحريف واتّباعه والكفر بما خالفه؟ فأبيتُم دعوة المهديّ المنتظَر وقلتُم ليس هذا هو المهديّ المنتظَر بل شيطانٌ أشِرٌ.

    ومن ثم يوجه إليكم المهديّ المنتظَر سؤالاً وأقول: يا معشر السُّنة والشيعة الاثني عشر أخبروني ما هي جريمة المهديّ المنتظَر التي لا تُغتفر في نظركم؟ هل هي لأنكم وجدتم الإمام المهديّ المنتظَر يدعوكم وكافة البشر إلى اتِّباع الذكر ولذلك ترونه شيطاناً أشِراً؟ ثم يردّ عليكم المهديّ المنتظَر بالردّ المُباشر من محكم الذَِّكر قال الله تعالى:
    {إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ} صدق الله العظيم [يس:11]، فمن الكافر والشيطان الأشر في كتاب الله؟ فهل وجدناه الذي اتّبع الذِّكر أم المعرض عن الذِّكر؟ ما لكم كيف تحكمون؟

    ويا معشر الشيعة الاثني عشر إنّي أُشهدُ الله وكفى بالله شهيداً أنّه لا معصومٌ من الخطأ كافة رسل الله بالكتاب ولا المهديّ المنتظَر الذي آتاه الله علم الكتاب، ولكني أشهدُ لله إنّما العصمة للرسل هي من النّاس؛ أي أنّ رسل الكتابِ معصومون من النّاس ليعلم أنّهم أبلغوا رسالة ربّهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً (26) إلا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ ربّهم وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كلّ شَيْءٍ عَدَداً (28)} صدق الله العظيم [الجن].

    فانظر للحكمة من تكليف الحرس الملائكي لرسل ربّهم:
    {لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ ربّهم وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كلّ شَيْءٍ عَدَداً} صدق الله العظيم [الجن].

    ولا ولن تجد في الكتاب أنّ أُمّةً قط قتلوا رسول ربّهم من الذين تتنزل عليهم الرسالات السماوية جميعاً نظراً لأنهم معصومون من ربّهم، وإن همت أُمّةٌ بقتل رسول ربّهم يصرف الله عنه مكرهم أو يأخذهم أخذ عزيز مُقتدرٍ وعَصَمَ رُسلَه منهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كلّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الحقّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ} صدق الله العظيم [غافر:5].

    وذلك ما أعلمه من عصمة الرسل أنّهم معصومون من النّاس. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أيّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس} صدق الله العظيم، ولا أقصد الأنبياء الذين يؤتيهم الله حُكم الكتاب بل الذين تتنزّل عليهم رسالات ربّهم فكذلك يعصمهم من الافتراء على ربّهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاتَّخَذُوكَ خَلِيلاً(73) وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شيئاً قَلِيلًا (74) إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا(75)} صدق الله العظيم [الإسراء].

    وذلك ما أعلمه من العصمة للرسل في كتاب الله ولكنّكم يا معشر الشيعة بالغتم في رسل الله بغير الحقّ وأفتيتم أنّهم معصومون من الخطأ، سبحان الله العظيم! فلا يوجد أحدٌ معصوم من الخطأ في كتاب الله غير شيء واحد ليس كمثله شيء؛ الله ربّ العالمين، وجميع النّاس ليسوا بمعصومين من الخطأ. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لَوْ يُؤَآخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ} صدق الله العظيم [فاطر:45].

    ويا معشر الشيعة والسُّنة إنّما أعظكم بواحدةٍ هو أن تتفكروا في عقائدكم وتأويلاتكم لكتاب الله وسوف تجدون بين تفسيراتكم لكتاب الله تناقضاً كثيراً إلا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم الذي يعلمكم البيان الحقّ للكتاب فلا ولن تجدوا أبداً أيُّ تناقضٍ في بياناته للكتاب ولا لتبيان العقائد الحقّ؛ فلا تناقض.

    وعلى سبيل المثال عقيدة الشيعة في أنّ الرسل معصومون من الخطأ، ولكنّ المهديّ المنتظَر ينفي عصمة الرسل من الخطأ ويؤكد عصمة الرسل من النّاس، ويأتي بالبرهان من ذات القرآن ولا أقول من متشابهه بل أستنبط لكم البرهان المبين من محكم القرآن العظيم حتى يعلمه ويفهمه عالمكم وجاهلكم فلا تكون لكم أي حجّة، وقد يستدل الشيعة بآية لا تزال بحاجة للتفسير على عقائدهم ولكن الآيات المحكمات البيّنات لهم بالمرصاد، فإن أصررتم أنّ الرسل معصومون من الخطأ فأين ستذهبون من قول الله تعالى:
    {وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إلا أَنْتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:87]، وذلك نبيّ الله يونس عليه الصلاة والسلام.

    وأين ستذهبون من قول الله تعالى:
    {وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى} صدق الله العظيم [طه:40].

    وكذلك القرار الخاطئ لمحمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- استجابة لرغبة صحابته أن يكون له أسرى كما لملوك الأرض في الحروب، ولم ينتظر الفتوى من ربّه في هذا الشأن. وقال الله تعالى:
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ( 67) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68) فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (69) يَا أيّها النّبي قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنْ الأَسْرَى إِنْ يَعْلَمْ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (70 ) وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ( 71 )} صدق الله العظيم [الأنفال:70].

    وذلك لأن حُكم الله في أسرى الحرب إمّا فداءً إن كانوا يستطيعون الدفع هم أو أقاربهم أو مَنّاً إذا لم يستطيعوا الدفع، والأحبّ عند الله هو المَنُّ. وقال الله تعالى:
    {حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً} صدق الله العظيم [محمد:4].

    فلا ينبغي أن يكون لنبيٍّ أسرى يستعبدهم كالملوك. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ( 67) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    إذاً أخطأ محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- في قراره في شأن الأسرى فاستجاب لرغبة صحابته ولم ينتظر الفتوى من ربّه؛ ولولا كتاب الله برحمته...
    {لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم

    إذاً يا معشر الشيعة قد أخطأتم فبالغتُم في رسل الله وأئمة آل البيت بغير الحقّ في عقيدة العصمة فإنّكم لخاطئون، ولكن المهديّ المنتظَر بيّن لكم
    عصمة الرسل بالحقّ من محكم كتاب الله أنّهم معصومون من النّاس ومعصومون من الافتراء على الله ولكنّهم ليسوا بمعصومين من الخطأ، وهل سبب شرككم إلا المبالغة في رسل الله وأئمة آل البيت؟ فاتّبعوني أهدِكم صراطاً مُستقيما، وما كان للمهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم أن يأتي مُتَّبعاً لأهوائكم يا معشر الشيعة وأهل السُّنة والجماعة، فإن وجدتم أنّ اليماني هو ذاته المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيم فاتّبعوا الحقّ من ربّكم وما بعد الحقّ إلا الضلال، وإن وجدتم أنفسكم قد عزّت عليكم أن تتّبعوا الحقّ فذلك هو التّكبر بغير الحقّ وهو العزّة بالإثم فأبشِّركم بعذابٍ عظيمٍ.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
    _______________



  2. افتراضي

    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 12 - 1432 هـ
    03 - 11 - 2009 مـ
    10:08 مساءً
    ــــــــــــــــــ




    مقصود از ظلم؛ ظلم شرک به خداوند است نه ظلم گناه کردن....


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..


    ای "صافی" حمد خدا را بجا می‌آورم که مرا از کسانی مانند تو قرار نداده که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند .من از فرمان شیطان که به شما امر کرده ندانسته به خداوند نسبت دهید پیروی نمی‌کنم. ازجمله تأویلی از تو که در ادامه می‌آوریم :

    معصیت در حد خود ظلم است و خداوند در آیات محکم کتابش می‌فرماید: ( اني جاعلك للناس إماما قال ومن ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين ) ایه کریمه تصریح می‌کند که امامت الهی به ظالمان نمی‌رسد و معصیت ظلم است. و تنها کسانی که دراعمال خیر پیشتاز هستند( سابق بالخیرات) به این فضل بزرگ نائل می‌شوند هم‌چنان که خداوند تعالی می‌فرماید: ( ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد ومنهم سابق بالخيرات بإذن الله ذلك هو الفضل الكبير )) صدق الله العظيم.
    ـــــــــــــــــــ

    پایان.


    می‌بینم که آیه را به ناحق ، تأویل کرده‌ای تا آن طور که تو دوست داری با مبالغه در شأن رسولان خداوند و ائمه کتاب و فتوایت مبنی برگناه نکردن آنها،جور دربیاید. سبحان الله که خدایی جزاو نیست و تنها اوست که از خطا منزه و بی شریک است! امام حجتی که با آن با ما مجادله می‌کنی این فرموده خداوند تعالی است:

    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ ربّه بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقره:124]

    { آن گاه را که خدای ابراهیم، او را با سخنانی (اوامر و نواهی و تکالیف و وظائف) بیازمود و او آنها را به تمام و کمال و به بهترین وجه انجام داد. (خداوند بدو) گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    ای شیعیان اثنی عشری!این آیه یکی از بزرگ‌ترین حجت‌هایی است که درآیات محکم ذکر برعلیه شماست؛ چطور محمدبن حسن العسکری را که یک کودک است و نمی‌دانید آیا از پیشتازان خیر (سابق بالخیرات) است و یا از مقتصدان و یا از کسانی که اشکارا به خود ظلم می‌کنند؛ -به امامت- برگزیده‌اید؟ شما عقیده دارید مهدی منتظر محمدبن حسن عسکری است چون پدر او حسن العسکری را امام دانسته و چون محمد بن الحسن فرزند اوست؛ لذا او را به عنوان امام انتخاب نموده‌اید و فتوای خداوند به خلیفه و رسولش إبراهيم عليه الصلاة والسلام را از یاد برده‌اید که:
    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ ربّه بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم

    { آن گاه را که خدای ابراهیم، او را با سخنانی (اوامر و نواهی و تکالیف و وظائف) بیازمود و او آنها را به تمام و کمال و به بهترین وجه انجام داد. (خداوند بدو) گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    از کجا می‌دانید او از کسانی نخواهد بود که به خود ظلم کند و یا از کجا می‌دانید از کسانی نباشد که به عهد خود با خداوند وفا نمی‌کنند؟ علم نزد خداوند است و این شما نیستید که از غیب آگاهید.

    و اما درمورد بیان تو برای این آیه و فرموده خداوند تعالی:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}
    صدق الله العظيم،
    { گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    صافی می‌گوید مقصود خداوند از {قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} { گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد} ظلم "گناه کردن" است ولی مهدی منتظر که جز حق به خداوند نسبت نمی‌دهد ؛ به حق فتوا داده و می‌گوید: مقصود خداوند بزرگترین ظلمی است که در کتاب وجود دارد یعنی ظلم "شرک". آنها کسانی هستند که به خداوند شرک می‌آورند و به علت کبر و غرورشان؛ تا زنده‌اند از این گناه پاک نمی‌شوند تا عهد خدا و رحمت و عفو او شامل ایشان نشود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ}صدق الله العظيم [النساء:48]

    {بی‌گمان خداوند (هرگز) شرک به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هرکس که خود بخواهد می‌بخشد.}
    لذا همانا که مقصود خداوند از این فرموده:

    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}صدق الله العظيم [البقره:124]

    ،{ گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}
    ظلم شرک آوردن به خداوند است نه ظلم"گناه کردن". برای شیعیان و اهل سنت و جماعت؛ فتوا خواهم داد چگونه حق را از باطل تمیز دهند؛ یعنی چطور بفهمید تفسیرتان از کلام خداوند در کتابش حق است یا ندانسته و از روی گمان- که فرد را ازحق بی‌نیاز نمی‌کند- سخن گفته‌اید. برای مثال فتوای صافی این است که شایسته نیست که انبیا الهی ابداً مرتکب گناه و خطایی شوند و به ظن خود این آیات را به عنوان برهان برای ما می‌آورد که خداوند در آن به ابراهیم پاسخ می‌دهد:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}
    صدق الله العظيم [البقره:124]

    ،{ گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    شیعه تصور می‌کند مقصود خداوند این است که: عهد من به گناه‌کاران نمی‌رسد و برای همین اعتقاد دارند که انبیا و ائمه کتاب تا زمان مرگ مطلقاً از گناه و خطا مصون هستند و به این ترتیب هم خود گمراه شده‌اند و هم دیگران را گمراه کرده‌اند. اما جناب صافی؛ وقتی قصد داری برای مردم فتوا بدهی؛ برتوست که بدانی اولاً اگر فتوایت با برهان و دلیل قوی و اشکار از آیات محکم کتاب پروردگار عالمیان باشد، اجر تو و هرکسی که تا روز ایستادن مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان از تو پیروی کرده‌‌اند برتوست. ولی باید این را هم بدانی که اگر فتوایت از روی ظن و گمان باشد این ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ یعنی احتمال صحت یا خطا در آن هست؛ به پروردگارم قسم که هیچ بنده‌ای در تمام ملکوت نمی‌تواند از روی ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- به حق برسد؛ بلکه خود را گرفتار تجارتی زیان‌بار کرده است. زمانی که بدون داشتن علم از جانب پروردگار فتوا بدهد، گرفتار تجارت زیان‌باری شده که تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ إلا سَاء مَا يَزِرُونَ}صدق الله العظيم [النحل:25]

    { آنان باید که در روز قیامت بار گناهان خود را به تمام و کمال بر دوش کشند، و هم برخی از بار گناهان کسانی را حمل نمایند که ایشان را بدون (دلیل و برهان و) آگهی گمراه ساخته‌اند}
    لذا کلام خداوند را تفسیرکردن وفتوا دادن می‌تواند بزرگ‌ترین اجر را داشته باشد و یا باعث شود بار گناه بسیار بزرگی را بر دوش گیرد. اگر فتوا به حق و از روی علم و بر اساس برهان قوی از کتاب پروردگار عالیمان باشد؛ تجارتی موفق است که هم اجر خود را می‌برد و هم اجر تمام مردمی که تا روز قیام مردم در پیشگاه پروردگار عالیمان ازدانش او پیروی کرده‌اند. به همین ترتیب اگر فتوا از روی ظن باشد؛ کسی را ازحق بی‌نیاز نکرده و بار گناه خود و تمام کسانی که تا برپایی قیامت و قیام مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان از او پیروی کرده‌اند بر دوش خواهد داشت.

    برادر صافی! ای پرهیزکارانی که نمی‌خواهید ندانسته به خداوند نسبت دهید! اگر نمی‌خواهید از کسانی باشید جز حق به خداوند نسبت ندهید؛ به کتاب پروردگارتان مراجعه نمایید تا روشن شود آیا کوچک‌ترین سخنی که از روی ظن باشد بر زبان رانده‌اید؟ ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. من به حق برای تمام دانشجویان فتوا می‌دهم؛من به حق برای شیعیان فتوا می‌دهم : به آیات محکم و بینه کتاب؛ آیات ام الکتاب رجوع کنید؛آیاتی که هرعرب زبانی آنها را می‌فهمد و می‌داند؛ سپس به تفسیری که برای این فرموده خداوند تعالی آورده‌اید بنگرید:

    {إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم

    ،{ گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    پس تطبیق را انجام دهید تا روشن گردد آیا تفسیر شما برای این آیه با محکمات کتاب خداوند منافات شدیدی ندارد؟ اینجاست که درمی‌یابید ندانسته به خداوند نسبت داده‌اید. چون اگر این آیه با آیات محکم کتاب منافات نداشته باشد پس ازآیات محکم شده و ظاهرو باطن آن یکی است. و اگر دریافتید تفسیر شما برای این آیه با آیه‌ای محکم ازکتاب خدا در امر فتوای عصمت از گناه تناقض دارد؛ اینجاست که می‌فهمید نسبت ناحق به خدا داده‌اید و باید درپیشگاه خداوند جداً توبه کنید.

    حال به سراغ این می‌رویم که از تفسیر برادر صافی پرده بر داریم. پس آن را در معرض قضاوت آیات محکم قرار می‌دهیم. اگر با هیچ یک از آیات محکم کتاب تعارض نداشت، مهدی منتظر حق ندارد تفسیر صافی را رد کند و اگر دیدیم برادر صافی به حق سخن گفته؛ کاملاً تسلیم آن خواهیم شد. از کجا بدانیم سخنش حق است یا باطل؛ نمی‌توانیم این را به یقین بدانیم مگر اینکه تفسیر او از این آیات را در معرض قضاوت آیات محکم قرار دهیم؛ اگر دیدیم هیچ یک از انبیا خطایی نکرده‌اند متوجه می‌شویم مقصود خداوند از {وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد} صدق الله العظيم چیست و ظاهر و باطن آیه یکی است و مقصود خداوند این است که عهد من به کسی که به خود ظلم کرده و در حیاتش مرتکب گناه شده است نمی‌رسد. در این صورت باید رسولان و ائمه از گناه وخطا معصوم باشند؛ چون این آیه از آیات محکم شده است و متشابه نیست و تناقضی با آیات محکم ندارد.

    ولی من خدا را به شهادت می‌گیرم که در این ایه کلمه‌ای متشابه وجود داردو به علت همین تشابه است که شیعیان دچار خطا شده‌اند. موضع متشابه را دقیقاً برایتان خواهم آورد. تشابه در کلمه {الظَّالِمِينَ} است؛ شیعیان گمان می‌کنند مقصود خداوند ظلم "ارتکاب گناه" است و علت گمراه شدن‌شان تشابه بین {الظَّالِمِينَ} مشرک و ظالمینی است که به علت ارتکاب گناه ظالم بشمار می‌آیند. حال که این کلمه از متشابهات است؛ از کجا بدانیم مقصود کدام گروه از ظالمان است؟ آیا مقصود کسانی است که با آوردن شرک در حق خود ظلم کرده‌اند -وخداوند شرک به خود را نمی‌آمرزد-؟ یا مقصود ظلم "گناه کردن" است -و بهترین گناهکاران کسانی هستند که توبه می‌کنند-؟. اگر شما از کسانی هستید که از خدا می‌ترسید و نمی‌خواهید ندانسته به او نسبت دهید؛ پس به آیات محکم رجوع کنید. اگر دیدید جایی دیگر یکی از انبیا بی شک و تردید مرتکب گناهی بزرگ و واضح و آشکار شده است؛ می‌فهمید به یقین در این آیه مقصود ازظالمین "ظلم گناه" نیست بلکه مقصود ظلم "شرک" است . چون در کتاب خداوند می‌بینید که أن رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام مرتکب قتل شده است. یو نس نیز گناهی بزرگی مرتکب شده و گمانش درباره پروردگار ناحق بوده است و تصور کرده که خداوند او را گرفتار نمی‌کند. او بعد از آن که به سوی قومش فرستاده و مکلف شد رسالت پروردگارش را ابلاغ کند؛ چنین گناه بزرگی را در حق پروردگارش مرتکب گردید. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٣٩﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾ فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾ }
    صدق الله العظيم [الصافات]


    { و يونس از پيامبران بود. (۱۳۹) چون به آن كشتى پر از مردم گريخت، (۱۴۰) قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد. (۱۴۱)ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود. (۱۴۲) پس اگر نه از تسبيح‌گويان مى‌بود، (۱۴۳) تا روز قيامت در شكم ماهى مى‌ماند. (۱۴۴)}
    بنگرید خداوند تعالی چه می‌فرماید:
    {فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ(142) فَلَوْلا أنّه كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ(143) لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(144)}صدق الله العظيم [الصافات]

    {ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود. (۱۴۲) پس اگر نه از تسبيح‌گويان مى‌بود، (۱۴۳) تا روز قيامت در شكم ماهى مى‌ماند. (۱۴۴)}
    سپس می‌پرسید رسول الله یونس چه کرده که مستحق مجازات شده و مجازات او این است که خداوند عمر "حوت" و عمر يونس عليه السلام را که در شکم آن ماهی بزرگ است را تا روز رستاخیز طولانی کند؟ به کتاب خدا رجوع کنید تا از خطایی که او در حق پروردگار سبحانش مرتکب شده آگاه شوید:

    {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لّا إِلَهَ إلا أَنتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ(87) فَاسْتَجَبْنَا له وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ(88)} صدق الله العظيم [الأنبياء]

    {و ذوالنّون ، آنگاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمى‌گيريم. و در تاريكى ندا داد: هيچ خدايى جز تو نيست، تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم. (۸۷) دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اينچنين مى‌رهانيم. (۸۸)}
    رسول الله يونس این گناه بزرگ را بعد از آن مرتکب شده که به رسالت به سوی قومش فرستاده شد که صدهزار نفر و بیشتر بودند و مکلف شده بود تا رسال پروردگارش را به اطلاع آنان برساند. حال به اعتراف رسول الله یونس به ظلمش بنگرید: {سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم.ای جماعت شیعیان بنگرید رسول الله یونس چه می‌گوید: {سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم.حال به فرموده خداوند تعالی بازگردید که : {وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم! ،{ وآیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    پس دیدیم که تفسیر شما با یکی از آیات محکم کتاب متناقض است.

    حال سراغ داستان رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام می‌آییم که مرتکب گناه شد و مردی را بناحق و به گناه به قتل رساند . با این عمل به خود ظلم کرد و توبه وانابه کنان به سوی پروردگارش بازگشت و گفت:

    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ له أنّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم} صدق الله العظيم [القصص:16]

    { گفت: اى پروردگار من، من به خود ستم كردم، مرا بيامرز. و خدايش بيامرزيد. زيرا آمرزنده و مهربان است.}
    لذا ای شیعیان؛ دیدید که تفسیر شما در تناقض با آیات محکم کتاب است و برای‌تان روشن شد مقصود خداوند ظلم "گناه کردن" نیست بلکه ظلم شرک آوردن به پروردگار عالمیان است.

    حال سراغ خطای محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - می‌آییم. او از پیش خود تصمیم گرفت تا مانند دیگر پادشاهانی باشد که اسیر جنگی می‌گیرند و منظر فتوای پروردگارش نماند. جبریل با فتوای حق پروردگارش آمد و نبی خدا دانست مرتکب خطای بزرگی شده است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 67 ) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ( 68 )} صدق الله العظيم [الأنفال]
    {نبی حق ندارد اسیری بگیرد تا در زمین قدرتمند شود؛ شما متاع دنیوی میخواهید و خداوند آخرت را [برای شما] میخواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است (۶۷) اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است]، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)}
    سبحان الله! خداوند تعالی می‌فرماید اگر رحمتی که بر خود فرض نموده نبود؛ جبریل علیه السلام با پاسخ خداوند نازل نمی‌شد بلکه عذاب پروردگار به ایشان می‌رسید:
    {لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم

    { اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است]، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)}

    پس برای‌تان روشن شد که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - تصمیم اشتباهی گرفت و خطا کرد و این خطا بعد از مکلف شدن او به امر رسالت رخ داد. پس توبه و انابه کرد و خداوند نیز ظلمی که او اصحابش به خودشان کرده بودند را آمرزید که او غفور و رحیم است.

    آیه‌ای که صافی با آن برای من حجت آورده؛ از آیات متشابه از آب درآمد و تشابه در یک کلمه از این آیه است :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم،
    { گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من هم؟ گفت: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}

    تشابه تنها در یک کلمه از این آیه است:
    {الظَّالِمِينَ}، و شیعیان تصور کرده‌اند مقصود خداوند ظلم"گناه کردن" است ولی مقصود خداوند ظلم شرک به خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ}صدق الله العظيم [النساء:48]

    {بی‌گمان خداوند (هرگز) شرک به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هرکس که خود بخواهد می‌بخشد.}
    بالاترین ظلم انسان به خود؛ شرک آوردن به خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}صدق الله العظيم [لقمان:13]

    {به خدا شرك مياور، زيرا شرك ستمى است بزرگ.}

    ظلم شرک با ظلم "گناه کردن" فرق دارد؛ چون مؤمن در معرض ابتلاهاست و خطا می‌کند و با این گناهها در حق خود ظلم می‌نماید ولی ظلم شرک مرتکب نشده و مردم را به سوی عبادت خداوندی که شریکی ندارد دعوت خواهد کرد و شایسته نیست که چنین دعوت کننده‌ای مشرک باشد؛ چون مردم را به عبادت خداوندی که شریکی ندارد فرا خواهد خواند. ظلم شرک با ظلم خطاکاری فرق دارد؛ چون ظلم گناه کردن حتی بعد از مکلف شدن به رسالت از جانب پروردگار هم رخ می‌دهد؛ آیا نمی‌بینید شما از متشابهی پیروی می‌کنید که با آیات محکمی که ام الکتابند در تناقض است؟ و خداوند فرمان نداده تا از آیات متشابهی پیروی کنید که تأویل آن را تنها خداوند می‌داند وآن را به بندگانی که خود خواسته باشد می آموزد ؛ بلکه امر خداوند به شما این است که از آیات محکم و بینه یعنی آیاتی که ام الکتابند پیروی نمایید تا به راه راست هدایت شوید. چون اگر از آیات متشابه پیروی کنید؛ خواهید دید ظاهر آن برخلاف آیات محکم کتاب است و از حق منحرف شده و متشابه شما را به گمراهی کشانده و از حق دورتان می‌کند.خداوند تعالی می‌فرماید:

    {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيات مُحْكَمَاتٌ هُنّ أمّ الكتاب وَأُخَرُ متشابهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قلوبهم زيغٌ فَيتّبعون مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إلا أُوْلُوا الأَلْبَابِ}صدق الله العظيم [آل عمران:7]
    { اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بعضى از آيه‌ها محكماتند، اين آيه‌ها ام‌الكتابند، و بعضى آيه‌ها متشابهاتند. امّا آنها كه در دلشان ميل به باطل است، به سبب فتنه‌جويى و ميل به تأويل از متشابهات پيروى مى‌كنند، در حالى كه تأويل آن را جز خداى نمى‌داند. و آنان كه قدم در دانش استوار كرده‌اند مى‌گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نمى‌گيرند.}
    ای "صافی"؛ من امام مهدی به عهد خداوند وفادار بوده و برای او شریکی قائل نمی‌شوم ولی خطاها و گناهان زیادی مرتکب شده‌ام . پس رو به خدا کرده و به درگاه پروردگارم انابه کردم و او را غفور و رحیم یافتم؛ پس او مرا برگزید و هدایت نمود و علم بیان محکمات و متشابه قرآن را به من آموخت. به خداوندی که خدایی جز او نیست اگر گذشتگان و آیندگان و تمام زنده‌ها و مرده‌ها جمع شوند تا از قرآن عظیم در برابر امام مهدی حجت بیاورند؛ خداوند برهان علمی مرا بر ایشان مهیمن و چیره ساخته است؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند. آیا شما هدایا می‌شوید
    ؟

    وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    برادر الشيعة وأهل السُّنة والجماعة الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    .................................



    اقتباس المشاركة: 141011 من الموضوع: رسالة من سبيل الرشاد إلى ناصر محمد اليماني، وفتوى الإمام المهديّ عن نفي الشفاعة ورؤية الله وعن العصمة ..


    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    15 - 11 - 1430 هـ
    03 - 11 - 2009 مـ
    10:08 مساءً
    ــــــــــــــــــ



    الظلمُ ظلم الإشراك بالله وليس ظلمَ الخطيئة ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    ويا أيّها الصافي، الحمدُ لله الذي لم يجعلني مثلكم أقول على الله ما لم أعلم، ولم أتَّبع أمر الشيطان الذي أمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون كمثال تأويلك بما يلي:
    والمعصية بحد ذاتها ظلم والله يقول في محكم كتابه الكريم ( اني جاعلك للناس إماما قال ومن ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين ))، فصريح الآية الكريمة أن الإمامة الإلهية لا ينالها ظالم، والمعصية ظلم، وهذا الفضل الكبير يستحقه فقط السابق بالخيرات كما في قوله تعالى: ( ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد ومنهم سابق بالخيرات بإذن الله ذلك هو الفضل الكبير )) صدق الله العظيم.
    ـــــــــــــــــــ
    انتهى.

    و أراك قد أوّلت الآية بغير الحقّ كما تحب أن تشرك بالمبالغة في رسل الله وأئمة الكتاب أنّهم بحسب فتواك لا يُخطِئون، سبحان الله لا إله غيره المُتنزه عن الخطأ وحده لا شريك له! وأمّا حُجّتك التي تُحاجني بها، وهي قول الله تعالى:
    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ ربّه بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقره:124].

    فهذه الآية هي من أكبر الحُجج عليكم في محكم الذِّكر يا معشر الشيعة الاثني عشر إذ كيف تصطفون الطفل محمد بن الحسن العسكري وأنتم لا تعلمون هل هو سابقٌ بالخيرات أم مُقتصدٌ أم ظالمٌ لنفسه مبين؟ وذلك لأنّ سبب اعتقادكم بأنّ المهديّ المنتظَر هو محمد بن الحسن العسكري كونكم تعتقدون أنّ أباه الحسن العسكري إماماً وبما أنّ محمد بن الحسن هو ابنه فاصطفيتموه إماماً ونسيتم فتوى الله سبحانه إلى خليفته ورسوله إبراهيم عليه الصلاة والسلام ، وقال الله تعالى:
    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ ربّه بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، فما يدريكم هل هو من الظالمين لأنفسهم أم من الذين لم يوفوا بعهد الله؟ فالعلم عند الله ولستم أنتم من تعلمون الغيب.

    وأما بالنسبة لبيانك لهذه الآية أنّ الله يقصد بقوله تعالى:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، فقال الصافي إنّ الله يقصد بقوله: {قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} وأفتى الصافي أنّه يقصد ظُلم الخطيئة، ولكنّي المهديّ المنتظَر الذي لا يقول على الله إلا الحقّ أفتي بالحقّ أنّه: يقصد أعظم الظلم في الكتاب وهو الشرك بالله فأولئك الذين يعلم الله أنّهم بربّهم مشركون فلم يطهرهم بسبب كبرهم حتى الموت حتى لا ينالوا عهده برحمته وعفوه. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ} صدق الله العظيم [النساء:48].

    إذاً إنما يقصد الله بقوله تعالى:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقره:124]؛ أي يقصد ظُلم الشرك وليس ظُلم الخطيئة، وسوف أفتي الشيعة وأهل السُّنة والجماعة كيف يعلمون الحقّ من الباطل، أي كيف تعلمون هل حقاً تنطقون على الله بتفسير كلامه في كتابه بالحقّ أم إنكم قلتم على الله ما لا تعلمون بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، فعلى سبيل المثال فتوى الصافي أنه لا ينبغي للأنبياء أن يخطئوا ابداً وأتى لنا بالبرهان حسب ظنه بردّ الله على إبراهيم: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، فظنّ الشيعة أنّه يقصد: لا ينال عهدي الخطّاؤون، ولذلك اعتقدوا أنّ الأنبياء والأئمة معصومون عن الخطأ عصمةً مطلقةً حتى الموت، فضلّوا وأضلّوا.

    ولكنك يا أيّها الصافي إذا أردّ ت أن تقدم فتوى للناس فعليك أولاً أن تعلم بأنّك لك أجرها وأجر من تبعها إلى يوم يقوم النّاس لربّ العالمين، إذا كانت فتوى بعلمٍ وسلطانٍ مبينٍ من محكم كتاب ربّ العالمين، ولكن عليك أن تعلم إذا كانت فتواك بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً أي إنها تحتمل الصح وتحتمل الخطأ فأقسم بربي لا ينبغي لعبدٍ في الملكوت كلّه أن يصيب الحقّ وهو قد قال على الله بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً؛ بل أوقع نفسه في تجارةٍ خاسرةٍ بسبب فتواه بغير علمٍ من ربّه فوقع في تجارةٍ خاسرةٍ إلى يوم القيامة وخسارته مستمرة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۙ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:25].

    إذاً أمر الفتوى في تفسير كلام الله هو لمن أعظم الأجر أو من أكبر الوزر، فإذا كانت فتوى بالحقّ بعلم وسلطان مبين من كتاب الله ربّ العالمين فهي تجارةٌ رابحةٌ فله أجرها وأجر من تبع علمه من الأمم إلى يوم يقوم النّاس لربّ العالمين، وإذا كانت فتوى بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً فسوف يحمل وزره ووزر المعين لفتواه إلى يوم يقوم النّاس لربّ العالمين.

    ويا أخي الصافي ويا معشر المتقين الذين لا يريدون أن يقولوا على الله ما لا يعلمون، إذا كنتم لا تريدون أن تقولوا على الله إلا الحقّ فتبيّنوا من كتاب ربّكم هل قلتم على الله الحقّ أم نطقتم بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً؟ ولسوف أفتى كافة طُلاب العلم بالحقّ وأفتيكم بالحقّ يا معشر الشيعة وهو أن ترجعوا إلى الآيات المحكمات البيّنات هُنّ أمّ الكتاب يفهمها ويعلمها كلًّ ذو لسا
    نٍ عربيٍّ مبينٍ ثم تنظروا هل تفسيركم لقول الله تعالى: {إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم؛ فأجْرُوا التطبيق فهل لا يتصادم تفسيرُكم لها مع محكم كتاب الله؟ فعند ذلك قد علمتم أنّكم لم تقولوا على الله إلا الحقّ وذلك لأنّها أصبحت آيةً محكمةً ظاهرها كباطنها إن لم تتصادم مع الآيات المحكمات، وإذا وجدتم أن تفسيركم لهذه الآية قد تتناقض مع آيةٍ محكمةٍ في كتاب الله في فتوى العصمة عن الخطيئة فعند ذلك تعلمون أنكم قُلتم على الله غير الحقّ فتتوبوا إلى الله متاباً.

    وسوف نقوم الآن بالكشف عن تفسير الأخ الصافي فنقوم بعرضه على الآيات المحكمات، فإذا لم تتعارض مع أي آيةٍ محكمةٍ في الكتاب فلا يحقّ للمهديّ المنتظَر أن يُنكر تفسير الصافي فيسلّم تسليماً إن وجدنا الصافي نطق بالحقّ، وما يدرينا هل نطق بالحقّ أو بالباطل فلن نستطيع أن نعلم ذلك علم اليقين حتى نقوم بعرض تفسيره لهذه الآية على الآيات المحكمات، فإذا لم نجد أنّه قد أخطأ نبيٌّ قط فعند ذلك علمنا أنّ قول الله تعالى:
    {وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم أنها آيةٌ مُحكمةٌ ظاهرها كباطنها وأنه يقصد لا ينال عهدي من ظلم نفسه وأخطأ في حياته، إذاً لا بد أن يكون الرسل والأئمة معصومين عن الخطأ لأنّ هذه الآية أصبحت مُحكمةً وليست متشابهةً إذا وجدناها لم تصطدم مع آيةٍ محكمةٍ، ولكني أشهد لله أنّ فيها من التشابه في كلمةٍ واحدةٍ، وبسبب ذلك التشابه وقع الشيعة في الخطأ، وسوف آتيكم بموضع التشابه بالضبط وهو في كلمة {الظَّالِمِينَ}، فظنّ الشيعة أنّ الله يقصد ظُلم الخطيئة وسبب ضلالهم هو التشابه بين {الظَّالِمِينَ} المشركين وبين الظالمين بذنوب الخطأ، فما دامت هذه الكلمة من المتشابهات فما يدرينا أي الظالمين يقصد؟ فهل يقصد الذين ظلموا أنفسهم بالشرك ولا يغفر الله أن يشرك به، أم إنه يقصد ظُلم الخطيئة وخير الخطائين التّوابون، فإذا كنتم تتقون الله أن تقولوا عليه ما لا تعلمون فارجعوا للآيات المحكمات فإذا وجدتم في موضعٍ آخرَ أنّ أحدَ الأنبياء أخطأ خطأً واضحاً وجلياًّ لا شكّ ولا ريب وشهد الله عليه بخطَئه فعند ذلك تعلمون علم اليقين أنّه لا يقصد ظلم الخطيئة بل ظُلم الشرك، وبما أنّكم وجدتم أن رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام قتل، وكذلك يونس أخطأ خطأً كبيراً فظنّ في ربّه غير الحقّ أن لن يقدر عليه وذلك من بعد أن أرسله إلى قومه وارتكب هذا الخطأ العظيم في حقّ ربّه من بعد تكليفه بتبليغ رسالة ربّه. وقال الله تعالى: {وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمرسلينَ ﴿139﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿140﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿141﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿142﴾ فَلَوْلَا أنّه كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿143﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿144﴾} صدق الله العظيم [الصافات].

    فانظروا لقول الله تعالى:
    {فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ(142) فَلَوْلا أنّه كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ(143) لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(144)} صدق الله العظيم [الصافات].

    ومن ثم تتساءلون ماذا فعل رسول الله يونس حتى استحق هذا الجزاء والجزاء هو أن يطيل الله في عمر الحوت وعمر يونس عليه السلام في بطن الحوت إلى يوم البعث؟ وارجعوا للكتاب فيفتيكم عن خطئه في حقّ ربّه سبحانه:
    {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لّا إِلَهَ إلا أَنتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ(87) فَاسْتَجَبْنَا له وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ(88)} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    و هذا الخطأ الكبير حدث من رسول الله يونس من بعد إرساله وتكليفه بالبلاغ لرسالة ربّه إلى مائة ألف من قومه أو يزيدون، ومن ثم انظروا لاعتراف رسول الله يونس بظُلمه لنفسه:
    {سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ}، فانظروا يا معشر الشيعة لقول رسول الله يونس: {إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ}، ومن ثم ترجعون إلى قول الله تعالى: {وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.

    فوجدنا تفسيركم جاء مُتناقضاً مع آيةٍ محكمةٍ في الكتاب.

    ومن ثم نأتي لقصة رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام الذي أخطأ وقتل رجلاً بغير الحقّ فأخطأ وظلم نفسه وتاب إلى ربّه وأناب، وقال:
    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ له أنّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم} صدق الله العظيم [القصص:16].

    إذاً يا معشر الشيعة قد وجدتم تفسيركم قد تناقض مع آياتٍ مُحكماتٍ فتبيّن لكم أنّه لا يقصد ظلم الخطيئة بل ظُلم الإشراك بربّ العالمين.

    ومن ثم نأتي لخطأ محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- حين اتخذ قراراً من ذات نفسه أن يكون كمثل الملوك الذين يكون لهم أسرى في الحروب ولم ينتظر الفتوى من ربّه، فجاء جبريل عليه الصلاة والسلام بالفتوى الحقّ من ربّه، ويعلم نبيّه أنّه أخطأ خطأً كبيراً. وقال الله تعالى:
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ له أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدنيا وَاللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 67 ) لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(68)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    سبحان الله! ويقول الله تعالى بأنّ لولا رحمته التي كتب على نفسه لما جاء جبريل عليه السلام بالردّ بل لكان مسّهم من ربّهم عذاباً عظيماً، وقال:
    {لَوْلا كتابٌ مِنْ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم، وهنا قد تبيّن لكم خطأ محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - في اتخاذ القرار الخاطئ وحدث منه ذلك من بعد تكليفه بالرسالة فتاب وأناب وغفر الله له خطأ ظلمه وظلم صحابته لأنفسهم إنّه هو الغفور الرحيم.

    وعليه فقد أصبحت الآية التي يحاجُّني بها الصافي من المتشابهات ونقطة التشابه في كلمةٍ واحدةٍ في قول الله تعالى:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، والتشابه حدث في كلمة وهي: {الظَّالِمِينَ}، فظنّ الشيعة أنه يقصد ظُلم الخطيئة، ولكنّ الله يقصد ظُلم الإشراك بالله. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ}صدق الله العظيم [النساء:48].

    وأعلى درجات ظلم الإنسان لنفسه هو الشرك بالله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].

    وظُلم الإشراك غير ظُلم الخطيئة، وذلك لأنّ المؤمن معرض للابتلاء فيخطئ ويظلم نفسه بظلم الخطيئة وليس بظلم الشرك لأنّه سوف يكون داعيةً للناس إلى عبادة الله وحده لا شريك له فلا ينبغي أن يكون الداعية مشركاً لأنه سوف يدعو النّاس إلى عبادة الله وحده لا شريك له، وظلم الإشراك غير ظُلم الخطيئة لأنّ ظلم الخطيئة قد تحدث حتى بعد تكليف الرسول برسالة ربّه، أفلا ترون أنكم اتّبعتم المتشابه والذي يتناقض مع الآيات المحكمات هُنّ أمّ الكتاب؟ ولم يأمركم الله أن تتبعوا المتشابه الذي لا يعلم بتأويله إلا الله وحده ويُعَلِّم به من يشاء من عباده بل أمركم الله اتباع الآيات المحكمات البيّنات هُنّ أمّ الكتاب فتهتدون إلى صراط مستقيم، وذلك لأنّكم إذا اتّبعتم المتشابه فإنكم سوف تجدون ظاهره مخالفاً لآيات الكتاب المحكمات ثم تزيغون عن الحقّ فيضلكم المتشابه ضلالاً بعيداً. وقال الله تعالى:
    {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيات مُحْكَمَاتٌ هُنّ أمّ الكتاب وَأُخَرُ متشابهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قلوبهم زيغٌ فَيتّبعون مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إلا أُوْلُوا الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:7].

    ويا أيّها الصافي، إنّي الإمام المهديّ بعهد الله وافٍ لا أشرك به شيئاً ولكنّني كنتُ كثير الخطايا والذنوب فأنبتُ إلى ربّي فوجدتُ ربّي غفوراً رحيماً، فاجتباني وهداني وعلّمني البيان للقرآن مُحكمه ومتشابهه، إلا والله الذي لا إله غيره لو اجتمع الأولون والآخرون الأحياء منهم والأموات أجمعون ليحاجُّوا الإمام المهديّ بالقرآن العظيم لجعلني الله المُهيّمن عليهم جميعاً بسُلطان العلم ولكنّ أكثر النّاس لا يعلمون، فهل أنتم مُهتدون؟

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو الشيعة وأهل السُّنة والجماعة؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    _____________



  3. افتراضي

    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 11 - 1430 هـ
    06 - 11 - 2009 مـ
    12:41
    am
    ــــــــــــــــ





    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}.{و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}....


    بسم الله الرحمن الرحيم وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    ای"صافی" من مهدی منتظر به حق سخن می‌گویم و تنها از حق دفاع می‌کنم نه از ناحق و سؤالم از تو این است که: آیا برای این آیه؛ بیان و تفسیری بجز بیانی که برای آن نازل شده می‌‌دانی . مقصود این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49]
    {
    و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}؟
    و اما مهدی منتظر می‌گوید: این آیه از آیات محکم و ام الکتاب است و خداوند خود را از ظلم کردن به احدی از بندگانش منزه می‌شمارد ولی "صافی" به خداوند نسبت ظلم می‌دهد چون معتقد است رسول الله یونس علیه الصلاة و السلام هیچ خطایی مرتکب نشده است! اگر رسول الله یونس علیه الصلاة و السلام خطایی نکرده پس چرا خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمرسلينَ ﴿139﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿140﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿141﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿142﴾ فَلَوْلَا أنّه كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿143﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿144﴾}صدق الله العظيم [الصافات]
    { و يونس از پيامبران بود. (۱۳۹) چون به آن كشتى پر از مردم گريخت، (۱۴۰) قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد. (۱۴۱)ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود. (۱۴۲) پس اگر نه از تسبيح‌گويان مى‌بود، (۱۴۳) تا روز قيامت در شكم ماهى مى‌ماند. (۱۴۴)}
    پس چرا مستحق شد تا ابد در شکم ماهی زندانی شود و در تاریکی روی تاریکی زندانی بماند و اگر حکم زندان ابد برای تمام عمرش بود راحت‌تر بود اما حکم او زندان ابد تا فرا رسیدن رستاخیز بود! و حکم بر این بود که عمر رسول خدا یونس و عمر ماهی که زندان او بود تا رسیدن روز رستاخیز دراز شود. پس باید رسول الله یونس درحق خود ظلمی کرده باشد واگر بر اساس فتوای " صافی" خطایی نکرده باشد که خداوند سبحان ظالم خواهد بود. پس جواب را به رسول الله یونس می‌سپارم تا به "صافی" پاسخ داده و پروردگار خود را از این نسبت منزه سازد:

    {أَن لّا إِلَهَ إلا أَنتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ}
    صدق الله العظيم [الأنبياء:87]
    {هيچ خدايى جز تو نيست، تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم}

    ای مردم چرا بی‌جهت و به ناحق درمورد بندگان خداوند مبالغه می‌کنید؛ پروردگارتان را منزه بشنارید که او تنها کسی است که خطا نمی‌کند ولی تمام بندگانش خطا می‌کنند و بهترین خطاکاران توابین هستند و بعد از ظلم کردن به خود؛ مشمول عهد پروردگارشان می‌شوند. بدانید که عهد پروردگارشان این است که رحمت را برخود فرض نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ ربّكم عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أنّه مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (54) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيات وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (56) قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ ربّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إلا لِلَّهِ يَقُصُّ الحقّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ (57) قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ (58)}صدق الله العظيم [الأنعام]
    { هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح نماید، او آمرزنده مهربان است.» (۵۴) و این چنین آیات را برمیشمریم، و راه گناهکاران آشکار گردد. (۵۵) بگو: «من از پرستش کسانی که غیر از خدا می‌خوانید، نهی شده‌ام!» بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!» (۵۶) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید، به دستِ من نیست! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جداکننده است.» (۵۷) بگو: «اگر آنچه درباره آن عجله دارید نزد من بود، و کار میان من و شما پایان گرفته بود؛ ولی خداوند ظالمان را بهتر می‌شناسد » (۵۸)}

    اما شما شیعیان می‌خواهید درمورد رسولان الهی و ائمه آل بیت به ناحق مبالغه کنید و آنها را به صورت مطلق از خطا مصون و معصوم بدانید؛ اما آنها از افترا زدن به خداوند مصون بوده و حفظ می‌شوند و اما درمورد خطا کردن؛ خداوند عصمت مطلق به ایشان عطا نکرده . سبحان الله و تعالی علواً کبیرا! او یگانه است و خدایی جز او نیست و کسی جز او از خطا منزه نیست؛ شما را چه می‌شود که برای خداوند همتا قائل می‌شوید؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 141012 من الموضوع: رسالة من سبيل الرشاد إلى ناصر محمد اليماني، وفتوى الإمام المهديّ عن نفي الشفاعة ورؤية الله وعن العصمة ..




    - 5 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 11 - 1430 هـ
    06 - 11 - 2009 مـ
    12:41 صباحاً
    ــــــــــــــــ



    { وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا } ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أيها الصافي، إنّما المهديّ المنتظَر ينطق بالحقّ ويدافع عن الحقّ ولا غير الحقّ وإليك سؤالي هذا: فهل تعلم بياناً لهذه الآية التالية غير بيانها التي تنزَّلت به وهو قول الله تعالى:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49]؟

    فأمّا المهديّ المُنتظَر فيقول: إن هذه آيةٌ مُحكمةٌ من آيات أمّ الكتاب تُنَزِّهِ اللهَ عن ظُلم أحدٍ من عبيده، ولكن الصافي يصف الله بالظلم لأنّه لا يرى من رسول الله يونس عليه الصلاة والسلام أي خطأ! فإذا لم يخطئ رسول الله يونس عليه الصلاة والسلام، فلماذا قال الله تعالى:
    {وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمرسلينَ ﴿139﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿140﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿141﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿142﴾ فَلَوْلَا أنّه كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿143﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿144﴾} صدق الله العظيم [الصافات]؟

    فلماذا كان يستحق هذا السجن المؤبد أن يلبث في بطن الحوت في ظُلماتٍ بعضها فوق بعض فكان الحُكم عليه بالسجن المؤبد إلى يوم البعث؟ ولو كان طيلة حياته لكان الأمر أهون! بل سوف يطيل حياة رسوله يونس ويطيل حياة الحوت لكي يطول سجنه إلى يوم البعث، فأصبح لا بد من أن يكون رسول الله يونس قد ظُلم نفسه، أمّا إذا لم يخطئ حسب فتوى الصافي فقد أصبح الله هو الظالم سبحانه، وسوف أترك رسول الله يونس عليه الصلاة والسلام يُردّ على الصافي فيُنزه ربّه وقال:
    {أَن لّا إِلَهَ إلا أَنتَ سبحانكَ إِنِّي كنت مِنَ الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:87].

    فلماذا يا قوم تبالغون في عباد الله بغير الحقّ، نزّهوا ربَّكم إنّه الوحيد الذي لا يخطئ، وأمّا عباده فهم خطّاءون وخير الخطّائين التوابون، وينالون عهد ربّهم من بعد ظلمهم لأنفسهم،
    ألا وإن عهد ربّهم هو رحمته التي كتب على نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ ربّكم عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أنّه مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (54) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيات وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (56) قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ ربّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إلا لِلَّهِ يَقُصُّ الحقّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ (57) قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ (58)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    ولكنّكم يا معشر الشيعة تريدون أن تُبالغوا في رسل الله وأئمة آل البيت بغير الحقّ بأنّهم معصومون عن الخطأ عصمةً مُطلقةً ولكنّهم معصومون من الافتراء على الله، وأمّا الخطأ فلم يعصمهم الله بالعصمة المُطلقة عن الخطأ سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً! فهو الوحيد لا إله غيره المُنزَّه عن الخطأ، فما خطبكم تجعلون لله أنداداً أفلا تتقون؟

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ____________



المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 16-01-2019, 11:00 PM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 07-08-2017, 12:58 PM
  3. معنای بدعت چیست؟ حکم مجالس سرور و....
    بواسطة فاطمه في المنتدى فارسي
    مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 06-09-2016, 07:57 PM
  4. مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 18-09-2014, 04:42 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •