النتائج 1 إلى 10 من 10

الموضوع: مجموعه بیانات امام مهدی خطاب به دو شیخ گرانقدر طارق السویدان و سلیمان العلوان

  1. افتراضي مجموعه بیانات امام مهدی خطاب به دو شیخ گرانقدر طارق السویدان و سلیمان العلوان


    (مجموعه بیانات امام مهدی خطاب به دو شیخ گرانقدر طارق السویدان و سلیمان العلوان)

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - ربیع الثانی - 1431 هـ
    18 - 03 - 2010 مـ
    ۲۷-اسفند-۱۳۸۸ه.ش
    04:02 صـباحاً
    ــــــــــــــــــــــ


    تمام جماعت انصار و بازدیدکنندگان به حق شاهد باشند...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين والتابعين للحق إلى يوم الدين..
    تمام انصار پیشگام برگزیده و کلیه میهمانان میز گفتگو-بدانید- مهدی منتظر در پایگاه شیخ گرانقدر دکتر طارق محمد السویدان ثبت نام کرده است. آن چه که می‌خواهم بگویم این است که اگر دیدید شیخ فاضل دکتر طارق السویدان با دانشی هدایت‌گرتراز دانش ناصر محمد یمانی و سخنانی درست‌ترو راهی استوارتر، توانست بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کند؛ بر تمام انصار است که از پیروی از مهدی منتظر بازگردند، شایسته مؤمن نیست نسبت به عالمی تعصبي كوركورانه داشته باشد؛ آیا علت گمراهی مسلمانان همین تعصب کورکورانه و پیروی کورکورانه و بدون تعقل نیست؟ برای همین مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تمام انصارش را از تعصب کورکورانه بر حذر می‌دارد، اگر مؤمن هستید؛ شایسته نیست که غرور و تعصب شما را به گناه بکشاند..اگر دریافتید ولو یکی از علمای مسلمین با علمی هدایتگرتر از علم ناصر محمد یمانی بر وی غلبه کرد بگویید:" این عالم درست می‌گوید؛ و امام ما اشتباه کرده است و باید در این مسئله از حرف خود بازگردد".

    اما به اذن خداوند به شما وعده راستین می‌دهم که تمام علمای ادیان آسمانی؛ اگر به دعوت به پذیرش حکمیت قرآن عظیم پاسخ دهند، قادر نخواهند بود بر ناصر محمد یمانی غلبه کنند و اگر دیدید که خداوند رؤیای حق او را در واقعیت محقق نساخت که هیچ عالمی نباشد که با قرآن با وی مجادله کند مگر آن که ناصر محمد بر وی غلبه نماید؛ این حکم خدا بین علمای امت و ناصر محمد یمانی است، می‌دانید چرا؟ چون عقل و منطق می‌گوید اگر ناصر محمد یمانی حقاً امام مهدی منتظر باشد؛ سزاوار نیست و نباید هیچ یک از علمای مسلمین ومسیحی و یهودی بتوانند بر او غلبه نمایند، چرا که خداوند او را برای حکمیت میان تمام علمای ادیان برمی‌انگیزد، تا صفوف بشر را بر ضد مسیح کذاب که قصد به فتنه انداختن مسلمانان و تمام مردم را دارد، متحد سازد. به همين دلیل خداوند علم او را فزونی داده و هم چنان بر آن می‌افزاید و همان طور که جدم محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- فتوا دادند که هیچ کس نیست که از قرآن با من مجادله کند؛ مگر آن که به حق بر وی غلبه نمایم، پس باید با محقق کردن این رؤیا در واقعیت؛ خداوند مرا یاری نماید واگر نکرد؛ من مهدی منتظر نیستم؛ چرا که رؤیا به صاحب آن اختصاص دارد و مسلمانان به هیچ وجه نباید احکام دین را بر اساس رؤیا بنا نهند، که اگر چنین کنید، شیطان شما را از راه راست-صراط مستقیم- خارج خواهد کرد و دینتان را دگرگون خواهد ساخت. این فتوای مهدی منتظر ناصر محمد یمانی برای کسانی است که مرا به علت این که خبر داده‌ام کسی که به من فتوا داده است که من مهدی منتظرم؛ محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم-بوده‌اند و به دلیل اعتقاد به رؤیا از من پیروی کرده و تصدیقم نموده‌اند. به این گروه از افراد می‌گویم: چه کسی به شما فتوا داده است که یقین وپیروی خود را بر اساس رویایی بنا نهید که ناصر محمد یمانی برایتان فتوای داده است؟ هیهات هیهات؛ سزاوار نیست که بر اساس رویا یقین پیدا کنید؛ مگر این که ببینید خداوند رویای ناصر محمد یمانی را در واقعیت محقق ساخته باشد و در عالم واقعیات؛ واقعاً عالمی پیدا نشود که از کتاب خداوند قرآن عظیم با ناصر محمد یمانی مجادله کند؛ مگر این که امام ناصر محمد یمانی به حق و با دلایل قوی و علمی روشن از آیات محکم قرآن عظیم؛ بر وی غلبه نماید وهرادعایی دلیل می‌خواهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۱].
    {بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید!»}
    برهان این نیست که سخنانی از روی ظن به خداوند نسبت داده شود و همانا که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی‌کند. همانا که برهان، بی شک و تردید دلیل علمی قوی از جانب خداوند رحمن است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُعْرِضُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنبياء:۲۴].

    {بگو: «دلیل‌تان را بیاورید! این ذکر کسانی است که با من هستند، و ذکر کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل روی گردانند}
    لینک پایگاه دکتر طارق سویدان در زیر می‌آید؛ ولی می‌خواهم تمام انصار و کلیه بازدیدکنندگان به حق شاهد باشند که امام مهدی تکبر نمی‌ورزد و از علمای امت برای گفتگو دعوت می‌کند ولو این که گفتگو در یکی از پایگاه‌های آنان باشد؛ چرا باید استکبار ورزیده و ابا کنیم و بخواهیم گفتگو حتما در پایگاه مهدی منتظرناصر محمد یمانی باشد. اما مهم این است که صاحب آن پایگاه از علمای مشهور و مدیران پایگاه از متقیان باشند و افترا نزده و حقوقی که بر عهده‌شان است رعایت کرده و اقدام به تحریف و دست‌کاری نکنند؛ علت این درخواست هم آن است که در یکی از پایگاه‌های شیعی درسی به ما داده شد. وقتی به عنوان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به عنوان میهمان در آن جا ثبت نام کرده و از آنها برای گفتگو درخواست نمودم؛ کاری که کردند این بود که از نام من استفاده کرده و مطالبی را از قول من نقل کردند که نگفته‌ بودم؛ این کار تنها از شیطان رجیمی بر می‌آید که وجدان و ایمان و احسان در او نابود شده باشد واین عمل اولیاء خداوند رحمن نیست وحسبي الله ونعم الوكيل.
    حال در پایگاه دکتر طارق سویدان ثبت نام کردیم و هم چنان منتظریم که ببینیم چگونه با ما رفتار می‌کنند؛ آیا مانند برخی پایگاه شیعیان عمل می‌کنند یا این که راه درست و هدایت را انتخاب می‌کنند؟ و این به اخلاق و احترام‌ گذاشت آنها به دیگران باز می‌گردد. در زیر لینک پایگاه دکتر سویدان آمده است ؛ پس به حق شاهد باشید. و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین...
    http://www.suwaidan.com/vb1/showthre...018#post287018
    أخوكم، الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


    اقتباس المشاركة: 5170 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان )

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 04 - 1431 هـ
    18 - 03 - 2010 مـ
    04:02 صـباحاً
    ــــــــــــــــــــــ



    كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسَلين وآله الطيّبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار وكافة الوافدين إلى طاولة الحوار، لقد تمّ اشتراك المهديّ المنتظَر بموقع فضيلة الشيخ الدكتور طارق محمد السويدان، وما أريد قوله لكم هو لئن وجدتم فضيلة الشيخ الدكتور طارق محمد السويدان قد هيمن على الإمام ناصر محمد اليماني بعلمٍ أهدى من علم ناصر محمد اليماني وأصدق قيلاً وأقوم سبيلاً فعلى جميع الأنصار أن يتراجعوا عن اتّباع المهدي المنتظر، فلا ينبغي للمؤمن أن يتعصَّب مع العالِمِ التعصبَ الأعمى، فهل كان سبب ضلال المسلمين إلاّ التعصب الأعمى والاتّباع الأعمى من غير أن يستخدموا عقولهم؟ ولذلك يُحذّر المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني كافة أنصاره أن يتعصّبوا معه تعصّباً أعمى، فلا ينبغي لكم أن تأخذكم العزّة بالإثم إن كنتم مؤمنين، فإن وجدتم ولو عالماً واحداً من علماء المسلمين هيمن بعلمٍ أهدى من علم ناصر محمد اليماني فقولوا: "صدق ذلك العالم وأخطأ إمامنا وعلى إمامنا أن يتراجع في تلك المسألة".

    ولكنّي أعدُكم بإذن الله وعداً غير مكذوب بأنّه لن يستطيع أن يُهيمن على الإمام ناصر محمد اليماني كافة علماء الديانات السماويّة لئن استجابوا لدعوة الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم، فإن لم تجدوا أنّ ناصر محمد اليماني حقاً قد أصدقه الله الرؤيا بالحقّ فلا يُحاجّه أحد من القرآن إلا غلبه، فهذا هو حكم الله بين علماء الأمّة وبين ناصر محمد اليماني، فهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّه والعقل والمنطق إذا كان ناصر محمد اليماني هو حقاً الإمام المهديّ المنتظَر فلا ينبغي أن يهيّمن عليه كافة علماء المسلمين والنصارى واليهود وذلك لأنّ الله بعثه حَكماً بالحقّ بين كافة علماء الديانات حتى يوحّد صفوف البشر ضدّ المسيح الكذاب الذي يريد فتنة جميع المسلمين والنّاس أجمعين، ولذلك زادني ربّي بسطةً في العلم ولا يزال يزيدني، وكما أفتاني جدّي محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - بأنّه لا يحاجِجْني أحدٌ في القرآن إلا غلبتُه بالحقّ، ولذلك فلا بدّ أن يصدقني الله الرؤيا بالحقّ على الواقع الحقيقي، ما لم؛ فلستُ المهدي المنتظر، ذلك لأنّ الرؤيا إنّما تخصّ صاحبها فلا ينبغي للمسلمين أن يبنوا على الرؤيا أحكام الدين أبداً أبداً أبداً، فإن فعلتم فسوف يُضلّكم الشياطين فيخرجوكم عن الصراط المستقيم فيبدّلوا دينكم تبديلاً، وتلك فتوى من المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني للذين صدّقوني بسبب أنّي قد أخبرتهم إنّ الذي أفتاني بأنّي المهديّ المنتظَر هو محمدٌ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - ولذلك اتّبعوني بسبب عقيدة الرؤيا، ومن ثم أردّ عليهم وأقول لهم: فمن أفتاكم أنّه يحقّ لكم أن تبنوا يقينكم واتّباعكم بسبب الرؤيا التي أفتاكم بها ناصر محمد اليماني؟ هيهات هيهات، فلا ينبغي لكم أن توقنوا بهذه الرؤيا حتى تجدوا أنّ الله أصدق المهديّ المنتظَر بالحقّ على الواقع الحقيقي فوجدتم أنّهُ حقاً لا يُحاجج ناصر محمد اليماني أحدٌ من كتاب الله القرآن العظيم إلا هيمن عليه الإمام ناصر محمد اليماني بالحقّ بسلطان العلم المبين من محكم القرآن العظيم، فلكل دعوى برهان، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:111].

    وليس البرهان بقول الظنّ على الرحمن فإنّ الظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً، إنّما البرهان هو سلطان العلم من الرحمن لا شك ولا ريب، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ۖ هَـٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

    وما يلي رابط موقع الدكتور طارق السويدان، ولكن أريد من الأنصار وكافة الزوار يكونوا شهداء بالحقّ بأنّ الإمام المهدي لا يتكبّر ويطالب علماء الأمّة بالحوار فحتى ولو شاءوا أن يكون الحوار في أحد مواقعهم لما استكبرنا وأبينا إلا أن يكون في موقع المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، ولكن المهم لدينا هو أن يكون الموقع صاحبه عالِماً مشهوراً والمشرف عليه من الأتقياء الذين لا يفترون والحقّوق لديهم محفوظة من التحريف والتزييف، وذلك لأنّه قد لُقِّنَّا درساً من أحد مواقع الشيعة إذ سجّل المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني في موقعهم ضيفاً عليهم وطالبهم للحوار فما كان منهم إلا أن استخدموا معرّفي فيقولون عليّ ما لم أقله، ولن يفعل ذلك إلا شيطانٌ رجيمٌ معدوم الضمير ومعدوم الإيمان والإحسان وليس من أولياء الرحمن، وحسبي الله ونعم الوكيل.

    وها نحن سجّلنا في موقع الدكتور طارق السويدان ولا نزال ننتظر كيف يتصرّفون معنا، فهل هم كمثل بعض المواقع الشيعيّة أم أنّهم أهدى سبيلاً؟ فهذا يعود لأخلاقهم واحترامهم للآخرين، وفيما يلي رابط موقع الدكتور السويدان فكونوا شهداء بالحقّ، وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    http://www.suwaidan.com/vb1/showthre...018#post287018

    أخوكم، الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ____________



  2. افتراضي

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - جمادی الأول - 1432 هـ
    24 - 04 - 2011 مـ
    ۴-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    07:58 صـباحاً
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14196

    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ امام مهدی به شيخ فاضل سليمان العلوان وطارق السويدان..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار إلى اليوم الآخر..


    سلامُ الله عليكم ورحمته وبركاته؛ ای علمای منابر و ازجمله طارق السویدان و سلیمان العلوان؛ آنان که با این حجت که ناصر محمد یمانی از امیال آنها پیروی نکرده و خود را "محمد بن عبدالله" نمی‌نامد و یا آن گونه که آنان تصور می‌کنند ظاهرش شبیه توصیفاتی که از رسول خدا نقل شده یعنی" بینی کشیده و پیشانی بلند" نیست، از دعوت به پذیرش حکمیت قرآن سرباز می‌زنند. امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان می‌گوید: شیخ گرانقدر سلیمان العدوان؛ شیخ گرانقدر طارق السویدان؛ من امام مهدی شما را به حکمیت بر اساس قرآن دعوت کرده و با علم و دلیل قوی برای‌تان حجت می‌آورم و برخی از عقایدی که درنزد شماست و افترا و دروغ شیطان است که بر زبان اولیائش –که تظاهر به ایمان می‌کنند اما کفر و مکر خود را پنهان می‌دارند- جاری شده در هم کوبیده و نابود می‌کنم. آنها احادیثی را نزد خود پنهان می‌کردند که مخالف آیات محکم ذکر و مخالف عقل و منطق است و چه سخنی صحیح‌تر و صادق‌تر از کلام خداوند است! پس از راه حق پروردگارتان پیروی نمایید؛ مسیر باطل را درپیش نگیرید که من نصیحت کننده‌ی امین شما و رحمت خداوند بر عالمیانم.
    شیوخ گرانقدر طارق السویدان و سلیمان العلون، دعوت به پذیرش حکمیت قرآن را پاسخ دهید و با علم و برهان های قوی از حدود دین دفاع کنید؛ هر ادعایی به برهان نیاز دارد و برهان حق همان دلایل قوی علمی از جانب خداوند رحمن است که شکی در آن راه ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ} [البقرة:۱۱۱]
    {اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ} [الأنبياء:۲۴].
    {بگو: «دلیلتان را بیاورید! این ذکر کسانی است که با من هستند، و ذکر کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل روی گردانند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩} صدق الله العظيم [الأنعام].

    {بگو: خاص خداست حجت محكم و رسا، اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد.}
    می‌دانید حجت بالغه خداوند دربرابر شما چیست؟ جواب را در آیات محکم کتاب و در فرموده خداوند تعالی خواهید یافت:
    {وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (۱۵۵) أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ (۱۵۶) أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ من ربِّكم وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ﴿۱۵۷﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵)تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    و از خلال این آیات به حق بودن حدیث نقل شده ازمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم یقین می‌کنیم که فرموده است:
    [القُرآنُ حجّة لكَ أَوْ حُجَّةٌ عَلَيكَ] صدق عليه الصلاة والسلام، یعنی اگر از قرآن عظیم تبعیت کردید و آنچه را که مخالف آیات محکم قرآن است رها نمودید؛ قرآن حجت شما در پیشگاه خداوند خواهد بود و شما را مورد رحمت خود قرار می‌دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید}
    و اگراز آیات محکم قرآن عظیم پیروی نکنید؛ حتما درپیشگاه خداوند حجت او بر علیه شما خواهد بود و با آتش خود عذابتان می‌نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿١٠٤أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿١٠٨} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {شعله‌های سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهای‌شان نواخته می‌شود؛ و در دوزخ چهره‌ای عبوس دارند. (۱۰۴)آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم ! (۱۰۷) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸)}
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید}
    {وَهَـٰذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ ۚ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿٥٠} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {و این (قرآن) ذکر مبارکی است که (بر شما) نازل کردیم؛ آیا شما آن را انکار می‌کنید}
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].
    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند}
    {إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿١١} صدق الله العظيم [يس].
    {تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری (الهی) پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده}
    به این ترتیب؛ اگر از قرآن پیروی نشود؛ این ذکر حکیم حجت خداوند بر رسول و مؤمنین و تمام مردم است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤} صدق الله العظيم [الزخرف]،
    { و به راستى كه [قرآن‌] براى تو و براى قوم تو تذكّرى است، ودر مورد آن‌ پرسيده خواهيد شد.}
    این حبل متین الهی است؛ پس به آن پای‌بند باشید و نسبت به هر آن چه که مخالف آیات محکم آن است کافر شوید-فرقی ندارد درتورات باشد یا انجیل و یا احادیث بیان سنت نبوی- پراکنده نشوید و از راه‌هایی که شما را از راه حق پروردگارتان دور می‌کند؛ پیروی نکنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:۱۰۳]

    {و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛}
    چون قرآن عظیم نوری است که بر رسولش نازل شده است، هرکس به محکمات آن پای‌بند بماند و نسبت به آن چه که مخالف محکمات آن است-فرقی ندارد در تورات باشد یا انجیل یا سنت نبوی- کافر شود؛ به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده است چون قرآن برهان حق خداوند برای تمام مردم است و خداوند به شما امر نموده که به آن ایمان داشته و به محکمات آن پای‌بند باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾ }
    صدق الله العظيم [النساء].

    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    کلام خداوند تعالی را به یاد داشته باشید:
    {فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ} صدق الله العظيم،
    {امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند}
    این یعنی قرآن عظیم حبل الهی است وخداوند تعالی در این کلام خود به شما فرمان می‌دهد که به محکمات کتاب پای بند باشید:

    {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ} صدق الله العظيم.
    {و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛}
    ممکن است یکی از قرآنیون سخن مرا قطع کرده و بگوید: "الحمدلله که ما قرآنیون تنها گروهی هستیم که به حبل الهی قرآن عظیم پای‌بندیم؛ پس فرقه نجات یافتگان ما هستیم". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: خیر بلکه شما، خود و پیروانتان را گمراه نموده‌اید؛ چه کسی به شما فتوا داده که به قرآنش پای‌بند باشید و از متشابه آن پیروی کرده و بیان آن را که در سنت حق نبوی آمده است، رها سازید؟ بلکه باید در مواردی که چیزی را برخلاف محکمات قرآن یافتید-فرقی ندارد در تورات باشد یا انجیل یا سنت بیان نبوی-آن گاه فقط به قرآن پای بند باشید؛ چون آن چه که برخلاف آیات محکم قرآن باشد؛ از جانب خداوند نیست. آیا از خدا نمی ترسید؟
    و اما امام مهدی حق پروردگارتان...خداوند مرا از قرآنیون قرار نداده است که قرآن را از پیش خود تفسیر کرده و دو نوبت از نمازهای واجب را از دست دادند، در حالی که نماز از ارکان اسلام است و هرکس آن را خراب کند؛ دین را خراب کرده است؛ خداوند مرا از شیعیان نیز قرار نداده است که از قسمت‌هایی از قرآن تبعیت می‌کنند که موافق روایاتشان است و هرچه را که مخالف روایات باشد رها کرده و می‌گویند:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ}
    [آل عمران:۷]
    { و تفسیر آنها را، جز خدانمی‌دانند}
    خداوند مرا از اهل سنت و جماعت نیز قرار نداده است؛ از کسانی که از قسمت‌هایی از قرآن پیروی می‌کنند که با روایات و احادیثی که دارند موافق است و هرچه با آیات محکم قرآن مخالف باشد؛ می‌گویند:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ} [آل عمران:۷]
    { و تفسیر آنها را، جز خدانمی‌دانند}

    من مهدی منتظر به شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت پاسخ داده و می گویم:

    {قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}
    [التوبة:۳۰]
    { خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند}
    و شیعیان و سنیان هردو از سنّیان هستند چون به سنّت آویخته و محکمات قرآن را به بهانه این که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند؛ پشت سر رها کرده‌اند. خداوند نفرموده است که تأویل قرآن را جز خدا کسی نمی‌داند، بلکه مقصود خداوند تنها آیات متشابه است این آیات تنها ده درصد کتاب از آیات قرآن هستند ولی ۹۰ درصد آیات کتاب از محکمات بوده و برای عالم و جاهل روشن و واضح‌اند چون این آیات؛ آیات ام الکتاب هستند. هرکس از آن چه که در آیات محکم کتاب آمده روبرگرداند و از متشابهات قرآن که هنوز به تأویل احتیاج دارند، پیروی نماید، گمراه شده و قلبش از حق منحرف و تنگ است. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧} صدق الله العظيم [آل عمران].
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند ؛ و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا نمی‌داند و راسخان در علم، می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
    اما امام مهدی از شما دعوت می‌کند که به آیات محکم کتاب که ام الکتابند و برای عالم و عامه مسلمانان که زبان عربی مبین را بداند روشن هستند، پای‌بند باشید و تنها کسی از آنها روبرمی‌گرداند که قلبش از حق روشنی که در آیات محکم کتاب خداوند آمده است؛ منحرف شده باشد. در حقیقت تنها فاسقان هستند که از آن چه که در آیات بینه کتاب آمده است رومی‌گردانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].

    { ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    شایسته حقّ نیست که از امیال شما تبعیت کند و منتظر بماند تا مرا به عنوان مهدی منتظر برگزینید؛ بلکه همان چیزی را به شما می‌گویم که خداوند امر نمود تا محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم به مردم بگوبد:

    {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۵۸].
    {بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست}
    امام مهدی منتظر نیز می‌گوید: ای مردم من مهدی منتظر؛ از سوی پروردگارتان، خلیفه خدا بر شما هستم. شما درمورد انتخاب خلیفه خداوند به جای او اختیاری ندارید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [القصص:۶۸].
    { پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!}
    شایسته‌ی مهدی منتظر نیست که از جانب پروردگار برانگیخته شود و از امیال و خواسته‌های شما پیروی کند؛ شما که دین خود را فرقه فرقه کرده‌اید، نه مهدی منتظر و نه جدّش محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را با شما کاری نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّـهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند}
    آیا خداوند شما را از متفرق شدن در دین و دسته دسته شدن منع نفرموده است؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٣١﴾ مِنَ الَّذِينَ فَرَّ‌قُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِ‌حُونَ ﴿٣٢﴾}
    [الروم].
    {و از مشرکان نباشید (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
    {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.}
    واقعاً تعجب می‌کنم! آیا شما منتظرید خداوند مهدی منتظر را از میان شیعیان اثنی عشری انتخاب کند و او نیز مردم را به پیروی از شیعیان اثنی عشری دعوت نماید؛ یا منتظرید که خداوند مهدی منتظر را از میان اهل سنت و جماعت برانگیزد و او مردم را به مذهب سنی و یا یکی از چهار گروه آن و یا فرقه‌های دیگر دعوت کند؟ اگر چنین باشد و حق از امیال شما پیروی کند؛ تنها حاصل آن افزوده شدن بر گمراهی تان خواهد بود.
    اما من مهدی منتظر ناصر محمد یمانی مسلمان حنیفم؛ من از مشرکان نیستم و اعلان می‌کنم به تعدد مذاهب در دین خدا کافرم و تمام بشریت را به پیروی از قرآن عظیم و تورات و انجیل و سنت نبوی فرا می‌خوانم مگر این که در تورات ؛انجیل یا سنت نبوی مطلبی بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد. من شما و خداوند را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است که من مهدی منتظراز کسانی هستم که به شدت نسبت به آن چه که در تمام کتب نوشته شده توسط بشر، مخالف آیات محکم ذکر قرآن عظیم باشد، کافرم و حتی اگر تمام جن و انس روایتی را پذیرفته باشند، من باطل را زیر پایه له کرده و اهمیت نمی‌دهم و به حبل خداوند قرآن عظیم پای بند می‌مانم.
    ای علمای امت اسلام؛ ای سلیمان العلوان و طارق السویدان،از خدا پروا کنید و از کتاب خداوند وسنت حق رسولش پیروی نمایید؛ طارق السویدان؛ می‌بینم که می‌گویی:
    نکته مهمی که شیخ گرانقدر سلیمان علوان ایده الله مطرح کرده این است که مهدی خود مردم را به سوی خود دعوت نمی‌کند و ندای بیعت سر نمی‌دهد و این مردم هستند که در حالی که او اکراه دارد با وی بیعت می‌کنند..اما آنچه که درمورد یمانی رخ داده برعکس حقیقتی است که در این حدیث سنت به آن استناد می‌کند؛ چون یمانی خود دعوت را آغاز کرده و مردم را به سوی بیعت با خود فرا می خواند!درحالی که در سنت آمده است: اسم مهدی با نام نبی محمد علیه الصلاة و سلم تطابق دارد:محمد بن عبدالله...و همان طور که شیخ گرانقدر سلیمان وفقه الله روشن کردند؛ این مخالف دعوت یمانی کذاب است...او با توصیفاتی که درمورد صفات جسمی مهدی آمده از جمله پيشاني بلند و بيني کشيده مطابقت ندارد...و این با اعتقادات اهل سنت وجماعت صریحاً مخالفت دارد. ظهور او در مکه است و مردم در حالی که او تمایل ندارد با وی بیعت می‌کنند،اما یمانی در مکه ظهور نکرده است و به همین ترتیب یمانی با ظهور در مکه مبادرت به چنین کاری نکرده، چراکه عواقب چنین کاری را می داند...و این تناقضی دیگر برای دعوت اوست... بعد از تمام اینها به نیکی به یمانی نصیحت می کنیم: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ
    پایان نقل قول از پاسخ دکتر طارق السویدان و سلیمان العدوان...
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به آنان می‌گوید: از این که شیخ فاضل طارق در انتهای کلامش این سخن حق را بر زبان آورد تعجب می‌کنم:
    {أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠} صدق الله العظيم [المائدة]،
    {آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند}
    دکتر طارق سویدان –باوجود اشاره به این آیه-از پذیرش حکمیت بر اساس حکم خداوند که در قرآن عظیم آمده تا درموارد اختلاف فیمابین به آن مراجعه کنند، روگردانده و به روایاتی که مخالف با قرآن عظیم و عقل و منطق است؛ استناد می‌کند.برای مثال می‌گوید:
    نکته مهمی که شیخ گرانقدر سلیمان علوان ایده الله مطرح کرده این است که مهدی خود مردم را به سوی خود دعوت نمی‌کند و ندای بیعت سر نمی دهد و این مردم هستند که در حالی که او اکراه دارد با وی بیعت می کنند..اما آن چه که درمورد یمانی رخ داده برعکس حقیقتی است که در این حدیث، سنت به آن استناد می کند.
    مهدی منتظر درجواب آنان می‌گوید:بله؛ حق و باطل یکدیگر را نقض می‌کنند و برعکس هم هستند و یا یک‌دیگر توافق ندارند؛ برحسب عقیده‌تان این شما هستید که هر وقت زمان مقدر شده فرا رسید او ( مهدی ) را برمی‌گزینید! به او می‌گویید تو مهدی منتظری و مجبورش می‌کنید با درماندگی به بیعت تن دهد؛ سؤالی که مطرح می‌شود این است: شما از کجا می‌فهمید او مهدی منتظری است که خداوند او را به عنوان خلیفه‌ای برگزیده که امام رسول الله مسيح عيسى ابن مريم عليهما الصلاة والسلام خواهد بود؟ آیا روی پیشانی‌اش نوشته شده که او مهدی منتظر است؟ شما از کجا چهره و شخصیت او را می‌شناسید، آیا عکس شش در چهارش را دارید؛ آخر چگونه حکم می‌کنید؟ شما چطور درمی یابید او مهدی منتظر و خلیفه‌ای است که خداوند برای عالمیان برگزیده است؛ آیا شما در این امر اختیاری دارید؟ ولی اعتقاد شما در انتخاب خلیفه در زمین بر خلاف آیات محکم کتاب خداوند است که می‌فرماید:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [القصص].
    { پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!}
    آیا شما از خداوند اعلم‌تر هستید تا مهدی منتظر وخلیفه خداوند را از بین مردم در زمانی که در کتاب مسطور مقدر شده است، انتخاب کنید یا نمی‌دانید چرا خداوند به ملائکه مقرب می‌فرماید:
    {أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:۳۱].
    {«اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید}
    این به خاطر تجاوز آنها ازحدشان در امری بود که اختیاری در آن نداشتند یعنی انتخاب خلیفه خداوند و آنان از پروردگارشان داناتر نبودند که بگویند:
    {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:۳۰].
    {«پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}
    مقصود خداوند از پاسخش به ملائکه:
    {قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}
    {من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید}
    این است که دانش آنها بیش از خداوند نیست تا حق داشته باشند به جای خداوند سبحان و تعالی در امر انتخاب خلیفه دخالت کنند، خداوند آن چه که درنفسش گذشت را از ملائکه پنهان نمود وتا زمانی که آدم و ذریه او را که در پشتش بودند خلق کرد و آنها را به سخن آورد و از ذریه آدم میثاق گرفت؛ چیزی از آن به ملائکه بروز نداد. سپس خداوند نام تمام خلفای خود در زمین –از نفر اول تا آخرینشان یعنی مهدی منتظر-را به آدم آموخت و بعد از میثاق گرفتن؛ آنان را به ملائکه عرضه داشت .خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١} صدق الله العظيم [البقرة]
    اسما-خلفای خداوند در زمین- را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
    مقصود این بود که اگر راست می‌گویید و شما بیشتر از خداوند می‌دانید تا حق داشته باشید به جای او خلیفه انتخاب کنید-نام اینها را بگویید-.آن گاه بود که ملائکه دریافتند از حد خود تجاوز کرده و حقی در این باره ندارند و درحق پروردگارشان اشتباه کرده‌اند و این را از خلال این فرموده خداوند دریافتند که فرمود:
    {أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}
    {اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید}
    و درک نمودند مقصود خداوند از:
    { إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}
    {اگر راست می‌گویید}
    چیست؛ یعنی اگر راست می‌گویید و بیشتر از خداوند می‌دانید تا اختیاری در انتخاب خلیفه او در زمین داشته باشید. برای همین -ملایکه ـ می‌گویند:
    {قَالُ{قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢} [البقرة].
    { فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی}
    سپس خداوند اراده نمود تا برهان خلافت خلیفه خداوند رحمان را به آنان بیاموزد این برهان اعطای دانش بیشتر به او نسبت به آنان بود و آن چه را که ملائکه نمی‌دانند را به آنان خواهد آموخت:
    {قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [البقرة].
    { فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینان آگاه کن.» هنگامی که آنان را از آن اسامی آگاه کرد؛ خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!»}
    تا این که خلیفه خداوند آدم، برهان خلافت خود را که همانا اعطای دانش بیشتر به وی نسبت به ملائکه خداوند رحمن بود را در برابرشان اقامه کرد؛ سپس خداوند به ملایکه فرمان سجده در برابر آدم را داد و خداوند تعالی فرمود:

    { قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    ففرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینان آگاه کن.» هنگامی که آنان را از آن اسامی آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، از کافران شد. (۳۴)}
    با این که پیش از آن خداوند اطلاع داده بود و ملایکه می‌دانستند که او بشری را می‌آفریند که خلیفه او در زمین باشد، اما به ملایکه فرمان سجده در برابر او را نداد، مگر بعد از اینکه آدم با برهانی روشن به آنان ثابت کرد که خداوندی که او را برگزیده، دانش وی را بر تمام آنها فزونی بخشیده است و آن چه را که نمی‌دانستند به آنان آموخت. لذا "علم" برهان کسی است که خداوند او را امام مردم قرار می‌دهد؛ فرقی ندارد از انبیا باشد یا از صالحان؛ برای مثال طالوت که خداوند او را به امامت بنی اسراییل برگزید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّـهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّـهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٤٧} صدق الله العظيم [البقرة].

    { و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و آگاه است.»}
    به این پاسخ حق بنگرید:
    {قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم،
    { گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و آگاه است.»}
    هم چنین تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [القصص].

    {پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!}
    ای بندگان خدا؛ از خدا بترسید. قسم به خداوند واحد قهار که من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و به راستی که سیاره‌ی عذاب از نزدیک زمین بشر عبور خواهد کرد و سپس شب از روز پیشی خواهد گرفت، شما را چه می‌شود که از بیان حق ذکر که حجت خداوند و رسول او و مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی رومی‌گردانید؟
    و اما جناب شیخ طارق، درباره حجتی که با این حدیثی که اضافاتی در آن گنجانده شده آورده‌اید: [يواطئ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي]. امام مهدی ناصر محمد در پاسختان می‌گوید: دو شیخ گرانقدر و محترم جناب طارق السویدان و سلیمان العلوان، شما می‌دانید که شیعیان و سنیان در مورد یک قسمت از این حدیث یعنی: [واسم أبيه اسم أبي]! با یک‌دیگر به شدت اختلاف دارند؛ ولی روی بخش حق آن همگی یعنی [يواطئ اسمه اسمي]، اتفاق نظر دارند؛ البته با این حجت که معنای "التواطؤ" تطابق است وهمگی به باطل معتقدند که نام امام مهدی"محمد"است.
    حال امام مهدی ناصر محمد یمانی در میانشان حکم کرده و به تمام اهل سنت و شیعیان می‌گویم درباره نام "محمد" چیزی در اختیار ندارید، مگر این که ببینید که "التواطؤ" از نظر لغوی و شرعی به معنای تطابق است؛ اما من برای اثبات این که "التواطؤ" از نظرلغوی و شرعی به معنای تطابق است؛ شما را به چالش می‌کشم و اگر إبا کنید؛ به شما خواهم گفت: آیا درست است که بگوییم: طارق السویدان و سلیمان العلوان در مورد فتوای باطل خود درباره امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ تطابق دارند؟ جوابتان را می‌دانیم که خواهید گفت: به هیچ وجه؛ خیر؛ درست نیست بگوییم : طارق السویدان و سلیمان العلوان در مورد فتوای باطل خود درباره امام مهدی ناصر محمد یمانی تطابق دارند، بلکه صحیح این است که بگوییم: طارق السویدان و سلیمان العلوان در مورد فتوای باطل خود درباره امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ توافق دارند.
    آن گاه به شما می‌گوییم: آیا نمی بینید مقصود از "التواطؤ" تطابق نیست؟ بلکه مقصود از"التواطؤ" توافق و همراهی است؛ لذا ای مردم مقصود ازحدیث حق [يواطئ اسمه اسمي]؛ این است که نام "محمد" موافق و همراه نام امام مهدی "ناصر محمد" است. ولی پیروی از گمانتان درباره معنی تطابق برای "التواطؤ" باعث شده که همگی درمورد نام "محمد" به بیراهه بروید؛ یا این که شما نمی‌بینید که نام "محمد" موافق و همراه نام امام مهدی"ناصر محمد"است؟ این توافق و همراهی نام من با نام "محمد"، در نام پدرم است. اسم من خبر از کار و نشان امرم است؛ چون خداوند مهدی منتظر را نه به عنوان رسولی جدید برمی‌انگیزد و نه به عنوان نبیّ جدید؛ بلکه خبر مرا در نامم نهاده است: "ناصر محمد"؛ خداوند مرا برمی‌انگیزد تا یاور و نصرت دهنده آن چه که با محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برای‌تان آمده است باشم و به همین دلیل حجت ما برای بشر همانی است که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم می‌آورد. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٣} صدق الله العظيم [النمل].
    {و این که قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!» (۹۲) بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ بزودی آیاتش را به شما نشان می‌دهد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست! (۹۳)}
    شیخ فاضل و محترم سلیمان العلوان و شیخ فاضل و محترم طارق السویدان! من امام مهدی از شما دعوت می‌کنم به حکمیت قرآن که رساله خداوند برای جن و انس است و در طول قرن‌ها و نسل‌های بشری از تحریف محفوظ مانده است، تن دهید. کتابی که تا روزی که مردم در برابر خداوند واحد و قهار قرار خواهند گرفت؛ حجت خدا بر بشر خواهد بود. شما اکنون در دوران"گفتگو قبل از ظهور" قرار دارید و دوران "گفتگو قبل از ظهور" بین هفت تا نه سال است؛ ای مردم جهان که از حکمیت ذکر روگردانید، سپس خداوند در یک شب و با عذاب سیاره دهم، او را بر همه بشرچیره خواهد کرد؛
    درحالی که خوار شده‌اند. شبی که از هراس آن قلب‌ها به حنجره می‌رسد و از ترس آن موها سفید می‌شود؛ از خداوند واحد قهار بترسید، قبل از این که در شب عبور سیاره‌ای که به نام سیاره دهم می‌نامید؛ شب از روز پیشی گیرد. آیا کسی هست که از سرنوشت کافرانی که پیش از شما بودند و از ذکر روگردانند؛ عبرت بگیرد [فهل من مدّكر]؛آیا فکر نمی کنید؟ به خداوند قسم که ما در نوشته‌های خود مبالغه نمی‌کنیم؛ بلکه با بیان حق ذکر برای‌تان حجت می‌آوریم،آیا کسی هست که پند گیرد[فهل من مدّكر]؟
    من مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی در دوران"گفتگو قبل از ظهور" از شیخ فاضل جناب سلیمان العلوان و شبخ فاضل جناب طارق السویدان برای حضور بر سر میز گفتگو در پایگاه ناصر محمد یمانی"منتديات البشرى الإسلامية"دعوت به عمل می‌آورم. بر شما واجب است که دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی برای گفتگو در پایگاه آزادش را قبول کنید؛ فرقی ندارد که او مهدی منتظر باشد یا یک دروغ‌گوی گستاخ؛ چون شما ملزم به دفاع از حدود دین هستید تا اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی را گمراه می‌بینید؛ مانع آن شوید که مسلمانان را از دین شان گمراه نماید:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ}
    [البقرة:۱۱۱]،
    {اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید}

    اگر در این پایگاه حاضر شدید و فقط در یک مسئله از قرآن در برابر امام ناصر محمد یمانی حجت آوردید؛ بر تمام انصار مهدی منتظر در تمام نقاط واجب است؛ از پیروی از ناصر محمد یمانی دست بردارند. اگر امام ناصر محمد یمانی بعد از آن که در برابر ما حجت آوردید؛ بیانی از بیانات شما را حذف کرد؛ باز هم بر تمام انصارم واجب است از پیروی از من بازگردند. اما اگر من شما را بر سر دو انتخاب قرار دادم که یا از حق آمده از پروردگارتان پیروی کنید و یا از حکم خداوند که در آیات بینه کتابش آمده روگردانید انگار که اصلا آن ها را نشنیده‌اید؛ آن گاه حکم با خداوند خواهد بود، که او خیرالفاصلین است. اگر گفتید که به دعوت برای گفتگو با وی جواب نمی‌دهیم تا به مشهور شدنش کمک نکرده باشیم، می‌گویم همین حکمت احمقانه باعث ظهور فرقه‌هایی شده که مانند تیر از کمان رها شده و از راه دین دور و گمراه شدند و به امت خود فتوای باطل کشتن مسلمانان به نام جهاد را می‌دهند، همان گونه که اکنون با شما چنین می‌کنند؛ علت هم همین حکمت خبیثانه شماست: "دعوت به گفتگو را نمی‌پذیریم تا به مشهور شدن آنها کمک نکرده باشیم". ولی علی‌رغم اکراه شما؛ آنها چه بخواهید و چه نخواهید؛ مشهور شده‌اند و افرادی بی‌عقل، انسان‌هایی که مانند چهارپایان از عقل خود استفاده نمی‌کنند؛ پیرو آنها شده‌اند. ولی بخواهید یا نخواهید، امام مهدی نیز از راه اینترنت جهانی مشهور شده است و اگر مرا گمراه می‌بینید؛ راه حل، روگرداندن از دعوت به گفتگو نیست، بلکه به حق فتوا می‌دهم که برشماست که گمراه بودن آشکار ناصر محمد یمانی را بین مردم رواج دهید تا احدی از مسلمانان از او پیروی نکند، اما تنها با گفتن-گمراه بودن او- نمی‌توانید چنین کنید! چون تنها انسان‌های بی‌عقل شما را باور خواهند کرد؛ اما عاقلان خواهند گفت:"هیهات هیهات، اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار است؛ پس در صورتی که راست می‌گویید،در برابرش از محکمات قرآن عظیم حجت علمی و قوی اقامه کنید".این برهان بین من و شماست و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ} [الأنبياء:۲۴].
    {بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل روی گردانند}
    ای طارق و سلیمان ! ای کسانی که مردم را از راه دعوت به حکمیت قرآن باز می‌دارید، به شما نصیحت می‌کنم تا از همین الان به خاطر داشته باشید، زمانی که خداوند رحمن از شما درباره علت عدم اجابت دعوت به حکمیت قرآن و پیروی از آن سؤال خواهد کرد؛ چه جوابی می‌خواهید بدهید، آیا خداوند رحمن را با این سخن قانع خواهید کرد که ما دعوت به حکمیت خداوند و پیروی از قرآن را استجابت نکردیم چون پیشانی ناصر محمد بلند و بینی او کشیده نبود! شما را چه می‌شود؛ چگونه حکم می‌کنید؟ اگر از مهدی منتظر حق پروردگارتان پیروی نکنید، پیروی نکردن از او، حجت خداوند بر شما نخواهد بود؛ بلکه حجت خداوند بر شما سرپیچی از پذیرش دعوت به حکمیت قرآن و پیروی از آن است، پس در آن صورت چه کسی شما را ازعذاب دردناک خداوند حفظ خواهد کرد؟ اما این که آیا ناصر محمد یمانی همان مهدی منتظراست یا دروغ گوی گستاخ و مجدد دینی؛ به شما می‌گویم اگر من دروغ گفته و مهدی منتظر نباشم؛ بار آن بر دوش من است و گناه من برگردن شما نیست و اگر راست گفته باشم؛ چه کسی می‌تواند شما روگردانان از پذیرش حکمیت قرآن در موارد اختلافتان را از عذاب دردناک خداوند نجات دهد. آیا شما نیز از روش ملت‌هایی که قبل از شما بودند پیروی می‌کنید که دین خدا را فرقه فرقه کرده و هر یک به داشته‌های خود خرسند بودند تا این که خداوند قرآن عظیم را نازل فرمود تا در موارد اختلاف میان شان حکم نماید؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧} صدق الله العظيم [النمل].
    {این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷)}.
    و سپس محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنان را به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم فرا خواند و گروهی از اهل کتاب از دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند سرباز زدند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    ای علمای مسلمین، آیا شما از شیوه آنها پیروی کرده و برای همین از دعوت به پذیرش حکمیت به کتاب خداوند رومی‌گردانید و یا علت روگردانی شما شیعیان و اهل سنت این است که منتظر مهدی هستید که مسلمانان و مسیحیان و یهودیان را به پذیرش حکمیت کتاب بحارالأنوار و یا کتاب البخاری و مسلم فرا خواند و از ذکر رو برگرداند؟ پس مهدی منتظر به شما می‌گوید: آیا از خودتان نپرسیدید چرا
    محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم اهل کتاب را به پذیرش حکمیت کتاب تورات یا انجیل فرا نخواند؛ بلکه از آنها دعوت می‌کرد حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرند؟ چون در آن هیچ گونه تحریف و دست‌کاری وجود ندارد و مانند تورات و انجیل تحریف شده نیست؛ در تورات وانجیل دست‌کاری‌های زیادی شده و دروغ‌های زیادی وارد آن گردیده که از جانب خداوند نیست و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٨} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {و از آنان گروهى هستند كه زبان خويش را به خواندن كتاب چنان مى‌گردانند تا پنداريد كه آن از كتاب- تورات- است و حال آنكه از كتاب نيست و گويند كه آن از نزد خداست در حالى كه از نزد خدا نيست، و بر خدا دروغ مى‌بندند و خود مى‌دانند..}
    وبرای همین هم محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنها را به حکمیت بر اساس تورات و انجیل دعوت نمی‌نمود؛ بلکه قرآن عظیم را مرجع حکم قرار می‌داد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧} صدق الله العظيم [النمل]،
    {این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷)}.
    اما شما در عصر مهدی منتظر به همان شیوه‌ای رفتار می‌کنید که عده‌ای در زمان محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم رفتار می‌کردند و مانند آنها رو می‌گردانید وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم.
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}

    ولی اجازه بدهید تا امام مهدی ناصر محمد یمانی از همین ابتدا نتیجه را اعلام کرده و آن را با قسم حق تزکیه نماید: قسم به خداوند بزرگ که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می‌کند؛ اگر به دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند پاسخ دهید؛ قادر نخواهید بود حتی در یک مسئله از قرآن عظیم بر امام مهدی غلبه نمایید؛ و ما تا کنون تنها مطالب آسان کمی را گفته‌ایم و هم چنان دلایل قوی علمی را برای بیشتر علمای امت نزد خود نگاه داشته ایم؛ شما را چه می‌شود که از ذکر رومی‌گردانید و چه چیزی شما را نسبت به حق آمده از پروردگارتان مغرور کرده و فریب داده است؟ به راستی که خداوند مرا برانگیخته است تا شما و تمام عالمیان را به مسیر و منهاج اولیه نبوت و کتاب خداوند و سنت حق رسولش بازگردانم و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.
    وسلام ٌعلى المُرسلين، والحمد ُلله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.



    اقتباس المشاركة: 14198 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 2 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - 05 - 1432 هـ
    24 - 04 - 2011 مـ
    07:58 صـباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14196
    ـــــــــــــــــــ



    ردّ الإمام المهديّ على فضيلة الشيخ سليمان العلوان وطارق السويدان ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار إلى اليوم الآخر..
    سلامُ الله عليكم ورحمته وبركاته يا علماء المنابر ومنهم طارق السويدان وسليمان العلوان الذين أعرضوا عن دعوة الاحتكام إلى القرآن بحجّة أنّ ناصر محمد اليماني لم يجعل اسمه (محمد بن عبد الله) فيتّبع أهواءهم، أو إنّه ليس أقنى الأنف أجلى الجبهة كما يزعمون، ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: يا فضيلة الشيخ سليمان العلوان ويا فضيلة الشيخ طارق السويدان، إنّي الإمام المهدي أدعوكم للاحتكام إلى القرآن وأُحاجّكم بالعلم والسلطان وأنسف بعض ما بين أيديكم من عقائدكم من افتراء الشيطان على لسان أوليائه الذين يُظهرون الإيمان ويبطنون الكفر فبيّتوا أحاديث مخالفةً لمحكم الذكر ومخالفةً للعقل والمنطق، ومَنْ أصدق مِن الله قيلاً! فاتّبعوا السبيل الحقّ من ربِّكم ولا تتّبعوا السبيل الباطل إنّي لكم ناصحٌ أمينٌ ورحمةٌ للعالمين.

    ويا فضيلة الشيخ طارق السويدان وسليمان العلوان، أجيبوا داعي الاحتكام إلى القرآن وذودوا عن حياض الدين بالعلم والسلطان فلكلّ دعوى برهان، وبرهان الحقّ هو سلطان العلم الحقّ من الرحمن الذي لا يحتمل الشك، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ} [البقرة:111].

    وقال الله تعالى:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ۖ هَـٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

    وقال الله تعالى:
    {
    قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩} صدق الله العظيم [الأنعام].

    فهل تعلمون ماهي حجّة الله البالغة عليكم؟ وسوف تجدون الجواب في محكم الكتاب في قول الله تعالى:
    {
    وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧} صدق الله العظيم [الأنعام].

    ومن خلال ذلك نعلم علم اليقين الحديث الحقّ عن محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قال:
    [القُرآنُ حجّة لكَ أَوْ حُجَّةٌ عَلَيكَ] صدق عليه الصلاة والسلام، بمعنى أنّكم لو اتّبعتم القرآن العظيم وتركتم ما يخالف لمحكم القرآن لكان حجّة لكم بين يدي الله فيرحمكم، تصديقاً لقول الله تعالى: {
    وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وإذا لم تتّبعوا ما جاء في محكم القرآن العظيم فسوف يكون حتماً حجّة عليكم بين يدي الله فيعذّبكم بناره، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿١٠٤أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿١٠٨} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].

    {
    وَهَـٰذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ ۚ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿٥٠} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    {
    كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].

    {
    إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿١١} صدق الله العظيم [يس].

    إذاً، الذكر الحكيم حجّة الله على رسوله وعلى المؤمنين وعلى الناس أجمعين لو لم يتّبعوه، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤} صدق الله العظيم [الزخرف]، فهو حبل الله المتين فاعتصموا به واكفروا لما يخالف لمحكمه في التوراة أو الإنجيل أو في أحاديث البيان في السُّنة النبويّة فلا تفَرَّقوا فتتّبعوا السبل فتفرَق بكم عن سبيل الحقّ من ربّكم، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    كون القرآن العظيم هو النور المُنَزَّل على رسوله من اعتصم بمحكمه وكفر بما يخالف لمحكمه سواء يكون في التوراة والإنجيل والسُّنة النبويّة من الناس أجمعين فقد هُدي إلى صراطٍ مستقيمٍ لأنّه البرهان الحقّ من ربِّكم إلى الناس أجمعين أمركم الله بالإيمان به والاعتصام بمحكمه، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥} صدق الله العظيم [النساء]، فتذكّروا قول الله تعالى: {فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ} صدق الله العظيم، وهذا يعني أنّ القرآن العظيم هو حبل الله الذي أمركم بالاعتصام به في محكم الكتاب في قوله تعالى: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم.

    ولربّما يودّ أحد القرآنيّين أن يقاطعني فيقول: "الحمد لله فنحن القرآنيّون الوحيدون المعتصمون بحبل الله القرآن العظيم، فنحن الطائفة الناجية"، ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: بل ضلَلْتم أنفسكم ومن تبعكم، فمن الذي أفتاكم أن تعتصموا بقرآنه فتتّبعوا المتشابه وتذروا بيانه في السُّنة النبويّة الحقّ؟ بل الاعتصام بكتاب الله (وحده) حين تجدون ما يخالف لمحكم آيات القرآن البيّنات سواءً في التوراة أو الإنجيل أو سُنّة البيان النبويّة؛ فاعتصموا بالقرآن، كون ما خالف لمحكم القرآن فهو مفترى من عند غير الله أفلا تتّقون؟

    ولكنّي الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم لم يجعلني الله من القرآنيّين الذين يفسِّرون القرآن من عند أنفسهم وأضاعوا فرضين من الصلاة وهي من أركان الإسلام فمَن هدمها هدم الدين، ولم يجعلني الله من الشيعة الذين يتّبعون من القرآن ما وافق لرواياتهم وما خالفها تركوه وقالوا:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ} [آل عمران:7]. ولم يجعلني الله من أهل السُّنة والجماعة من الذين يتّبعون من القرآن ما وافق ما لديهم في الروايات أو الأحاديث وما يخالف فيها لمحكم القرآن فيقولون {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ}. ومن ثمّ يردّ المهديّ المنتظَر على الشيعة الاثني عشر وعلى أهل السُّنة والجماعة وأقول: {قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ} [التوبة:30]، فالشيعة والسُّنّة كلهم سنّيّون معتصمون بالسُّنّة ويذرون محكم القرآن وراء ظهورهم بحجّة أنّه لا يعلمُ تأويله إلا الله، فلم يقل الله إنّ القرآن لا يعلم بتأويله إلا الله؛ بل فقط يقصد الآيات المتشابهات وهي بنسبة عشرة في المائة في الكتاب، ولكن 90% من آيات الكتاب محكمات بيّنات لعالمكم وعامة المسلمين كونهن أمّ الكتاب، فمن أعرض عمّا جاء في آيات الكتاب المحكمات واتّبع متشابه القرآن الذي لا يزال بحاجةٍ للتأويل فقد غوى وفي قلبه زيغٌ عن الحقّ، تصديقاً لقول الله تعالى: {
    هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولكنّي الإمام المهديّ أدعوكم إلى الاعتصام بآيات الكتاب المحكمات هُنّ أمّ الكتاب البيّنات لعالِمكم وعامة المسلمين لكلّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ لا يعرض عمّا جاء فيهنّ إلا من كان في قلبه زيغٌ عن الحقّ البيّن في محكم كتاب الله؛ بل لا يعرض عمّا جاء في آيات الكتاب البيّنات إلا الفاسقون، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].

    وما ينبغي للحقّ أن يتّبع أهواءكم فأنتظركم أن تَصْطَفوني المهديّ المنتظَر؛ بل أقول كما أمر الله محمداً رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم أن يقول للناس:
    {
    قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ} صدق الله العظيم [الأعراف:158].

    وكذلك الإمام المهديّ المنتظَر يقول: يا معشر البشر إنّني المهديّ المنتظَر خليفة الله عليكم من ربِّكم وما كان لكم الخيرة أن تصطفوا المهديّ المنتظَر خليفة الله من دونه، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [القصص].

    وما ينبغي للمهديّ المنتظَر أن يبتعثه الله مُتّبعاً لأهوائكم يا من فرّقتم دينكم شيعاً، فلستُ منكم في شيء لا المهديّ المنتظَر ولا جدّه محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّـهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩} صدق الله العظيم [الأنعام].

    أولم ينهَكم الله أن تُفرِّقوا دينكم شِيعاً وأحزاباً، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٣١مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖكُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿٣٢} [الروم].

    {
    وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فيا عجبي الشديد! فهل تنتظرون المهديّ المنتظَر يبعثه من الشيعة الاثني عشر فيدعون الناس إلى اتِّباع الشيعة الاثني عشر، أم تنتظرون المهديّ المنتظَر يبعثه الله من أهل السُّنة والجماعة فيدعون الناس إلى المذهب السُّني أو أحد المذاهب الأربعة أو أيٍّ من الفرق الأخرى؟ إذاً فلن يزيدكم المهديّ المنتظَر إلا ضلالاً إلى ضلالكم لو يتّبع الحقّ أهواءكم.

    ولكنّي المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني حنيفاً مسلماً وما أنا من المشركين أعلن الكفر بالتعدديّة المذهبيّة في دين الله، وأدعو البشر جميعاً إلى اتِّباع القرآن العظيم والتوراة والإنجيل والسُّنة النبويّة إلا ما يخالف لمحكم القرآن العظيم في التوراة أو الإنجيل أو السُّنة النبوية، فإنّي أشهدكم وأشهدُ الله وكفى بالله شهيداً أنّني المهديّ المنتظَر من أشدّ الناس كفراً بما يخالف لمحكم الذِّكر القرآن العظيم في جميع مؤلفات البشر حتى ولو اجتمع على روايته الجنّ والإنس فسوف أسحق الباطل بنعل قدمي ولا أبالي وأعتصم بحبل الله القرآن العظيم.

    ويا علماء أمّة الإسلام ويا سليمان العلوان ويا طارق السويدان، اتّقوا الله واتَّبعوا كتاب الله وسنَّة رسوله الحقّ، ويا طارق السويدان إني أراك تقول فينا ما يلي:
    نقطة هامة طرحها فضيلة الشيخ سليمان العلوان أيده الله.. وهي أن المهدي لايدعو إلى نفسه ولا ينادي إلى البيعة وإنما يبايعه الناس وهو كاره.. وما يحدث مع اليماني معاكس للحقيقة التي استندت إليها السنة في هذا الحديث. حيث أن اليماني يدعو إلى نفسه ظاهراً وينادي بالبيعة ! ورد في السنة: تطابق اسم المهدي مع اسم النبي محمد عليه الصلاة وسلم: محمد بن عبدالله.. وهذا ما خالفه اليماني الكذاب في دعوته هذه كما أوضح فضيلة الشيخ سليمان وفقه الله.. لا تنطبق عليه صفات الخلقه الواردة في الحديث أجلى الجبهة أقنى الأنف.. وفي هذا مخالفة صريحة لمعتقدات أهل السُّنة والجماعة. ظهوره في مكة ويبايعه الناس على ذلك (وهو كاره) واليماني لم يظهر في مكة واليماني لن يقدم للمحاولة بالظهور في مكة لأنّه سيدرك عواقبها إن فعلها.. وهذا انتقاض آخر لدعوته.. نصيحة طيبة لليماني بعد كل هذا أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ
    اِنتهى الاقتباس من ردّ الدكتور طارق السويدان وسليمان العلوان.

    ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: يا عجبي يا فضيلة الشيخ طارق الذي نطق بالحقّ في آخر بيانه فقال:
    {
    أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠} صدق الله العظيم [المائدة]، ومن ثم يُعرض د. طارق سويدان عن الاحتكام إلى حكم الله في القرآن العظيم فيما كانوا فيه يختلفون فيحاجّني بروايات تخالف القرآن العظيم وتخالف العقل والمنطق كمثل قولهم بما يلي:
    نقطة هامة طرحها فضيلة الشيخ سليمان العلوان أيده الله.. وهي أن المهدي لايدعو إلى نفسه ولا ينادي إلى البيعة وإنما يبايعه الناس وهو كاره.. وما يحدث مع اليماني معاكس للحقيقة التي استندت إليها السنة.
    ومن ثمّ يردّ عليهم المهديّ المنتظَر وأقول: نعم إنّ الحقّ والباطل متعاكسان ونقيضان لا يتّفقان، فأنتم حسب عقيدتكم أنّكم أنتم من يصطفي المهديّ المنتظَر في قدره المقدور إذا حضر! قلتم له إنّك أنت المهديّ المنتظَر فتجبرونه على البيعة وهو صاغر، والسؤال الذي يطرح نفسه: فما يُدريكم أنّ هذا هو المهديّ المنتظَر خليفة الله الذي جعله الله الإمام لرسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليهما الصلاة والسلام؟ فهل مكتوب على جبينه أنّه المهديّ المنتظر؟ فما يدريكم بشخصيته وصورته، فهل لديكم صورة له 4×6؟ ما لكم كيف تحكمون؟ فما يدريكم أنّه المهديّ المنتظَر اصطفاه الله خليفته على العالمين، فهل لكم الخيرة من الأمر؟ ولكن معتقدكم مخالفٌ لمحكم كتاب الله في اصطفاء خليفته في الأرض في قول الله تعالى: {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [القصص].

    فهل أنتم أعلم من الله حتى تختاروا المهديّ المنتظَر خليفة الله من بين البشر في قدره المقدور في الكتاب المسطور أم إنّكم لا تعلمون لماذا قال الله تعالى لملائكته المقرّبون:
    {
    أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:31]؟ وذلك لأنّهم تجاوزوا حدودهم فيما ليس لهم الخيرة فيه في اختيار خليفة الله وهم ليسوا بأعلم من ربّهم حتى يقولوا: {قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:30].

    ويقصد الله في ردّه على ملائكته
    {قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ} أي إنّهم ليسوا بأعلم من الله حتى يكون لهم الحقّ في اختيار خليفته من دونه سبحانه وتعالى، وكتم الله ما صار في نفسه من ملائكته ولم يبدِه لهم إلى حين خلق الله آدم وذريّته معه في ظهره فأنطقهم وأخذ الميثاق من ذرّية آدم، ومن ثمّ علّم الله خليفته آدم جميع أسماء خلفاء الله في الأرض من أولهم إلى خاتمهم المهديّ المنتظَر، ومن ثمّ عرضهم على ملائكته من بعد أن أخذ الميثاق منهم، وقال الله تعالى: {
    وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١} صدق الله العظيم [البقرة]؛ ويقصد إن كنتم صادقين أنّّكم أعلم من الله حتى يكون لكم حقّ الاختيار لخليفة الله من دونه، ومن ثمّ علِمَ الملائكة أنّهم تجاوزوا بما لا يحقّ لهم وأخطأوا في حقّ ربّهم وعلموا ذلك من خلال قول الله لهم: {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} فأدركوا ما يقصده الله تعالى بقوله لهم: {إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} أي إن كنتم صادقين أنّكم أعلم من الله حتى يكون لكم الخيرة في اصطفاء خليفته في الأرض، ولذلك: {قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢} [البقرة].

    ومن ثم أراد الله أن يعلمهم ببرهان خليفة الرحمن أنّه سوف يزيده عليهم بسطةً في العلم فيُعلّمهم ما لم يكونوا يعلمون:
    {
    قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [البقرة].

    حتى إذا أقام خليفة الله آدم البرهان أنّ الله زاده على ملائكة الرحمن بسطةً في العلم فمن ثمّ أمر الله ملائكته بالسجود لآدم، وقال الله تعالى:
    {قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وبرغم أنّ الله سبق وأن أعلم ملائكته أنّه سوف يخلق بشراً ليكون خليفته في الأرض ولكنّه لم يأمر ملائكته بالسجود له إلا بعد أن أثبت آدم بالبرهان المبين أنّ الله الذي اصطفاه قد زاده بسطةً في العلم عليهم جميعاً فعلَّمهم بما لم يكونوا يعلمون، وكذلك العلم هو البرهان لمن جعله الله للناس إماماً سواءً من الأنبياء أو من الصالحين كمثل طالوت الذي جعله الله إماماً لبني إسرائيل:
    {
    وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّـهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّـهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٤٧} صدق الله العظيم [البقرة].

    فانظروا للردّ بالحقّ:
    {
    قَالَ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّـهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم، فذلك تصديقاً لقول الله تعالى: {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [القصص].


    فاتّقوا الله عباد الله، وأقسمُ بالله الواحد القهار إنّي المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم وإنّ كوكب العذاب سوف يمرّ على مقربة من أرض البشر ثم يسبق الليل النهار، فما خطبكم معرضون عن البيان الحقّ للذِّكر حجّة الله ورسوله والمهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني؟

    وأمّا حجّتكم يا فضيلة الشيخ طارق بالحديث المدرج:
    [يواطئ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي]، ثمّ يردّ عليكم الإمام المهدي ناصرُ محمد وأقول: يا فضيلة الشيخين المحترمين طارق السويدان وسليمان العلوان إنّكما لتعلمان أنّ الشيعة والسُّنّة قد اختلفوا في هذا الحديث اختلافاً كبيراً في جزء منه وهو [واسم أبيه اسم أبي]! ولكنّهم اتّفقوا على الحقّ فيه وهو [يواطئ اسمه اسمي]، ومن ثمّ اتفقوا على الباطل أنّ اسم الإمام المهدي (محمد) بحجّة أنّ التواطؤ يعني التطابق.

    ومن ثم يحكم بينكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول جميعكم سُنّة وشيعةً لستم على شيء في الاسم (محمد) إلا أن تجدوا لغةً وشرعاً أنّ التواطؤ يعني التطابق، ولكنّي أتحداكم أن تثبتوا لغةً وشرعاً أنّ التواطؤ تعني لغةً وشرعاً التطابق، فإن أبيتم فسوف أقول لكم هل يصح أن نقول: تطابقَ طارق السويدان وسليمان العلوان على الباطل في الفتوى في شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني؟ ونعلم بجوابكم فسوف تقولون: كلا لا يصح أن نقول: تطابق طارق السويدان وسليمان العلوان على الباطل في الفتوى في شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني، بل الصحيح أن نقول: تواطأ طارق السويدان وسليمان العلوان على الباطل في الفتوى في شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني، وكذلك يصحّ أن نقول: توافق طارق السويدان وسليمان العلوان على الباطل في الفتوى في شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    ومن ثمّ نقول لكم: أفلا ترون أنّ التواطؤ لا يقصد به التطابق؟ بل التواطؤ يقصد به التوافق، إذاً يا قوم إنّ الحديث الحقّ
    [يواطئ اسمه اسمي]؛ يقصد به أنّ الاسم (محمد) يوافق في اسم الإمام المهدي (ناصر محمد). ولكن وبسبب اتِّباعكم الظنّ أنّ التواطؤ يقصد به التطابق ضلَلْتم عن الاسم جميعاً، أم إنّكم لا تجدون أنّ الاسم (محمد) يوافق في اسم الإمام المهدي (ناصر محمد)؟ وجاء موضع التوافق في اسمي للاسم (محمد) في اسم أبي ليحمل اسمي خبري وراية أمري كون المهديّ المنتظَر لم يبتعثه الله رسولاً جديداً ولا نبيّاً؛ بل جعل الله خبري في اسمي (ناصرَ محمد) فابتعثني الله نصرةً لما جاءكم به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ولذلك نحاجّ البشر بما كان يحاجّهم به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بالقرآن العظيم، تصديقاً لقول الله تعالى: {
    وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٣} صدق الله العظيم [النمل].

    ويا فضيلة الشيخ المحترم سليمان العلوان ويا فضيلة الشيخ المحترم طارق السويدان، إنّني الإمام المهدي أدعوكم إلى الاحتكام إلى القرآن رسالة الله إلى الإنس والجان المحفوظ من التحريف عبر العصور وأجيال البشر حجّة الله على البشر إلى يوم يقوم الناس لله الواحد القهار. وأنتم الآن في عصر الحوار من قبل الظهور، وعصر الحوار من قبل الظهور ما بين سبعٍ إلى تسع ثم يظهرني الله على كافة البشر في ليلةٍ وهم صاغرون بعذاب الكوكب العاشر تبلغ من هوله القلوب الحناجر ويبيّض من هوله الشعر يا معرضين عن الاحتكام إلى الذّكر من كافة البشر، فاتّقوا الله الواحد القهار من قبل أن يسبق الليل النهار ليلة مرور ما تسمّونه بالكوكب العاشر، فهل من مُدّكر بما حصل للكفار المُعرضين عن الذِّكر من قبلكم أفلا تعقلون؟ فوالله لا أبالغ لكم بغير الحقّ بالنثر بل نحاجّكم بالبيان الحقّ للذِّكر، فهل من مدّكر؟

    وإنّي المهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني أدعو فضيلة الشيخ سليمان العلوان وفضيلة الشيخ طارق السويدان للحضور للحوار الى طاولة الحوار في عصر الحوار من قبل الظهور
    موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية، بل وجب عليكم أن تلبّوا دعوة الإمام المهدي ناصر محمد اليماني للحوار في موقعه الحرّ سواءً أكون المهديّ المنتظَر أو كذَّاباً أشراً كونه يلزمكم الذود عن حياض الدين حتى لا يضل الإمام المهدي ناصر محمد اليماني المسلمين عن دينهم إن كنتم ترونه على ضلالٍ مبينٍ {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ} [البقرة:111]، فإن تمّ حضوركم وأقمتم الحجّة على الإمام ناصر محمد اليماني ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط من القرآن فعلى جميع أنصار المهديّ المنتظَر في كافة الأقطار التراجع عن اتّباع ناصر محمد اليماني، وإن قام الإمام ناصر محمد اليماني بحذف شيء من بياناتكم بعد أن أقمتم الحجّة علينا فكذلك على جميع أنصاري التراجع عن اتّباعي. وأما إن جعلتكم بين خيارين اثنين إمّا أن تتّبعوا الحقّ من ربِّكم أو تعرضوا عن حكم الله في آيات كتابه البينات وكأنّكم لم تسمعوها، فالحكم لله خير الفاصلين. وإن قلتم لن نجيب الدعوة لحواره حتى لا نساعد في إشهاره فأقول لكم فتلك الحكمة الغبيّة كانت سبباً في ظهور فرقٍ مرقت من الدين كما يمرق السهم من القوس فأفتاهم أئمتهم الباطلون بقتل المسلمين والجهاد ضدهم كما يفعلون بكم اليوم بسبب حكمتكم الخبيثة (لن نجيب الدعوة لحواره حتى لا نساعد في إشهاره) ولكنّهم يشتهرون رغم أنوفكم شئتم أم أبيتم فيتّبعونهم الذين لا يعقلون من الأنعام من البشر التي لا تتفكّر بالعقول. ولكنّ الإمام المهدي كذلك صار مشهوراً في الإنترنت العالمية شئتم أم أبيتم، فإذا كنتم ترونَني على ضلالٍ مبينٍ فليس الحلّ أن تعرضوا عن دعوة الحوار؛ بل سوف أفتيكم بالحقّ أنّ عليكم أن تشهروا للناس أنّ ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مبينٍ حتى لا يتّبعه أحدٌ من المسلمين ولكنّكم لا تستطيعون بالقول فقط! فلن يصدقكم إلا الذين لا يعقلون؛ بل الذين يعقلون سوف يقولون: "هيهات هيهات بل أقيموا على الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني الحجّة بالعلم والسلطان من محكم القرآن إن كنتم صادقين أنّه على ضلالٍ مبينٍ". فذلكم البرهان بيني وبينكم، تصديقاً لقول الله تعالى: {
    قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ۖ هَـٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

    وأنصحكم يا طارق وسليمان يا من يصدان عن الدعوة للاحتكام للقرآن أن تتذكّرا من الآن ما سوف تجيبان الرحمن يوم تُسألان عن سبب عدم إجابة دعوة الاحتكام إلى القرآن واتِّباعه، فهل سوف تقنعان الرحمن بقولكم أننا لم نستجب لدعوة الاحتكام إلى الله واتّباع القرآن كون ناصر محمد اليماني ليس أجلى الجبهة أقنى الأنف! ما لكم كيف تحكمان؟ وما ذلك حجّة الله عليكم لو لم تتّبعوا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم؛ بل حجّة الله عليكم لو تعرضون عن دعوة الاحتكام إلى القرآن واتّباعه فمن يجِركم من عذاب أليم، أما هل المهديّ المنتظَر هو ناصر محمد اليماني أم مجدّد للدين أم كذاب أشر؟ فأقول لكم إن كنت كاذباً ولست المهديّ المنتظَر فعليّ كذبي وما عليكم من ذنبي شيء، وإن كنت صادقاً فمن يجِركم من عذاب الله يا معشر المعرضين عن الاحتكام إلى القرآن فيما كنتم فيه تختلفون، فهل اتَّبعتم ملّة الذين من قبلكم الذين فرقوا دينهم شيعاً وكل حزبٍ بما لديهم فرحون ومن ثم أنزل الله القرآن العظيم ليحكم بينهم فيما كانوا فيه يختلفون، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧} صدق الله العظيم [النمل].


    ومن ثم دعاهم محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم للاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم فأعرض عن دعوة الاحتكام إلى كتاب الله فريقٌ من أهل الكتاب، وقال الله تعالى:
    {
    أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فهل اتَّبعتم ملّتهم ولذلك أعرضتم عن دعوة الاحتكام إلى كتاب الله يا علماء المسلمين أم إنّ سبب إعراضكم يا معشر الشيعة والسُّنّة هو أنّكم تنتظرون المهديّ المنتظَر يدعو المسلمين والنصارى واليهود إلى الاحتكام إلى كتاب بحار الأنوار أو كتاب البخاري ومسلم ويعرض عن الذِّكر؟ ثمّ يردّ عليكم المهديّ المنتظَر وأقول: ألم تسألوا أنفسكم لماذا لم يدعُ محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم أهل الكتاب إلى الاحتكام إلى كتاب التوراة أو الإنجيل بل دعاهم للاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم؟ لأنّ ليس فيه أيّ تحريف أو تزييف كما تمّ تحريف التوراة والإنجيل، فالتوراة والإنجيل بهما تزييف كثير مفترى من عند غير الله، وقال الله تعالى:
    {
    وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٨} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولذلك لم يدعُهم محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم للاحتكام إلى التوراة والإنجيل؛ بل إلى القرآن العظيم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧} صدق الله العظيم [النمل]، ولكن ما أنتم عليه الآن في عصر بعث المهديّ المنتظَر هو ما كان عليه فريقٌ في عهد محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ولذلك أعرضتم كما أعرضوا، وقال الله تعالى: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم.

    ولكن اسمحوا للإمام المهدي ناصر محمد اليماني أن يعلن لكم النّتيجة ومن الآن ومُزكّيها بالقَسَم الحقّ وأقول: أقسمُ بالله العظيم من يحيي العظام وهي رميم لئن أجبتم دعوة الاحتكام إلى القرآن العظيم فإنّكم لا تستطيعون أن تهيمنوا على الإمام المهدي في مسألةٍ واحدةٍ من القرآن العظيم، ولم نقل بعد إلا شيئاً يسيراً ولا نزال ندّخر سلطان العلم الأكثر لعلماء الأمّة، فما خطبهم عن التذكرة معرضون، وما غرّهم في الحقّ من ربّهم؟ وإنّما ابتعثني الله لنعيدهم والعالمين إلى منهاج النبوة الأولى كتاب الله وسُّنّة رسوله الحقّ وما بعد الحقّ إلا الضلال.

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للهِ ربِّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    _______________



  3. افتراضي

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - جمادی الأول - 1432 هـ
    25 - 04 -2011 مـ
    ۵-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    07:06 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14250

    ـــــــــــــــــ


    پاسخ إمام مهدي ناصر محمد اليماني به دو شیخ فاضل سليمان العلوان وطارق السويدان..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الاطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر..
    سلام خداوند بر شما انصار پیشگام برگزیده عزیزم در دوران"گفتگو قبل از ظهور"،صبر جمیل داشته باشید و غیرت حقّ نسبت به امام مهدی ناصر محمد یمانی ؛ منجر به این نگردد که به کسانی که به ما ناسزا داده و درحق امام ناصر محمد یمانی ؛پیش از آن که گفتگویی صورت بگیرد؛ فتوا می‌دهند؛ ناسزا دهید.
    شیخ فاضل طارق السویدان و شیخ فاضل سلیمان العلوان، سلام خداوند و رحمت و برکات او بر شما باد، من امام مهدی بر شما سلام می فرستم و دعا می‌کنم تا خداوند شما و تمام مسلمانان را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نموده و قلبتان را نسبت به حق بصیر نماید:
    {حَقيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ} [الأعراف:۱۰۵]،
    { سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم.}نه با ظنی که کسی را از حق بی نیاز نمی‌سازد.
    به خداوند قسم که تصمیم برای گفتگوی از راه اینترنت جهانی بین من و شما در دوران "گفتگو قبل از ظهور" از جانب من نیست، بلکه این امر خداوند است و اجرای این امر به من اختصاص دارد و حکمت بالغه‌ای در آن نهفته است؛ چون شیوخ گرانقدر جناب طارق و جناب سلیمان نمی‌توانند سخن امام مهدی را قطع کرده و افکارش را مشوش نموده و نظم منطقی و حق او را برهم بزنند، چون در دوران "گفتگو قبل از ظهور" محاوره و گفتگو از راه قلم صامت است و برای همین آنها قادر به قطع سخن من نیستند و راهی جز این برایشان نمی‌ماند که در منطق و برهان‌های قوی علمی بیان من؛ از ابتدا تا انتهای آن تدبر کنند چون گفتگو مکتوب است و کلامی نیست که با زبان تبادل شود. به خداوند قسم که اگر مهدی منتظر در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای حاضر شود تا با علمای امت گفتگو نماید؛ غوغایی بسیار شدیدتر از آنچه که در برنامه"الاتجاه المعاكس"(سمت مخالف) شبکه الجزیره شاهد آن هستید، رخ خواهد داد؛ چرا که امام مهدی عقایدی را که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است را به سختی کوبیده و بر باد می‌دهد؛ عقایدی که مورد باور عده کثیری از مسلمانان است و از آنجایی که این باورها با خون و نفس آنها آمیخته شده؛ نمی‌توانند منتظر شده و صبر کنند تا امام مهدی ناصر محمد یمانی دلایل قوی و علمی خود را تا آخر بیان نماید، بلکه این گفتگو مانند برنامه"الاتجاه المعاكس" ( سمت مخالف) می‌شود و دقیقه به دقیقه حرف مرا قطع کرده و باعث تشویش فکری و نظم و ترتیب برهانی می‌شود که من سنگ بنای آن را یک به یک چنان نهاده‌ام که مانند بنیادی محکم و مرصوص است؛ بنیانی که بر اساس تقوا و از جانب خداست. از خدا بترسید عزیزان من؛ امام مهدی منتظر نمی‌تواند از امیال شما پیروی و طبق خواسته‌ی شما عمل نماید، شما در این امر اختیاری ندارید. بلکه من از بیان حق قرآن سخن می‌گویم و هرکس هدایت یافت به نفع خود اوست و هرکس گمراه شد با خود اوست و من وکیل شما نیستیم.
    ای علمای امت؛ ای خطبای منابر و مفتیان کشورها، به دعوت گفتگو با مهدی منتظر در دوران "گفتگوقبل از ظهور" و از راه میز جهانی گفتگو (در پایگاه اطلاع رسانی اسلامی امام مهدی ناصر محمد یمانی) پاسخ دهید تا برایتان روشن شود که آیا ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است یا دروغ‌گویی گستاخ. اگر برای علمای مسلمین روشن شد ناصر محمد یمانی حقاً و بی شک و تردید مهدی منتظر است، آن گاه؛ بعد از تصدیق او، مهدی منتظر در کنار بیت العتیق برای بیعت عمومی و ولایت حق حضور خواهد یافت.
    عزیزان من، عاقلانه و منطقی نیست که قبل از گفتگو، مهدی منتظر برای گرفتن بیعت در کنار بیت عتیق حاضر شود؛ عقل و منطق می گوید بعد از انجام گفتگو قبل از ظهور و بعد از آن که به حق مورد تصدیق قرار گرفت، آن گاه مهدی منتظر در کنار بیت عتیق برایتان حاضر خواهد شد؛ آیا فکر نمی‌کنید؟
    عزیزان من شیخ فاضل سلیمان العلوان و همین طور شیخ فاضل طارق محمد السویدان؛ مادامی که خداوند شما را در جریان شأن امام مهدی ناصر محمد یمانی قرار داده است، بر شماست که اگر دعوت امام ناصر یمانی را باطل می‌دانید؛ از حدود دین خداوند دفاع کنید تا نتواند احدی از مسلمانان را گمراه نماید و درمورد این سخن شما جناب شیخ سلیمان العلوان درباره امام مهدی ناصر محمد یمانی که : (حاشا که او راست گو باشد ) از خداوند یاری می‌طلبم .معنای کلام او این است که ناصر محمد یمانی دروغ‌گوی گستاخی است و مهدی منتظر نیست. پس ناصر محمدیمانی درپاسخ می‌گوید: تو حق داری که انتظار داشته باشی ناصر محمد یمانی صادق باشد و یا دروغ‌گو و بعد برای حکم کردن منتظر گفتگو باشی و حق نداری –پیش از آن- درباره امام ناصر محمد یمانی حکم داده و بگویی ( او دروغ گوست و حاشا که او راست گو باشد) .
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی درپاسخ ایشان می‌فرماید: امیدوارم خداوند عزیز من جناب شیخ محترم سلیمان العلوان را مورد مغفرت خود قرار دهد؛ همین طور برای برادرش طارق محمد السویدان و تمام علمای مسلمین و امتشان، آرزوی مغفرت دارم و می‌گویم: خداوندا آنها را مورد مغفرت خود قرار بده چون آنان نمی‌دانند من امام مهدی حق پروردگارشان هستم واگر به یقین بدانند من امام مهدی منتظر هستم برای دیدار با من اشتیاق داشته و می‌خواهند مرا از روی شعف و حبّی که به خداوند دارند و هم چنین برای تشکر از فضل خداوند بر امت و نسلشان مرا بر سینه بفشارند و از شکرگزاران باشند.
    ای عزیزان من؛ خداوند و انصار پیشگام برگزیده را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که من گفتگو را منحصر به پایگاه اطلاع رسانی " الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية"نکرده و اعلان می‌کنم حاضر هستم در پایگاه شیخ فاضل سلیمان العلوان و یا پایگاه شیخ فاضل طارق محمد السویدان حاضر شوم و به ایشان اطمینان دارم که حقوقی را که باید رعایت کنند؛ رعایت خواهند کرد و از دستکاری یا تحریف بیانات امام ناصر محمد یمانی توسط ایشان هراسی ندارم؛ بلکه به آنها اطمینان کامل دارم چرا که از جاهلان نیستند و حق دارند یکی از این دو راه را برگزینند: یا گفتگو در پایگاه اطلاع رسانی اسلامی امام مهدی ناصر یمانی باشد که حقوقشان محفوظ خواهد بود و خداوند کفیل آنها است و اگر به امام مهدی ناصر محمد یمانی اعتماد ندارند؛ می‌گویم شما را سرزنش نکرده و سخت نمی‌گیرم؛ چون شما نمی‌دانید من مهدی منتظر حق پروردگارتان و خلیفه خداوند بر عالمیان هستم. لذا من تواضع به خرج داده و انتخاب پایگاه را به عهده شما می‌گذارم تا میز گفتگوی جهانی بین علمای مسلمین و مسیحی و یهودی در آنجا باشد و مهدی منتظر در آن پایگاه "گفتگو پیش از ظهور" را انجام می‌دهد؛ در حالی که هریک از ما در راحت ترین حال ممکن،در منازل خود هستیم و بدون اینکه سخنمان قطع شود و یا تشویشی ایجاد گردد با آرامش و سکینه و طمأنینه پاسخ‌های خود را می‌نویسیم. این نعمت خداوند است؛ ای جوانان روشنفکر مسلمان؛ پس از آن-اینترنت- برای بیان نور خداوند و هدایت بشر و آموزش بیان حق ذکر استفاده کنید نه مانند مجرمان که از آن برای اشاعه فحشا و منکر سوء استفاده می‌کنند؛از خدا بترسید و شکر نعمت او را به جا آورید تا بر آن بیفزاید.
    عزیزان من طارق السویدان و سلیمان العلوان؛ و هم چنین تمام علمای مسلمین، به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ اگر ناصر محمد یمانی حقاً مهدی منتظر باشد، تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی حتی با کمک به یک‌دیگر نیز قادر نخواهند بود که ولو در یک مسئله بر او غلبه نمایند؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی تنها یک شرط دارد؛ شرط او این است که در موارد اختلافات دینی به حکم خداوند رضایت بدهند:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۰].
    { در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    من
    در موارد اختلافات‌تان به هیچ حکمی جز حکم خداوند؛ رضایت نمی‌دهم که تصدیق فرموده خداوند تعالی است :
    {أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۱۴].
    { آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    ای علمای مسلمین و مسیحی و یهودی، تا زمانی که دعوت به پذیرش حکم خداوند پاسخ ندهید؛ قادر نخواهم بود شما را قانع کرده و با حق آمده از سوی پروردگار عالمیان بر شما غلبه نمایم. تنها وظیفه امام مهدی ناصر محمد یمانی این است که در موارد اختلاف؛حکم خداوند را از آیات محکم کتاب برایتان استنباط کند و اگر در قرآن چیزی نیافتم؛ سراغ سنت رسول الله که مخالف آیات محکم کتاب نباشد می‌روم؛ چون امام مهدی منتظر سنت حق بیان قرآن را انکار نمی‌کند چرا که می‌دانم سنت حق نبوی نیز مانند قرآن از سوی خداوند رحمان آمده است و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است که:

    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ(۱۹)}
    صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    به راستی که احادیث حق سنت نبوی؛ تنها بیان بیشتر قرآن هستند و ما آنچه را که با آیات محکم قرآن تناقض داشته باشد و یا بر خلاف عقل و منطق باشد، رد می‌کنیم؛ چرا که خداوند درمورد عقلتان نیز از شما سؤال خواهد کرد و تصدیق آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:۳۶].
    { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
    عزیزان من طارق السویدان و سلیمان العلوان و هم چنین تمام علمای مسلمین و امتشان و تمام مردم! تا زمانی که از عقل خود استفاده نکنید؛ عقلی که نعمت خداوند برای شماست، پیرو امام مهدی ناصر محمد یمانی نخواهید شد. پس در بیانات امام ناصر محمد یمانی تدبر کنید؛ آیا این بیان یک دیوانه و مجنون است؟ اگر امام ناصر محمد یمانی عقل خود را از دست داده،عقل شما که جایی نرفته و با تدبر در منطق و دلایل قوی وعلمی ناصر محمد یمانی که با آنها برایتان حجت می‌آورد؛ موضوع برایتان روشن خواهد شد.
    مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، انصار امام ناصر محمد یمانی را از پیروی کورکورانه برحذر می‌دارد، پس اگر دیدید امام ناصر محمد یمانی چیزی می‌گوید که مخالف عقل و منطق است؛ نگویید چون ما باور داریم او مهدی منتظر است؛ آنچه را بگوید باور کرده و از آن پیروی می‌کنیم ولو اینکه مخالف عقل و منطق باشد. به هیچ وجه چنین نکنید که به خداوند قسم پروردگار من از نعمت عقلی که به شما داده است جواب خواهد خواست.
    ای عزیزان من؛علمای مسلمین و امتشان! برانگیخته شدن امام مهدی مانند برانگیخته شدن انبیاء و رسولان خداوند است، تنها کسانی از انبیاء و رسولان پیروی می‌کردند که بدون توجه به آیین و روش پدران شان؛ با استفاده ازعقل ومنطق درباره آنچه که پروردگارشان نازل نموده بود؛تفکر می‌کردند تا اگرعقلشان را به حکمیت قبول کنند، برایشان روشن گردد که این حقّ آمده از جانب پروردگارشان است؛ زیرا برای آنان روشن شده که یار آنها منطقی جنون آمیز ندارد و مردم را به جای خداوند، به سوی عبادت خود دعوت نمی کند؛ بلکه از آنان می‌خواهد به حق ربانی و الهی باشند و پروردگارشان را بدون شریک ستایش کنند و به فتوای عقل خود جواب دهند که خداوند سبحان و تعالی برای عبادت ازغیر آن احق تر است و آنچه را که پدرانشان بر آن بودند را ترک کرده و به دعوت حق پروردگارشان پاسخ گفته و از انبیای او پیروی نمایند. پیروان انبیا در ابتدای امر عالم نبودند تا به همین دلیل حق آمده از جانب پروردگار را تصدیق نمایند، بلکه چیزی نمی‌دانستند و در ابتدای امر با عقل خود در منطق مدعیان تدبر کردند وعقلشان آن را حقی دانست که ازنزد پروردگار آمده است، این خردمندان ،بندگانی هستند که خداوند آنان را هدایت کرده است؛ کسانی که قبل از شنیدن و اندیشیدن در سخنان مدعی؛ درباره او قضاوت نمی‌کنند. بلکه ابتدا به اقوال گوش داده و بعد از آنکه برایشان روشن شد که سخن حقی است که از جانب پروردگارشان آمده و عقل و منطق آن را می‌پذیرد، آن گاه از بهترین آن پیروی می‌کنند. اینان کسانی هستند که پیشاپیش به آنها بشارت هدایت شدن را می‌دهیم. این تصدیقی بر فرموده خداوند تعالی است که:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    واما در مورد کسانی که خداوند آنان را به سوی حق هدایت نمی‌کند؛ این گونه نیست که خداوند سبحان به آنان ظلم کرده و هدایتشان ننماید، تصدیق فرموده خداوند تعالی که:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}
    صدق الله العظيم [الكهف:۴۹]؛
    { پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}
    بلکه آنان به خود ظلم می‌کنند چون کورکورانه از گذشتگان پیروی کرده و هیچ از عقل خود استفاده نمی‌کنند و برای همین هم کسانی که نسبت به حق آمده از جانب پروردگار کافرند می‌گویند:
    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}
    صدق الله العظيم [الملك:۱۰].
    { و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم }
    ای عزیزان من به این ترتیب روشن شد که علت ورود اهالی جن و انس آتش به آتش؛ عدم استفاده آنان از عقلشان برای تشخیص دادن حق از باطل و پیروی از آن بوده است و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الجنّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۷۹].
    {و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ گذاشته ایم آنها دل‌هایی دارند که با آن نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند}
    ای علمای عزیز مسلمین؛ به راستی که خداوند امام مهدی را برای حکم دادن به حق در میان علمای مسلمین؛ مسیحی؛ یهودی و تمام بشر برانگیخته است. آیا عقل و منطق حکم می‌کند که مهدی منتظر مردم را به حکمیت بر اساس کتاب بحارالأنوار و یا کتاب البخاری و مسلم بخواند؟ با اینکه من احادیث و روایات حقی که در آنهاست را رد نمی کنم و تنها با مطالب دروغی که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است؛ مخالفم.
    شیوخ محترم جناب سلیمان العلوان و طارق السویدان، به راستی که من شما و تمام علمای یمن به خصوص و علمای مسلمین را به صورت عام به حضور بر سر میز گفتگوی جهانی با مهدی منتظر دعوت می‌کنم که در( پایگاه امام مهدی ناصر محمد یمانی) دایر شده و رنگ زمینه آن آبی تیره است؛ چون ما پایگاه‌های زیادی داریم. حقوق شما نزد ما محفوظ و مصون است؛ لذا میهمانان عزیز و مکرم پایگاه ما باشید؛ ما نه مانع حضور شما خواهیم شد و نه چیزی از سخنانتان را تغییر خواهیم داد و پناه بر خداوند که از جاهلان باشیم. پس اگر برایتان روشن شد که امام ناصر محمد به حق امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است، از حق آمده از نزد پروردگارتان باخبر خواهید شد و اگر شما فقط در یک مسئله بر امام ناصر محمد یمانی غلبه نمودید؛ بر ناصر محمد یمانی است که از عقیده خود دال بر مهدی منتظر بودنش بازگردد و اگر علمای مسلمین تنها در یک مسئله بر من غالب شدند؛ تمام انصار در نقاط مختلف می‌بایست از پیروی از او دست بردارند، پس تمام مسلمانان شاهد باشید، هم بر خودتان و هم شاهد بر علمای مسلمین و مهدی منتظر حق. چون ناصر محمد یمانی، بعضی از عقاید دینی شما را درهم کوبیده و برباد خواهد داد؛ چرا که نشانی از دین خداوند در آنها نبوده و از نزد خداوند نیستند؛ بلکه از سوی شیطان رانده شده و بر زبان اولیای او که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکرخود بر ضد پیروی از ذکر محفوظ از تحریف و دستکاری را پنهان می‌نمایند؛ منتقل شده است. آنها برای انجام این کار به نزد محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم می‌آمدند و در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دادند؛ اما کفر و مکر خود را مخفی می‌کردند و از ایمان ظاهری خود به عنوان پوششی استفاده می‌نمودند تا از راویان حدیث سنت نبوی به شمار آیند وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ(۱) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}
    صدق الله العظيم [المنافقون].
    {چون منافقان نزد تو آيند، گويند: شهادت مى‌دهيم كه تو پيامبر خدا هستى. خدا مى‌داند كه تو پيامبرش هستى و خدا شهادت مى‌دهد كه منافقان دروغ‌گويند. (۱) از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقيقت، آنچه مى‌كنند ناپسند است. (۲)}
    سپس خداوند شما را از روش آنان برای دور کردن مردم از راه خداوند آگاه کرد؛ آنها از شمشیر استفاده نمی‌کردند؛ روش آنها از ضربات شمشیر هم خطرناک‌تر بود! آنها از راویان حدیث سنت نبوی می‌شدند تا شما را از پیروی از آنچه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم نازل فرموده بود، گمراه کنند. لذا در مجالس حدیث حاضر می‌شدند تا از راویان حدیث گردند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَنْ يُطِعْ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (۸۰) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (۸۱) أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً (۸۲) وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوْ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمْ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً(۸۳)}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، پس ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده ايم. (۸۰)و مى‌ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید.(۸۳) }
    از آنجا که به گواه خداوند تعالی، قرآن خداوند و احادیث بیان آن هر دو از سوی خداوند آمده‌اند :
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ(۱۹)}
    صدق الله العظيم [القيامة]،
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    برای همین خداوند به شما می‌فرماید که اگر حدیث نبوی وارد در سنت بیان از جانب خداوند نباشد؛ یعنی از سوی شیطان
    وارد شده باشد؛ بین آن حدیث و آیات محکم قرآن اختلاف زیادی خواهید یافت چون حق و باطل ناقض یک بوده و متفق نیستند. لذا ای مردم؛ بدانید که خداوند ایات محکم قرآن را مرجع احادیث سنت نبوی قرار داده است و شما را آگاه نموده که چگونه احادیثی را که به دروغ و با بهتان به نبی نسبت داده شده‌اند تشخیص دهید، در این صورت حدیث با آیات محکم قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت و برای همین است که من شما را در اختلافات دینیتان به سوی خداوند واحد قهار دعوت می‌کنم و مهدی منتظر تنها وظیفه دارد که حکم حق خداوند را از آیات محکم ذکر محفوظ از تحریف -که در صورت عدم پیروی از آن،حجت خداوند در روز قیامت بر شما خواهد بود-برایتان استنباط نماید و خدواند تعالی می‌فرماید:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    {اين كتابى است مبارك. آن را نازل كرده ايم. پس، از آن پيروى كنيد و پرهيزگار باشيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد. (۱۵۵) تا نگوييد كه تنها بر دو طايفه‌اى كه پيش از ما بودند كتاب نازل شده و ما از آموختن آنها غافل بوده‌ايم. (۱۵۶) يا نگوييد كه اگر بر ما نيز كتاب نازل مى‌شد بهتر از آنان به راه هدايت مى‌رفتيم. بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد. پس چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد؟ به زودى كسانى را كه از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابى بد كيفر خواهيم داد. (۱۵۷)}
    ای علمای مسلمین؛ به دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دهید و بدانید محمدا رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم در رؤیایی حق به من فرمودند:
    [كان مني حرثك وعليّ بذرك، أهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك، وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبته]

    [تو از جانب مادر(حرث ) از من و از جانب پدر(بذر ) از علی هستی؛ پرچم تو ؛ هدایت‌گرترین پرچم است و بزرگترین هدف؛ هدف توست و کسی نیست که با قرآن با تو به گفتگو بنشیند مگر اینکه از تو شکست بخورد]
    و در رویایی دیگر:
    [ وإنك أنت المهدي المنتظر وما جادلك عالمٌ من القرآن إلا غلبته]
    [ و براستی که تو مهدی منتظری و عالمی نیست که از قرآن با تو بحث کند و بر او غلبه نکنی]
    پایان رویای حق
    ولی خدا را به شهادت می‌گیرم که او به شما فرمان نداده است که به احکام شرعی بر اساس رویایی که در خواب دیده می‌شود عمل کنید، چرا که رویا به صاحب آن اختصاص دارد. اما اگر خداوند در عالم واقعیت آن رویا را محقق سازد؛ آنگاه این رویا برای شما حجت خواهد بود و خواهید دید که هیچ عالم قرآنی نیست مگر اینکه ناصر محمد یمانی مقتدرانه برای او از آیات محکم قرآن حجت علمی بیاورد.
    ای محبان و دوستان خداوند؛ با هر وسیله‌ای که می‌توانید، بیان حق کتاب را که ذکری برای خردمندان است، منتشر کنید و این مأموریت تمام کسانی است که خداوند آنان را از امر من باخبر گردانیده و آنان نیزمرا باور کرده و پیروی نموده‌اند. به خاطر کسانی که مانع حضور شما-در پایگاه‌ها- می‌شوند مأیوس نشوید؛ به خاطر کسانی که شما را انکار و تکذیب می‌کنند امید خود را از دست ندهید و همان سخنی را بیان کنید که پیروان یکی از انبیاء در این کلام خداوند تعالی، به مردم خود می‌گفتند:
    {وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (۱۶۴) فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ(۱۶۵)} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {هنگامی که گروهی از آنها گفتند: «چرا جمعی را اندرز می‌دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! گفتند: «(این اندرزها،) برای اعتذار در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها تقوا پیشه کنند!» (۱۶۴) امّا هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، نهی‌کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم؛ و کسانی را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم. (۱۶۵)}
    آیا می‌دانید بیان حق این سخنشان چیست:{قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم یعنی عذری در پیشگاه خداوند؛ تا ما را به خاطر تبلیغ نکردن آنچه که خداوند بر ما نازل نموده و ما نیز آن را باور کرده و پیرو آن شده‌ایم، مورد محاسبه قرار ندهد و هم چنین شاید تقوا پیشه کرده و از حق آمده از نزد پروردگارشان پیروی نمایند. پس عزیزان من از شکرگزاران باشید و بیان حق کتاب را به اطلاع مردم برسانید که همگی در دوران"گفتگو قبل از ظهور" قرار دارید، تمام این بیانات نور علی نور و شفایی برای سینه‌هاست؛ خسته و غمگین نشوید و با مردم به نیکی سخن گفته و بشارت دهید، باعث تنفرو فرارشان نشوید و در حین دعوت با مردم با خلق خوب و بسیار نیک برخورد نمایید و سخن خداوند را به یاد داشته باشید که:
    {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:۱۵۹].
    { و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.}
    از فرمانی که خداوند به شما و تمام کسانی که مردم را به راه او دعوت می‌کنند،اطاعت کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمةِ وَالمَوْعِظَةِ الحَسَنَة}
    [النحل:۱۲۵]،
    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما!}
    و هم چنین می‌فرماید:
    {وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (۳۴) وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيم(۳۵)} صدق الله العظيم [فصلت].
    {هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، تا همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی‌گردند! (۳۵)}

    و به یاد داشته باشید با وجود این که فرعون از مسرفین بود و در زمین سرکشی می‌کرد:
    {فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى} [النازعات:۲۴]،
    { و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم } ؛
    خداوند به نبی خود
    موسى عليه الصلاة و السلام چه نصیحتی نمود؛ با وجود این خداوند به نبی خود موسی و برادرش که سلام و صلوات بر آنان باد، چنین فرمان داده و می‌فرماید:

    {اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (۴۳) فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى(۴۴)} صدق الله العظيم [طه].
    { بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است! (۴۳) اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا بترسد! (۴۴)}
    آیا می‌دانید بیان حق این سخنشان چیست :
    { قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
    }صدق الله العظيم
    {گفتند: برای اعتذار (و رفع مسؤولیت) در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها تقوا پیشه کنند!}
    یعنی در مقابل خداوند عذری داشته باشیم تا به خاطر عدم تبلیغ آنچه که خداوند بر شما فرستاده و آن را باور کرده و پیرو آن شده‌اید مورد محاسبه قرار نگیرید و هم چنین شاید آنها تقوا کرده و از حق آمده از جانب پروردگارشان پیروی نمایند.
    عزیزان من ؛ شکرگزار خداوند باشید و در دوران"گفتگو قبل از ظهور" تمام بیانات حق کتاب را تبلیغ نمایید که همه آنها نور علی نور هستند و شفای قلب‌ها در آنها نهفته است؛ کوتاهی نکرده و محزون نشوید؛ با مردم به نیکی سخن گفته و به ایشان بشارت دهید و باعث تنفر و فرارشان نشوید و دعوت خود را با خلقی بسیار نیک وبا ملاطفت بیان کنید و به یاد این فرموده خداوند تعالی باشید :

    {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ }صدق الله العظيم [آل عمران:۱۵۹]
    { و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.}
    از فرمانی که خداوند به شما و به تمام دعوت کنندگان به راه خداوند داده است اطاعت نمایید که می‌فرماید:
    { ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ }[النحل:۱۲۵]
    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما!}
    و این فرموده خداوند تعالی :
    { وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُ وا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥﴾ }صدق الله العظيم [فصلت]
    {هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی گردند! (۳۵)}
    توصیه خداوند به نبی خود موسى عليه الصلاة والسلام را باید داشته باشید؛ با اینکه فرعون از مسرفانی بود که به ناحق ادعای بزرگی می کرد: {فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى} با وجود این خداوند تعالی به نبی خود موسی و برادرش هارون عليهم الصلاة والسلام می فرماید:
    { اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْ عَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿٤٣﴾ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ﴿٤٤﴾ }صدق الله العظيم [طه]
    { بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است! (۴۳) اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد! (۴۴)}
    ای حبیبان خداوند (احباب الله) اگر مشتاق آن هستید که آنچه که او دوست دارد و باعث رضایتش می‌شود تحقق یابد؛ فتوایش درباره اینکه چه چیز را دوست داشته و از آن راضی می‌شود را در این فرموده پیدا می‌کنید:
    { وَلاَ يَرْضَىَ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُواْ يَرْضَهُ لَكُمْ } صدق الله العظيم [الزمر:۷]
    { و کفررا برای بندگانش نمی پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می پسندد!}
    خداوند در نفس خود دعوت بندگان به راهش را بیش از هر چیز دوست دارد؛ پس در مقابل آزارها صبور باشید چون خداوند هدایت آنها را بیشتر ازاین دوست دارد که به جنگ با شما برخیزند و شما نیز با آنها بجنگید و ایشان را بکشید و داخل آتش شوند؛ خداوند به شما فرمان نمی‌دهد با مردم به جنگ بپردازید تا مؤمن شوند اجبار و اکراه در دین خداوند راه ندارد و همان چیزی بر شماست که بر رسول خداوند و امام مهدی است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ } صدق الله العظيم [الرعد:۴۰]
    { و اگر پاره ای از عذابی را که به آنها وعده می دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
    ممکن است یکی از کسانی که از احادیث شیطانی که مخالف آیات محکم قرآن هستند پیروی می‌کنند و خود را هدایت شده هم می‌دانند بخواهد حرف مرا قطع کرده و بگوید: "صبر کن ناصر محمد یمانی؛ بر اساس روایتی از عبدالله عمر رضي الله تعالى ؛محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
    [امرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالی]
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    البخاری و مسلم این روایت را نقل کرده و آن را در زمره احادیث صحیح قرار داده‌اند. واقد بن محمد بن زيد بن عبدالله بن عمر عن أبيه عن جده عبدالله بن عمرآن را نقل کرده است و این قسمت"الا بحق الاسلام" تنها از جانب البخاری نقل شده و مسلم آن را نقل نکرده است و معنای این حدیثی که از نبي صلى الله عليه وسلم نقل شده و از بسیاری از بزرگان معنی این حدیث نقل شده است در صحیح البخاری از أنس رضي الله عنه نقل شده که نبي صلى الله عليه وسلم گفته است:
    [ أمرت أن أقاتل الناس يعني المشركين حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله فإذا شهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلتنا وأكلوا ذبيحتنا فقد حرمت علينا دماؤهم وأموالهم إلا بحقها ]
    [ به من فرمان داده شده که با مردم -یعنی مشرکان- بجنگم تا شهادت دهند لا اله الا الله و محمد عبده و روسله. پس اگر شهادت دادند لا اله الا الله و محمد رسول الله و نماز ما را خواندند و قبله‌ی ما را پذیرفتند و از حیواناتی که ما ذبح کردیم خوردند؛ خون و اموال آنها برای ما حرمت دارد مگر به حقّ]
    و امام احمد آن را از میان احادیثی که معاذ بن جبل ازنبي صلى الله عليه وسلم نقل کرده است
    پایان نقل قول .
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: خیر این حدیث با مکری خبیثانه و از جانب شیطان رانده شده آمده است تا مردم را به مبارزه با شما سوق دهد چون اگر نخواهند با شما بجنگند؛ باید با اکراه و اجبار و با خواری دین شما را بپذیرند و اگر نپذیرند شما با جنگ؛ به دلیل عدم پذیرش دین خدا خونشان را زمین ریخته و زنان و اموالشان را به عنوان غنیمت خواهید گرفت. چنین روشی نه امر خداوند است و نه امر رسولش؛ این دستور شیطان رانده شده است و چگونه شده که شما از دستور شیطان تبعیت کرده و از فرمان خداوند رحمن که در آیات محکم کتابش آمده است؛ سر پیچی می‌کنید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا }[المزمل:۱۹]
    { این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی گزیند!}
    { فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١﴾ لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢﴾ } [الغاشية]
    {پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده ای! (۲۱) تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی،] (۲۲)}
    {فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿١٥بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿١٦وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧}[الأعلى]
    { پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد. (۹) کسی که از خدا می ترسد، به زودی متذکّر می شود. (۱۰) و کسی که از همه بدبخت تر است از آن کناره می گیرد. (۱۱) همان کسی که در آتش بزرگ در می آید. (۱۲) آن گاه در آنجا نه می میرد و نه به خوشی زندگی می کند. (۱۳) بی تردید کسی که خود را پاک کرد، رستگار شد. (۱۴) و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز خواند. (۱۵)بلکه زندگی دنیا را [بر آن] ترجیح می دهید. (۱۶) در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است. (۱۷)}
    { أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ }[يونس:۹۹]
    { پس آیا تو مردم را وادار می کنی تا به اجبار مؤمن شوند؟!}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗوَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} [البقرة].

    {در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست مسلماً راه هدایت از گمراهی روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست}
    { وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّ بِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارً ا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَ ادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَ ابُ وَسَاءَتْ مُرْ تَفَقًا ﴿٢٩﴾ }
    [الكهف]
    {و بگو: [سخن] حق است از سوی پروردگار شما؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره ها را بریان می‌کند جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.}
    { وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّ سُولَ وَاحْذَرُ وا فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَ سُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢﴾ }
    [المائدة]
    {اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٣٥} [النحل].
    {مشرکان گفتند: «اگر خدا می خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!}
    {قُلْ أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٥٤} [النور].
    { بگو: خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز ابلاغآشکار نیست}
    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨} [العنكبوت].
    {اگر شما تکذیب کنید امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه رسول جز ابلاغ آشکار نیست}
    {وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} [الرعد]. صــــدق الله العظيـــم
    {و اگر پاره ای از عذاب‌ها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست}
    پس ای خردمندان از خداوند پروا کنید؛ از شما می‌پرسم به حق آن که ابرها را روان ساخته و کتاب را نازل فرموده و انسان را از خاک آفریده است؛ آیا تمام فرامینی که خداوند در آیات محکم کتاب به رسولش داده است با دستوری که شیطان با به نسبت دادن دروغ حدیث به خداوند رحمن و رسولش وارد سنت بیان کرده است مخالفت ندارد:
    [امرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالی]
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    من از صحابه رسول الله که این حدیث از آنها نقل شده خوبی چیزی نمی‌گویم؛ چون شیاطین بشر همان گونه که به رسول "ذکر" نسبت دروغ می‌دهند به صحابه برگزیده هم همین نسبت را می‌دهند. پس از خدا بترسید و از کتاب خداوند و سنت حق رسولش پیروی کنید مگر آن احادیثی از سنت بیان که مخالف آیات محکم قرآن هستند و بدانید چنین احادیثی از جانب شیطان است؛ خداوندا شاهد باش که من به آنها ابلاغ نمودم .
    آیا نمی‌دانید که حتی اگر تمام انس و جن را به اکراه وادار کنید تا به خداوند رحمن ایمان آورده و نماز بر پا داشته و زکات بدهند؛ نماز و زکاتی که با اکراه انجام شده باشد، پذیرفته نمی‌شود؟ مگر اینکه با خلوص و تمایل قلبی نماز خوانده و زکات بدهند و ترس از کسی باعث آن نشده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة]،
    { مساجد خدا را تنها کسی آباد می کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت یافتگان باشند}
    خداوندا شاهد باش که من به آنها ابلاغ کردم..
    و اما در مورد جهاد در راه خداوند برای پایان دادن ظلم انسان بر برادر انسانش، خداوند به کسانی که در زمین قدرت و فرمانراویی
    (تمکین ) داده باشد؛ امر نموده برای پایان دادن ظلم انسان به برادر انسانش جهاد کنند وتصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ۗ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿٤١} [الحج]،صدق الله العظيم
    { همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند، و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و پایان همه کارها از آن خداست}
    {كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١١٠} صدق الله العظيم [آل عمران]. صدق الله العظيم
    { شما بهترین امت در میان انسانها بودید. امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، ایمان آورند، برای آنها بهتر است! عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند،}
    اما با کمال تأسف؛ بسیاری از علمای امت و منبریان؛ بین آیات محکمی که در آن از دعوت به سوی خداوند سخن گفته می‌شود و آیات محکمی که به جهاد در راه خداوند و امر به معروف و نهی از منکر اختصاص دارد؛ فرقی قائل نمی‌شوند. جهاد برای پایان دادن ظلم انسان به برادر انسانش است و نمی‌توان انسان را با زور و اکراه وادار نمود تا به خداوند رحمن ایمان بیاورد. ای کسانی که خود و پیروانتان را به بیراهه کشانده‌اید؛ آیا در قرآن تدبر نمی‌کنید یا بر قلب‌هایتان قفل زده شده است؟
    برایتان مثالی خواهم آورد تا نشان دهم چگونه کسانی که نادانسته به خداوند نسبت می‌دهند و تصور هم می‌کنند هدایت شده‌اند، توانستند پیروان خود را قانع کنند که به جنگ کافرانی بروند که ایمان نمی‌آورند. برای مثال به آنها می گویند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [ عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى ]رواه البخاري ومسلم
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    و سپس می‌گویند این به معنای آن است که خداوند به ما امر نموده تا به جنگ مشرکین رفته و آنها را به قتل برسانیم یا اینکه مؤمن شوند و نماز گذارده و زکات بپردازند؛ در غیر این صورت خداوند خون آنها و زنان و فرزندان و اموالشان را به عنوان غنیمت را بر ما حلال کرده است و سپس می‌گویند خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْالصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }صدق الله العظيم [التوبة:۵]
    { مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، از آنها دست برداريد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است!}
    و آیات بیشتری برایشان آورده و می‌گویند خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚيُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١١١} [التوبة]، صدق الله العظيم
    {خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريد، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ مى كنند، چه بكشند يا كشته شوند وعده اى كه خدا در تورات و انجيل و قرآن داده است به حق بر عهده اوست. و چه كسى بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد كرد؟ بدين خريد و فروخت كه كرده ايد شاد باشيد كه كاميابى بزرگى است.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید
    :
    {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّـهِ ۚ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّـهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٣٩} صدق الله العظيم [الأنفال]
    { با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه اى نباشد و دين همه دين خدا گردد. پس اگر باز ايستادند، خدا كردارشان را مى بيند.}
    ".
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: خداوند فرمان جنگ با کافرانی را داده است که به خاطر دین شما به جنگ با شما می‌آیند و پیروانتان را گرفتار فتنه می‌کنند برای همین خداوند فرمان داده است تا با کفاری که به جنگتان می‌آیند بجنگید تا باعث فتنه کسانی نشوند که به دعوت شما ایمان آورده و باورتان کرده و از دین حق پروردگارشان پیروی می‌کنند در اینجا واجب است به برادرانتان یاری رسانید؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ }صدق الله العظيم [الأنفال:۷۲]
    گر در دین شما را به يارى طلبيدند برشماست که به ياريشان برخيزيد}
    و تصدیقحدیثی ازمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:

    [ إِنَّ مَثَلَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى تَدَاعَى بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى]
    [ حکایت مؤمنان در دوستی و مهربانیشان مانند اعضای بدن است وقتی یکی رنجور شود دیگران از او مراقبت و نگهداری می کنند]
    صدق عليه وآله الصلاة والسلام
    به راستی که خداوند به شما فرمان داده است با کافرانی بجنگید که به جنگتان آمده و می‌خواهند نور خداوند را خاموش کنند؛ نه اینکه به کافرانی که جنگی با شما ندارند تعدی نمایید تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠} صدق الله العظيم [البقرة].
    { با كسانى كه با شما جنگ مى‌كنند، در راه خدا بجنگيد و تعدى مكنيد. زيرا خدا تعدى كنندگان را دوست ندارد.}
    خداوند شما را از ارتباط با کافرانی که با شما سرجنگ ندارند؛ نهی نمی‌فرماید، بلکه به شما فرمان داده است با آنها به عدالت و قسط و همانند برادرانتان و بر اساس اصولی دینی رفتار کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الممتحنة].
    { خدا شما را از نيكى كردن و عدالت ورزيدن با آنان كه با شما در دين نجنگيده اند و از سرزمينتان بيرون نرانده اند، باز نمى دارد. خدا كسانى را كه به عدالت رفتار مى كنند دوست دارد.}
    خداوند به رسولش فرمان نمی‌دهد با آنها بجنگد تا ایمان بیاورند؛ بلکه به بنده و رسول خود امر می‌کند تا بین مؤمن و کافر عدالت برقرار کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ ۖ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ۖ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِن كِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿١٥} صدق الله العظيم [الشورى]،
    { براى آن دعوت كن و چنان كه فرمان يافته اى پايدارى ورز و از پى خواهشهايشان مرو و بگو: به كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان دارم و به من فرمان داده اند كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم. خداى يكتا پروردگار ما و پروردگار شماست. اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما. ميان ما و شما هيچ محاجه اى نيست. خدا ما را در يك جا گرد مى آورد و سرانجام به سوى اوست.}
    چگونه ممکن است محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برخلاف این عمل کرده و بگوید:
    [ عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى ] رواه البخاري ومسلم
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    اما درباره این فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥} صدق الله العظيم [التوبة].
    { و چون ماه هاى حرام به پايان رسيد، هر جا كه مشركان را يافتيد بكشيد و بگيريد و به حبس افكنيد و در همه جا به كمينشان نشينيد. اما اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، از آنها دست برداريد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.}
    به راستی که مقصود خداوند مشرکان مکه است که بعد از اعلام برائت تخلف کردند؛ چون خداوند به مسلمانان فرمان داده بود که مشرکان حق نزدیک شدن به خانه معظم او را ندارند و این خانه اختصاص برای ادای حج به مسلمانان اختصاص دارد. خداوند از حج خانه معظم خود توسط مشرکانی که شاهد کافر بودن خود بودند،برائت جست ؛ و آن را برای تمام کسانی که ایمان به خداوند و روز قیامت داشته و در عبادت کردن پروردگارشان شرک نیاورده باشند قرار داد. برای همین به مسلمانان فرمان داد که مشرکان حق نزدیک شدن به مسجد الحرام را ندارند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا ۚ وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٢٨} صدق الله العظيم [التوبة].
    {اى كسانى كه ايمان آورده ايد، مشركان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند. و اگر از بينوايى مى ترسيد، خدا اگر بخواهد به فضل خويش بى نيازتان خواهد كرد. زيرا خدا دانا و حكيم است.}
    بعد از آنکه در روز حج اکبر؛ بیزاری و برائت خداوند و رسولش اعلام گردید؛ هرمشرکی که در مکه پیدا می‌ش
    د به منزله مقاومت وی در برابر فرمان برائت خداوند و رسولش بود؛ لذا فرمان خداوند بر این قرار گرفت که با آنها مبارزه شود ولو اینکه به پوشش کعبه آویخته باشند؛ مگر اینکه اعلام کنند مسلمانند و نماز برپا کرده و زکات بدهند؛ و این به معنی این است که آنها در زمره برادران دینی مسلمانان شده‌اند و مانند شما نسبت به مسجد الحرام حق دارند و برای همین نیز فرمان داده شد که راه این دسته باز شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَ سُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّـهَ بَرِ يءٌ مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ وَرَ سُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُ وا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣﴾ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُ وا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٤﴾ فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُ مُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِ كِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُ وهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْ صَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّ حِيمٌ ﴿٥﴾ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ اسْتَجَارَ كَ فَأَجِرْ هُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾ } صدق الله العظيم [التوبة]
    { و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی توانید خدا را ناتوان سازید و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! (۳) مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حقّ شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضدّ شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (۴) وقتی ماه های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید (در محدوده مکه ) به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (۵) و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (۶)}
    جز اینکه خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد اگر کسی از کافران یا مشرکان به آنها پناه بیاورد؛ به او پناه دهند تا کلام خداوند را بشنود. اگر از حق پروردگارش پیروی کرد که چه بهتر ؛ واگر نپذیرفت ؛ خداوند به شما امر نموده که او را به خانه‌اش برسانید و همراه او باشید تا از مکه خارج شود و با او به خوبی برخود و رفتار شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦} صدق الله العظيم [التوبة].
    {و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند}
    ای کسانی که نادانسته به خداوند نسبت داده و خود و پیروانتان را به گمراهی می‌کشانید؛ ازخدا پروا نمایید.ای علمای مسلمین که با وجود تفاوت بسیار زیاد بین شتر و الاغ؛ فرق بین الاغ و شتر را تشخیص نمی‌دهید (لا تفرقون بین البعیر و الحمیر ) از خداوند بترسید!! چگونه است که شما قادر نیستید مهدی منتظر حق را که از جانب پروردگارتان آمده است از کسانی که با مسّ شیطان سرگردان و آشفته شده و ادعای مهدویت می‌کنند؛ تشخیص دهید. کسانی که هر از چند گاه سربلند کرده و با وسوسه شیطانی که قرینشان است، خود را مهدی منتظر می‌دانند. آیا نمی‌دانید این از مکر شیطان بزرگ است تا وقتی خداوند مهدی منتظر حق را به سویتان فرستاد؛ بگویید:" این هم یکی از کسانی است که هر از چند گاهی پیدا شده و ادعا می‌کنند مهدی منتظرند؟"آیا از او رو برمی گردانید تا اینکه عذاب خداوند با سیاره‌ای که به آن سیاره دهم می‌گویید بر سرتان نازل شود؛ آیا پروا نمی‌کنید؟
    آیا در بیان حق ذکر-قرآن عظیم-که مهدی منتظر حق امام ناصر محمد یمانی از آنها برایتان حجت می‌آورد تدبر نمی‌کنید؟ علم مقتدارنه او را با علومی که مهدیون دروغینی که با مسّ شیاطین سرگردان شده‌اند مقایسه نمی‌نمایید؛ از خدا پروا نمی‌کنید؟ اگر شما از کسانی باشید که قبل از شنیدن سخن درباره آن حکم نمی‌دهند؛ با تدبر در منطق و دلایل علمی مقتدرانه امام مهدی ناصر محمد یمانی و برهان‌های مدعیان مهدویت که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند متوجه تفاوت امر می‌شوید و درمی‌یابید تفاوت بین مهدی منتظر و مدعیان دروغینی که شخصیت او را به سرقت برده‌اند مانند تفاوت بین شتر و الاغ است؛ یا شما شتر را از الاغ تشخیص نمی دهید؟
    ای مردم! زمان قيامت فرا رسيده و كسی جز خداوند نمی تواند جلوی عذاب را بگیرد آیا به این سخن می‌خندید و نمی گریید؟![اشاره به آیات کریمه سوره النجم:
    أَزِفَتِ الْآزِفَةُ (۵۷) لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ كَاشِفَةٌ (۵۸) أَفَمِنْ هَـٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ (۵۹) وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ (۶۰) ]. آیا می‌دانید که امام مهدی ناصر محمد یمانی با کلام خداوند، پروردگار عالمیان شما را مورد خطاب قرار می‌دهد و بیان حق قرآن را با قرآن و از محکمات آن برایتان می‌آورد؛ آیات روشنی که آیات بنیادی و اساسی کتاب و از محکماتی هستند که برای عالم و جاهلتان به زبان عربی آمده است؛ ظاهر و باطن آن را هم علمایتان درک می‌کنند و هم جاهلان ؛ چون ظاهر و باطن آنها یکسان است و تنها کسانی که قلبشان از حق منحرف است از درک دیدن آنها کور و ناتوانند.
    شیخ گرانقدر و محترم ومکرم سلیمان العلوان و شیخ گرانقدر و محترم و مکرم طارق السویدان، عزیزان من به گرمی به شما خوش آمد می‌گوییم و شما را از شجاع‌ترین علمای مسلمین می‌دانیم چرا که می‌خواهید از حدود دین دفاع نمایید؛ چه مردان نیکویی. آیا می‌دانید علت این پراکندگی و تفرقه که باعث شده برخی ازمسلمانان مانند تیری که از کمان رها شده از دین دور شده
    و کشتن مسلمان به دست برادر مسلمانش را حلال بدانند، چیست؟ سبب آن حکمت احمقانه علمای دین در فرار از گفتگو با رهبران "مارقین" به بهانه جلوگیری از شهرت یافتن آنهاست و کسانی هم بدون اندیشه از این "مارقین" پیروی می‌کنند و تنیجه‌اش این است که می‌بینید که حتی در خانه‌های خداوند شما را می‌کشند و این ثمره‌ی بذری است که کاشته‌اید کلام مشهورتان این است که: "با او گفتگو نمی‌کنیم تا کمک نکنیم مشهور و شناخته شود". در حالی که درست این است که در برابر او حجت علمی و برهان قوی از آیات محکم قرآن اقامه کرده و وی را با صفت "گمراه بودن آشکار" مشهور نمایید. فرض کنیم طارق السویدان و سلیمان العلوان در پایگاه امام ناصر محمد یمانی بر او غلبه کنند و برای انصارش روشن شود که ناصر محمد یمانی از گمراهان و گمراه کنندگان است و اگر سلیمان و سویدان از آیات محکم قرآن حجت بیاورند و ناصر محمد یمانی؛ پاسخ طارق و سلیمان را حذف کند؛ انصارش خواهند دانست که آنها در برابر او حجت قوی و علمی آورده‌اند و انصار امام ناصر محمد یمانی از او روگردانده و از شیوخ گرانقدر طارق و سلیمان متشکر خواهند بود که آنان را از گمراه سازی ناصر محمد یمانی-اگر که گمراه باشد- رها ساخته است. شما را به خداوند قسم، آیا اگر طارق و سلیمان از آیات محکم قرآن دربرابر امام ناصر محمد یمانی بیاورند؛ چنین اتفاقی نخواهد افتاد؟ پس ای مردم، نسبت به این حکمت خبیثانه کافر شوید که می‌گوید: "نباید با او گفتگو کنیم تا به مشهور شدنش کمک نکرده باشیم"، بلکه باید کسی را که باعث گمراهی مردم می‌شود، بشناسانید ولو اینکه ناصر محمد یمانی باشد. ولی انصار من از من پیروی می‌کنند چون از خردمندان هستند و برای همین به خداوند قسم نمی‌توانید آنها را از پیروی از من بازگردانید؛ مگر اینکه برای تأویل قرآن بیانی بهتر و سخنی درست‌ترو هدایت‌گرتر از بیان ناصر محمد یمانی بیاورید ولی نمی‌توانید چنین کنید؛ می‌دانید چرا؟ چون من امام مهدی ناصر محمد یمانی از شما نسبت به کتاب خداوند قرآن عظیم آگاه تر هستم .
    شیخ گرانقدر سلیمان و سویدان؛درمورد این فرموده خداوند تعالی چه فکری دارید:
    {وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚوَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٨هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٩} صدق الله العظيم [الصف].
    { هنگامی که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»! (۶) چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته در حالی که دعوت به اسلام می‌شود؟! خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند! (۷) آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند! (۸) او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! (۹)}
    وسؤالی که مطرح می‌شود این است که: خاتم الأنبیا و مرسلین درزمانی که کودک و در گهواره بود با چه نامی خوانده می‌شد، آیا نام ایشان "احمد" بود؟ خیر بلکه نام او محمد صلّى الله عليه وآله وسلم، است؛ به خاطر آن که أحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم همان محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم است، لذا ای مردم، می‌بینید که خداوند حجت حق را در برهان قوی علمی قرار داده است نه در نام، به رغم اینکه شیوخ گرانقدرطارق السویدان و سلیمان العلوان قبل از اینکه خداوند مهدی منتظرناصر محمد را برانگیزد، به حق آمده از نزد پروردگار شهادت داده‌اند که خداوند مهدی منتظر را به عنوان ناصر محمد(یاری رساننده به محمد) برمی‌انگیزد. ممکن است سلیمان با عصبانیت بگوید:"مهلت بده ناصر محمد یمانی؛ به ما تهمت می‌زنی؟ کی طارق و سلیمان شهادت داده‌اند که خداوند مهدی منتظر را به عنوان ناصر محمد(یاری رسان به محمد) برمی‌انگیزد؟" امام مهدی ناصر محمد در پاسخ می‌گوید: آیا شهادت می‌دهید که خداوند مهدی منتظر را به عنوان نبیّ جدید از سوی پروردگار عالمیان برمی‌انگیزد؟ جوابتان معلوم است:"ای کسی که تصور می‌کنی مهدی منتظر ناصر محمد هستی، برتوست که بدانی ما شهادت نمی‌دهیم که خداوند مهدی منتظر را به عنوان نبیّ جدید بر می‌انگیزد، چون این محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم است که آخرین نبی و رسول خداست و فتوای خداوند درآیات محکم کتابش تصدیق آن است:
    {مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ ولكن رَّسُولَ ٱللَّه وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّينَ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً(۴۰)}
    صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است}
    و برای همین طارق و سلیمان و تمام علمای مسلمین و عامه مسلمانان شهادت می‌دهند که خداوند امام مهدی ناصر محمد را برمی‌انگیزد، یعنی خداوند او را به عنوان یاری رسان(ناصر) به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم برمی‌انگیزد و او با همان حجتی که با محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم نازل شده است برای مردم حجت می‌آورد یعنی قرآن عظیم. چرا که خداوند امام مهدی را به عنوان یک نبیّ جدید برنمی‌انگیزد، بلکه یاری رساننده به آنچه که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم -آخرین نبیّ و رسول خداوند که سلام و صلوات بر او خاندان مطهرش باد-با خود آورده است، خواهد بود."
    شیوخ گرانقدر سلیمان و طارق السویدان، آیا می‌خواهید به چیزی که به حدیث اضافه شده یعنی
    [واسم أبيه اسم أبي] متمسک شوید؟ با اینکه میان شما و شیعیان و بسیاری از فرق دیگر درمورد این قسمت اضافه شده اختلاف شدیدی وجود دارد، شما می‌خواهید با این قسمت اضافه شده با من مباهله کرده و بیان حق قرآن را رها نمایید، آیا نمی دانید حجت خداوند در علم است نه در اسم؟ و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسمه أَحْمَدُ}
    صدق الله العظيم [الصف:۶].
    { و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است}
    اما شما می‌دانید اسم ایشان عليه الصلاة والسلام "محمد" بود و از زمانی که در گهواره بود مردم او را "محمد" می‌نامیدند نه "احمد" و به راستی که خداوند برای هر یک از انبیای خود که بخواهد دو نام قرار می‌دهد. برای مثال نبی الله یعقوب و نبی الله اسرائیل در حالی که این دو نام متعلق به یک نفر است؛ همین طور "احمد" و "محمد" که نام یک نفر است و خداوند می‌خواهد بدانید که حجت او در علم است نه در اسم ونام امام مهدی منتظر "محمد بن عبدالله"نیست بلکه اسامی او در ادامه می‌آید:
    ۱- مهدی منتظر"ناصر محمد"
    ۲- مهدی منتظر" عبدالنعیم الأعظم"
    که اگر فکر کنید؛ در این نام‌ها حکمت بالغه‌ای وجود دارد، پس جدال با حجت اسم را کنار گذاشته و با برهان قوی علمی حجت بیاورید و اگر سرباز زنید؛ پیش از این به حق درمورد حدیث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم درباره اسم اسم مهديّ منتظَرکه فرموده است: [يواطئ اسمه اسمي]، برایتان فتوا داده‌ایم. ولی شما معتقدید که مقصود تطابق اسم او با اسم من است و برای همین عده‌ای او را با نام "مهدی منتظر محمد بن عبدالله" و یا "احمد بن عبدالله" می‌نامید، اما علمای لغت عربی که از خردمندان هستند درک خواهند کرد که مقصود از "التواطؤ" تطابق نیست بلکه مقصود از "التواطؤ" توافق و همراهی است.
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا اسم محمد با نام من یعنی "ناصر محمد"موافق نیست؛ یعنی می‌بینید که نام محمد همراه و موافق نام من است نه مطابق آن، چون نام نبیّ عليه الصلاة والسلام (محمد بن عبد الله) است و امام مهدی ناصر محمد و خداوند همراهی و توافق نام محمد را در نام پدرم قرار داده است؛ که این هم حکمت بالغه‌ای دارد تا هرکس که حق را تصدیق کرد و پیروی نمود، شهادت دهد که :
    (أشهدُ أنْ لا إله إلا الله وأشهدُ أنّ محمداً رسولَ الله صلّى الله عليه وأشهد أنّ الإمامَ المهديَّ ناصرُ محمدٍ)
    چون امام مهدی رسول پروردگار عالمیان نیست و کتاب جدیدی با خود نیاورده است که بخواهید شهادت حق بر رسالت او بدهید، چون رسالت حقی که امام مهدی ناصر محمد یمانی با خود دارد و برایتان‌از آن حجت می‌آورد همان رساله‌ی خداوند یعنی قرآن عظیم است که محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم و تمام تابعین حق تا روز دین بر اساس آن حجت می‌آورند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم في دين الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 14285 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 3 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - 05 - 1432 هـ
    25 - 04 -2011 مـ
    07:06 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14250
    ـــــــــــــــــ



    ردّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني على فضيلتي الشيخين سليمان العلوان وطارق السويدان ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الاطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر، سلامُ الله عليكم أحبّتي الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، فصبرٌ جميلٌ فلا تأخذكم الغيرة بالحقّ على الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فتشتمون من شتمنا وأفتى في شأن الإمام ناصر محمد اليماني من قبل الحوار.

    ويا فضيلة الشيخ طارق السويدان ويا فضيلة الشيخ سليمان العلوان، سلام الله عليكم ورحمته وبركاته، وأنا الإمام المهدي أصلّي عليكم وأسلّمُ تسليماً أن يهديكم الله إلى الصراط المستقيم وجميع المسلمين فيبصَّر قلوبكم بالحقّ،
    {
    حَقِيقٌ عَلَىٰ أَن لَّا أَقُولَ عَلَى اللَّـهِ إِلَّا الْحَقَّ} [الأعراف:105]، وليس بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً.

    ألا والله ما اخترت أن تكون طاولة الحوار بيني وبينكم في عصر الحوار من قبل الظهور الإنترنت العالميّة من ذات نفسي بل بأمرٍ من الله، وذلك أمر يخصّني تنفيذه وفي ذلك حكمةٌ بالغةٌ كونكما يا فضيلة الشيخ طارق وسليمان لا تستطيعان أن تُقاطعا الإمام المهدي فتشوّشا فكره وترتيبه للمنطق الحقّ كون الحوار في عصر الحوار من قبل الظهور هو بالقلم الصامت ولذلك لا تستطيعون أن تقاطعوا كلامي؛ بل ليس أمامكم إلا أن تتدبّروا منطقي وسلطان علمي من أول البيان إلى آخرة لأنّ الحوار مكتوبٌ وليس كلاماً متبادلاً باللسان، ألا والله لو يظهر لكم المهديّ المنتظَر على إحدى القنوات الفضائيّة لحوار علماء الأمّة لكان الحوار أشدّ ضجةً من الاتجاه المعاكس في قناة الجزيرة كون الإمام المهدي سوف ينسف عقائدَ لدى كثيرٍ من المسلمين مخالفةً لمحكم كتاب الله القرآن العظيم، وبما أنّها عقائد اختلطت بدمائكم وأنفسكم فلا تستطيعون الصبر والانتظار حتى يكمل الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ما لديه من سلطان العلم؛ بل سوف يكون الحوار مثله كمثل الاتجاه المعاكس فتقاطعونَني بين اللحظة والأخرى فتشوشون فكري وترتيب البرهان الذي أرتبه شيئاً فشيئاً كالبناء المحكم الذي أُسّس على تقوى من الله، فاتّقوا الله أحبّتي في الله، وما كان للإمام المهديّ المنتظَر أن يتّبع أهواءكم حسب اختياركم فليس لكم الخيرة من الأمر؛ بل أنطق بالبيان الحقّ للقرآن، فمن اهتدى فلنفسه ومن ضلّ فعليها وما أنا عليكم بوكيل.

    ويا علماء الأمّة وخطباء المنابر ومفتي الديار استجيبوا لدعوة الحوار للمهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور عبر طاولة الحوار العالميّة
    (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية) حتى يتبيّن لكم شأن ناصر محمد اليماني هل هو المهديّ المنتظَر أم كذابٌ أشِرٌ؟ فإن تبيّن لعلماء المسلمين أنّ ناصر محمد اليماني هو حقاً المهديّ المنتظَر لا شك ولاريب، فمن بعد التصديق يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق للبيعة العامة والولاء بالحقّ.

    ويا أحبّتي في الله ليس من العقل والمنطق أن يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق للبيعة من قبل الحوار؛ بل العقل والمنطق هو أن يتمّ الحوار من قبل الظهور ومن بعد التصديق بالحقّ يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق أفلا تتفكّرون؟

    ويا أحبّتي في الله فضيلة الشيخ سليمان العلوان وكذلك فضيلة الشيخ طارق محمد السويدان، فما دام الله أظهركم على شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فوجب عليكم الذود عن حياض الدين حتى لا يُضِلّ الإمام ناصر محمد اليماني أحداً من المسلمين إن كنتم ترونني أدعو إلى باطلٍ، والله المستعان يا أخي الكريم الفاضل فضيلة الشيخ سليمان العلوان بقولك عن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بما يلي:
    (وحاشاه من الصدق). بمعنى أنّك ترى ناصر محمد اليماني كذاباً أشر وليس المهدي المنتظر. ومن ثمّ يردّ عليك ناصر محمد اليماني وأقول: لك الحقّ أن تتوقع أنّ ناصر محمد اليماني إمّا أن يكون من الصادقين وإمّا أن يكون من الكاذبين ومن ثمّ تُنظر الحكم علينا إلى ما بعد الحوار، ولا يحقّ لك أن تحكم على الإمام ناصر محمد اليماني: (أنه كذاب وحاشاه من الصدق)! ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: رجوت من الله أن يغفر لحبيبي في الله فضيلة الشيخ المحترم سليمان العلوان وكذلك أخيه طارق محمد السويدان وكافة علماء المسلمين وأمّتهم وأقول:
    اللهم اغفر لهم فإنهم لا يعلمون إنّي الإمام المهدي الحقّ من ربّهم، ولو علموا علم اليقين إنّي الإمام المهديّ المنتظَر لاشتاقوا إلى لقائي فيضمّوني إلى صدورهم شغفاً وحبّاً في الله ويشكروا فضل الله عليهم أن بعث الإمام المهديّ المنتظَر في أمّتهم وجيلهم ثم يكونوا من الشاكرين.

    ويا أحبّتي في الله أُشهدُ الله والأنصار السابقين الأخيار وكفى بالله شهيداً أنّي لا أحصر الحوار في موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية؛ بل أعلن الاستعداد للحضور إلى موقع فضيلة الشيخ سليمان العلوان أو موقع فضيلة الشيخ طارق محمد السويدان وأنا واثق فيهما الثقة التامة أنّ الحقوق لديهم محفوظةٌ، ولذلك لا أخشى من التزييف والتحريف من قبلهم في بيانات الإمام ناصر محمد اليماني لديهم بل أمنحهم الثقة التامة كونهم ليسوا من الجاهلين فلهم الحقّ في الاختيار في أمرين أن يكون الحوار إمّا
    بموقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية وحقوقهم محفوظةٌ وكفيلهم الله على ذلك، وإذا لم يثقوا في الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فأقول لا تثريب عليكم ولا حرج كونكم لا تعلمون أنّني المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم خليفة الله على العالمين؛ بل سوف يتواضع الإمام ناصر محمد اليماني فسوف يحضر هو لديكم في الموقع الذي تختارون أن يكون طاولة الحوار العالميّة بين علماء المسلمين والنصارى واليهود لحوار المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور وكلٌّ منّا في داره (رايق) على أحسن حالٍ يكتب ردّه من غير مقاطعةٍ ولا تشويشٍ بكلّ هدوءٍ وسكينةٍ وطمأنينةٍ، فتلك نعمةٌ من الله فاستخدموها لبيان نور الله لهدى البشر وتعليمهم البيان الحقّ للذكر يا شباب المسلمين المثقفين وليس لنشر الفحشاء والمنكر كما يفعل المجرمون، فاتقوا الله واشكروا نعمته عليكم يزِدكم.

    ويا أحبّتي في الله طارق السويدان وسليمان العلوان وكافة علماء المسلمين، والله الذي لا إله غيره إن كان ناصر محمد اليماني هو حقًا المهديّ المنتظَر فإنّ جميع علماء المسلمين والنصارى واليهود لا يستطيعون أن يهيمنوا على الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ولو في مسألةٍ واحدةٍ ولو اجتمعوا له، وليس للإمام المهدي ناصر محمد اليماني غير شرطٍ واحدٍ أن يرضوا بالله حَكماً بينهم فيما كانوا فيه يختلفون في الدين:
    {
    وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الشورى].

    ولن أرضى بغير الله حكماً بينكم بالحقّ فيما كنتم فيه تختلفون، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    أَفَغَيْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:114].

    ويا علماء المسلمين والنصارى واليهود، والله لا استطيع إقناعكم والهيمنة عليكم بالحقّ من ربّ العالمين حتى تستجيبوا لدعوة الاحتكام إلى الله وما على الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني إلا أن يستنبط لكم حكم الله من محكم كتابه فيما كنتم فيه تختلفون وإن لم أجد فمن سُنّة رسول الله الحقّ التي لا تخالف لمحكم الكتاب كون الإمام المهديّ المنتظَر لا ينكر سنّة البيان الحقّ للقرآن لأنّي أعلمُ أنّ أحاديث السُّنة النبويّة الحقّ هي من عند الرحمن كما القرآن من عند الرحمن، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩} صدق الله العظيم [القيامة].

    ألا وإنّما أحاديث السُّنة النبويّة الحقّ لا تزيد القرآن إلا بياناً، وإنّما ننكر منها ما جاء مُناقضاً لمحكم القرآن أو للعقل والمنطق كون الله سوف يسألكم كذلك عن عقولكم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ويا أحبّتي في الله فضيلة الشيخ طارق السويدان وأخيه سليمان العلوان وكافة علماء المسلمين وأمّتهم والناس أجمعين، وتالله لا ولن تتّبعوا الإمام المهدي ناصر محمد اليماني حتى تستخدموا عقولكم التي أنعم بها الله عليكم فتفكّروا في بيان الإمام ناصر محمد اليماني هل هو بيان رجلٍ مجنونٍ؟ فإذا ذهب عقل الإمام ناصر محمد اليماني فإنّها لم تذهب عقولكم فسوف يتبيّن لكم ذلك من خلال منطق ناصر محمد اليماني وسلطان العلم الذي يُحاجّكم به ناصر محمد اليماني.
    وأحذِّر أنصار المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني أن يتّبعوا الإمام ناصر محمد اليماني الاتِّباع الأعمى، فإن وجدوا الإمام ناصر محمد اليماني ينطق لهم بشيءٍ يخالف للعقل والمنطق فلا يقولوا بما أننا صدقنا أنّه المهديّ المنتظَر فما قاله سوف نصدقه ونتّبعه حتى ولو كان مخالفاً للعقل والمنطق، كلا وربّي الله ليسألكم الله عن عقولكم التي أنعم بها الله عليكم.

    ويا أحبتي في الله علماء المسلمين وأمّتهم إنّ مثل بعث الإمام المهدي كمثل بعث الأنبياء والمرسّلين، فلن تجدوا أنهّ صدّق فاتّبع الأنبياء والمرسَلين إلا الذين استخدموا عقولهم فتفكّروا فيما أُنزل إليهم من ربّهم بتدبّر العقل والمنطق بغض النظر عمّا وجدوا عليه آباءهم حتى إذا حكّموا عقولهم تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم كونهم تبيّن لهم إنّ صاحبهم ليس منطِقُه منطقَ مجنونٍ ولا يدعو الناس إلى عبادة نفسه من دون الله بل يدعوهم ليكونوا ربانيِّين بالحقّ يعبدون الله وحده لا شريك له فأجابوا فتوى عقولهم إنّ الله هو الأحقّ بعبادتهم مما سواه سبحانه وتعالى علواً كبيراً فتركوا ما وجدوا عليه آباءهم واستجابوا لدعوة الحقّ من ربّهم فاتّبعوا أنبياءه برغم إنّ أَتباعَ الأنبياء ليسوا بعلماء بادئ الأمر ولذلك صدّقوا الحقّ من ربّهم؛ بل لا يعلمون شيئاً وإنّما تفكّروا بادئ الأمر بعقولهم في منطق الداعية فأقرّته عقولُهم الحقّ من ربّهم، وأولئك الذين هدى الله من عباده من أولي الألباب وهم الذين لا يحْكُمون على الداعية من قبل أن يسمعوا لقوله ويتفكّروا فيه بل استمعوا القول أولاً ومن ثم اتّبعوا أحسنه إن تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم يصدقه العقل والمنطق، فأولئك نبشرهم مقدماً بالهدى، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    ولكنّ الذين لم يهدِهِم الله إلى الحقّ فليس أنَّ الله ظلمهم سبحانه فلم يهدهم! تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49]؛ بل ظلموا أنفسهم بسبب الاتّباع الأعمى لمن كانوا قبلهم ولم يستخدموا عقولهم شيئاً ولذلك قال الكفار بالحقّ من ربّهم: {
    وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الملك].

    إذاً يا أحبّتي في الله إنّ سبب دخول أهل النار للنار من الجنّ والإنس هو عدم استخدام العقل للتمييز بين الحقّ والباطل واتّباعه، ولذلك قال الله تعالى:
    {
    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿١٧٩} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ويا أحبّتي في الله عُلماء المُسلمين إنّ الإمام المهدي يبتعثه الله حَكَماً بالحقّ بين علماء المُسلمين والنصارى واليهود وكافة البشر، فهل من العقل والمنطق أن يدعو البشر المهديّ المنتظَر إلى الاحتكام إلى كتاب بحار الأنوار أو كتاب البخاري ومُسلم برغم أنّي لا أكذّب ما كان حقاً فيها من الأحاديث الحقّ والروايات وإنّما أكذّب ما جاء فيها مخالفاً لمحكم كتاب الله القرآن العظيم؟

    ويا فضيلة الشيخان سليمان العلوان وطارق السويدان إنّي أدعوكما وكافة علماء اليمن خاصّةً وعلماء المسلمين عامةً للحضور إلى طاولة الحوار العالميّة للمهديّ المنتظَر
    (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني) ذي اللون الأزرق؛ كون مواقعنا كثيرة. وإنّ حقوقكم محفوظةٌ لدينا مصونةٌ، وكذلك سوف تكونون لدينا معزّزين ومكرّمين ضيوفاً محترمين ولن نحجبكم ولن نغيّر من قولكم شيئاً، ونعوذ بالله أن نكون من الجاهلين. فإن تبيّن لكم أنّ الإمام ناصر محمد هو حقاً الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد فسوف تعلمون الحقّ من ربِّكم، وإنْ هيمنتم على الإمام ناصر محمد اليماني ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط فعلى ناصر محمد اليماني التراجع عن عقيدة أنّه المهديّ المنتظَر وعلى جميع الأنصار في مختلف الأقطار التراجع عن اتِّباع ناصر محمد اليماني لئن غلبوني علماء المسلمين ولو في مسألةٍ واحدةٍ، فكونوا من الشاهدين يا معشر المسلمين على أنفسكم وعلى علمائكم وعلى المهديّ المنتظَر الحقّ كون ناصر محمد اليماني سوف ينسف بعض عقائدكم في الدين نسفاً كونها ليست من دين الله في شيء؛ بل وردت إليكم من عند غير الله أي من عند الشيطان الرجيم على لسان أوليائه الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر ضدّ اتباع الذكر المحفوظ من التحريف والتزييف، وأرادوا أن يضلّوكم عمّا أنزل الله إليكم في محكم القرآن العظيم ولكن عن طريق أحاديث السُّنة النبويّة كونها ليست محفوظةً من التحريف ولذلك جاءوا إلى محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ليظهروا الإيمان ويبطنوا الكفر والمكر وإنّما اتّخذوا أيمانهم ستاراً ليكونوا من رواة الأحاديث في السُّنة النبوية، وقال الله تعالى: {
    إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢} صدق الله العظيم [المنافقون].


    ومن ثم علَّمكم الله كيفية طريقة صدّهم عن سبيل الله أنّه ليس بالسيف؛ بل بما هو أشدّ خطراً من ضرب السيوف! بل ليكونوا من رواة الأحاديث في السُّنة النبويّة ليضلّوكم عن اتِّباع ما أنزل الله إليكم في محكم القرآن العظيم ولذلك كانوا يحضرون مجالس الحديث حتى يكونوا من رواة الحديث. وقال الله تعالى:
    {
    مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗوَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣} صدق الله العظيم [النساء].

    وبما أنّ قرآنه وأحاديث بيانه كلّها من عند الله، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩
    } صدق الله العظيم [القيامة]، ولذلك علَّمكم الله أنّ حديث البيان في السُّنة النبويّة لو كان من عند غير الله؛ أي من عند الشيطان فسوف تجدون بينه وبين محكم قرآنه اختلافاً كثيراً كون الحقّ والباطل نقيضان لا يتّفقان. إذاً يا قوم لقد جعل الله محكم القرآن هو المرجع للأحاديث في السُّنة النبويّة وعلَّمكم الله عن طريقةِ كشف الأحاديث المكذوبة عن النبيّ زوراً وبهتاناً أنّكم سوف تجدون بينها وبين محكم القرآن اختلافاً كثيراً، ولذلك أدعوكم إلى الله الواحد القهار ليحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون في الدِّين وما على المهديّ المنتظَر إلا أن يستنبط لكم حكم الله الحقّ من محكم الذِّكر المحفوظ من التحريف حجّة الله عليكم يوم القيامة لو لم تتّبعوا الحقّ من ربكم، وقال الله تعالى: {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    فأجيبوا دعوة الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم يا معشر علماء المسلمين واعلموا أنَّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم قال لي في الرؤيا الحق:
    [كان مني حرثك وعليٌّ بذركَ، أهدى الرايات رايتُك وأعظم الغايات غايتُك، وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبتَه]
    وفي رؤيا أخرى:
    [وأنّك أنت المهدي المنتظر، وما جادلك عالِم من القرآن إلا غلبتَه] انتهت الرؤيا بالحقّ.

    ولكنّي أشهدُ الله أنّه ما أمركم أن تجعلوا الأحكام الشرعيّة على الرؤيا المناميّة كون الرؤيا فتوى تخصّ صاحبها، ولكن هذه الرؤيا سوف تكون حجّة عليكم لو أنّ الله أصدقني الرؤيا بالحقّ على الواقع الحقيقي فتجدون أنّه حقاً لا يُجادل ناصر محمد اليماني عالِمٌ من القرآن إلا وأقام عليه ناصر محمد اليماني حجّة العلم والسلطان من محكم القرآن.

    ويا أحباب الله، بلِّغوا بالبيان الحقّ للكتاب ذكرى لأولي الألباب بكل حيلةٍ ووسيلةٍ فتلك مهمّتكم يا من أظهركم الله على أمري وصدَّقوا واتبعوا، ولا تستيئسوا ممّن يحظروكم ولا تستيئسوا ممّن يكذبوكم وقولوا كما قال أتباع أحد الأنبياء لطائفةٍ منهم في قول الله تعالى:
    {
    وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّـهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿١٦٤فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ﴿١٦٥} صدق الله العظيم [الأعراف]، فهل تعلمون البيان الحقّ لقولهم: {قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم؟ أي معذرةً إلى الله حتى لا يحاسبنا على عدم التبليغ بما أنزل الله إلينا ما دمنا صدَّقنا واتَّبعنا وكذلك لعلهم يتّقون فيتّبعون الحقّ من ربّهم، فكونوا من الشاكرين أحبّتي في الله وبلِّغوا بالبيان الحقّ للكتاب أجمعين في عصر الحوار من قبل الظهور فجميعه نورٌ على نورٍ وشفاءٌ لما في الصدور، ولا تهِنوا ولا تحزنوا وقولوا للناس حُسناً وبشّروا ولا تنفّروا وكونوا ليِّنين ذوي خُلُقٍ عظيمٍ في دعوتكم، وتذكّروا قول الله تعالى: {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ} صدق الله العظيم [آل عمران:159].

    وأطيعوا أمر الله إليكم وإلى جميع الدُعاة إلى سبيله في قول الله تعالى:
    {
    ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ} [النحل:125]، وقول الله تعالى: {وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [فصلت].

    وتذكّروا وصية الله لنبيّه موسى عليه الصلاة والسلام، فبرغم أنَّ فرعون كان عالٍ في الأرض من المُسرفين
    {
    فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ ﴿٢٤} [النازعات:24]، فبرغم ذلك أمرَ الله نبيّه موسى وأخاه هارون عليهما الصلاة والسلام؛ وقال الله تعالى: {اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿٤٣فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ﴿٤٤} صدق الله العظيم [طه].

    ويا أحباب الله إن كنتم حريصين على تحقيق ما يحبّه الله ويرضاه فسوف تجدون فتوى ما يحبّه الله ويرضاه في قول الله تعالى:
    {
    وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم [الزمر:7].

    وأحبّ إلى نفس الله أن تدعوا عباده إلى سبيله فتصبروا على أذاهم حتى يهديهم فذلك أحبّ إلى الله من لو أنّهم يقاتِلوكم فتقاتلوهم فتقتلوهم فيدخلهم النار، ولم يأمركم الله بقتال عباده حتى يكونوا مؤمنين فلا إكراه في الدين، وإنّما عليكم ما على رسوله والإمام المهدي في قول الله تعالى:
    {
    وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} صدق الله العظيم [الرعد].

    ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد الذين يتّبعون أحاديث الشيطان المُخالفة لمحكم القرآن ويحسبون أنّهم مهتدون فيقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني، بل قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فيما روي عن عبد الله عمر رضي الله تعالى عنهما أنّ رسول الله صلّى الله عليه وسلم قال:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]. رواه البخاري ومسلم هذا الحديث أخرجاه في الصحيحين من رواية واقد بن محمد بن زيد بن عبدالله بن عمر عن أبيه عن جده عبدالله بن عمر وقوله إلا بحق الإسلام هذه اللفظة تفرد بها البخاري دون مسلم وقد روى معنى هذا الحديث عن النبي صلّى الله عليه وسلم من وجوه متعددة ففي صحيح البخاري عن أنس رضي الله عنه عن النبي صلّى الله عليه وسلم قال: أمرت أن أقاتل الناس يعني المشركين حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله فإذا شهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلتنا وأكلوا ذبيحتنا فقد حرمت علينا دماؤهم وأموالهم إلا بحقها وخرج الإمام أحمد من حديث معاذ بن جبل عن النبي صلّى الله عليه وسلم]".
    اِنتهى

    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: بل ذلك حديث جاءكم من عند الشيطان الرجيم بمكرٍ خبيثٍ حتى يؤلِّبوا البشر على حربكم كونهم إذا لم يحاربوكم فسوف تُكرِهوهم على الدخول في دينكم كرهاً وهم صاغرون أو تقتلوهم وتسفكوا دماءهم وتسبُوا نساءهم وتأخذوا أموالهم غنيمةً لكم بحجّة عدم دخولهم في دين الله! ولم يأمركم الله ورسوله بذلك أبداً بل أمركم الشيطان الرجيم، فكيف تطيعون أمر الشيطان وتعصون أمر الرحمن في محكم كتابه في قول الله تعالى:
    {
    إِنَّ هَـٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖفَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿١٩} [المزمل].

    {
    فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢} [الغاشية].

    {
    فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿١٥بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿١٦وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧}
    [الأعلى].

    {
    أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ} [يونس:99].

    {
    لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗوَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} [البقرة].

    {
    وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩}
    [الكهف].

    {
    وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٢} [التغابن].

    {
    وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢} [المائدة].

    {
    وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٣٥} [النحل].

    {
    قُلْ أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٥٤} [النور].

    {
    وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨} [العنكبوت].

    {
    وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} [الرعد].
    صــــدق الله العظيـــم

    فاتّقوا الله يا أولي الالباب، وسألتكم بمن أجرى السحاب وأنزل الكتاب وخلق الإنسان من تراب أليست كافة أوامر الله إلى رسوله في محكم الكتاب مخالفةً لأمر الشيطان في سُنَّة البيان في الحديث المُفترى على الرحمن إلى رسول القرآن أنّه قال:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأنَّ محمداً رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى].

    ولا أقول في صحابة رسول الله الذين ورد هذا الحديث أنّه عنهم إلا خيراً، فكما افترى شياطين البشر على رسول الذكر كذلك يفترون على صحابته الأخيار، فاتّقوا الله واتَّبعوا كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ إلا ما خالف من أحاديث سُنّة البيان لمحكم القرآن فاعلموا أنّه حديثٌ مفترى من عند الشيطان، اللهم قد بلغتُ اللهم فاشهد.

    أفلا تعلمون أنّكم حتى ولو أكرهتم كافة الجنّ أو الإنس حتى يكونوا مؤمنين بالرحمن ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة لما تقبّل الله صلاتهم ولا زكاتهم وهم كارهون حتى تكون صلاتهم وزكاتهم خالصة لله من قلوبهم وليست خشية من أحدٍ؟ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة]، اللهم قد بلغت اللهم فاشهد.

    وأما بالنسبة للجهاد في سبيل لله لرفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان فذلك أمر من الرحمن إلى الذين مكَّنهم الله في الأرض، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ۗ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿٤١} [الحج]، {كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١١٠} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولكن للأسف إنّ كثيراً من علماء الأمّة وخطباء المنابر لا يفرِّقون بين الآيات في محكم الذِّكر التي تخصّ الدعوة إلى الله ولا بين الآيات في محكم الذّكر التي تخصّ في الجهاد في سبيل الله للأمر بالمعروف والنهي عن المنكر لرفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان وليس لإكراه الناس بالإيمان بالرحمن، أفلا تتدبّرون القرآن أم على قلوبٍ أقفالها يا معشر الذين أضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم؟ ولسوف أضرب لكم مثلا كيف استطاع الذين يقولون على الله ما لا يعلمون ويحسبون أنّهم مهتدون أن يقنعوا أتباعهم في قتل الكفار الذين لا يؤمنون، فعلى سبيل المثال: يقولون لهم: "قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلّى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى] رواه البخاري ومسلم، ومن ثم يقول: فهذا يعني أنّ الله أمرنا بقتال المشركين وقتلهم حتى يكونوا مؤمنين فيقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة، ما لم يتمّ ذلك فقد أحلّ الله لنا دماءهم ونساءهم وأبناءهم وأموالهم غنيمةً لنا! ومن ثمّ يقول وقال الله تعالى: {
    فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:5].

    ومن ثم يزيدهم بآياتٍ أُخرى، ويقول قال الله تعالى:
    {
    إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚيُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١١١} [التوبة]، وقال الله تعالى: {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّـهِ ۚ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّـهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٣٩} صدق الله العظيم [الأنفال]".

    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني: إنّما أمركم الله بقتال الكفار الذين يقاتلونكم في دينكم ويفتنون من اتَّبعكم ولذلك أمركم الله بقتال الكفار الذين يقاتلونكم حتى لا يفتنوا من آمن بدعوتكم وصدّقكم واتَّبع دين الحقّ من ربّه، فهنا وجب عليكم نصرة إخوانكم في الدين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ} صدق الله العظيم [الأنفال:72].

    تصديقاً لحديث محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إِنَّ مَثَلَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى تَدَاعَى بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى] صدق عليه وآله الصلاة والسلام.

    وإنما أمركم الله بقتال من يقاتلكم من الكفار الذين يريدون أن يطفئوا نور الله ولم يأمركم الله بالاعتداء على من لم يقاتلوكم من الكفار، وقال الله تعالى:
    {
    وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠} صدق الله العظيم [البقرة].

    كون الله لم ينهَكم عن الكفار الذين لم يقاتلوكم في دينكم بل أمركم الله أن تبرّوهم وتقسطوا إليهم وتعاملوهم كما تعاملون إخوانكم المؤمنين بمعاملة الدين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الممتحنة].

    ولم يأمر الله رسوله أن يقاتلهم حتى يكونوا مؤمنين بل أمر الله عبده ورسوله أن يعدل بين المؤمنين والكافرين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ ۖ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ۖ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِن كِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿١٥} صدق الله العظيم [الشورى]، فكيف يخالف محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ويقول: [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]؟

    وأما بالنسبة لقول الله تعالى:
    {
    فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥} صدق الله العظيم [التوبة:5].

    فإنما يقصد المشركين المتخلفين في مكة من بعد البراءة كون الله أمر المسلمين بعدم اقتراب المشركين لبيته المعظَّم حتى يكون خالصاً للمسلمين يحجّوا إليه، وتبرأ الله من حجّ المشركين إلى بيته المعظم شاهدين على أنفسهم بالكفر، بل جعله الله سواءً للناس لمن كان يؤمن بالله واليوم الآخر لا يشرك بالله غيره في عبادته لربّه، ولذلك أمر الله المسلمين بعدم اقتراب المشركين من المسجد الحرام، وقال الله تعالى: {
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا ۚ وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٢٨} صدق الله العظيم [التوبة].

    ومن بعد إعلان البراءة من الله ورسوله يوم الحجّ الأكبر فمن وجدوه في مكة المكرمة فقد تحدّى براءة الله ورسوله فأمركم الله بقتاله حتى ولو كان متعلّقاً بأستار الكعبة إلا أن يعلن لكم إسلامه فيقيم الصلاة ويؤتي الزكاة فهذا يعني أنّهم صاروا إخواناً لكم في الدين ولهم الحقّ في المسجد الحرام كما لكم ولذلك أمركم الله أن تخلّوا سبيلهم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّـهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚفَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٤فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦} صدق الله العظيم [التوبة].

    غير إنّ الله أمر المؤمنين أنّ من استجار به من الكفار والمشركين أن يُجِرْه حتى يسمع كلام الله فإن اتبَّع الحقّ من ربّه فكان بها؛ وإنْ أبَى فأمركم الله أن تبلّغوه مأمنه فتخرجوا معه حتى يتعدّى مكة وتعاملوه المعاملة الحسنة، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم.

    فاتّقوا الله يا معشر الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم، واتّقوا الله يا معشر علماء المسلمين يا من لا تفرِّقون بين الحمير والبعير برغم أنّ الفرق بين الحمير والبعير مختلفٌ جداً! فكيف أنّكم لا تفرِّقون بين المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم وبين المهديّين الذين تتخبطهم مسوس الشياطين كالذي يوسوس له قرينه الشيطان أنّه المهديّ المنتظَر؟ فبين الحين والآخر يظهر لكم مهديٌّ منتظرٌ جديدٌ، أفلا تعلمون إنّما ذلك مكرٌ من الشيطان الأكبر حتى إذا بعث الله اليكم المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم فتقولون:
    "إنما هو كمثل الذين يدَّعون شخصية المهديّ المنتظَر بين الحين والآخر". فتعرِضون عنه حتى يأتيكم عذاب الله بما تسمّونه الكوكب العاشر! أفلا تتّقون؟ أفلا تتدبّرون البيان الحقّ للذّكر الذي يحاجّكم به المهديّ المنتظَر الحقّ الإمام ناصر محمد اليماني ومن ثم تقارنوا بين سلطان علمه وسلطان علم المهديّين المفترين الذين تتخبّطهم مسوس الشياطين أفلا تتّقون؟ فإذا كنتم من الذين لا يحكمون من قبل أن يسمعوا القول ثم يتدبّروا منطق وسلطان علم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وسلطان علم المهديّين الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فسوف تجدون أنّ الفرق بين المهديّ المنتظَر وبين المفترين لشخصية المهديّ المنتظَر هو كالفرق بين الحمير والبعير، أم إنّكم لا تفرقون بين الحمير والبعير! أفلا تتفكرون؟

    ويا قوم أزِفت الآزفة ليس لها من دون الله كاشفة، أفمن هذا الحديث تضحكون ولا تبكون! أفلا تعلمون أنّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ليخاطبكم بكلام الله ربّ العالمين فآتيكم بالبيان الحقّ للقرآن بقرآن من محكم القرآن العظيم؛ بآياتٍ بيِّناتٍ هُنَّ أمّ الكتاب المحكمات لعالِمكم وجاهلكم بلسانٍ عربي مبين يفقههن ويعلم ظاهرهن وباطنهن العالِم منكم وعامة المسلمين كون ظاهرهن كباطنهن لا يزيغ عمّا جاء فيهن إلا من كان في قلبه زيغ عن الحقّ.

    ويا فضيلة الشيخ المحترم والمكرم سليمان العلوان ويا فضيلة الشيخ المحترم والمكرم طارق السويدان، أهلاً وسهلاً ومرحباً بكم أحبّتي في الله ونعتبركم لَمِن أشجع علماء المسلمين كونكم تريدون أن تذودوا عن حياض الدين؛ ونِعْمَ الرجال، فهل تعلمون أنّ سبب الفِرَق المارقة من المسلمين التي مرقت من الدين فأحلّت للمسلم قتل أخيه المسلم إنّها بسبب الحكمة الغبيّة بتهرّب العلماء من حوار الأئمة المارقين من الدين بحجّة عدم إشهارهم ثم اتّبعهم من اتّبعهم من الذين لا يعقلون، فهاهم يقتلونكم حتى في بيوت الله فذلك هو ما جنيتموه بسبب قولتكم المشهورة
    "لن نُجيب حواره حتى لا نساعد في إشهاره"! بل الحقّ هو أن تشهروا أنّه على ضلالٍ مبينٍ فتقيموا عليه حجّة العلم والسلطان المبين من محكم القرآن العظيم. فلنفرض أنّ طارق السويدان وسليمان العلوان أقاموا الحجّة على الإمام ناصر محمد اليماني في موقعه ثمّ تبيّن لأنصاره أنّ ناصر محمد اليماني كان من الضالين المضلّين لو أقام عليه سليمان والسويدان الحجّة من محكم القرآن حتى ولو قام ناصر محمد اليماني بحذف ردود طارق وسليمان فعندها سيعلم الأنصار إنّما حذفها لأنّهم أقاموا عليه حجّة العلم والسلطان، ومن ثمّ يتولّى عن الإمام ناصر محمد اليماني أنصاره شاكرين لفضيلة الشيخ طارق وسليمان أنّهم أنقذوهم من ضلال ناصر محمد اليماني لو كان على ضلالٍ مبينٍ، فبالله عليكم أليس ذلك ما سوف يحدث لو يقيم طارق وسليمان الحجّة من محكم القرآن على الإمام ناصر محمد اليماني؟ إذاً يا قوم اكفروا بالحكمة الخبيثة "لن نجيب حواره حتى لا نساعد في إشهاره"؛ بل اشهروا الضالَّ المضِّل للعالمين حتى ولو كان ناصر محمد اليماني. ولكن أنصاري اتَّبعوني لأنّهم من أولي الألباب، ولذلك والله لا تستطيعون أن تردّوهم عن اتِّباعي حتى تأتوا للقرآن بالبيان الأحسن من بيان ناصر محمد اليماني تأويلاً وأصدق قيلاً وأهدى سبيلاً ولكنّكم لا تستطيعون شيئاً، فهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّي الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أعلَمُكُم بكتاب الله القرآن العظيم.

    ويا فضيلة الشيخ سليمان والسويدان، ما ظنّكم بقول الله تعالى:
    {
    وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚوَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٨هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٩} صدق الله العظيم [الصف].

    والسؤال الذي يطرح نفسه: فما هو الاسم الذي سُمّيَ به خاتم الأنبياء والمُرسَلين منذ أن كان في المهد صبيّاً، فهل كان اسمه (أحمد)؟ بل كان اسمه (محمد) صلّى الله عليه وآله وسلم، وبما أنّ أحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم هو ذاته محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، إذاً يا قوم لقد جعل الله الحجّة بالحقّ هي في سلطان العلم وليس في الاسم برغم أنّ فضيلة الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان يشهدان بالحقّ من ربّهم من قبل أن يبعث الله المهديّ المنتظَر ناصر محمد أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ، ولربّما يودّ أن يقاطعني سليمان غاضباً فيقول: "مهلا مهلاً يا ناصر محمد اليماني، فهل تفتري علينا؟ ومنذُ متى شهِد طارق وسليمان أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر ناصر محمد؟". ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهدي ناصر محمد وأقول: فهل تشهدون أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر نبيّاً جديداً من ربّ العالمين بكتاب جديد؟ ومعلوم جوابكم فسوف تقولون: "عليك أن تعلم يا من يزعم أنّه المهديّ المنتظَر ناصر محمد أننا لا نشهد أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر نبيّاً جديداً كون خاتم الأنبياء والمرسَلين هو محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم تصديقاً لفتوى الله في محكم كتابه:
    {
    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَـٰكِن رَّسُولَ اللَّـهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿٤٠} صدق الله العظيم [الأحزاب:40]، ولذلك يشهد طارق وسليمان وجميع علماء المسلمين وعامتهم أنّ الله يبعث الإمام المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ، بمعنى أنَّ الله يبتعثه ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فيحاجّ البشر بذات حجّة محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم القرآن العظيم، كون الله لم يبتعث الإمام المهدي نبيّاً جديداً بل ناصراً لما جاء به محمدٌ رسول الله خاتم النبيّين عليه الصلاة والسلام وآله المطهرين".

    ويا فضيلة الشيخ سليمان وطارق السويدان، فهل تريدان أن تستمسكا بزيادة الإدراج
    [واسم أبيه اسم أبي]؟ فعلى الرغم أنّكم مختلفون في هذا الإدراج اختلافاً كبيراً أنتم والشيعة وكثيرٌ من الفرق الأخرى ومن ثم تريدون أن تباهلوني على ذلك الإدراج وتذرون البيان الحقّ للقرآن، أفلا تعلمون أنّ الله جعل الحجّة في العلم وليس في الاسم؟ ولذلك قال الله تعالى: {
    وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ} صدق الله العظيم [الصف:6].

    ولكنّكم تعلمون أنّ اسمه عليه الصلاة والسلام كان (محمداً) منذ أن كان في المهد صبيّاً والناس ينادونه (يا محمد) وليس (يا أحمد) وإنّما جعل الله لمن يشاء من الأنبياء اسمين اثنين كمثل نبيّ الله يعقوب ونبيّ الله إسرائيل برغم أنّهما لشخصٍ واحدٍ وكذلك نبي الله (أحمد) و(محمد) برغم أنّهما لشخصٌ واحدٌ،
    وإنّما يريد الله أن تعلموا أنّه جعل الحجّة في العلم وليس في الاسم برغم أنّ الإمام المهديّ المنتظَر لا يوجد له اسم (محمد بن عبد الله) بل أسماؤه كما يلي:
    1- المهديّ المنتظَر ( ناصر محمد )
    2- المهديّ المنتظَر ( عبد النعيم الأعظم )

    وفيهم حكمةٌ بالغةٌ لو كنتم تتفكّرون، فذروا حجّة الجدال في الاسم وابدأوا بحجّة سلطان العلم، وإن أبيتُم فقد سبقت فتوانا بالحقّ عن البيان الحقّ لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم في شأن اسم المهديّ المنتظَر قال:
    [يواطئ اسمه اسمي]، ولكنّكم اعتقدتم أنّه يقصد يطابق اسمه اسمي ولذلك فمنكم من يسمّونه (المهديّ المنتظَر محمد بن عبد الله)، أو المهديّ المنتظَر (أحمد بن عبد الله)، ولكنّ أولي الألباب من علماء اللغة العربيّة سوف يدركون أنّ التواطؤ لا يقصد به التطابق بل التواطؤ يقصد به التوافق.

    والسؤال الذي يطرح نفسه: أليس الاسم محمد يوافق في اسمي (ناصر محمد) بمعنى أنّكم وجدتم أنّه يوافقه وليس يطابقه كون اسم النبي عليه الصلاة والسلام (محمد بن عبد الله) والإمام المهدي (ناصر محمد) وجعل الله التواطؤ للاسم محمد في اسمي في اسم أبي لحكمةٍ بالغةٍ وذلك حتى يشهد من صدّق بالحقّ فاتّبعه فيقول:
    (أشهدُ أنْ لا إله إلا الله وأشهدُ أنّ محمداً رسولَ الله صلّى الله عليه وأشهد أنّ الإمامَ المهديَّ ناصرُ محمدٍ)

    كون الإمام المهدي ليس برسولٍ من ربّ العالمين بكتابٍ جديدٍ حتى تشهدوا له بالرسالة بالحقّ كون الرسالة من الربّ التي يحاجّكم بها الإمام المهدي ناصر محمد اليماني هي ذاتها رسالة القرآن العظيم التي يحاجّكم بها محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع التابعين للحقّ إلى يوم الدين.

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للهِ ربِّ العالمين ..
    أخوكم في دين الله؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ______________



  4. افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - جمادی الأول - 1432 هـ
    26 - 04 - 2011 مـ
    ۶-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    01:03 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14292

    ــــــــــــــــــــ


    احادیث نبوی از تحریف و دست کاری محفوظ نیستند....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الطيبين وعلى جميع المرسلين وآلهم والتابعين للحقّ إلى يوم الدين.
    سلام خداوند بر شما انصار عزیزم و به شما می‌گوییم: صبر کنید و با شیخ گرانقدر طارق السویدان به خوبی رفتار کنید و تصور نمی‌کنم اگر بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی را بخواند، چنین چیزی را بگوید؛ چون برای ایشان روشن خواهد شد که ناصر محمد یمانی مردم را به پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسول دعوت می‌کند، مگر روایاتی که با آیات محکم قرآن مغایر باشند.

    ای قوم؛علت گفته او مبنی بر انکار احادیث سنت نبوی از جانب ناصر محمد یمانی؛ تبلیغات فردی فاسق مثل ابوحمزه است که به ایشان گفته است ناصر محمد یمانی از مردم دعوت می‌کند فقط از قرآن پیروی کنند ومنکر سنت نبوی است و برای همین طارق گفته است که ناصر محمد یمانی احادیث سنت نبوی را تکذیب می‌کند. پس در پاسخ شیخ گرانقدر طارق فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَدِمِينَ(۶)}
    صدق الله العظيم [الحجرات].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید}
    شیخ گرانقدرطارق، آیا می‌بینی که یکی از شیاطین بشر"محمود ابوحمزه" با گفتن این سخن به شما که ما احادیث سنت نبوی را تکذیب می‌کنیم، باعث گمراهی شما از حق شده است؟ او از دروغ گویان است! چنین نیست؛ امام مهدی از احادیث حق سنت نبوی دفاع می‌کند و درجه‌ی ایمان من به احادیث حق بیان در سنت نبوی؛ به اندازه درجه‌ی ایمانم به کلمات این قرآن عظیم است و همانا که ما تنها احادیثی را رد می‌کنیم که مخالف آیات محکم قرآن باشند و شما می‌دانید که احادیث سنت نبوی از تحریف و دست کاری محفوظ نیستند؛ مگر خداوند تعالی در آیات محکم کتاب خود برایتان چنین فتوایی نداده است که:

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ}
    صدق الله العظيم [النساء:۸۱].

    {و آنان (در حضور تو) می گیند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند}
    جدّم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم نیز برایتان فتوا داده است که احادیث سنت نبوی از تحریف و دست کاری محفوظ نیستند؛ ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند:
    [ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه].
    [
    به راستی که به من قرآن و چیزی که مانند آن است ( سنت )داده شده است].
    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:

    [ اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته]
    [حدیثی که از من نقل می شود را به قرآن ارائه کنید اگر موافق آن بود ؛ من آن را گفته ام ]

    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:
    [ وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرؤوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله ]
    [از جانب من احادثی نقل خواهد شد.پس اگر حدیثی برایتان آورده شد کتاب خداوند را بخوانید تا اعتبار آن را بسنجید اگر موافق کتاب خداوند بود؛ من آن را گفته ام و اگر موافق کتاب خداوند نبود از من نیست]

    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:

    [ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها].
    [
    راویان از من احادیثی را نقل می‌کنند. آنها را به قرآن عرضه دارید اگر موافق قرآن بود بپذیرید و اگر مخالف بود رهایش کنید]
    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:
    [ عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال علي ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به]‏
    [شما را به کتاب خداوند فرا می‌خوانم؛ کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من احادیثی را نقل کنند و هرکس چیزی را بگوید که من نگفته باشم جایگاهش در آتش است وهمچنین
    اگر کسی حدیثی را حفظ کرده باشد می‌تواند آن را نقل کند ]
    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:
    [ عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم]

    [بر شماست که به کتاب خداوند پای بند باشید ومطمئنا کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من چیزی نقل کنند اگر کسی چیزی را از حفظ داشت(به خاطر داشت) بگذارید سخن بگوید و کس که به من نسبت دروغ بدهد؛ آماده جایگاه و منزلی در آتش باشد]
    محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می‌فرماید:
    [ألاإنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الرد ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجن إذ سمعته حتى قالوا‏: ‏{ ‏إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا، يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ ‏} من قال به صدق ومن عمل به أجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هدى إلى صراط مستقيم ]
    ["بي گمان فتنه اي درپيش است "گفته شد: يا رسول الله ! پس راه بيرون رفت ازآن فتنه چيست؟ فرمودند: كتاب خداي تبارك وتعالي است، در قرآن خبرپيشينيان شما،خبر آیندگان شما و داوری در ميان شماست، قرآن سخني است قاطع و فيصله دهنده كه شوخی و بازيچه نيست . هركس آن را از سر گردن‌كشی واستكبار فرو گذارد، خداوند كمراو را می‌شكند و هركس هدايت را درغيرآن طلب كند، خداوند او را گمراه می‌كند. قرآن ريسمان مستحكم خداوند و نور مبين او و ذكرحكيم و صراط مستقيم است. قرآن است كه هواها با آن به كجی وانحراف نمی‌گرايند، زبان‌ها بدان التباس وابهام پيدا نمی‌كنند، علما ازآن سير نمی‌شوند، وبا وجود بسياری تكرار کهنه نمی‌شود وعجايب و شگفتی‌های آن به پايان نمی‌آید و قرآن است كه چون جنيان آن را شنيدند، بی‌درنگ گفتند: {ما قرآن عجيبي را شنيديم كه به سوي رشد راه می‌نمايد} هر کس به قرآن سخن گفت، راست گفت وهرکس به آن عمل نمود پاداش گرفت و هر کس با آن حکم کرد؛حکم عادلانه داد وهركس به سوي قرآن دعوت كرد، به سوي راه راست هدايت شد].
    بر اساس فتوای خداوند و رسولش؛ احادیث از تحریف محفوظ نیستند و برای همین خداوند آیات محکم قرآن را مرجع و حکم قرار داده است؛ طارق کسی که چنین چیزی را به شما گفته، فاسق است چرا که در حق امام مهدی ناصر محمد یمانی مرتکب گناه شده و به او نسبت انکار احادیث نبوی را زده است، این مرد چیزی را به شما گفته که من آن را بیان نکردم و اوست که آخر نام مرا از الیمانی به القردعی تغییر داده است، درمورد لقب "القردعی" پیش از این فتوا داده و گفته‌ایم که در دوران "گفتگو قبل از ظهور" ما این لقب را نه تأیید می‌کنیم و نه تکذیب تا در شک خود بمانند وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    ما هم چنان منتظر پاسخ شیخ فاضل سلیمان العلوان و شیخ فاضل طارق السویدان درمورد پایگاهی هستیم که برای گفتگو با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی برمی‌گزینند و اینکه آیا دعوت ما برای حضور در پایگاه رسمی ما یعنی (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية) را خواهند پذیرفت؟ یا اینکه می‌خواهند امام ناصر محمد یمانی در پایگاه شیوخ گرانقدر سلیمان العلوان یا طارق السویدان حاضر گردد؟ اگر إصرار دارند که امام مهدی ناصر محمد یمانی درپایگاه آنها حاضر شود، ما اعتراضی نداشته و با اطمینان مطلق به حقوقی که برگردن دارند این کار را خواهیم کرد چون آنها از شیاطین بشر نیستند؛ بلکه علمای محترم مسلمین هستند. وسلامٌ على المرسلين، والحمد ُلله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.



    اقتباس المشاركة: 14309 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 4 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - 05 - 1432 هـ
    26 - 04 - 2011 مـ
    01:03 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14292
    ــــــــــــــــــــ



    الأحاديث النّبويّة ليست محفوظةً من التحريف والتزييف ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الطيبين وعلى جميع المرسلين وآلهم والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..

    سلامُ الله عليكم أحبّتي الأنصار ونقول لكم: مهلاً مهلاً فارفقوا بفضيلة الشيخ طارق السويدان فلا أظنّ أنّه سوف يقول هذا لو قرأ بيانات الإمام المهدي ناصر محمد اليماني كونه سوف يتبيّن له أنّ ناصر محمد اليماني يدعو إلى اتَّباع كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ إلا ما خالف منها لمحكم القرآن.

    إذاً يا قوم إنّ سبب قوله إنّ ناصر محمد اليماني يكذّب بأحاديث السُّنة النّبويّة كان بسبب تبليغ أحد الفاسقين كمثل (أبو حمزة) فيقول له: "إنّ ناصر محمد اليماني يدعو إلى اتَّباع القرآن وحده ويكذّب بالسنة النّبويّة"، ولذلك قال طارق إنّ ناصر محمد اليماني يكذِّب بأحاديث السُّنة النّبويّة! ومن ثمّ نردّ على فضيلة الشيخ طارق بقول الله تعالى:
    {
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿٦} صدق الله العظيم [الحجرات].

    أفلا ترى يا فضيلة الشيخ طارق أنّه أضلّك عن الحقّ أحد شياطين البشر (محمود أبو حمزة) الذي قال لك إنّنا نكذّب بأحاديث السُّنة النّبويّة؟ وهو من الكاذبين، بل الإمام المهدي يدافع عن أحاديث السُّنّة النّبويّة الحقّ؛ بل درجة إيماني بأحاديث البيان الحقّ في السُّنة النّبويّة كدرجة إيماني بكلمات هذا القرآن العظيم وإنّما ننكر فقط الأحاديث التي تأتي مخالفةً لمحكم القرآن وأنتم تعلمون أنّ الأحاديث النّبويّة ليست محفوظةً من التحريف والتزييف، ألم يفتكم الله بذلك في محكم كتاب في قول الله تعالى:
    {
    وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ} صدق الله العظيم [النساء:81].

    وكذلك أفتاكم بذلك جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم أنّ أحاديث السُّنة ليست محفوظةً من التحريف والتزييف وقال عليه الصلاة والسلام:
    [ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرؤوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال عليَّ ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [ألا إنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذِّكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الرد ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجنّ إذ سمعته حتى قالوا: {إنا سمعنا قرآنا عجبا يهدي إلى الرشد فآمنا به‏} ‏ من قال به صدق ومن عمل به أجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هدى إلى صراط مستقيم].

    وحسب فتوى الله ورسوله فإنّ الأحاديث ليست محفوظةً من التحريف ولذلك جعل الله محكم القرآن هو المرجع والحكم، ولكنّ الفاسق الذي أبلغك (يا طارق) بذلك كان سبب الإثم الذي ارتكبتَه في حقّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أنّه يكذّب بأحاديث السُّنة النبويّة؛ بل ذلك الرجل الذي أبلغك بما لم أقله هو من يغيّر في آخر اسمي من اليماني إلى القردعي، وبالنسبة للقب (القردعي) فسبقت فتوانا إليه بالحقّ أنّنا لن ننكرَه ولن نقرَه في عصر الحوار من قبل الظهور فنذرهم في ريبهم يتردّدون، وسلامٌ على المرسَلين، والحمد لله ربِّ العالمين.

    ولا نزال ننتظر الردّ من فضيلة الشيخ سليمان العلوان وطارق السويدان عن الموقع المختار لحوار المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، فهل سوف يلبّون الدعوة للحضور إلى موقعنا الرسمي
    (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية)؟ أم يريدون من الإمام ناصر محمد اليماني أن يحضر هو إلى موقع فضيلة الشيخ سليمان العلوان أو موقع فضيلة الشيخ طارق السويدان؟ فإذا كانوا يصرّون على أن يحضر الإمام المهدي ناصر محمد اليماني إلى مواقعهم فلهم ذلك فلن نعرض عن طلبهم ونمنحهم الثقة المطلقة أنّ الحقوق لديهم محفوظةٌ فهم ليسوا من شياطين البشر؛ بل من علماء المسلمين المحترمين.

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للهِ ربِّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    _____________



  5. افتراضي

    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - جمادی الأول- 1432 هـ
    28 - 04 - 2011 مـ
    ۸-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    12:12 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14339

    ـــــــــــــــــــ


    مطمئن شوید این پاسخ از جانب شیوخ گرانقدر طارق السلیمان و العلوان است.....


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع المسلمين..
    سلام خداوند بر شما انصار عزیزم؛ خواهش می‌کنیم مطمئن شوید که این پاسخ از جانب شیوخ گرانقدر طارق السویدان و العلوان است، چون من شک دارم چنین پاسخ سطحی و عاری از علم و برهان قوی و بدون حجت ( در برابر حجت ) از جانب آنان باشد. عزیزانم حقیقت را برای من روشن نمایید تا در هنگام فتوا دادن و پاسخ به آنان؛ درحقشان ظلم نکنیم آیا این پاسخ از جانب آنان است تا روشن شود آنها این را نوشته‌اند یا کس دیگری از نام آنها به دروغ استفاده کرده است؛ چون در پاسخ آنان رد پای ساده لوحی، تمسخر و افترا وجود دارد که در شأن علما نیست و برای همین شک داریم چنین پاسخ جاهلانه‌ای از جانب ایشان باشد.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




    اقتباس المشاركة: 14389 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 5 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 05 - 1432 هـ
    28 - 04 - 2011 مـ
    12:12 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14339
    ـــــــــــــــــــ



    التأكد من هذه الردود المنسوبة إلى فضيلة الشيخين طارق السويدان والعلوان ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع المسلمين..
    سلامُ الله عليكم أحبّتي الأنصار ونرجو التأكد من هذه الردود المنسوبة إلى فضيلة الشيخين طارق السويدان والعلوان كوني أشكّ أنّهم هم من يقومون بهذه الردود الساذجة الخالية من العلم والسلطان وقرع الحجّة بالحجّة، فتبيّنوا الحقيقة أحبّتي في الله حتى لا تظلموا العلوان والسويدان وأرسلوا إليهم ردّهم للفتوى؛ هل هم من قاموا بهذه الردود؟ حتى نتبيّن أنّهم هم أم إنّ آخرين انتحلوا أسماءهم كذباً؟ كوني أرى في ردّهم من السذاجة والاستهزاء والافتراء ما لا يليق بهم كعلماء! ولذلك نشكّ أن تكون هذه الردود الجاهلة منهم.

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد لله ربِّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    _______________



  6. افتراضي

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - جمادی الأول- 1432 هـ
    27 - 04 - 2011 مـ
    ۷-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش

    07:09 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14353

    __________


    شما را از دادن پاسخ از جانب خودتان منع می‌کنیم تا حجت‌تان درمقابل کسانی که با شما مجادله می‌کنند ضعیف نباشد.....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع المسلمين..
    سلام خداوند بر شما انصار عزیزم؛ بارها و بارها شما را از نوشتن بیان از نزد خودتان منع کرده‌ام؛ به این دلیل که حجت‌تان د ربرابر کسانی که با شما مجادله می‌کنند ضعیف نباشد؛ برادر گرامی"عدو ابلیس" اگر بیان مفصل حاوی برهان‌های پیاپی در نفی این حدیث را برایشان فرستاده بودی؛ قادر به رد فتوا درباره این حدیث دروغ نبودند ولی شما به ذکر حدیث و آن آیه اکتفا کردی؛ اما وقتی به بیان –ما در رد آن حدیث-رجوع کنی خواهی دید که که مانند بنیان محکمی است که هر قسمت آن باعث استحکام قسمت دیگر می‌شود. شما را چه می‌شود که به فرمان امام مهدی پای‌بند نمی‌مانید؟ این برای شما بهتراست و باعث ایستادگی بیشتر و بیشترتان می‌شود. به خداوند قسم که اگر به بیانات امام مهدی پای‌بند بوده و اعتصام داشته باشید؛ کسی نمی‌تواند به هیچ وجه و درهیچ نکته‌ای بر شما غلبه نماید. چیزی که از تو می‌خواهیم این است که بیان کامل درمورد نفی این حدیث دروغ را همراه با تمام آیاتی که در بیان آمده و مانند ساختمانی محکم بنا گردیده که باعث تقویت هم می‌شود را برای آنان بفرستی و به آنان خبر دهی که ما در انتظار گفتگو با آنان در هر پایگاهی که مایل باشند هستیم، فرقی ندارد در پایگاه من باشد یا در یکی از پایگاه‌های آنان و در راه خداوند از ملامت هیچ ملامت‌گری نهراسند.
    و در مورد هجرت امام مهدی به مکه برای بیعت، زمانی آغاز خواهد شد که تصدیق صورت گرفته باشد. تصدیق آن حدیث رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إني أرى نَفَسَ الله يأتي من اليمن]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    [ همانا گه می‌بینم نفس الله-فرج خدا- از یمن می‌آید]

    به راستی که مقصود از "نَفَسِ الله" فرج الله است ؛او امام مهدی است که بعد از تصدیق –امرش-برای بیعت فراگیر به مکه خواهد رفت و قبل آن هجرت به سوی یمن و به سوی امام مهدی خواهد بود که آن هم بعد از تمکین و تسلیم قیادت (رهبری) مرکز خلافت اسلامی است. تصدیق حدیثی از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إذا هاجت الفتن فعليكم باليمن].
    [در زمان هجوم فتنه‌ها بر شماست به یمن بروید].

    برحسب اطلاع من در رؤیای حقی از جانب پروردگارم؛ کسی که قیادت یمن را به امام مهدی تسلیم می‌کند؛ رئیس علی عبدالله صالح است؛ فقط من نمی‌خواهم با رؤیا برای مردم حجت بیاورم چرا که احکام شرعی برای امت را بر اساس رؤیا بنا نمی‌نهیم و رؤیا به صاحب آن اختصاص دارد و شایسته امام مهدی نیست که برای رسیدن به حکومت؛ قطره‌ای خون بر زمین بریزد و برای همین به انصارمان فرمان هجرت به سوی یمن را نداده‌ایم مگر بعد از تمکین و تسلیم حکومت پایتخت خلافت اسلامی داوطلبانه علی عبدالله صالح و نه با انقلاب از سوی امام مهدی و انصارش؛ پناه برخدا که از جاهلان باشیم و خون مسلمانان را بر زمین بریزیم و به راستی که هجرت به یمن، هجرت به سوی امام مهدی در دوران شدت گرفتن فتنه‌ها و تمکین و بعد از دراختیار گرفتن حکومت پایتخت خلافت اسلامی است. تصدیق حدیثی از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إذا هاجت الفتن فعليكم باليمن]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    [ اگر فتنه‌ها اوج گرفت بر شما باد به یمن].
    چون اوج گرفتن فتنه‌ها از علامت‌های عصر ظهور امام مهدی است که در دوران بروز اختلافات بسیار بزرگ بین حکام و مردمشان در امت وسط (ازنظر جغرافیایی)
    و در يك دوران (برهه ) از تاریخ عربی رخ می‌دهد که حاصل ظلم حاکمان بر ملت‌هایشان است و برای همین خداوند امام مهدی را در زمان مقدر شده‌اش و در زمان بروز اختلاف شدید بین حکومت‌ها و مردم برمی‌انگیزد تا رحمتی بر آنان باشد؛ او نیز خلافت جهانی اسلام به پایتختی یمن را بر پا خواهد ساخت و پایتخت مقدس آن مکه مکرمه خواهد بود که مختص به اجتماع و گردهم آمدن علمای دین و هرچه که مربوط به دین است؛ خواهد گردید و پایتخت خلافت جهانی اسلامی (يمن ) برای گرد هم آمدن وزرای دولت امام مهدی برای مشورت درامور اقتصادی و بهبود شرایط بندگان خداوند در جهان و رفع ظلم انسان از برادر انسانش است.
    درهر صورت این امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ رحمت پروردگارتان بر شماست که در بین شماست. تنها نکته این است که من به شما نصیحت می‌کنم از ساده لوحان نباشید و زمانی تصدیق کنید که امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است که از آیات محکم کتاب خداوند و سنت حقه‌ی رسولش برایتان حجت و دلایل قوی علمی بیاورد؛ چون شما منتظر آمدن نبیّ و رسولی که کتاب جدیدی با خود بیاورد نیستید و همانا که خاتم الأنبيا والمرسلين؛ محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم است و به راستی که خداوند مهدی منتظر را برای یاری(ناصر) محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم برمی‌انگیزد و برای همین است که ما با همان بصیرتی که بر محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم نازل شده بود برایتان حجت می‌آوریم تا شما را به همان راه و منهاج اولیه نبوت که محمد رسول الله و همراهانی که با دل و جان با او بودند ؛ یعنی کتاب خداوند و سنت حقّ رسولش بازگردانیم. به خداوند که کتاب خدا و سنت حق رسولش نور علی نور هستند و تناقض و اختلافی مابین آنها نیست.
    و اما درمورد حدیث دروغینی که به نبی نسبت داده شده است:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إلاه إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دمائهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]

    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    این بر خلاف تمام أوامر خداوند در آیات محکم کتاب است و پیش از این درباره آن سخن گفتیم و به تفصیل آن را بیان کردیم؛ پس خواهش می کنم این بیان را که در ادامه می‌آید برای شیوخ فاضل سلیمان العلوان و طارق السویدان بفرستید؛باشد که متذکر گردند:
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=187256
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - جمادی الأول - 1432 هـ
    25 - 04 -2011 مـ
    ۵-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    07:06 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14250
    ـــــــــــــــــ


    پاسخ إمام مهدي ناصر محمد اليماني به دو شیخ فاضل سليمان العلوان وطارق السويدان..
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الاطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر..
    سلام خداوند بر شما انصار پیشگام برگزیده عزیزم در دوران"گفتگو قبل از ظهور"،صبر جمیل داشته باشید و غیرت حقّ نسبت به امام مهدی ناصر محمد یمانی ؛ منجر به این نگردد که به کسانی که به ما ناسزا داده و درحق امام ناصر محمد یمانی ؛پیش از آن که گفتگویی صورت بگیرد؛ فتوا می‌دهند؛ ناسزا دهید.

    شیخ فاضل طارق السویدان و شیخ فاضل سلیمان العلوان، سلام خداوند و رحمت و برکات او بر شما باد، من امام مهدی بر شما سلام می فرستم و دعا می‌کنم تا خداوند شما و تمام مسلمانان را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نموده و قلبتان را نسبت به حق بصیر نماید:
    {حَقيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ} [الأعراف:۱۰۵]،

    { سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم.}نه با ظنی که کسی را از حق بی نیاز نمی‌سازد.
    به خداوند قسم که تصمیم برای گفتگوی از راه اینترنت جهانی بین من و شما در دوران "گفتگو قبل از ظهور" از جانب من نیست، بلکه این امر خداوند است و اجرای این امر به من اختصاص دارد و حکمت بالغه‌ای در آن نهفته است؛ چون شیوخ گرانقدر جناب طارق و جناب سلیمان نمی‌توانند سخن امام مهدی را قطع کرده و افکارش را مشوش نموده و نظم منطقی و حق او را برهم بزنند، چون در دوران "گفتگو قبل از ظهور" محاوره و گفتگو از راه قلم صامت است و برای همین آنها قادر به قطع سخن من نیستند و راهی جز این برایشان نمی‌ماند که در منطق و برهان‌های قوی علمی بیان من؛ از ابتدا تا انتهای آن تدبر کنند چون گفتگو مکتوب است و کلامی نیست که با زبان تبادل شود. به خداوند قسم که اگر مهدی منتظر در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای حاضر شود تا با علمای امت گفتگو نماید؛ غوغایی بسیار شدیدتر از آنچه که در برنامه"الاتجاه المعاكس"(سمت مخالف) شبکه الجزیره شاهد آن هستید، رخ خواهد داد؛ چرا که امام مهدی عقایدی را که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است را به سختی کوبیده و بر باد می‌دهد؛ عقایدی که مورد باور عده کثیری از مسلمانان است و از آنجایی که این باورها با خون و نفس آنها آمیخته شده؛ نمی‌توانند منتظر شده و صبر کنند تا امام مهدی ناصر محمد یمانی دلایل قوی و علمی خود را تا آخر بیان نماید، بلکه این گفتگو مانند برنامه"الاتجاه المعاكس" ( سمت مخالف) می‌شود و دقیقه به دقیقه حرف مرا قطع کرده و باعث تشویش فکری و نظم و ترتیب برهانی می‌شود که من سنگ بنای آن را یک به یک چنان نهاده‌ام که مانند بنیادی محکم و مرصوص است؛ بنیانی که بر اساس تقوا و از جانب خداست. از خدا بترسید عزیزان من؛ امام مهدی منتظر نمی‌تواند از امیال شما پیروی و طبق خواسته‌ی شما عمل نماید، شما در این امر اختیاری ندارید. بلکه من از بیان حق قرآن سخن می‌گویم و هرکس هدایت یافت به نفع خود اوست و هرکس گمراه شد با خود اوست و من وکیل شما نیستیم.
    ای علمای امت؛ ای خطبای منابر و مفتیان کشورها، به دعوت گفتگو با مهدی منتظر در دوران "گفتگوقبل از ظهور" و از راه میز جهانی گفتگو (در پایگاه اطلاع رسانی اسلامی امام مهدی ناصر محمد یمانی) پاسخ دهید تا برایتان روشن شود که آیا ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است یا دروغ‌گویی گستاخ. اگر برای علمای مسلمین روشن شد ناصر محمد یمانی حقاً و بی شک و تردید مهدی منتظر است، آن گاه؛ بعد از تصدیق او، مهدی منتظر در کنار بیت العتیق برای بیعت عمومی و ولایت حق حضور خواهد یافت.
    عزیزان من، عاقلانه و منطقی نیست که قبل از گفتگو، مهدی منتظر برای گرفتن بیعت در کنار بیت عتیق حاضر شود؛ عقل و منطق می گوید بعد از انجام گفتگو قبل از ظهور و بعد از آن که به حق مورد تصدیق قرار گرفت، آن گاه مهدی منتظر در کنار بیت عتیق برایتان حاضر خواهد شد؛ آیا فکر نمی‌کنید؟
    عزیزان من شیخ فاضل سلیمان العلوان و همین طور شیخ فاضل طارق محمد السویدان؛ مادامی که خداوند شما را در جریان شأن امام مهدی ناصر محمد یمانی قرار داده است، بر شماست که اگر دعوت امام ناصر یمانی را باطل می‌دانید؛ از حدود دین خداوند دفاع کنید تا نتواند احدی از مسلمانان را گمراه نماید و درمورد این سخن شما جناب شیخ سلیمان العلوان درباره امام مهدی ناصر محمد یمانی که : (حاشا که او راست گو باشد ) از خداوند یاری می‌طلبم .معنای کلام او این است که ناصر محمد یمانی دروغ‌گوی گستاخی است و مهدی منتظر نیست. پس ناصر محمدیمانی درپاسخ می‌گوید: تو حق داری که انتظار داشته باشی ناصر محمد یمانی صادق باشد و یا دروغ‌گو و بعد برای حکم کردن منتظر گفتگو باشی و حق نداری –پیش از آن- درباره امام ناصر محمد یمانی حکم داده و بگویی ( او دروغ گوست و حاشا که او راست گو باشد) .
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی درپاسخ ایشان می‌فرماید: امیدوارم خداوند عزیز من جناب شیخ محترم سلیمان العلوان را مورد مغفرت خود قرار دهد؛ همین طور برای برادرش طارق محمد السویدان و تمام علمای مسلمین و امتشان، آرزوی مغفرت دارم و می‌گویم: خداوندا آنها را مورد مغفرت خود قرار بده چون آنان نمی‌دانند من امام مهدی حق پروردگارشان هستم واگر به یقین بدانند من امام مهدی منتظر هستم برای دیدار با من اشتیاق داشته و می‌خواهند مرا از روی شعف و حبّی که به خداوند دارند و هم چنین برای تشکر از فضل خداوند بر امت و نسلشان مرا بر سینه بفشارند و از شکرگزاران باشند.
    ای عزیزان من؛ خداوند و انصار پیشگام برگزیده را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که من گفتگو را منحصر به پایگاه اطلاع رسانی " الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية"نکرده و اعلان می‌کنم حاضر هستم در پایگاه شیخ فاضل سلیمان العلوان و یا پایگاه شیخ فاضل طارق محمد السویدان حاضر شوم و به ایشان اطمینان دارم که حقوقی را که باید رعایت کنند؛ رعایت خواهند کرد و از دستکاری یا تحریف بیانات امام ناصر محمد یمانی توسط ایشان هراسی ندارم؛ بلکه به آنها اطمینان کامل دارم چرا که از جاهلان نیستند و حق دارند یکی از این دو راه را برگزینند: یا گفتگو در پایگاه اطلاع رسانی اسلامی امام مهدی ناصر یمانی باشد که حقوقشان محفوظ خواهد بود و خداوند کفیل آنها است و اگر به امام مهدی ناصر محمد یمانی اعتماد ندارند؛ می‌گویم شما را سرزنش نکرده و سخت نمی‌گیرم؛ چون شما نمی‌دانید من مهدی منتظر حق پروردگارتان و خلیفه خداوند بر عالمیان هستم. لذا من تواضع به خرج داده و انتخاب پایگاه را به عهده شما می‌گذارم تا میز گفتگوی جهانی بین علمای مسلمین و مسیحی و یهودی در آنجا باشد و مهدی منتظر در آن پایگاه "گفتگو پیش از ظهور" را انجام می‌دهد؛ در حالی که هریک از ما در راحت ترین حال ممکن،در منازل خود هستیم و بدون اینکه سخنمان قطع شود و یا تشویشی ایجاد گردد با آرامش و سکینه و طمأنینه پاسخ‌های خود را می‌نویسیم. این نعمت خداوند است؛ ای جوانان روشنفکر مسلمان؛ پس از آن-اینترنت- برای بیان نور خداوند و هدایت بشر و آموزش بیان حق ذکر استفاده کنید نه مانند مجرمان که از آن برای اشاعه فحشا و منکر سوء استفاده می‌کنند؛ از خدا بترسید و شکر نعمت او را به جا آورید تا بر آن بیفزاید.
    عزیزان من طارق السویدان و سلیمان العلوان؛ و هم چنین تمام علمای مسلمین، به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ اگر ناصر محمد یمانی حقاً مهدی منتظر باشد، تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی حتی با کمک به یک‌دیگر نیز قادر نخواهند بود که ولو در یک مسئله بر او غلبه نمایند؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی تنها یک شرط دارد؛ شرط او این است که در موارد اختلافات دینی به حکم خداوند رضایت بدهند:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۰].
    { در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    من
    در موارد اختلافات‌تان به هیچ حکمی جز حکم خداوند؛ رضایت نمی‌دهم که تصدیق فرموده خداوند تعالی است :
    {أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۱۴].
    { آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    ای علمای مسلمین و مسیحی و یهودی، تا زمانی که دعوت به پذیرش حکم خداوند پاسخ ندهید؛ قادر نخواهم بود شما را قانع کرده و با حق آمده از سوی پروردگار عالمیان بر شما غلبه نمایم. تنها وظیفه امام مهدی ناصر محمد یمانی این است که در موارد اختلاف؛حکم خداوند را از آیات محکم کتاب برایتان استنباط کند و اگر در قرآن چیزی نیافتم؛ سراغ سنت رسول الله که مخالف آیات محکم کتاب نباشد می‌روم؛ چون امام مهدی منتظر سنت حق بیان قرآن را انکار نمی‌کند چرا که می‌دانم سنت حق نبوی نیز مانند قرآن از سوی خداوند رحمان آمده است و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است که:

    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ(۱۹)}
    صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    به راستی که احادیث حق سنت نبوی؛ تنها بیان بیشتر قرآن هستند و ما آنچه را که با آیات محکم قرآن تناقض داشته باشد و یا بر خلاف عقل و منطق باشد، رد می‌کنیم؛ چرا که خداوند درمورد عقلتان نیز از شما سؤال خواهد کرد و تصدیق آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:۳۶].
    { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
    عزیزان من طارق السویدان و سلیمان العلوان و هم چنین تمام علمای مسلمین و امتشان و تمام مردم! تا زمانی که از عقل خود استفاده نکنید؛ عقلی که نعمت خداوند برای شماست، پیرو امام مهدی ناصر محمد یمانی نخواهید شد. پس در بیانات امام ناصر محمد یمانی تدبر کنید؛ آیا این بیان یک دیوانه و مجنون است؟ اگر امام ناصر محمد یمانی عقل خود را از دست داده،عقل شما که جایی نرفته و با تدبر در منطق و دلایل قوی وعلمی ناصر محمد یمانی که با آنها برایتان حجت می‌آورد؛ موضوع برایتان روشن خواهد شد.
    مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، انصار امام ناصر محمد یمانی را از پیروی کورکورانه برحذر می‌دارد، پس اگر دیدید امام ناصر محمد یمانی چیزی می‌گوید که مخالف عقل و منطق است؛ نگویید چون ما باور داریم او مهدی منتظر است؛ آنچه را بگوید باور کرده و از آن پیروی می‌کنیم ولو اینکه مخالف عقل و منطق باشد. به هیچ وجه چنین نکنید که به خداوند قسم پروردگار من از نعمت عقلی که به شما داده است جواب خواهد خواست.
    ای عزیزان من؛علمای مسلمین و امتشان! برانگیخته شدن امام مهدی مانند برانگیخته شدن انبیاء و رسولان خداوند است، تنها کسانی از انبیاء و رسولان پیروی می‌کردند که بدون توجه به آیین و روش پدران شان؛ با استفاده ازعقل ومنطق درباره آنچه که پروردگارشان نازل نموده بود؛تفکر می‌کردند تا اگرعقلشان را به حکمیت قبول کنند، برایشان روشن گردد که این حقّ آمده از جانب پروردگارشان است؛ زیرا برای آنان روشن شده که یار آنها منطقی جنون آمیز ندارد و مردم را به جای خداوند، به سوی عبادت خود دعوت نمی کند؛ بلکه از آنان می‌خواهد به حق ربانی و الهی باشند و پروردگارشان را بدون شریک ستایش کنند و به فتوای عقل خود جواب دهند که خداوند سبحان و تعالی برای عبادت ازغیر آن احق تر است و آنچه را که پدرانشان بر آن بودند را ترک کرده و به دعوت حق پروردگارشان پاسخ گفته و از انبیای او پیروی نمایند. پیروان انبیا در ابتدای امر عالم نبودند تا به همین دلیل حق آمده از جانب پروردگار را تصدیق نمایند، بلکه چیزی نمی‌دانستند و در ابتدای امر با عقل خود در منطق مدعیان تدبر کردند وعقلشان آن را حقی دانست که ازنزد پروردگار آمده است، این خردمندان ،بندگانی هستند که خداوند آنان را هدایت کرده است؛ کسانی که قبل از شنیدن و اندیشیدن در سخنان مدعی؛ درباره او قضاوت نمی‌کنند. بلکه ابتدا به اقوال گوش داده و بعد از آنکه برایشان روشن شد که سخن حقی است که از جانب پروردگارشان آمده و عقل و منطق آن را می‌پذیرد، آن گاه از بهترین آن پیروی می‌کنند. اینان کسانی هستند که پیشاپیش به آنها بشارت هدایت شدن را می‌دهیم. این تصدیقی بر فرموده خداوند تعالی است که:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    واما در مورد کسانی که خداوند آنان را به سوی حق هدایت نمی‌کند؛ این گونه نیست که خداوند سبحان به آنان ظلم کرده و هدایتشان ننماید، تصدیق فرموده خداوند تعالی که:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}
    صدق الله العظيم [الكهف:۴۹]؛
    { پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}
    بلکه آنان به خود ظلم می‌کنند چون کورکورانه از گذشتگان پیروی کرده و هیچ از عقل خود استفاده نمی‌کنند و برای همین هم کسانی که نسبت به حق آمده از جانب پروردگار کافرند می‌گویند:
    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}
    صدق الله العظيم [الملك:۱۰].
    { و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم }
    ای عزیزان من به این ترتیب روشن شد که علت ورود اهالی جن و انس آتش به آتش؛ عدم استفاده آنان از عقلشان برای تشخیص دادن حق از باطل و پیروی از آن بوده است و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الجنّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۷۹].
    {و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ گذاشته ایم آنها دل‌هایی دارند که با آن نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند}
    ای علمای عزیز مسلمین؛ به راستی که خداوند امام مهدی را برای حکم دادن به حق در میان علمای مسلمین؛ مسیحی؛ یهودی و تمام بشر برانگیخته است. آیا عقل و منطق حکم می‌کند که مهدی منتظر مردم را به حکمیت بر اساس کتاب بحارالأنوار و یا کتاب البخاری و مسلم بخواند؟ با اینکه من احادیث و روایات حقی که در آنهاست را رد نمی کنم و تنها با مطالب دروغی که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است؛ مخالفم.
    شیوخ محترم جناب سلیمان العلوان و طارق السویدان، به راستی که من شما و تمام علمای یمن به خصوص و علمای مسلمین را به صورت عام به حضور بر سر میز گفتگوی جهانی با مهدی منتظر دعوت می‌کنم که در( پایگاه امام مهدی ناصر محمد یمانی) دایر شده و رنگ زمینه آن آبی تیره است؛ چون ما پایگاه‌های زیادی داریم. حقوق شما نزد ما محفوظ و مصون است؛ لذا میهمانان عزیز و مکرم پایگاه ما باشید؛ ما نه مانع حضور شما خواهیم شد و نه چیزی از سخنانتان را تغییر خواهیم داد و پناه بر خداوند که از جاهلان باشیم. پس اگر برایتان روشن شد که امام ناصر محمد به حق امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است، از حق آمده از نزد پروردگارتان باخبر خواهید شد و اگر شما فقط در یک مسئله بر امام ناصر محمد یمانی غلبه نمودید؛ بر ناصر محمد یمانی است که از عقیده خود دال بر مهدی منتظر بودنش بازگردد و اگر علمای مسلمین تنها در یک مسئله بر من غالب شدند؛ تمام انصار در نقاط مختلف می‌بایست از پیروی از او دست بردارند، پس تمام مسلمانان شاهد باشید، هم بر خودتان و هم شاهد بر علمای مسلمین و مهدی منتظر حق. چون ناصر محمد یمانی، بعضی از عقاید دینی شما را درهم کوبیده و برباد خواهد داد؛ چرا که نشانی از دین خداوند در آنها نبوده و از نزد خداوند نیستند؛ بلکه از سوی شیطان رانده شده و بر زبان اولیای او که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکرخود بر ضد پیروی از ذکر محفوظ از تحریف و دستکاری را پنهان می‌نمایند؛ منتقل شده است. آنها برای انجام این کار به نزد محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم می‌آمدند و در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دادند؛ اما کفر و مکر خود را مخفی می‌کردند و از ایمان ظاهری خود به عنوان پوششی استفاده می‌نمودند تا از راویان حدیث سنت نبوی به شمار آیند وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ(۱) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}
    صدق الله العظيم [المنافقون].
    {چون منافقان نزد تو آيند، گويند: شهادت مى‌دهيم كه تو پيامبر خدا هستى. خدا مى‌داند كه تو پيامبرش هستى و خدا شهادت مى‌دهد كه منافقان دروغ‌گويند. (۱) از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقيقت، آنچه مى‌كنند ناپسند است. (۲)}
    سپس خداوند شما را از روش آنان برای دور کردن مردم از راه خداوند آگاه کرد؛ آنها از شمشیر استفاده نمی‌کردند؛ روش آنها از ضربات شمشیر هم خطرناک‌تر بود! آنها از راویان حدیث سنت نبوی می‌شدند تا شما را از پیروی از آنچه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم نازل فرموده بود، گمراه کنند. لذا در مجالس حدیث حاضر می‌شدند تا از راویان حدیث گردند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَنْ يُطِعْ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (۸۰) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (۸۱) أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً (۸۲) وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوْ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمْ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً(۸۳)}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، پس ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده ايم. (۸۰)و مى‌ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید.(۸۳) }
    از آنجا که به گواه خداوند تعالی، قرآن خداوند و احادیث بیان آن هر دو از سوی خداوند آمده‌اند :
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ(۱۹)}
    صدق الله العظيم [القيامة]،
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    برای همین خداوند به شما می‌فرماید که اگر حدیث نبوی وارد در سنت بیان از جانب خداوند نباشد؛ یعنی از سوی شیطان
    وارد شده باشد؛ بین آن حدیث و آیات محکم قرآن اختلاف زیادی خواهید یافت چون حق و باطل ناقض یک بوده و متفق نیستند. لذا ای مردم؛ بدانید که خداوند ایات محکم قرآن را مرجع احادیث سنت نبوی قرار داده است و شما را آگاه نموده که چگونه احادیثی را که به دروغ و با بهتان به نبی نسبت داده شده‌اند تشخیص دهید، در این صورت حدیث با آیات محکم قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت و برای همین است که من شما را در اختلافات دینیتان به سوی خداوند واحد قهار دعوت می‌کنم و مهدی منتظر تنها وظیفه دارد که حکم حق خداوند را از آیات محکم ذکر محفوظ از تحریف -که در صورت عدم پیروی از آن،حجت خداوند در روز قیامت بر شما خواهد بود-برایتان استنباط نماید و خدواند تعالی می‌فرماید:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    {اين كتابى است مبارك. آن را نازل كرده ايم. پس، از آن پيروى كنيد و پرهيزگار باشيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد. (۱۵۵) تا نگوييد كه تنها بر دو طايفه‌اى كه پيش از ما بودند كتاب نازل شده و ما از آموختن آنها غافل بوده‌ايم. (۱۵۶) يا نگوييد كه اگر بر ما نيز كتاب نازل مى‌شد بهتر از آنان به راه هدايت مى‌رفتيم. بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد. پس چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد؟ به زودى كسانى را كه از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابى بد كيفر خواهيم داد. (۱۵۷)}
    ای علمای مسلمین؛ به دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دهید و بدانید محمدا رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم در رؤیایی حق به من فرمودند:
    [كان مني حرثك وعليّ بذرك، أهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك، وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبته]

    [تو از جانب مادر(حرث ) از من و از جانب پدر(بذر ) از علی هستی؛ پرچم تو ؛ هدایت‌گرترین پرچم است و بزرگترین هدف؛ هدف توست و کسی نیست که با قرآن با تو به گفتگو بنشیند مگر اینکه از تو شکست بخورد]
    و در رویایی دیگر:
    [ وإنك أنت المهدي المنتظر وما جادلك عالمٌ من القرآن إلا غلبته]
    [ و براستی که تو مهدی منتظری و عالمی نیست که از قرآن با تو بحث کند و بر او غلبه نکنی]
    پایان رویای حق
    ولی خدا را به شهادت می‌گیرم که او به شما فرمان نداده است که به احکام شرعی بر اساس رویایی که در خواب دیده می‌شود عمل کنید، چرا که رویا به صاحب آن اختصاص دارد. اما اگر خداوند در عالم واقعیت آن رویا را محقق سازد؛ آنگاه این رویا برای شما حجت خواهد بود و خواهید دید که هیچ عالم قرآنی نیست مگر اینکه ناصر محمد یمانی مقتدرانه برای او از آیات محکم قرآن حجت علمی بیاورد.
    ای محبان و دوستان خداوند؛ با هر وسیله‌ای که می‌توانید، بیان حق کتاب را که ذکری برای خردمندان است، منتشر کنید و این مأموریت تمام کسانی است که خداوند آنان را از امر من باخبر گردانیده و آنان نیزمرا باور کرده و پیروی نموده‌اند. به خاطر کسانی که مانع حضور شما-در پایگاه‌ها- می‌شوند مأیوس نشوید؛ به خاطر کسانی که شما را انکار و تکذیب می‌کنند امید خود را از دست ندهید و همان سخنی را بیان کنید که پیروان یکی از انبیاء در این کلام خداوند تعالی، به مردم خود می‌گفتند:
    {وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (۱۶۴) فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ(۱۶۵)} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {هنگامی که گروهی از آنها گفتند: «چرا جمعی را اندرز می‌دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! گفتند: «(این اندرزها،) برای اعتذار در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها تقوا پیشه کنند!» (۱۶۴) امّا هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، نهی‌کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم؛ و کسانی را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم. (۱۶۵)}
    آیا می‌دانید بیان حق این سخنشان چیست:{قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم یعنی عذری در پیشگاه خداوند؛ تا ما را به خاطر تبلیغ نکردن آنچه که خداوند بر ما نازل نموده و ما نیز آن را باور کرده و پیرو آن شده‌ایم، مورد محاسبه قرار ندهد و هم چنین شاید تقوا پیشه کرده و از حق آمده از نزد پروردگارشان پیروی نمایند. پس عزیزان من از شکرگزاران باشید و بیان حق کتاب را به اطلاع مردم برسانید که همگی در دوران"گفتگو قبل از ظهور" قرار دارید، تمام این بیانات نور علی نور و شفایی برای سینه‌هاست؛ خسته و غمگین نشوید و با مردم به نیکی سخن گفته و بشارت دهید، باعث تنفرو فرارشان نشوید و در حین دعوت با مردم با خلق خوب و بسیار نیک برخورد نمایید و سخن خداوند را به یاد داشته باشید که:
    {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:۱۵۹].
    { و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.}
    از فرمانی که خداوند به شما و تمام کسانی که مردم را به راه او دعوت می‌کنند،اطاعت کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمةِ وَالمَوْعِظَةِ الحَسَنَة}
    [النحل:۱۲۵]،
    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما!}
    و هم چنین می‌فرماید:
    {وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (۳۴) وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيم(۳۵)} صدق الله العظيم [فصلت].
    {هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، تا همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی‌گردند! (۳۵)}

    و به یاد داشته باشید با وجود این که فرعون از مسرفین بود و در زمین سرکشی می‌کرد:
    {فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى} [النازعات:۲۴]،
    { و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم } ؛
    خداوند به نبی خود
    موسى عليه الصلاة و السلام چه نصیحتی نمود؛ با وجود این خداوند به نبی خود موسی و برادرش که سلام و صلوات بر آنان باد، چنین فرمان داده و می‌فرماید:

    {اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (۴۳) فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى(۴۴)} صدق الله العظيم [طه].
    { بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است! (۴۳) اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا بترسد! (۴۴)}
    آیا می‌دانید بیان حق این سخنشان چیست :
    { قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
    }صدق الله العظيم
    {گفتند: برای اعتذار (و رفع مسؤولیت) در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها تقوا پیشه کنند!}
    یعنی در مقابل خداوند عذری داشته باشیم تا به خاطر عدم تبلیغ آنچه که خداوند بر شما فرستاده و آن را باور کرده و پیرو آن شده‌اید مورد محاسبه قرار نگیرید و هم چنین شاید آنها تقوا کرده و از حق آمده از جانب پروردگارشان پیروی نمایند.
    عزیزان من ؛ شکرگزار خداوند باشید و در دوران"گفتگو قبل از ظهور" تمام بیانات حق کتاب را تبلیغ نمایید که همه آنها نور علی نور هستند و شفای قلب‌ها در آنها نهفته است؛ کوتاهی نکرده و محزون نشوید؛ با مردم به نیکی سخن گفته و به ایشان بشارت دهید و باعث تنفر و فرارشان نشوید و دعوت خود را با خلقی بسیار نیک وبا ملاطفت بیان کنید و به یاد این فرموده خداوند تعالی باشید :

    {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ }صدق الله العظيم [آل عمران:۱۵۹]
    { و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.}
    از فرمانی که خداوند به شما و به تمام دعوت کنندگان به راه خداوند داده است اطاعت نمایید که می‌فرماید:
    { ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ }[النحل:۱۲۵]
    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما!}
    و این فرموده خداوند تعالی :
    { وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُ وا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥﴾ }صدق الله العظيم [فصلت]
    {هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی گردند! (۳۵)}
    توصیه خداوند به نبی خود موسى عليه الصلاة والسلام را باید داشته باشید؛ با اینکه فرعون از مسرفانی بود که به ناحق ادعای بزرگی می کرد: {فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى} با وجود این خداوند تعالی به نبی خود موسی و برادرش هارون عليهم الصلاة والسلام می فرماید:
    { اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْ عَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿٤٣﴾ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ﴿٤٤﴾ }صدق الله العظيم [طه]
    { بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است! (۴۳) اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد! (۴۴)}
    ای حبیبان خداوند (احباب الله) اگر مشتاق آن هستید که آنچه که او دوست دارد و باعث رضایتش می‌شود تحقق یابد؛ فتوایش درباره اینکه چه چیز را دوست داشته و از آن راضی می‌شود را در این فرموده پیدا می‌کنید:
    { وَلاَ يَرْضَىَ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُواْ يَرْضَهُ لَكُمْ } صدق الله العظيم [الزمر:۷]
    { و کفررا برای بندگانش نمی پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می پسندد!}
    خداوند در نفس خود دعوت بندگان به راهش را بیش از هر چیز دوست دارد؛ پس در مقابل آزارها صبور باشید چون خداوند هدایت آنها را بیشتر ازاین دوست دارد که به جنگ با شما برخیزند و شما نیز با آنها بجنگید و ایشان را بکشید و داخل آتش شوند؛ خداوند به شما فرمان نمی‌دهد با مردم به جنگ بپردازید تا مؤمن شوند اجبار و اکراه در دین خداوند راه ندارد و همان چیزی بر شماست که بر رسول خداوند و امام مهدی است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ } صدق الله العظيم [الرعد:۴۰]
    { و اگر پاره ای از عذابی را که به آنها وعده می دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
    ممکن است یکی از کسانی که از احادیث شیطانی که مخالف آیات محکم قرآن هستند پیروی می‌کنند و خود را هدایت شده هم می‌دانند بخواهد حرف مرا قطع کرده و بگوید: "صبر کن ناصر محمد یمانی؛ بر اساس روایتی از عبدالله عمر رضي الله تعالى ؛محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
    [امرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالی]
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]البخاری و مسلم این روایت را نقل کرده و آن را در زمره احادیث صحیح قرار داده‌اند. واقد بن محمد بن زيد بن عبدالله بن عمر عن أبيه عن جده عبدالله بن عمرآن را نقل کرده است و این قسمت"الا بحق الاسلام" تنها از جانب البخاری نقل شده و مسلم آن را نقل نکرده است و معنای این حدیثی که از نبي صلى الله عليه وسلم نقل شده و از بسیاری از بزرگان معنی این حدیث نقل شده است در صحیح البخاری از أنس رضي الله عنه نقل شده که نبي صلى الله عليه وسلم گفته است: [ أمرت أن أقاتل الناس يعني المشركين حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله فإذا شهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلتنا وأكلوا ذبيحتنا فقد حرمت علينا دماؤهم وأموالهم إلا بحقها ][ به من فرمان داده شده که با مردم -یعنی مشرکان- بجنگم تا شهادت دهند لا اله الا الله و محمد عبده و روسله. پس اگر شهادت دادند لا اله الا الله و محمد رسول الله و نماز ما را خواندند و قبله‌ی ما را پذیرفتند و از حیواناتی که ما ذبح کردیم خوردند؛ خون و اموال آنها برای ما حرمت دارد مگر به حقّ]و امام احمد آن را از میان احادیثی که معاذ بن جبل ازنبي صلى الله عليه وسلم نقل کرده است
    پایان نقل قول .
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: خیر این حدیث با مکری خبیثانه و از جانب شیطان رانده شده آمده است تا مردم را به مبارزه با شما سوق دهد چون اگر نخواهند با شما بجنگند؛ باید با اکراه و اجبار و با خواری دین شما را بپذیرند و اگر نپذیرند شما با جنگ؛ به دلیل عدم پذیرش دین خدا خونشان را زمین ریخته و زنان و اموالشان را به عنوان غنیمت خواهید گرفت. چنین روشی نه امر خداوند است و نه امر رسولش؛ این دستور شیطان رانده شده است و چگونه شده که شما از دستور شیطان تبعیت کرده و از فرمان خداوند رحمن که در آیات محکم کتابش آمده است؛ سر پیچی می‌کنید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا }[المزمل:۱۹]
    { این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی گزیند!}
    { فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١﴾ لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢﴾ } [الغاشية]
    {پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده ای! (۲۱) تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی،] (۲۲)}
    {فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿١٥بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿١٦وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧}[الأعلى]
    { پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد. (۹) کسی که از خدا می ترسد، به زودی متذکّر می شود. (۱۰) و کسی که از همه بدبخت تر است از آن کناره می گیرد. (۱۱) همان کسی که در آتش بزرگ در می آید. (۱۲) آن گاه در آنجا نه می میرد و نه به خوشی زندگی می کند. (۱۳) بی تردید کسی که خود را پاک کرد، رستگار شد. (۱۴) و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز خواند. (۱۵)بلکه زندگی دنیا را [بر آن] ترجیح می دهید. (۱۶) در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است. (۱۷)}
    { أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ }[يونس:۹۹]
    { پس آیا تو مردم را وادار می کنی تا به اجبار مؤمن شوند؟!}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗوَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} [البقرة].

    {در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست مسلماً راه هدایت از گمراهی روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست}
    { وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّ بِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارً ا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَ ادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَ ابُ وَسَاءَتْ مُرْ تَفَقًا ﴿٢٩﴾ }
    [الكهف]
    {و بگو: [سخن] حق است از سوی پروردگار شما؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره ها را بریان می‌کند جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.}
    { وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّ سُولَ وَاحْذَرُ وا فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَ سُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢﴾ }
    [المائدة]
    {اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٣٥} [النحل].
    {مشرکان گفتند: «اگر خدا می خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!}
    {قُلْ أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٥٤} [النور].
    { بگو: خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز ابلاغآشکار نیست}
    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨} [العنكبوت].
    {اگر شما تکذیب کنید امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه رسول جز ابلاغ آشکار نیست}
    {وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} [الرعد]. صــــدق الله العظيـــم
    {و اگر پاره ای از عذاب‌ها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست}
    پس ای خردمندان از خداوند پروا کنید؛ از شما می‌پرسم به حق آن که ابرها را روان ساخته و کتاب را نازل فرموده و انسان را از خاک آفریده است؛ آیا تمام فرامینی که خداوند در آیات محکم کتاب به رسولش داده است با دستوری که شیطان با به نسبت دادن دروغ حدیث به خداوند رحمن و رسولش وارد سنت بیان کرده است مخالفت ندارد:
    [امرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالی]
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    من از صحابه رسول الله که این حدیث از آنها نقل شده خوبی چیزی نمی‌گویم؛ چون شیاطین بشر همان گونه که به رسول "ذکر" نسبت دروغ می‌دهند به صحابه برگزیده هم همین نسبت را می‌دهند. پس از خدا بترسید و از کتاب خداوند و سنت حق رسولش پیروی کنید مگر آن احادیثی از سنت بیان که مخالف آیات محکم قرآن هستند و بدانید چنین احادیثی از جانب شیطان است؛ خداوندا شاهد باش که من به آنها ابلاغ نمودم .
    آیا نمی‌دانید که حتی اگر تمام انس و جن را به اکراه وادار کنید تا به خداوند رحمن ایمان آورده و نماز بر پا داشته و زکات بدهند؛ نماز و زکاتی که با اکراه انجام شده باشد، پذیرفته نمی‌شود؟ مگر اینکه با خلوص و تمایل قلبی نماز خوانده و زکات بدهند و ترس از کسی باعث آن نشده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة]،
    { مساجد خدا را تنها کسی آباد می کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت یافتگان باشند}
    خداوندا شاهد باش که من به آنها ابلاغ کردم..
    و اما در مورد جهاد در راه خداوند برای پایان دادن ظلم انسان بر برادر انسانش، خداوند به کسانی که در زمین قدرت و فرمانراویی
    (تمکین ) داده باشد؛ امر نموده برای پایان دادن ظلم انسان به برادر انسانش جهاد کنند وتصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ۗ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿٤١} [الحج]،صدق الله العظيم
    { همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند، و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و پایان همه کارها از آن خداست}
    {كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١١٠} صدق الله العظيم [آل عمران]. صدق الله العظيم
    { شما بهترین امت در میان انسانها بودید. امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، ایمان آورند، برای آنها بهتر است! عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند،}
    اما با کمال تأسف؛ بسیاری از علمای امت و منبریان؛ بین آیات محکمی که در آن از دعوت به سوی خداوند سخن گفته می‌شود و آیات محکمی که به جهاد در راه خداوند و امر به معروف و نهی از منکر اختصاص دارد؛ فرقی قائل نمی‌شوند. جهاد برای پایان دادن ظلم انسان به برادر انسانش است و نمی‌توان انسان را با زور و اکراه وادار نمود تا به خداوند رحمن ایمان بیاورد. ای کسانی که خود و پیروانتان را به بیراهه کشانده‌اید؛ آیا در قرآن تدبر نمی‌کنید یا بر قلب‌هایتان قفل زده شده است؟
    برایتان مثالی خواهم آورد تا نشان دهم چگونه کسانی که نادانسته به خداوند نسبت می‌دهند و تصور هم می‌کنند هدایت شده‌اند، توانستند پیروان خود را قانع کنند که به جنگ کافرانی بروند که ایمان نمی‌آورند. برای مثال به آنها می گویند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [ عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى ]رواه البخاري ومسلم
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    و سپس می‌گویند این به معنای آن است که خداوند به ما امر نموده تا به جنگ مشرکین رفته و آنها را به قتل برسانیم یا اینکه مؤمن شوند و نماز گذارده و زکات بپردازند؛ در غیر این صورت خداوند خون آنها و زنان و فرزندان و اموالشان را به عنوان غنیمت را بر ما حلال کرده است و سپس می‌گویند خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْالصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }صدق الله العظيم [التوبة:۵]
    { مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، از آنها دست برداريد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است!}
    و آیات بیشتری برایشان آورده و می‌گویند خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚيُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١١١} [التوبة]، صدق الله العظيم
    {خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريد، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ مى كنند، چه بكشند يا كشته شوند وعده اى كه خدا در تورات و انجيل و قرآن داده است به حق بر عهده اوست. و چه كسى بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد كرد؟ بدين خريد و فروخت كه كرده ايد شاد باشيد كه كاميابى بزرگى است.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید
    :
    {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّـهِ ۚ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّـهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٣٩} صدق الله العظيم [الأنفال]
    { با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه اى نباشد و دين همه دين خدا گردد. پس اگر باز ايستادند، خدا كردارشان را مى بيند.}
    ".
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: خداوند فرمان جنگ با کافرانی را داده است که به خاطر دین شما به جنگ با شما می‌آیند و پیروانتان را گرفتار فتنه می‌کنند برای همین خداوند فرمان داده است تا با کفاری که به جنگتان می‌آیند بجنگید تا باعث فتنه کسانی نشوند که به دعوت شما ایمان آورده و باورتان کرده و از دین حق پروردگارشان پیروی می‌کنند در اینجا واجب است به برادرانتان یاری رسانید؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ }صدق الله العظيم [الأنفال:۷۲]
    گر در دین شما را به يارى طلبيدند برشماست که به ياريشان برخيزيد}
    و تصدیق حدیثی ازمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:

    [ إِنَّ مَثَلَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى تَدَاعَى بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى]
    [ حکایت مؤمنان در دوستی و مهربانیشان مانند اعضای بدن است وقتی یکی رنجور شود دیگران از او مراقبت و نگهداری می کنند]
    صدق عليه وآله الصلاة والسلام
    به راستی که خداوند به شما فرمان داده است با کافرانی بجنگید که به جنگتان آمده و می‌خواهند نور خداوند را خاموش کنند؛ نه اینکه به کافرانی که جنگی با شما ندارند تعدی نمایید تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠} صدق الله العظيم [البقرة].
    { با كسانى كه با شما جنگ مى‌كنند، در راه خدا بجنگيد و تعدى مكنيد. زيرا خدا تعدى كنندگان را دوست ندارد.}
    خداوند شما را از ارتباط با کافرانی که با شما سرجنگ ندارند؛ نهی نمی‌فرماید، بلکه به شما فرمان داده است با آنها به عدالت و قسط و همانند برادرانتان و بر اساس اصولی دینی رفتار کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الممتحنة].
    { خدا شما را از نيكى كردن و عدالت ورزيدن با آنان كه با شما در دين نجنگيده اند و از سرزمينتان بيرون نرانده اند، باز نمى دارد. خدا كسانى را كه به عدالت رفتار مى كنند دوست دارد.}
    خداوند به رسولش فرمان نمی‌دهد با آنها بجنگد تا ایمان بیاورند؛ بلکه به بنده و رسول خود امر می‌کند تا بین مؤمن و کافر عدالت برقرار کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ ۖ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ۖ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِن كِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿١٥} صدق الله العظيم [الشورى]،
    { براى آن دعوت كن و چنان كه فرمان يافته اى پايدارى ورز و از پى خواهشهايشان مرو و بگو: به كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان دارم و به من فرمان داده اند كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم. خداى يكتا پروردگار ما و پروردگار شماست. اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما. ميان ما و شما هيچ محاجه اى نيست. خدا ما را در يك جا گرد مى آورد و سرانجام به سوى اوست.}
    چگونه ممکن است محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برخلاف این عمل کرده و بگوید:
    [ عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى ] رواه البخاري ومسلم
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]
    اما درباره این فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥} صدق الله العظيم [التوبة].
    { و چون ماه هاى حرام به پايان رسيد، هر جا كه مشركان را يافتيد بكشيد و بگيريد و به حبس افكنيد و در همه جا به كمينشان نشينيد. اما اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، از آنها دست برداريد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.}
    به راستی که مقصود خداوند مشرکان مکه است که بعد از اعلام برائت تخلف کردند؛ چون خداوند به مسلمانان فرمان داده بود که مشرکان حق نزدیک شدن به خانه معظم او را ندارند و این خانه اختصاص برای ادای حج به مسلمانان اختصاص دارد. خداوند از حج خانه معظم خود توسط مشرکانی که شاهد کافر بودن خود بودند،برائت جست ؛ و آن را برای تمام کسانی که ایمان به خداوند و روز قیامت داشته و در عبادت کردن پروردگارشان شرک نیاورده باشند قرار داد. برای همین به مسلمانان فرمان داد که مشرکان حق نزدیک شدن به مسجد الحرام را ندارند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا ۚ وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٢٨} صدق الله العظيم [التوبة].
    {اى كسانى كه ايمان آورده ايد، مشركان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند. و اگر از بينوايى مى ترسيد، خدا اگر بخواهد به فضل خويش بى نيازتان خواهد كرد. زيرا خدا دانا و حكيم است.}
    بعد از آنکه در روز حج اکبر؛ بیزاری و برائت خداوند و رسولش اعلام گردید؛ هرمشرکی که در مکه پیدا می‌ش
    د به منزله مقاومت وی در برابر فرمان برائت خداوند و رسولش بود؛ لذا فرمان خداوند بر این قرار گرفت که با آنها مبارزه شود ولو اینکه به پوشش کعبه آویخته باشند؛ مگر اینکه اعلام کنند مسلمانند و نماز برپا کرده و زکات بدهند؛ و این به معنی این است که آنها در زمره برادران دینی مسلمانان شده‌اند و مانند شما نسبت به مسجد الحرام حق دارند و برای همین نیز فرمان داده شد که راه این دسته باز شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَ سُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّـهَ بَرِ يءٌ مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ وَرَ سُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُ وا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣﴾ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُ وا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٤﴾ فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُ مُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِ كِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُ وهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْ صَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّ حِيمٌ ﴿٥﴾ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِ كِينَ اسْتَجَارَ كَ فَأَجِرْ هُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾ } صدق الله العظيم [التوبة]
    { و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی توانید خدا را ناتوان سازید و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! (۳) مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حقّ شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضدّ شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (۴) وقتی ماه های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید (در محدوده مکه ) به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (۵) و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (۶)}
    جز اینکه خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد اگر کسی از کافران یا مشرکان به آنها پناه بیاورد؛ به او پناه دهند تا کلام خداوند را بشنود. اگر از حق پروردگارش پیروی کرد که چه بهتر ؛ واگر نپذیرفت ؛ خداوند به شما امر نموده که او را به خانه‌اش برسانید و همراه او باشید تا از مکه خارج شود و با او به خوبی برخود و رفتار شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦} صدق الله العظيم [التوبة].
    {و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند}
    ای کسانی که نادانسته به خداوند نسبت داده و خود و پیروانتان را به گمراهی می‌کشانید؛ ازخدا پروا نمایید.ای علمای مسلمین که با وجود تفاوت بسیار زیاد بین شتر و الاغ؛ فرق بین الاغ و شتر را تشخیص نمی‌دهید (لا تفرقون بین البعیر و الحمیر ) از خداوند بترسید!! چگونه است که شما قادر نیستید مهدی منتظر حق را که از جانب پروردگارتان آمده است از کسانی که با مسّ شیطان سرگردان و آشفته شده و ادعای مهدویت می‌کنند؛ تشخیص دهید. کسانی که هر از چند گاه سربلند کرده و با وسوسه شیطانی که قرینشان است، خود را مهدی منتظر می‌دانند. آیا نمی‌دانید این از مکر شیطان بزرگ است تا وقتی خداوند مهدی منتظر حق را به سویتان فرستاد؛ بگویید:" این هم یکی از کسانی است که هر از چند گاهی پیدا شده و ادعا می‌کنند مهدی منتظرند؟"آیا از او رو برمی گردانید تا اینکه عذاب خداوند با سیاره‌ای که به آن سیاره دهم می‌گویید بر سرتان نازل شود؛ آیا پروا نمی‌کنید؟
    آیا در بیان حق ذکر-قرآن عظیم-که مهدی منتظر حق امام ناصر محمد یمانی از آنها برایتان حجت می‌آورد تدبر نمی‌کنید؟ علم مقتدارنه او را با علومی که مهدیون دروغینی که با مسّ شیاطین سرگردان شده‌اند مقایسه نمی‌نمایید؛ از خدا پروا نمی‌کنید؟ اگر شما از کسانی باشید که قبل از شنیدن سخن درباره آن حکم نمی‌دهند؛ با تدبر در منطق و دلایل علمی مقتدرانه امام مهدی ناصر محمد یمانی و برهان‌های مدعیان مهدویت که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند متوجه تفاوت امر می‌شوید و درمی‌یابید تفاوت بین مهدی منتظر و مدعیان دروغینی که شخصیت او را به سرقت برده‌اند مانند تفاوت بین شتر و الاغ است؛ یا شما شتر را از الاغ تشخیص نمی دهید؟
    ای مردم! زمان قيامت فرا رسيده و كسی جز خداوند نمی تواند جلوی عذاب را بگیرد آیا به این سخن می‌خندید و نمی گریید؟![اشاره به آیات کریمه سوره النجم:
    أَزِفَتِ الْآزِفَةُ (۵۷) لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ كَاشِفَةٌ (۵۸) أَفَمِنْ هَـٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ (۵۹) وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ (۶۰) ]. آیا می‌دانید که امام مهدی ناصر محمد یمانی با کلام خداوند، پروردگار عالمیان شما را مورد خطاب قرار می‌دهد و بیان حق قرآن را با قرآن و از محکمات آن برایتان می‌آورد؛ آیات روشنی که آیات بنیادی و اساسی کتاب و از محکماتی هستند که برای عالم و جاهلتان به زبان عربی آمده است؛ ظاهر و باطن آن را هم علمایتان درک می‌کنند و هم جاهلان ؛ چون ظاهر و باطن آنها یکسان است و تنها کسانی که قلبشان از حق منحرف است از درک دیدن آنها کور و ناتوانند.
    شیخ گرانقدر و محترم ومکرم سلیمان العلوان و شیخ گرانقدر و محترم و مکرم طارق السویدان، عزیزان من به گرمی به شما خوش آمد می‌گوییم و شما را از شجاع‌ترین علمای مسلمین می‌دانیم چرا که می‌خواهید از حدود دین دفاع نمایید؛ چه مردان نیکویی. آیا می‌دانید علت این پراکندگی و تفرقه که باعث شده برخی ازمسلمانان مانند تیری که از کمان رها شده از دین دور شده
    و کشتن مسلمان به دست برادر مسلمانش را حلال بدانند، چیست؟ سبب آن حکمت احمقانه علمای دین در فرار از گفتگو با رهبران "مارقین" به بهانه جلوگیری از شهرت یافتن آنهاست و کسانی هم بدون اندیشه از این "مارقین" پیروی می‌کنند و تنیجه‌اش این است که می‌بینید که حتی در خانه‌های خداوند شما را می‌کشند و این ثمره‌ی بذری است که کاشته‌اید کلام مشهورتان این است که: "با او گفتگو نمی‌کنیم تا کمک نکنیم مشهور و شناخته شود". در حالی که درست این است که در برابر او حجت علمی و برهان قوی از آیات محکم قرآن اقامه کرده و وی را با صفت "گمراه بودن آشکار" مشهور نمایید. فرض کنیم طارق السویدان و سلیمان العلوان در پایگاه امام ناصر محمد یمانی بر او غلبه کنند و برای انصارش روشن شود که ناصر محمد یمانی از گمراهان و گمراه کنندگان است و اگر سلیمان و سویدان از آیات محکم قرآن حجت بیاورند و ناصر محمد یمانی؛ پاسخ طارق و سلیمان را حذف کند؛ انصارش خواهند دانست که آنها در برابر او حجت قوی و علمی آورده‌اند و انصار امام ناصر محمد یمانی از او روگردانده و از شیوخ گرانقدر طارق و سلیمان متشکر خواهند بود که آنان را از گمراه سازی ناصر محمد یمانی-اگر که گمراه باشد- رها ساخته است. شما را به خداوند قسم، آیا اگر طارق و سلیمان از آیات محکم قرآن دربرابر امام ناصر محمد یمانی بیاورند؛ چنین اتفاقی نخواهد افتاد؟ پس ای مردم، نسبت به این حکمت خبیثانه کافر شوید که می‌گوید: "نباید با او گفتگو کنیم تا به مشهور شدنش کمک نکرده باشیم"، بلکه باید کسی را که باعث گمراهی مردم می‌شود، بشناسانید ولو اینکه ناصر محمد یمانی باشد. ولی انصار من از من پیروی می‌کنند چون از خردمندان هستند و برای همین به خداوند قسم نمی‌توانید آنها را از پیروی از من بازگردانید؛ مگر اینکه برای تأویل قرآن بیانی بهتر و سخنی درست‌ترو هدایت‌گرتر از بیان ناصر محمد یمانی بیاورید ولی نمی‌توانید چنین کنید؛ می‌دانید چرا؟ چون من امام مهدی ناصر محمد یمانی از شما نسبت به کتاب خداوند قرآن عظیم آگاه تر هستم .
    شیخ گرانقدر سلیمان و سویدان؛درمورد این فرموده خداوند تعالی چه فکری دارید:
    {وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚوَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٨هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٩} صدق الله العظيم [الصف].
    { هنگامی که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»! (۶) چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته در حالی که دعوت به اسلام می‌شود؟! خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند! (۷) آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند! (۸) او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! (۹)}
    وسؤالی که مطرح می‌شود این است که: خاتم الأنبیا و مرسلین درزمانی که کودک و در گهواره بود با چه نامی خوانده می‌شد، آیا نام ایشان "احمد" بود؟ خیر بلکه نام او محمد صلّى الله عليه وآله وسلم، است؛ به خاطر آن که أحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم همان محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم است، لذا ای مردم، می‌بینید که خداوند حجت حق را در برهان قوی علمی قرار داده است نه در نام، به رغم اینکه شیوخ گرانقدرطارق السویدان و سلیمان العلوان قبل از اینکه خداوند مهدی منتظرناصر محمد را برانگیزد، به حق آمده از نزد پروردگار شهادت داده‌اند که خداوند مهدی منتظر را به عنوان ناصر محمد(یاری رساننده به محمد) برمی‌انگیزد. ممکن است سلیمان با عصبانیت بگوید:"مهلت بده ناصر محمد یمانی؛ به ما تهمت می‌زنی؟ کی طارق و سلیمان شهادت داده‌اند که خداوند مهدی منتظر را به عنوان ناصر محمد(یاری رسان به محمد) برمی‌انگیزد؟" امام مهدی ناصر محمد در پاسخ می‌گوید: آیا شهادت می‌دهید که خداوند مهدی منتظر را به عنوان نبیّ جدید از سوی پروردگار عالمیان برمی‌انگیزد؟ جوابتان معلوم است:"ای کسی که تصور می‌کنی مهدی منتظر ناصر محمد هستی، برتوست که بدانی ما شهادت نمی‌دهیم که خداوند مهدی منتظر را به عنوان نبیّ جدید بر می‌انگیزد، چون این محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم است که آخرین نبی و رسول خداست و فتوای خداوند درآیات محکم کتابش تصدیق آن است:
    {مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ ولكن رَّسُولَ ٱللَّه وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّينَ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً(۴۰)}
    صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است}
    و برای همین طارق و سلیمان و تمام علمای مسلمین و عامه مسلمانان شهادت می‌دهند که خداوند امام مهدی ناصر محمد را برمی‌انگیزد، یعنی خداوند او را به عنوان یاری رسان(ناصر) به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم برمی‌انگیزد و او با همان حجتی که با محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم نازل شده است برای مردم حجت می‌آورد یعنی قرآن عظیم. چرا که خداوند امام مهدی را به عنوان یک نبیّ جدید برنمی‌انگیزد، بلکه یاری رساننده به آنچه که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم -آخرین نبیّ و رسول خداوند که سلام و صلوات بر او خاندان مطهرش باد-با خود آورده است، خواهد بود."
    شیوخ گرانقدر سلیمان و طارق السویدان، آیا می‌خواهید به چیزی که به حدیث اضافه شده یعنی
    [واسم أبيه اسم أبي] متمسک شوید؟ با اینکه میان شما و شیعیان و بسیاری از فرق دیگر درمورد این قسمت اضافه شده اختلاف شدیدی وجود دارد، شما می‌خواهید با این قسمت اضافه شده با من مباهله کرده و بیان حق قرآن را رها نمایید، آیا نمی دانید حجت خداوند در علم است نه در اسم؟ و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسمه أَحْمَدُ}
    صدق الله العظيم [الصف:۶].
    { و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است}
    اما شما می‌دانید اسم ایشان عليه الصلاة والسلام "محمد" بود و از زمانی که در گهواره بود مردم او را "محمد" می‌نامیدند نه "احمد" و به راستی که خداوند برای هر یک از انبیای خود که بخواهد دو نام قرار می‌دهد. برای مثال نبی الله یعقوب و نبی الله اسرائیل در حالی که این دو نام متعلق به یک نفر است؛ همین طور "احمد" و "محمد" که نام یک نفر است و خداوند می‌خواهد بدانید که حجت او در علم است نه در اسم ونام امام مهدی منتظر "محمد بن عبدالله"نیست بلکه اسامی او در ادامه می‌آید:
    ۱- مهدی منتظر"ناصر محمد"
    ۲- مهدی منتظر" عبدالنعیم الأعظم"
    که اگر فکر کنید؛ در این نام‌ها حکمت بالغه‌ای وجود دارد، پس جدال با حجت اسم را کنار گذاشته و با برهان قوی علمی حجت بیاورید و اگر سرباز زنید؛ پیش از این به حق درمورد حدیث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم درباره اسم اسم مهديّ منتظَرکه فرموده است: [يواطئ اسمه اسمي]، برایتان فتوا داده‌ایم. ولی شما معتقدید که مقصود تطابق اسم او با اسم من است و برای همین عده‌ای او را با نام "مهدی منتظر محمد بن عبدالله" و یا "احمد بن عبدالله" می‌نامید، اما علمای لغت عربی که از خردمندان هستند درک خواهند کرد که مقصود از "التواطؤ" تطابق نیست بلکه مقصود از "التواطؤ" توافق و همراهی است.
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا اسم محمد با نام من یعنی "ناصر محمد"موافق نیست؛ یعنی می‌بینید که نام محمد همراه و موافق نام من است نه مطابق آن، چون نام نبیّ عليه الصلاة والسلام (محمد بن عبد الله) است و امام مهدی ناصر محمد و خداوند همراهی و توافق نام محمد را در نام پدرم قرار داده است؛ که این هم حکمت بالغه‌ای دارد تا هرکس که حق را تصدیق کرد و پیروی نمود، شهادت دهد که :
    (أشهدُ أنْ لا إله إلا الله وأشهدُ أنّ محمداً رسولَ الله صلّى الله عليه وأشهد أنّ الإمامَ المهديَّ ناصرُ محمدٍ)
    چون امام مهدی رسول پروردگار عالمیان نیست و کتاب جدیدی با خود نیاورده است که بخواهید شهادت حق بر رسالت او بدهید، چون رسالت حقی که امام مهدی ناصر محمد یمانی با خود دارد و برایتان‌از آن حجت می‌آورد همان رساله‌ی خداوند یعنی قرآن عظیم است که محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم و تمام تابعین حق تا روز دین بر اساس آن حجت می‌آورند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم في دين الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 14390 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 6 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 05 - 1432 هـ
    27 - 04 - 2011 مـ

    07:09 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14353

    __________



    نهيناكم أن تكتبوا بياناً من عند أنفسكم حتى لا تكون حجّتكم ضعيفة أمام من يجادلكم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع المسلمين ..
    سلام الله عليكم أحبّتي الأنصار، ولطالما نهيناكم أن تكتبوا بياناً من عند أنفسكم حتى لا تكون حجّتكم ضعيفةً أمام من يجادلكم، ويا أخي الكريم (عدو إبليس) فلو أنّك أرسلت لهم البيان المفصَّل بالبراهين التترى لنفي هذا الحديث لما استطاع أن ينكر الفتوى في ذلك الحديث المفتى ولكنّك اكتفيت بذكر الحديث والآية، ولكن حين ترجع للبيان تجده كالبناء المحكم يشدُّ بعضه بعضاً، فما خطبكم لا تتمسّكون بما أمركم به إمامكم المهدي؟ فذلك خيرٌ لكم وأشدّ تثبيتاً، ألا والله لو اعتصمتم ببيانات الإمام المهدي لما استطاع أحدٌ أن يهيمن عليكم في شيء مطلقاً، وما نرجوه منك أن تبعث لهم البيان الكامل الذي نفينا فيه هذا الحديث المفترى مع جميع الآيات في البيان كالبنيان يشدّ بعضه بعضاً وأخبِرهم أنّنا في انتظارهم للحوار أينما يشاءون سواء في موقعي أو أحد مواقعهم فلا يخافون في الله لومة لائم.

    وبالنسبة لهجرة الإمام المهديّ إلى مكة للبيعة فهي من بداية التصديق، تصديقاً لحديث رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إني أرى نَفَسَ الله يأتي من اليمن] صدق عليه الصلاة والسلام.

    وإنّما المقصود بـ ( نَفَسِ الله ) أي ( فرج الله ) وهو الإمام المهدي يأتي إلى مكة للبيعة الشاملة من بعد التصديق كون هناك هجرة إلى اليمن قبل ذلك إلى الإمام المهدي من بعد التمكين من بعد استلام قيادة عاصمة الخلافة الإسلاميّة، تصديقاً لحديث محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إذا هاجت الفتن فعليكم باليمن].

    وحسب علمي في الرؤيا الحقّ من ربِّي إنّ الذي سوف يسلّم قيادة اليمن إلى الإمام المهدي هو الرئيس علي عبد الله صالح غير أنّنا لا نريد أن نحاجج الناس بالرؤيا كونها لا تُبنى عليها أحكامٌ شرعيّة للأمّة وإنّما الرؤيا تخصّ صاحبها. ولا ينبغي للإمام المهدي أن يسفك قطرة دمٍ من أجل الوصول إلى الحكم ولذلك فلا نأمر الأنصار بالهجرة إلى اليمن إلا من بعد التمكين واستلام حكم عاصمة الخلافة الإسلاميّة من الرئيس علي عبد الله صالح طوعاً وليس بانقلاب ثوريّ من الإمام المهدي وأنصاره، ونعوذُ بالله أن نكون من الجاهلين أو نسفك دماء المسلمين وإنّما الهجرة إلى اليمن هي إلى الإمام المهدي في عصر اشتداد الفتن والتمكين من بعد استلام قيادة عاصمة الخلافة الإسلاميّة، تصديقاً لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: [إذا هاجت الفتن فعليكم باليمن] صدق عليه الصلاة والسلام.

    لأنّ هيجان الفتن هي من علامات عصر ظهور الإمام المهدي في عصر الاختلاف الأكبر بين الحكام وشعوبهم في الأمّة الوسط في وقت واحدٍ على مرّ التاريخ العربي نظراً لجور الظلم من الحكام على شعوبهم، ولذلك يبعث الله الإمام المهدي بقدرٍ مقدورٍ رحمةً لهم على اختلافٍ بين الحكام وشعوبهم ومن ثم يقيم الخلافة الإسلاميّة العالميّة وعاصمتها اليمن، والعاصمة المقدسة مكة المكرمة تُخصص لاجتماع علماء الدين وما يخصّ الدين، وعاصمة الخلافة الإسلاميّة العالميّة لاجتماع وزراء دولة الإمام المهدي للتشاور في الاقتصاد وتحسين معيشة العباد في العالمين ورفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان.

    وعلى كل حالٍ ها هو الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بين أيديكم رحمةٌ لكم من ربّكم، غير أنّي أنصحكم أن لا تكونوا ساذجين فتصدّقوا الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أنّه حقاً المهديّ المنتظَر حتى يقيم عليكم حجّة العلم والسلطان من محكم كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ كونكم لا تنتظرون نبيّاً ولا رسولاً بكتابٍ جديدٍ، إذ أنّ خاتم الأنبياء والمرسَلين هو محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وإنّما يبعث الله المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، ولذلك نحاجُّكم بذات البصيرة التي تنزّلت على محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم حتى نعيدكم إلى منهاج النبوّة الأولى على ما كان عليه محمدٌ رسول الله ومن معه قلباً وقالباً كانوا على كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، ألا وإنّ كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ نورٌ على نورٍ فلا تناقض بينهما ولا اختلاف.

    وأما بالنسبة للحديث المفترى عن النبي:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إلاه إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دمائهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]. فقد جاء مخالفاً لكافة أوامر الله في محكم كتابه كما سبق وأن فصّلنا ذلك تفصيلاً، فأرجو إرسال ذلك البيان إلى فضيلة الشيخ سليمان العلوان و طارق السويدان لعلهم يتذكّرون فهو كما يلي:

    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14285

    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - 05 - 1432 هـ
    25 - 04 -2011 مـ
    07:06 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14250
    ـــــــــــــــــ



    ردّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني على فضيلتي الشيخين سليمان العلوان وطارق السويدان ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الاطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر، سلامُ الله عليكم أحبّتي الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، فصبرٌ جميلٌ فلا تأخذكم الغيرة بالحقّ على الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فتشتمون من شتمنا وأفتى في شأن الإمام ناصر محمد اليماني من قبل الحوار.

    ويا فضيلة الشيخ طارق السويدان ويا فضيلة الشيخ سليمان العلوان، سلام الله عليكم ورحمته وبركاته، وأنا الإمام المهدي أصلّي عليكم وأسلّمُ تسليماً أن يهديكم الله إلى الصراط المستقيم وجميع المسلمين فيبصَّر قلوبكم بالحقّ،
    {
    حَقِيقٌ عَلَىٰ أَن لَّا أَقُولَ عَلَى اللَّـهِ إِلَّا الْحَقَّ} [الأعراف:105]، وليس بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً.

    ألا والله ما اخترت أن تكون طاولة الحوار بيني وبينكم في عصر الحوار من قبل الظهور الإنترنت العالميّة من ذات نفسي بل بأمرٍ من الله، وذلك أمر يخصّني تنفيذه وفي ذلك حكمةٌ بالغةٌ كونكما يا فضيلة الشيخ طارق وسليمان لا تستطيعان أن تُقاطعا الإمام المهدي فتشوّشا فكره وترتيبه للمنطق الحقّ كون الحوار في عصر الحوار من قبل الظهور هو بالقلم الصامت ولذلك لا تستطيعون أن تقاطعوا كلامي؛ بل ليس أمامكم إلا أن تتدبّروا منطقي وسلطان علمي من أول البيان إلى آخرة لأنّ الحوار مكتوبٌ وليس كلاماً متبادلاً باللسان، ألا والله لو يظهر لكم المهديّ المنتظَر على إحدى القنوات الفضائيّة لحوار علماء الأمّة لكان الحوار أشدّ ضجةً من الاتجاه المعاكس في قناة الجزيرة كون الإمام المهدي سوف ينسف عقائدَ لدى كثيرٍ من المسلمين مخالفةً لمحكم كتاب الله القرآن العظيم، وبما أنّها عقائد اختلطت بدمائكم وأنفسكم فلا تستطيعون الصبر والانتظار حتى يكمل الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ما لديه من سلطان العلم؛ بل سوف يكون الحوار مثله كمثل الاتجاه المعاكس فتقاطعونَني بين اللحظة والأخرى فتشوشون فكري وترتيب البرهان الذي أرتبه شيئاً فشيئاً كالبناء المحكم الذي أُسّس على تقوى من الله، فاتّقوا الله أحبّتي في الله، وما كان للإمام المهديّ المنتظَر أن يتّبع أهواءكم حسب اختياركم فليس لكم الخيرة من الأمر؛ بل أنطق بالبيان الحقّ للقرآن، فمن اهتدى فلنفسه ومن ضلّ فعليها وما أنا عليكم بوكيل.

    ويا علماء الأمّة وخطباء المنابر ومفتي الديار استجيبوا لدعوة الحوار للمهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور عبر طاولة الحوار العالميّة
    (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية) حتى يتبيّن لكم شأن ناصر محمد اليماني هل هو المهديّ المنتظَر أم كذابٌ أشِرٌ؟ فإن تبيّن لعلماء المسلمين أنّ ناصر محمد اليماني هو حقاً المهديّ المنتظَر لا شك ولاريب، فمن بعد التصديق يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق للبيعة العامة والولاء بالحقّ.

    ويا أحبّتي في الله ليس من العقل والمنطق أن يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق للبيعة من قبل الحوار؛ بل العقل والمنطق هو أن يتمّ الحوار من قبل الظهور ومن بعد التصديق بالحقّ يظهر لكم المهديّ المنتظَر عند البيت العتيق أفلا تتفكّرون؟

    ويا أحبّتي في الله فضيلة الشيخ سليمان العلوان وكذلك فضيلة الشيخ طارق محمد السويدان، فما دام الله أظهركم على شأن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فوجب عليكم الذود عن حياض الدين حتى لا يُضِلّ الإمام ناصر محمد اليماني أحداً من المسلمين إن كنتم ترونني أدعو إلى باطلٍ، والله المستعان يا أخي الكريم الفاضل فضيلة الشيخ سليمان العلوان بقولك عن الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بما يلي:
    (وحاشاه من الصدق). بمعنى أنّك ترى ناصر محمد اليماني كذاباً أشر وليس المهدي المنتظر. ومن ثمّ يردّ عليك ناصر محمد اليماني وأقول: لك الحقّ أن تتوقع أنّ ناصر محمد اليماني إمّا أن يكون من الصادقين وإمّا أن يكون من الكاذبين ومن ثمّ تُنظر الحكم علينا إلى ما بعد الحوار، ولا يحقّ لك أن تحكم على الإمام ناصر محمد اليماني: (أنه كذاب وحاشاه من الصدق)! ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: رجوت من الله أن يغفر لحبيبي في الله فضيلة الشيخ المحترم سليمان العلوان وكذلك أخيه طارق محمد السويدان وكافة علماء المسلمين وأمّتهم وأقول:
    اللهم اغفر لهم فإنهم لا يعلمون إنّي الإمام المهدي الحقّ من ربّهم، ولو علموا علم اليقين إنّي الإمام المهديّ المنتظَر لاشتاقوا إلى لقائي فيضمّوني إلى صدورهم شغفاً وحبّاً في الله ويشكروا فضل الله عليهم أن بعث الإمام المهديّ المنتظَر في أمّتهم وجيلهم ثم يكونوا من الشاكرين.

    ويا أحبّتي في الله أُشهدُ الله والأنصار السابقين الأخيار وكفى بالله شهيداً أنّي لا أحصر الحوار في موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية؛ بل أعلن الاستعداد للحضور إلى موقع فضيلة الشيخ سليمان العلوان أو موقع فضيلة الشيخ طارق محمد السويدان وأنا واثق فيهما الثقة التامة أنّ الحقوق لديهم محفوظةٌ، ولذلك لا أخشى من التزييف والتحريف من قبلهم في بيانات الإمام ناصر محمد اليماني لديهم بل أمنحهم الثقة التامة كونهم ليسوا من الجاهلين فلهم الحقّ في الاختيار في أمرين أن يكون الحوار إمّا
    بموقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية وحقوقهم محفوظةٌ وكفيلهم الله على ذلك، وإذا لم يثقوا في الإمام المهدي ناصر محمد اليماني فأقول لا تثريب عليكم ولا حرج كونكم لا تعلمون أنّني المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم خليفة الله على العالمين؛ بل سوف يتواضع الإمام ناصر محمد اليماني فسوف يحضر هو لديكم في الموقع الذي تختارون أن يكون طاولة الحوار العالميّة بين علماء المسلمين والنصارى واليهود لحوار المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور وكلٌّ منّا في داره (رايق) على أحسن حالٍ يكتب ردّه من غير مقاطعةٍ ولا تشويشٍ بكلّ هدوءٍ وسكينةٍ وطمأنينةٍ، فتلك نعمةٌ من الله فاستخدموها لبيان نور الله لهدى البشر وتعليمهم البيان الحقّ للذكر يا شباب المسلمين المثقفين وليس لنشر الفحشاء والمنكر كما يفعل المجرمون، فاتقوا الله واشكروا نعمته عليكم يزِدكم.

    ويا أحبّتي في الله طارق السويدان وسليمان العلوان وكافة علماء المسلمين، والله الذي لا إله غيره إن كان ناصر محمد اليماني هو حقًا المهديّ المنتظَر فإنّ جميع علماء المسلمين والنصارى واليهود لا يستطيعون أن يهيمنوا على الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ولو في مسألةٍ واحدةٍ ولو اجتمعوا له، وليس للإمام المهدي ناصر محمد اليماني غير شرطٍ واحدٍ أن يرضوا بالله حَكماً بينهم فيما كانوا فيه يختلفون في الدين:
    {
    وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الشورى].

    ولن أرضى بغير الله حكماً بينكم بالحقّ فيما كنتم فيه تختلفون، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    أَفَغَيْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:114].

    ويا علماء المسلمين والنصارى واليهود، والله لا استطيع إقناعكم والهيمنة عليكم بالحقّ من ربّ العالمين حتى تستجيبوا لدعوة الاحتكام إلى الله وما على الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني إلا أن يستنبط لكم حكم الله من محكم كتابه فيما كنتم فيه تختلفون وإن لم أجد فمن سُنّة رسول الله الحقّ التي لا تخالف لمحكم الكتاب كون الإمام المهديّ المنتظَر لا ينكر سنّة البيان الحقّ للقرآن لأنّي أعلمُ أنّ أحاديث السُّنة النبويّة الحقّ هي من عند الرحمن كما القرآن من عند الرحمن، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩} صدق الله العظيم [القيامة].

    ألا وإنّما أحاديث السُّنة النبويّة الحقّ لا تزيد القرآن إلا بياناً، وإنّما ننكر منها ما جاء مُناقضاً لمحكم القرآن أو للعقل والمنطق كون الله سوف يسألكم كذلك عن عقولكم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ويا أحبّتي في الله فضيلة الشيخ طارق السويدان وأخيه سليمان العلوان وكافة علماء المسلمين وأمّتهم والناس أجمعين، وتالله لا ولن تتّبعوا الإمام المهدي ناصر محمد اليماني حتى تستخدموا عقولكم التي أنعم بها الله عليكم فتفكّروا في بيان الإمام ناصر محمد اليماني هل هو بيان رجلٍ مجنونٍ؟ فإذا ذهب عقل الإمام ناصر محمد اليماني فإنّها لم تذهب عقولكم فسوف يتبيّن لكم ذلك من خلال منطق ناصر محمد اليماني وسلطان العلم الذي يُحاجّكم به ناصر محمد اليماني.
    وأحذِّر أنصار المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني أن يتّبعوا الإمام ناصر محمد اليماني الاتِّباع الأعمى، فإن وجدوا الإمام ناصر محمد اليماني ينطق لهم بشيءٍ يخالف للعقل والمنطق فلا يقولوا بما أننا صدقنا أنّه المهديّ المنتظَر فما قاله سوف نصدقه ونتّبعه حتى ولو كان مخالفاً للعقل والمنطق، كلا وربّي الله ليسألكم الله عن عقولكم التي أنعم بها الله عليكم.

    ويا أحبتي في الله علماء المسلمين وأمّتهم إنّ مثل بعث الإمام المهدي كمثل بعث الأنبياء والمرسّلين، فلن تجدوا أنهّ صدّق فاتّبع الأنبياء والمرسَلين إلا الذين استخدموا عقولهم فتفكّروا فيما أُنزل إليهم من ربّهم بتدبّر العقل والمنطق بغض النظر عمّا وجدوا عليه آباءهم حتى إذا حكّموا عقولهم تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم كونهم تبيّن لهم إنّ صاحبهم ليس منطِقُه منطقَ مجنونٍ ولا يدعو الناس إلى عبادة نفسه من دون الله بل يدعوهم ليكونوا ربانيِّين بالحقّ يعبدون الله وحده لا شريك له فأجابوا فتوى عقولهم إنّ الله هو الأحقّ بعبادتهم مما سواه سبحانه وتعالى علواً كبيراً فتركوا ما وجدوا عليه آباءهم واستجابوا لدعوة الحقّ من ربّهم فاتّبعوا أنبياءه برغم إنّ أَتباعَ الأنبياء ليسوا بعلماء بادئ الأمر ولذلك صدّقوا الحقّ من ربّهم؛ بل لا يعلمون شيئاً وإنّما تفكّروا بادئ الأمر بعقولهم في منطق الداعية فأقرّته عقولُهم الحقّ من ربّهم، وأولئك الذين هدى الله من عباده من أولي الألباب وهم الذين لا يحْكُمون على الداعية من قبل أن يسمعوا لقوله ويتفكّروا فيه بل استمعوا القول أولاً ومن ثم اتّبعوا أحسنه إن تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم يصدقه العقل والمنطق، فأولئك نبشرهم مقدماً بالهدى، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    ولكنّ الذين لم يهدِهِم الله إلى الحقّ فليس أنَّ الله ظلمهم سبحانه فلم يهدهم! تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49]؛ بل ظلموا أنفسهم بسبب الاتّباع الأعمى لمن كانوا قبلهم ولم يستخدموا عقولهم شيئاً ولذلك قال الكفار بالحقّ من ربّهم: {
    وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الملك].

    إذاً يا أحبّتي في الله إنّ سبب دخول أهل النار للنار من الجنّ والإنس هو عدم استخدام العقل للتمييز بين الحقّ والباطل واتّباعه، ولذلك قال الله تعالى:
    {
    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿١٧٩} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ويا أحبّتي في الله عُلماء المُسلمين إنّ الإمام المهدي يبتعثه الله حَكَماً بالحقّ بين علماء المُسلمين والنصارى واليهود وكافة البشر، فهل من العقل والمنطق أن يدعو البشر المهديّ المنتظَر إلى الاحتكام إلى كتاب بحار الأنوار أو كتاب البخاري ومُسلم برغم أنّي لا أكذّب ما كان حقاً فيها من الأحاديث الحقّ والروايات وإنّما أكذّب ما جاء فيها مخالفاً لمحكم كتاب الله القرآن العظيم؟

    ويا فضيلة الشيخان سليمان العلوان وطارق السويدان إنّي أدعوكما وكافة علماء اليمن خاصّةً وعلماء المسلمين عامةً للحضور إلى طاولة الحوار العالميّة للمهديّ المنتظَر
    (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني) ذي اللون الأزرق؛ كون مواقعنا كثيرة. وإنّ حقوقكم محفوظةٌ لدينا مصونةٌ، وكذلك سوف تكونون لدينا معزّزين ومكرّمين ضيوفاً محترمين ولن نحجبكم ولن نغيّر من قولكم شيئاً، ونعوذ بالله أن نكون من الجاهلين. فإن تبيّن لكم أنّ الإمام ناصر محمد هو حقاً الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد فسوف تعلمون الحقّ من ربِّكم، وإنْ هيمنتم على الإمام ناصر محمد اليماني ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط فعلى ناصر محمد اليماني التراجع عن عقيدة أنّه المهديّ المنتظَر وعلى جميع الأنصار في مختلف الأقطار التراجع عن اتِّباع ناصر محمد اليماني لئن غلبوني علماء المسلمين ولو في مسألةٍ واحدةٍ، فكونوا من الشاهدين يا معشر المسلمين على أنفسكم وعلى علمائكم وعلى المهديّ المنتظَر الحقّ كون ناصر محمد اليماني سوف ينسف بعض عقائدكم في الدين نسفاً كونها ليست من دين الله في شيء؛ بل وردت إليكم من عند غير الله أي من عند الشيطان الرجيم على لسان أوليائه الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر ضدّ اتباع الذكر المحفوظ من التحريف والتزييف، وأرادوا أن يضلّوكم عمّا أنزل الله إليكم في محكم القرآن العظيم ولكن عن طريق أحاديث السُّنة النبويّة كونها ليست محفوظةً من التحريف ولذلك جاءوا إلى محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ليظهروا الإيمان ويبطنوا الكفر والمكر وإنّما اتّخذوا أيمانهم ستاراً ليكونوا من رواة الأحاديث في السُّنة النبوية، وقال الله تعالى: {
    إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢} صدق الله العظيم [المنافقون].


    ومن ثم علَّمكم الله كيفية طريقة صدّهم عن سبيل الله أنّه ليس بالسيف؛ بل بما هو أشدّ خطراً من ضرب السيوف! بل ليكونوا من رواة الأحاديث في السُّنة النبويّة ليضلّوكم عن اتِّباع ما أنزل الله إليكم في محكم القرآن العظيم ولذلك كانوا يحضرون مجالس الحديث حتى يكونوا من رواة الحديث. وقال الله تعالى:
    {
    مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗوَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣} صدق الله العظيم [النساء].

    وبما أنّ قرآنه وأحاديث بيانه كلّها من عند الله، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩
    } صدق الله العظيم [القيامة]، ولذلك علَّمكم الله أنّ حديث البيان في السُّنة النبويّة لو كان من عند غير الله؛ أي من عند الشيطان فسوف تجدون بينه وبين محكم قرآنه اختلافاً كثيراً كون الحقّ والباطل نقيضان لا يتّفقان. إذاً يا قوم لقد جعل الله محكم القرآن هو المرجع للأحاديث في السُّنة النبويّة وعلَّمكم الله عن طريقةِ كشف الأحاديث المكذوبة عن النبيّ زوراً وبهتاناً أنّكم سوف تجدون بينها وبين محكم القرآن اختلافاً كثيراً، ولذلك أدعوكم إلى الله الواحد القهار ليحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون في الدِّين وما على المهديّ المنتظَر إلا أن يستنبط لكم حكم الله الحقّ من محكم الذِّكر المحفوظ من التحريف حجّة الله عليكم يوم القيامة لو لم تتّبعوا الحقّ من ربكم، وقال الله تعالى: {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    فأجيبوا دعوة الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم يا معشر علماء المسلمين واعلموا أنَّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم قال لي في الرؤيا الحق:
    [كان مني حرثك وعليٌّ بذركَ، أهدى الرايات رايتُك وأعظم الغايات غايتُك، وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبتَه]
    وفي رؤيا أخرى:
    [وأنّك أنت المهدي المنتظر، وما جادلك عالِم من القرآن إلا غلبتَه] انتهت الرؤيا بالحقّ.

    ولكنّي أشهدُ الله أنّه ما أمركم أن تجعلوا الأحكام الشرعيّة على الرؤيا المناميّة كون الرؤيا فتوى تخصّ صاحبها، ولكن هذه الرؤيا سوف تكون حجّة عليكم لو أنّ الله أصدقني الرؤيا بالحقّ على الواقع الحقيقي فتجدون أنّه حقاً لا يُجادل ناصر محمد اليماني عالِمٌ من القرآن إلا وأقام عليه ناصر محمد اليماني حجّة العلم والسلطان من محكم القرآن.

    ويا أحباب الله، بلِّغوا بالبيان الحقّ للكتاب ذكرى لأولي الألباب بكل حيلةٍ ووسيلةٍ فتلك مهمّتكم يا من أظهركم الله على أمري وصدَّقوا واتبعوا، ولا تستيئسوا ممّن يحظروكم ولا تستيئسوا ممّن يكذبوكم وقولوا كما قال أتباع أحد الأنبياء لطائفةٍ منهم في قول الله تعالى:
    {
    وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّـهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿١٦٤فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ﴿١٦٥} صدق الله العظيم [الأعراف]، فهل تعلمون البيان الحقّ لقولهم: {قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم؟ أي معذرةً إلى الله حتى لا يحاسبنا على عدم التبليغ بما أنزل الله إلينا ما دمنا صدَّقنا واتَّبعنا وكذلك لعلهم يتّقون فيتّبعون الحقّ من ربّهم، فكونوا من الشاكرين أحبّتي في الله وبلِّغوا بالبيان الحقّ للكتاب أجمعين في عصر الحوار من قبل الظهور فجميعه نورٌ على نورٍ وشفاءٌ لما في الصدور، ولا تهِنوا ولا تحزنوا وقولوا للناس حُسناً وبشّروا ولا تنفّروا وكونوا ليِّنين ذوي خُلُقٍ عظيمٍ في دعوتكم، وتذكّروا قول الله تعالى: {وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ} صدق الله العظيم [آل عمران:159].

    وأطيعوا أمر الله إليكم وإلى جميع الدُعاة إلى سبيله في قول الله تعالى:
    {
    ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ} [النحل:125]، وقول الله تعالى: {وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [فصلت].

    وتذكّروا وصية الله لنبيّه موسى عليه الصلاة والسلام، فبرغم أنَّ فرعون كان عالٍ في الأرض من المُسرفين
    {
    فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ ﴿٢٤} [النازعات:24]، فبرغم ذلك أمرَ الله نبيّه موسى وأخاه هارون عليهما الصلاة والسلام؛ وقال الله تعالى: {اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿٤٣فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ﴿٤٤} صدق الله العظيم [طه].

    ويا أحباب الله إن كنتم حريصين على تحقيق ما يحبّه الله ويرضاه فسوف تجدون فتوى ما يحبّه الله ويرضاه في قول الله تعالى:
    {
    وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم [الزمر:7].

    وأحبّ إلى نفس الله أن تدعوا عباده إلى سبيله فتصبروا على أذاهم حتى يهديهم فذلك أحبّ إلى الله من لو أنّهم يقاتِلوكم فتقاتلوهم فتقتلوهم فيدخلهم النار، ولم يأمركم الله بقتال عباده حتى يكونوا مؤمنين فلا إكراه في الدين، وإنّما عليكم ما على رسوله والإمام المهدي في قول الله تعالى:
    {
    وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} صدق الله العظيم [الرعد].

    ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد الذين يتّبعون أحاديث الشيطان المُخالفة لمحكم القرآن ويحسبون أنّهم مهتدون فيقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني، بل قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فيما روي عن عبد الله عمر رضي الله تعالى عنهما أنّ رسول الله صلّى الله عليه وسلم قال:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]. رواه البخاري ومسلم هذا الحديث أخرجاه في الصحيحين من رواية واقد بن محمد بن زيد بن عبدالله بن عمر عن أبيه عن جده عبدالله بن عمر وقوله إلا بحق الإسلام هذه اللفظة تفرد بها البخاري دون مسلم وقد روى معنى هذا الحديث عن النبي صلّى الله عليه وسلم من وجوه متعددة ففي صحيح البخاري عن أنس رضي الله عنه عن النبي صلّى الله عليه وسلم قال: أمرت أن أقاتل الناس يعني المشركين حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله فإذا شهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلتنا وأكلوا ذبيحتنا فقد حرمت علينا دماؤهم وأموالهم إلا بحقها وخرج الإمام أحمد من حديث معاذ بن جبل عن النبي صلّى الله عليه وسلم]".
    اِنتهى

    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: بل ذلك حديث جاءكم من عند الشيطان الرجيم بمكرٍ خبيثٍ حتى يؤلِّبوا البشر على حربكم كونهم إذا لم يحاربوكم فسوف تُكرِهوهم على الدخول في دينكم كرهاً وهم صاغرون أو تقتلوهم وتسفكوا دماءهم وتسبُوا نساءهم وتأخذوا أموالهم غنيمةً لكم بحجّة عدم دخولهم في دين الله! ولم يأمركم الله ورسوله بذلك أبداً بل أمركم الشيطان الرجيم، فكيف تطيعون أمر الشيطان وتعصون أمر الرحمن في محكم كتابه في قول الله تعالى:
    {
    إِنَّ هَـٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖفَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿١٩} [المزمل].

    {
    فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢} [الغاشية].

    {
    فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿١٥بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿١٦وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧}
    [الأعلى].

    {
    أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ} [يونس:99].

    {
    لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗوَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} [البقرة].

    {
    وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩}
    [الكهف].

    {
    وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٢} [التغابن].

    {
    وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢} [المائدة].

    {
    وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٣٥} [النحل].

    {
    قُلْ أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٥٤} [النور].

    {
    وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨} [العنكبوت].

    {
    وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿٤٠} [الرعد].
    صــــدق الله العظيـــم

    فاتّقوا الله يا أولي الالباب، وسألتكم بمن أجرى السحاب وأنزل الكتاب وخلق الإنسان من تراب أليست كافة أوامر الله إلى رسوله في محكم الكتاب مخالفةً لأمر الشيطان في سُنَّة البيان في الحديث المُفترى على الرحمن إلى رسول القرآن أنّه قال:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأنَّ محمداً رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى].

    ولا أقول في صحابة رسول الله الذين ورد هذا الحديث أنّه عنهم إلا خيراً، فكما افترى شياطين البشر على رسول الذكر كذلك يفترون على صحابته الأخيار، فاتّقوا الله واتَّبعوا كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ إلا ما خالف من أحاديث سُنّة البيان لمحكم القرآن فاعلموا أنّه حديثٌ مفترى من عند الشيطان، اللهم قد بلغتُ اللهم فاشهد.

    أفلا تعلمون أنّكم حتى ولو أكرهتم كافة الجنّ أو الإنس حتى يكونوا مؤمنين بالرحمن ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة لما تقبّل الله صلاتهم ولا زكاتهم وهم كارهون حتى تكون صلاتهم وزكاتهم خالصة لله من قلوبهم وليست خشية من أحدٍ؟ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة]، اللهم قد بلغت اللهم فاشهد.

    وأما بالنسبة للجهاد في سبيل لله لرفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان فذلك أمر من الرحمن إلى الذين مكَّنهم الله في الأرض، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ۗ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿٤١} [الحج]، {كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١١٠} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولكن للأسف إنّ كثيراً من علماء الأمّة وخطباء المنابر لا يفرِّقون بين الآيات في محكم الذِّكر التي تخصّ الدعوة إلى الله ولا بين الآيات في محكم الذّكر التي تخصّ في الجهاد في سبيل الله للأمر بالمعروف والنهي عن المنكر لرفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان وليس لإكراه الناس بالإيمان بالرحمن، أفلا تتدبّرون القرآن أم على قلوبٍ أقفالها يا معشر الذين أضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم؟ ولسوف أضرب لكم مثلا كيف استطاع الذين يقولون على الله ما لا يعلمون ويحسبون أنّهم مهتدون أن يقنعوا أتباعهم في قتل الكفار الذين لا يؤمنون، فعلى سبيل المثال: يقولون لهم: "قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [عن عبدالله عمر رضي الله تعالى عنهما أن رسول الله صلّى الله عليه وسلم قال أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى] رواه البخاري ومسلم، ومن ثم يقول: فهذا يعني أنّ الله أمرنا بقتال المشركين وقتلهم حتى يكونوا مؤمنين فيقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة، ما لم يتمّ ذلك فقد أحلّ الله لنا دماءهم ونساءهم وأبناءهم وأموالهم غنيمةً لنا! ومن ثمّ يقول وقال الله تعالى: {
    فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:5].

    ومن ثم يزيدهم بآياتٍ أُخرى، ويقول قال الله تعالى:
    {
    إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚيُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١١١} [التوبة]، وقال الله تعالى: {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّـهِ ۚ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّـهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٣٩} صدق الله العظيم [الأنفال]".

    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني: إنّما أمركم الله بقتال الكفار الذين يقاتلونكم في دينكم ويفتنون من اتَّبعكم ولذلك أمركم الله بقتال الكفار الذين يقاتلونكم حتى لا يفتنوا من آمن بدعوتكم وصدّقكم واتَّبع دين الحقّ من ربّه، فهنا وجب عليكم نصرة إخوانكم في الدين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ} صدق الله العظيم [الأنفال:72].

    تصديقاً لحديث محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إِنَّ مَثَلَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى تَدَاعَى بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى] صدق عليه وآله الصلاة والسلام.

    وإنما أمركم الله بقتال من يقاتلكم من الكفار الذين يريدون أن يطفئوا نور الله ولم يأمركم الله بالاعتداء على من لم يقاتلوكم من الكفار، وقال الله تعالى:
    {
    وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠} صدق الله العظيم [البقرة].

    كون الله لم ينهَكم عن الكفار الذين لم يقاتلوكم في دينكم بل أمركم الله أن تبرّوهم وتقسطوا إليهم وتعاملوهم كما تعاملون إخوانكم المؤمنين بمعاملة الدين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الممتحنة].

    ولم يأمر الله رسوله أن يقاتلهم حتى يكونوا مؤمنين بل أمر الله عبده ورسوله أن يعدل بين المؤمنين والكافرين، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ ۖ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ۖ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِن كِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّـهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿١٥} صدق الله العظيم [الشورى]، فكيف يخالف محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ويقول: [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]؟

    وأما بالنسبة لقول الله تعالى:
    {
    فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥} صدق الله العظيم [التوبة:5].

    فإنما يقصد المشركين المتخلفين في مكة من بعد البراءة كون الله أمر المسلمين بعدم اقتراب المشركين لبيته المعظَّم حتى يكون خالصاً للمسلمين يحجّوا إليه، وتبرأ الله من حجّ المشركين إلى بيته المعظم شاهدين على أنفسهم بالكفر، بل جعله الله سواءً للناس لمن كان يؤمن بالله واليوم الآخر لا يشرك بالله غيره في عبادته لربّه، ولذلك أمر الله المسلمين بعدم اقتراب المشركين من المسجد الحرام، وقال الله تعالى: {
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا ۚ وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٢٨} صدق الله العظيم [التوبة].

    ومن بعد إعلان البراءة من الله ورسوله يوم الحجّ الأكبر فمن وجدوه في مكة المكرمة فقد تحدّى براءة الله ورسوله فأمركم الله بقتاله حتى ولو كان متعلّقاً بأستار الكعبة إلا أن يعلن لكم إسلامه فيقيم الصلاة ويؤتي الزكاة فهذا يعني أنّهم صاروا إخواناً لكم في الدين ولهم الحقّ في المسجد الحرام كما لكم ولذلك أمركم الله أن تخلّوا سبيلهم، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّـهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚفَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّـهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٤فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦} صدق الله العظيم [التوبة].

    غير إنّ الله أمر المؤمنين أنّ من استجار به من الكفار والمشركين أن يُجِرْه حتى يسمع كلام الله فإن اتبَّع الحقّ من ربّه فكان بها؛ وإنْ أبَى فأمركم الله أن تبلّغوه مأمنه فتخرجوا معه حتى يتعدّى مكة وتعاملوه المعاملة الحسنة، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {
    وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم.

    فاتّقوا الله يا معشر الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم، واتّقوا الله يا معشر علماء المسلمين يا من لا تفرِّقون بين الحمير والبعير برغم أنّ الفرق بين الحمير والبعير مختلفٌ جداً! فكيف أنّكم لا تفرِّقون بين المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم وبين المهديّين الذين تتخبطهم مسوس الشياطين كالذي يوسوس له قرينه الشيطان أنّه المهديّ المنتظَر؟ فبين الحين والآخر يظهر لكم مهديٌّ منتظرٌ جديدٌ، أفلا تعلمون إنّما ذلك مكرٌ من الشيطان الأكبر حتى إذا بعث الله اليكم المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّكم فتقولون:
    "إنما هو كمثل الذين يدَّعون شخصية المهديّ المنتظَر بين الحين والآخر". فتعرِضون عنه حتى يأتيكم عذاب الله بما تسمّونه الكوكب العاشر! أفلا تتّقون؟ أفلا تتدبّرون البيان الحقّ للذّكر الذي يحاجّكم به المهديّ المنتظَر الحقّ الإمام ناصر محمد اليماني ومن ثم تقارنوا بين سلطان علمه وسلطان علم المهديّين المفترين الذين تتخبّطهم مسوس الشياطين أفلا تتّقون؟ فإذا كنتم من الذين لا يحكمون من قبل أن يسمعوا القول ثم يتدبّروا منطق وسلطان علم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وسلطان علم المهديّين الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فسوف تجدون أنّ الفرق بين المهديّ المنتظَر وبين المفترين لشخصية المهديّ المنتظَر هو كالفرق بين الحمير والبعير، أم إنّكم لا تفرقون بين الحمير والبعير! أفلا تتفكرون؟

    ويا قوم أزِفت الآزفة ليس لها من دون الله كاشفة، أفمن هذا الحديث تضحكون ولا تبكون! أفلا تعلمون أنّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ليخاطبكم بكلام الله ربّ العالمين فآتيكم بالبيان الحقّ للقرآن بقرآن من محكم القرآن العظيم؛ بآياتٍ بيِّناتٍ هُنَّ أمّ الكتاب المحكمات لعالِمكم وجاهلكم بلسانٍ عربي مبين يفقههن ويعلم ظاهرهن وباطنهن العالِم منكم وعامة المسلمين كون ظاهرهن كباطنهن لا يزيغ عمّا جاء فيهن إلا من كان في قلبه زيغ عن الحقّ.

    ويا فضيلة الشيخ المحترم والمكرم سليمان العلوان ويا فضيلة الشيخ المحترم والمكرم طارق السويدان، أهلاً وسهلاً ومرحباً بكم أحبّتي في الله ونعتبركم لَمِن أشجع علماء المسلمين كونكم تريدون أن تذودوا عن حياض الدين؛ ونِعْمَ الرجال، فهل تعلمون أنّ سبب الفِرَق المارقة من المسلمين التي مرقت من الدين فأحلّت للمسلم قتل أخيه المسلم إنّها بسبب الحكمة الغبيّة بتهرّب العلماء من حوار الأئمة المارقين من الدين بحجّة عدم إشهارهم ثم اتّبعهم من اتّبعهم من الذين لا يعقلون، فهاهم يقتلونكم حتى في بيوت الله فذلك هو ما جنيتموه بسبب قولتكم المشهورة
    "لن نُجيب حواره حتى لا نساعد في إشهاره"! بل الحقّ هو أن تشهروا أنّه على ضلالٍ مبينٍ فتقيموا عليه حجّة العلم والسلطان المبين من محكم القرآن العظيم. فلنفرض أنّ طارق السويدان وسليمان العلوان أقاموا الحجّة على الإمام ناصر محمد اليماني في موقعه ثمّ تبيّن لأنصاره أنّ ناصر محمد اليماني كان من الضالين المضلّين لو أقام عليه سليمان والسويدان الحجّة من محكم القرآن حتى ولو قام ناصر محمد اليماني بحذف ردود طارق وسليمان فعندها سيعلم الأنصار إنّما حذفها لأنّهم أقاموا عليه حجّة العلم والسلطان، ومن ثمّ يتولّى عن الإمام ناصر محمد اليماني أنصاره شاكرين لفضيلة الشيخ طارق وسليمان أنّهم أنقذوهم من ضلال ناصر محمد اليماني لو كان على ضلالٍ مبينٍ، فبالله عليكم أليس ذلك ما سوف يحدث لو يقيم طارق وسليمان الحجّة من محكم القرآن على الإمام ناصر محمد اليماني؟ إذاً يا قوم اكفروا بالحكمة الخبيثة "لن نجيب حواره حتى لا نساعد في إشهاره"؛ بل اشهروا الضالَّ المضِّل للعالمين حتى ولو كان ناصر محمد اليماني. ولكن أنصاري اتَّبعوني لأنّهم من أولي الألباب، ولذلك والله لا تستطيعون أن تردّوهم عن اتِّباعي حتى تأتوا للقرآن بالبيان الأحسن من بيان ناصر محمد اليماني تأويلاً وأصدق قيلاً وأهدى سبيلاً ولكنّكم لا تستطيعون شيئاً، فهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّي الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أعلَمُكُم بكتاب الله القرآن العظيم.

    ويا فضيلة الشيخ سليمان والسويدان، ما ظنّكم بقول الله تعالى:
    {
    وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٦وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚوَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٧يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٨هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٩} صدق الله العظيم [الصف].

    والسؤال الذي يطرح نفسه: فما هو الاسم الذي سُمّيَ به خاتم الأنبياء والمُرسَلين منذ أن كان في المهد صبيّاً، فهل كان اسمه (أحمد)؟ بل كان اسمه (محمد) صلّى الله عليه وآله وسلم، وبما أنّ أحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم هو ذاته محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، إذاً يا قوم لقد جعل الله الحجّة بالحقّ هي في سلطان العلم وليس في الاسم برغم أنّ فضيلة الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان يشهدان بالحقّ من ربّهم من قبل أن يبعث الله المهديّ المنتظَر ناصر محمد أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ، ولربّما يودّ أن يقاطعني سليمان غاضباً فيقول: "مهلا مهلاً يا ناصر محمد اليماني، فهل تفتري علينا؟ ومنذُ متى شهِد طارق وسليمان أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر ناصر محمد؟". ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهدي ناصر محمد وأقول: فهل تشهدون أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر نبيّاً جديداً من ربّ العالمين بكتاب جديد؟ ومعلوم جوابكم فسوف تقولون: "عليك أن تعلم يا من يزعم أنّه المهديّ المنتظَر ناصر محمد أننا لا نشهد أنّ الله يبعث المهديّ المنتظَر نبيّاً جديداً كون خاتم الأنبياء والمرسَلين هو محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم تصديقاً لفتوى الله في محكم كتابه:
    {
    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَـٰكِن رَّسُولَ اللَّـهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿٤٠} صدق الله العظيم [الأحزاب:40]، ولذلك يشهد طارق وسليمان وجميع علماء المسلمين وعامتهم أنّ الله يبعث الإمام المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ، بمعنى أنَّ الله يبتعثه ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فيحاجّ البشر بذات حجّة محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم القرآن العظيم، كون الله لم يبتعث الإمام المهدي نبيّاً جديداً بل ناصراً لما جاء به محمدٌ رسول الله خاتم النبيّين عليه الصلاة والسلام وآله المطهرين".

    ويا فضيلة الشيخ سليمان وطارق السويدان، فهل تريدان أن تستمسكا بزيادة الإدراج
    [واسم أبيه اسم أبي]؟ فعلى الرغم أنّكم مختلفون في هذا الإدراج اختلافاً كبيراً أنتم والشيعة وكثيرٌ من الفرق الأخرى ومن ثم تريدون أن تباهلوني على ذلك الإدراج وتذرون البيان الحقّ للقرآن، أفلا تعلمون أنّ الله جعل الحجّة في العلم وليس في الاسم؟ ولذلك قال الله تعالى: {
    وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ} صدق الله العظيم [الصف:6].

    ولكنّكم تعلمون أنّ اسمه عليه الصلاة والسلام كان (محمداً) منذ أن كان في المهد صبيّاً والناس ينادونه (يا محمد) وليس (يا أحمد) وإنّما جعل الله لمن يشاء من الأنبياء اسمين اثنين كمثل نبيّ الله يعقوب ونبيّ الله إسرائيل برغم أنّهما لشخصٍ واحدٍ وكذلك نبي الله (أحمد) و(محمد) برغم أنّهما لشخصٌ واحدٌ،
    وإنّما يريد الله أن تعلموا أنّه جعل الحجّة في العلم وليس في الاسم برغم أنّ الإمام المهديّ المنتظَر لا يوجد له اسم (محمد بن عبد الله) بل أسماؤه كما يلي:
    1- المهديّ المنتظَر ( ناصر محمد )
    2- المهديّ المنتظَر ( عبد النعيم الأعظم )

    وفيهم حكمةٌ بالغةٌ لو كنتم تتفكّرون، فذروا حجّة الجدال في الاسم وابدأوا بحجّة سلطان العلم، وإن أبيتُم فقد سبقت فتوانا بالحقّ عن البيان الحقّ لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم في شأن اسم المهديّ المنتظَر قال:
    [يواطئ اسمه اسمي]، ولكنّكم اعتقدتم أنّه يقصد يطابق اسمه اسمي ولذلك فمنكم من يسمّونه (المهديّ المنتظَر محمد بن عبد الله)، أو المهديّ المنتظَر (أحمد بن عبد الله)، ولكنّ أولي الألباب من علماء اللغة العربيّة سوف يدركون أنّ التواطؤ لا يقصد به التطابق بل التواطؤ يقصد به التوافق.

    والسؤال الذي يطرح نفسه: أليس الاسم محمد يوافق في اسمي (ناصر محمد) بمعنى أنّكم وجدتم أنّه يوافقه وليس يطابقه كون اسم النبي عليه الصلاة والسلام (محمد بن عبد الله) والإمام المهدي (ناصر محمد) وجعل الله التواطؤ للاسم محمد في اسمي في اسم أبي لحكمةٍ بالغةٍ وذلك حتى يشهد من صدّق بالحقّ فاتّبعه فيقول:
    (أشهدُ أنْ لا إله إلا الله وأشهدُ أنّ محمداً رسولَ الله صلّى الله عليه وأشهد أنّ الإمامَ المهديَّ ناصرُ محمدٍ)

    كون الإمام المهدي ليس برسولٍ من ربّ العالمين بكتابٍ جديدٍ حتى تشهدوا له بالرسالة بالحقّ كون الرسالة من الربّ التي يحاجّكم بها الإمام المهدي ناصر محمد اليماني هي ذاتها رسالة القرآن العظيم التي يحاجّكم بها محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع التابعين للحقّ إلى يوم الدين.

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للهِ ربِّ العالمين ..
    أخوكم في دين الله؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ______________




  7. افتراضي

    - 7 -
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
    25 - جمادی الأول - 1432 هـ
    28 - 04 - 2011 مـ
    ۸-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش.
    07:56 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14401

    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ دوم به شیخ سلیمان العلوان وطارق السویدان.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر.

    از إمام مهدي ناصر محمد اليماني به أبي عبد الله فضيلة الشيخ سليمان بن ناصر بن عبد الله العلوان المحترم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين والآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    جناب شیخ محترم سلیمان العلوان، یکی از انصار مکرم به ما خبر داده است که شما وعده داده‌اید که در پایگاه رسمی خود به تمام بیانات امام ناصر محمد یمانی پاسخ خواهید داد و به شما می‌گویم: أبا عبدالله چه مرد خوبی هستی، چون می‌خواهی از حدود دین خداوند دفاع کرده و در صورت گمراه بودن امام ناصر محمد یمانی، مسلمانان را از گمراه شدن از راه راست-صراط مستقیم- توسط او نجات دهی . اگر از نگاه شما ناصر محمد یمانی، آشکارا گمراه است؛ بر علمای مسلمین واجب است که صف خود را بر ضد دعوت امام ناصر محمد یمانی متحد کرده و از حدود دین خداوند دفاع کنند تا باعث گمراهی مسلمانان نشود، اگر علمای مسلمین او را درگمراهی آشکار می‌دانند، برتک تک آنان واجب است از حدود دین دفاع کنند و اگر راست می‌گویند، با استفاده ازعلم و برهان‌های قوی و آشکار از آیات محکم کتاب خداوند قرآن، به سختی با امام ناصر محمد یمانی جهاد کنند؛ شرط این است که دلایل قوی علمی خود را از آیات اساسی کتاب آیاتی که ام الکتابند، باشد تا برای علمای امت و عامه مردم و هر عرب زبانی بینه و روشن باشد تا به همه مسلمانان ثابت نماید که ناصر محمد یمانی آشکارا گمراه است و اگر چنین کنند-که نمی‌توانند- بر تمام انصار مهدی منتظر ناصر محمد یمانی واجب است از پیروی از او بازگردند و سزاوار آنان نیست که غرور آنها را به گناه بکشد و اگر دیدند که حق با علمای مسلمین است؛ نه با امام ناصر محمد یمانی از حق پیروی نکنند؛ آنان نباید دچار حمیت جاهلی اولیه و تعصب کور شوند و با امام شان ناصر محمد یمانی بمانند، نباید مانند کسانی که کورکورانه پیرو دیگران هستند عمل کنند؛ ما مکارم اخلاق و اصول حق را به ایشان آموخته و به حق برای آنان فتوا داده‌ایم که اگر برایشان روشن شد که حق با علمای مسلمین است و برايشان روشن شد که ناصر محمد یمانی آشکارا گمراه است، اگر غرور و تعصب آنان را به گناه بکشاند، خداوند مقدر خواهد کرد که شیطانی قرین شان شود. چون این جزای کسی است که حق برایش روشن گردد؛ اما از آن روی برتابد. برای همین به تمامی انصار می‌گویم که اگر برایتان روشن گردید که حق با شیخ فاضل سلیمان العلوان است؛ از خداوند رحمان تقوا کنید و از شیخ فاضل سلیمان العلوان پیروی کرده و نسبت به ناصر محمد یمانی کافر گردید؛ اگر که سلمان العلوان یا طارق السویدان و یا هر یک از علمای جن و انس، حتی در یک مسئله از محکمات قرآن بر وی غلبه کنند؛ اما هیهات هیهات به پروردگار آسمان‌ها و زمین قسم که اگر تمام علمای انس و جن جمع شوند و به یک‌دیگر کمک کرده و از هم پشتیبانی کنند، هیچ کاری از پیش نمی‌برند؛ بلکه این امام ناصر محمد یمانی است که به اذن خداوند؛ با آیات محکم کتاب كه براي علمای امت و عامه مسلمانان و هر کسی که زبانش عربی مبین است، آشكار است؛ بر آنان غلبه خواهد کرد؛ آياتي که تنها قلب کسانی که از حق منحرف و تنگ است؛ از آن دور و منحرف می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:{وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:۹۹].
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    خداوند این آیات را بینه و روشن قرار داده است چون ام الکتابند و اساس و پایه عقیده حق در قلب مؤمنانی است که به حق آمده از جانب پروردگارشان ایمان دارند برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (۸۳) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (۸۴) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (۸۵) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)} صدق الله العظيم [الواقعة].
    {پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    و تمام علمای مسلمین و عامه آنان بیان حق این آیه محکم را می‌دانند چرا که از آیات اساسی کتاب(ام الکتاب) هستند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (۸۳) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (۸۴) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (۸۵) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)}
    صدق الله العظيم

    {پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    و می‌دانند که این آیه احتیاج به تأویل ندارد چون ازآیات بنیانی کتاب است که برای علمای مسلمین و عامه آنها روشن و بینه است؛ خداوند در این آیه باطل و اولیای آن را به مبارزه می‌طلبد که روح را به جسد مرده بازگردانند، اگر اهالی باطل علی‌رغم این که دعوتشان باطل است؛ بتوانند به جای خداوند، روح را بازگردانند؛ باطل حق خواهد شد و خداوند و پروردگار عالمیان، باطل خواهد شد. یعنی اگر ادعای باطل خود را ثابت کنند و به جای خداوند فقط روح یک مرده را بتوانند بعد از خروج از جسد به آن بازگردانند؛ این برهان تصدیق این خواهد بود آن که مرده را زنده می‌کند حق است، برای همین هم خداوند باطل و اولیای آن را به مبارزه می‌طلبد و برهان بازگرداندن روح به جسد حتی یک مرده را از آنان طلب می‌کند. خداوند بازگرداندن روح را حجت خود بر اهل باطل و یا حجت باطل و اولیای او برخود قرار می‌دهد که اگر توانستند و روح فقط یک مرده را به جسد بازگردانند؛ به جای خداوند دعوای باطل خود را ثابت کرده‌اند. برای همین هم خداوند این مبارزه طلبی را در آیات محکم کتاب و در این فرموده خود اعلان می‌نماید:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (۸۳) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (۸۴) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (۸۵) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ(۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)}
    صدق الله العظيم.

    {پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵)اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    ای علمای مسلمین و عامه مسلمانان، به مبارزه طلبی محکم خداوند در برابر باطل و اولیایش نگاه کنید که می‌فرماید:
    {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}
    صدق الله العظيم؛
    {پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!}
    یعنی اگر باطل و اولیایش بتوانند روح را به جسد مرده بازگردانند؛ دعوای باطل خود در برابر خداوند را به اثبات رسانده‌اند و خداوند به حق آنها را به چالش کشیده و می‌فرماید:
    {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم؛
    {پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!}
    حال؛ چگونه است که شما علمای مسلمین برعکس این مبارزه طلبی خداوند؛ معتقدید که مسیح کذاب باطل با وجود ادعای خدایی؛ روح مرده را نیز به جسد کسی که او را کشته است باز می‌گرداند؟ وعلت این اعتقاد باطل شما؛ روایتی است که به دروغ به خداوند و رسول و صحابه مکرم نسبت داده شده است و در ادامه می‌آید:

    [حدثنا أبو اليمان أخبرنا شعيب عن الزهري أخبرني عبيد الله بن عبد الله بن عتبة بن مسعود أن أبا سعيد قال حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم يوما حديثا طويلا عن الدجال فكان فيما يحدثنا به أنه قال يأتي الدجال وهو محرم عليه أن يدخل نقاب المدينة فينزل بعض السباخ التي تلي المدينة فيخرج إليه يومئذ رجل وهو خير الناس أو من خيار الناس فيقول أشهد أنك الدجال الذي حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم حديثه فيقول الدجال أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته هل تشكون في الأمر فيقولون لا فيقتله ثم يحييه فيقول والله ما كنت فيك أشد بصيرة مني اليوم فيريد الدجال أن يقتله فلا يسلط عليه]
    ترجمه خلاصه شده روایت دروغ:[رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حدیثی طولانی درباره دجال برایمان گفتند : دجال می آید در حالی که ورود او به شهر مدینة ممنوع شده است و در آن روز مردی برای او خارج می شود که بهترین مردم است یا از بهترین مردمان است و می گوید من شهادت می دهم که تو دجالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم خبرش را به ما داده بود.او می گویدآیا اگر اورا کشتم و سپس زنده کردم در مورد من باز هم شک می کنید؟ گفتند خیر، پس او را کشت و سپس زنده کرد .وقتی که زنده اش کرد (مقتول ) گفت بخدا قسم که قبل از این به این اندازه به تو بصیر (بینا ) نبودم دجال می خواهد دوباره اورا بکشد ولی نمی تواند]

    [في رواية أبي الوداك فيأمر به الدجال فيشبح فيشبع ظهره وبطنه ضربا فيقول : أما تؤمن بي ؟ فيقول : أنت المسيح الكذاب، فيؤمر به فيونشر بالمينشار من مفرقه حتى يفرق بين رجليه ثم يمشي الدجال بين القطعتين ثم يقول : قم، فيستوي قائما وفي حديث النواس بن سمعان عند مسلم فيدعو رجلا ممتلئا شبابا فيضربه بالسيف فيقطعه جزلتين، ثم يدعوه فيقبل ويتهلل وجهه يضحك وفي رواية عطية : فيأمر به فيمد برجليه ثم يأمر بحديدة فتوضع على عجب ذنبه ثم يشقه شقتين، ثم قال الدجال لأوليائه : أرأيتم إن أحييت لكم هذا، ألستم تعلمون أني ربكم ؟ فيقولون : نعم، فيأخذ عصا فضرب أحد شقيه فاستوى قائما فلما رأى ذلك أولياؤه صدقوه وأحبوه وأيقنوا بذلك أنه ربهم]
    ترجمه خلاصه شده:[ابی الوداک روایت می کند دجال دستورمی دهد تا او را به چهارمیخ کشیده و به پشت و شکمش زده و می گوید:به من ایمان می آوری؟­می گوید تو مسیح کذابی.پس فرمان می دهد که او را از سمت سر به سوی پاها با اره به دو نیمه کنند.دجال بین دو نیمه راه می رود و می گوید برخیز و او هم برمی خیزد.در حدیث نواس­ بن سمعان از مسلم نقل شده مردی که جوان را صدا کرده و با شمشیر او را به دونیمه می کند.سپس او را صدا می کند و او پاسخ داده و هلهله کرده و می خندد .در روایت عطیه آمده است: به او دستور مي دهد تا پاهايش را دراز كند سپس دستور مي دهد آهني بر روي ( عجب الذَنَب = استخوان انتهائي ستون فقرات ) قرار دهند سپس او را به دو شقه کرده و به اولیائش می گویداگر دیدید این را برای تان زنده کردیم؛ آیا خواهید دانست من پروردگارتان هستم؟می گویند: بله، پس عصایی برداشت و به یک شقه-مرد مرده-زد و او بلند شد و ایستاد؛ وقتی اولیاء-دجال- این امر را دیدند باورش کرده و او را دوست داشته و یقین پیدا می کنند او پروردگارشان است.]
    اِنتهى.
    شیخ گرانقدرسلیمان بن ناصر العلوان محترم و شیخ گرانقدر طارق محمد السویدان و تمام علمای امت و عامه آنان؛ کسانی که معتقدند مسیح کذاب برای فتنه مؤمنين چنین خواهد کرد؛ پس به اذن خداوند بیایید تا به این افترای باطل نگاهی انداخته و ببینیم خداوند چه پاسخی به آنان می‌دهد .اول قسمتی از روایت باطل را در ادامه نقل می‌کنیم:
    اگر دیدید این را برایتان زنده کردیم؛ آیا خواهید دانست من پروردگارتان هستم؟می‌گویند: بله، پس عصایی برداشت و به یک شقه-مرد مرده-زد و او بلند شد و ایستاد؛وقتی اولیاء-دجال- این امر را دیدند باورش کرده و او را دوست داشته و یقین پیدا می کنند او پروردگارشان است.
    حال ببینیم خداوند درآیات محکم کتابش، به باطل واولیاء او مستقیما چه پاسخی می‌دهد:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)}
    صدق الله العظيم،
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    آیا عقل و منطق حکم می‌کند که خداوند با این معجزه به مسیح کذاب کمک کند و در برابر خود حجتی به –جبهه-باطل، مسیح کذاب بدهد که گویا او راست می‌گوید؟چون بر طبق عقیده شما این برهان صادق بودن مسیح کذاب است که می‌گوید:
    اگر دیدید این را برایتان زنده کردیم؛ آیا خواهید دانست من پروردگارتان هستم؟
    حال ببینید خداوند چگونه باطل و اولیائش را به مبارزه می طلبد:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)}
    صدق الله العظيم.
    {
    اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    عزیزان من شیوخ فاضل و محترم سلیمان العلوان و طارق السویدان، آیا این روایت برخلاف عقل و منطق نیست و هم چنین مخالف به مبارزه طلبیده شدن باطل از سوی خداوند در آیات محکم قرآن نمی‌باشد؟ فکر می‌کنید کدام را باور کنیم؟ آیا مبارزه طلبی مسیح کذاب را بپذیریم که می‌گوید:
    اگر دیدید این را برای تان زنده کردیم؛ آیا خواهید دانست من پروردگارتان هستم؟می گویند: بله،]
    یا به مبارزه طلبیده شدن اهالی باطل و اولیاء او از جانب خداوند را تصدیق نماییم ؟

    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)} صدق الله العظيم؟
    {
    اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    عقل و منطق چه می‌گوید : اگر پروردگار عالمیان با معجزه بازگرداندن روح به جسد؛ باطل را یاری کند؛ آیا این شکست مبارزه طلبی خداوند در آیات محکم کتابش نیست و باطل و اولیای او تصدیق نمی‌شوند؟ چون خداوند این عمل را برهان صدق و درستی بین خود و باطل و اولیائش قرار نداده است؟ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)}
    صدق الله العظيم؟
    { اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    بنابراين شیخ فاضل و محترم سليمان بن عبد الله العلوان شیخ فاضل طارق بن محمد السويدان دشمنان خداوند از شیاطین جن و انس می‌خواهند عقیده شما درباره حقی که از جانب پروردگارتان آمده است؛ دچار فتنه نمایند و کاری کنند به چیزی اعتقاد پیدا کنید که برخلاف آنچه که خداوند در آیات محکم کتابش بر شما نازل نموده باشد و از آنجا که بیانات حقی که امام ناصر محمد یمانی از قرآن نگاشته است، جداً زیاد هستند؛ برای آسان کردن کار بر شما، تنها در جواب به پاسخ محکمی که برای امام ناصر محمد یمانی و اولیائش نوشته‌اید اکتفا می‌کنیم؛ ما این روایت را رد کرده و به کلی نسبت به آن کافریم و به مبارزه طلبی حق خداوند که در آیات محکم قرآن آمده است ایمان داریم که می‌فرماید:

    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)} صدق الله العظيم.
    { اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن(روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید(۸۷)}
    اما شما به روایتی اعتقاد دارید که با این مبارزه طلبی خداوند درآیات محکم کتابش، در تضاد است و حجت‌تان این است که این فتنه‌ای از جانب پروردگار برای مؤمنان است! سبحان الله العظیم از چنین منطقی!
    چگونه ممکن است خداوند مؤمنان را با معجزه‌ای به فتنه بیندازد که تنها به اراده پروردگار به کسانی اعطا می‌شود که مردم را به سوی خداوند فرا می‌خوانند و آن را معجزه‌ای برایشان قرار می‌دهد همانند کمک خداوند به رسول الله عیسی بن مریم علیه و علی امه الصلاة و السلام؟ برای چه خداوند با این معجزه به بنده و رسولش مسیح بن مریم کمک می‌کند؟ علت این است که او بندگان خداوند را به عبادت خداوند یگانه و بدون شریک فرا می‌خواند و مردم را به عبادت کسی به جز خداوند دعوت نمی‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ}
    صدق الله العظيم [المائدة:۷۲].
    {آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است»، بیقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند.}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: چگونه ممکن است خداوند به مسیح کذاب که به جای خداوند مردم را به عبادت خود به فرا می‌خواند؛ با معجزه زنده کردن مردگان کمک نماید؟ آیا عقل و منطق این را می‌پذیرد؟ اما ای علمای مسلمین؛ شما چنین چیزی را پذیرفته‌اید و معتقدید که مسیح کذاب مرده‌ی کشته شده را زنده کرده و حیات را به او بازمی‌گرداند و ادعای ربویت می‌نماید؛ به این ترتیب شما از نظر عقیدتی این امر که خداوند باطل و اولیائش را در آیات محکم کتاب به مبارزه می‌طلبد را تکذیب کرده‌اید:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (۸۶) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۸۷)} صدق الله العظيم.
    { اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن(روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید(۸۷)}
    پس ای امت اسلام؛ چگونه می‌توان شما را هدایت کرد؛ چگونه از من می‌خواهید از نوشته‌های شما که حاوی مطالب باطل و افتراست پیروی کنم؛ مطالب باطلی که عرش خداوند رحمن را از شدت خشم به لرزه درمی‌آورد؟هیهات هیهات. ولی مهدی منتظر مطالب حقی که در کتاب‌های روایات آمده است را رد نمی‌کند؛ به راستی که ما آنچه را که با عقل و منطق نمی‌خواند را رد می‌کنیم و سپس می‌بینیم مخالف آیات محکم قرآن عظیم هم هست. ای عجب از قومی که از گذشتگان خود و به بهانه اینکه آنها داناتر و حکمشان درست‌تر از آنهاست، کورکورانه پیروی می‌کنند؛ اما آنان در دام شیاطینی افتاده‌اند که به خداوند و رسولش افترا زده و روایات کذب زیادی را در کتاب‌های البخاری و مسلم و بحار الأنوار و غیره وارد کرده‌اند و حسبي الله ونعم الوكيل.
    به خداوند عظیم قسم که مهدی منتظر قادر به هدایت شما به صراط مستقیم خداوند نیست، مگر اینکه راضی شوید که خداوند در موارد اختلاف میانتان حکم نماید و بر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی جز این نیست که حکم حق خداوند را از آیات محکم کتابش برایتان استنباط نماید و به حکمی غیر از حکم خداوند رضایت ندهید. تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    {أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}
    [الأنعام:۱۱۴].
    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۰].
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    عزیز من شیخ فاضل سلیمان العلوان محترم، برادر کریم خداوند تو را ببخشاید، به من ابلاغ شده که شما و شیخ فاضل طارق السویدان می‌خواهید با امام مهدی ناصر محمد یمانی مباهله کنید؛ چگونه قبل از گفتگو با ناصر محمد یمانی قصد مباهله دارید؟ پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسختان چنین می‌گوید:" پروردگارا به سوی تو ابتهال می‌نمایم؛ به حق کتاب خود که بر جدّم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده‌ای؛اگر می‌دانی ناصر محمد یمانی درمورد شخصیت مهدی منتظر دروغ می‌گوید؛ لعنت خداوند و ملایکه و تمام مردم بر امام ناصر محمد یمانی باد؛ و اگر می‌دانی سلیمان العلوان و طارق السویدان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را تکذیب می‌کنند؛ آنها را مورد مغفرت خود قرار ده، پروردگارا آنان نمی‌دانند من مهدی منتظر حق پروردگارشان هستند؛ خدایا به قلوب آنان و تمام علمای مسلمین و امت شان بصیرت دیدن حق را عنایت فرما إنك أنت الغفور الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد ُلله ربّ العالمين.
    اما آن چه که مرا شگفت زده كرد؛ نامه‌ی جديدی است که از طرف یکی از انصار پیشگام برگزیده دریافت نموده‌ام که می‌گوید از جانب شیخ فاضل طارق محمد السویدان بوده و پاسخی است که امروز فرستاده است:

    طارق السویدان:
    وعليكم السلام ورحمة الله تعالى وبركاته، پاسخی که از جانب شیخ سلیمان رسیده تنها پاسخ ایشان به بیانات و تفاسیر القردعی از قرآن است و آن طور که باخبر شده‌ام؛ هیئتي شرعي از علما پاسخ‌ها ، نظرات و توضیحات خود را به زودی مطرح خواهند کرد. ما به صورت کلی به بیانات او نگاهی کرده‌ایم؛ مواردی در آن هست که از تأویلات"مسیلمه –کذاب" نیز ناسازگارتر و غریب‌تر است. این مرد قرآن را بر اساس امیال خود تفسیر می نماید از جمله تفسیرش برای فرموده خداوند تعالی: نون والقلم ومايسطرون ، و قضیه اسم اعظم خداوند و اموری دیگر خصوصاً مثل ادعای کذب او برعلیه سازمان ناسا در مورد سیاره عذاب ( در حالي كه ) ناسا به صورت رسمی تاکید کرده است که نیبیرو سیاره ای افسانه ای است که به صورت سریال درآمده است اما این سازمان چنین سیاره ای را رصد نکرده است. آنچه که او در پایگاه خود انتشار می‌دهد تنها تحلیل داستانی است که به صورت ارثی میان بابلیان قدیم نقل شده است. بطور کلی بهتر است صبر کنیم تا هیئت علما جمع شوند تا به این افترا پاسخ داده و دعوت القردعي بررسي شود واما در مورد مباهله؛ تنها در صورتی با القردعی مباهله می کنیم که مباهله در حرم شریف درمکه باشد وبه صورت مستقیم پخش شود؛همان گونه که طبق آنچه که از نبی صلی الله علیه و سلم ثبت شده؛ بیعت با مهدی نیز در کنار حرم خواهد بود
    پایان پاسخ داده شده توسط شیخ فاضل طارق
    و اما پاسخ امام مهدی به ایشان: شیخ فاضل طارق می‌بینیم که می‌گویی:
    طبق آنچه که از نبی صلی الله علیه و سلم ثبت شده؛ بیعت با مهدی نیز در کنار حرم خواهد بود
    امام مهدی ناصر محمد یمانی درپاسختان می‌گوید: این روایت بی شک و تردید حق است، حال بیا تا ازعقل و منطق برای حکم دادن استفاده کنیم؛ آیا معقول است که مهدی منتظر مانند کسانی که مسّ شیطان در آنان سرگردان است؛ قبل از گفتگو، برای بیعت با شما حاضر شود؟ و هر از چند گاهی مهدی منتظری در کنار بیت عتیق حاضر شده و می‌گوید مهدی منتظر است و بیعت می‌خواهد؟ یا اینکه عقل و منطق حکم می‌کند که مهدی منتظر قبل از ظهور از شما برای گفتگو دعوت نماید و بعد از تصدیق شأن او برای بیعت در کنار بیت عتیق حاضر شود؟عزیزان من آیا فکر نمی‌کنید؟ باز نقل قول دیگری از شیخ فاضل طارق را در ادامه می‌آوریم:
    به بیانات او نگاهی کرده ایم ؛مواردی در آن هست که از تأویلات"مسیلمه –کذاب" نیز ناسازگارتر و غریب تر است.این مرد قرآن را بر اساس امیال خود تفسیر می نماید
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: تفسیر قرآن بر اساس ظن و گمانی که کسی را از حق بی نیاز نمی‌کند؛ کاری است که شما می‌کنید جناب طارق، چرا که شما قرآن را از نزد خود تفسیر می‌نمایید. ولی بیان قرآن توسط ناصر محمد یمانی از خود قرآن است، چون من از خود قرآن برایتان دلیل و برهان‌های قوی می‌آورم و با ظن از جانب خود چیزی نمی‌گویم که ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و من می‌گویم اگر در برابر من از قرآن حجت حق اقامه کرده و بیانی بیاورید که راه راست را بهتر نشان دهد و صادق‌تر باشد؛ حق با شما خواهد بود جناب طارق و اگر چنین نکنید-که نخواهید توانست- می‌گویم خداوندا طارق را ببخش که امام مهدی ناصر محمد یمانی را کسی مانند "مسیلمه کذاب" خوانده و حتی مرا بیش از مسیلمه کذاب به شیطان نزدیک دانسته است! خدایا چقدر در حق خلیفه و بنده تو امام مهدی ناصر محمد یمانی گناه بزرگی مرتکب شده‌اند، پروردگارا عزیز من طارق السویدان را مورد مغفرت قرار ده که او نمی‌داند من امام مهدی ناصر محمد یمانی هستم. إنّا لله وإنّا إليه لراجعون پروردگارا برادران مسلمان مرا که به ناحق مرا آزار می‌دهند ببخش که آنها نمی‌دانند.
    و اما درمورد سیاره عذاب، ما از سازمان ناسا برای شما دلیل نمی‌آوریم بلکه از آیات محکم قرآن برهان می‌آوریم.
    و اما درباره حرف(ن) ؛این حرفی است که خداوند به آن قسم می‌خورد که نور قرآن را برای عالمیان کامل خواهد کرد، آیا این قسم به نام طارق محمد السویدان است یا ناصر محمد یمانی و اگر ناصر محمد یمانی درمورد اینکه مقصود از این حرف اوست دروغ می‌گوید و این از شانس ناصر محمد است که اول نامش (ن) است؛ طارق می‌تواند بگوید ناصرمحمد یمانی خداوند به نام طارق السویدان و سلیمان العلوان هم قسم خورده است که می‌فرماید:
    {طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ}
    صدق الله العظيم [النمل:۱].

    {طس - این آیات قرآن و کتاب مبین است،}
    ناصر محمد یمانی در پاسخشان می‌گوید: اگر خداوند با بیان فراگیر آیات قرآن به شما یاری داده باشد، شما برای اینکه خود را منظور این قسم بدانید؛ باید برای آن برهان بیاورید که اگر نکنید-که نمی‌توانید – تشابه اسامی شما به کارتان نخواهد آمد، همان گونه که تشابه حرف اول سوره قلم به کار امام ناصر محمد یمانی نمی‌آید:
    {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (۱) مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (۲) وَإِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ (۳) وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (۴) فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (۵) بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ(۶)}
    صدق الله العظيم [القلم].

    {ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند، (۱) که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی، (۲) و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است! (۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! (۴) و بزودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند، (۵) که کدام یک از شما مجنونند! (۶)}
    اگر ناصر محمد یمانی به شما بگوید که در این سوره رمز
    (ن) به ناصر محمد اشاره می کند و اوست که خداوند با آنچه که بر محمدٍ صلّى الله عليه وآله وسلم نازل شده نصرت عطا خواهد کرد تا مردم را نسبت به حق بودن آن چه خداوند نازل نموده بصیر کند تا روشن شود محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم که قرآن به او نازل شده کاهن و مجنون نیست،همان طور كه گفتيم تفسیر ناصر محمد یمانی برای این رمز تفسیر ظنی خواهد ماند و ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند مگر اینکه خداوند با بیان حق آیات قرآن چه محکم و چه متشابه آن به او یاری نماید و اسرار بیان را به وی بیاموزد؛ در این صورت این برهان حق برای ناصر محمد یمانی خواهد بود که حرف (ن) در اسرار قرآن عظیم رمز نام اوست . گمان کردند که از خلال تفسیر ابتدای سوره قلم، می‌توانند در مورد ناصر محمد یمانی شک ایجاد کنند! هیهات هیهات یا طارق، اگر دعوت به پذیرش حکمیت قرآن عظیم را بپذیرید؛ به خداوند نمی‌توانید در برابر ناصر محمد یمانی حجت بیاورید.
    طارق، امام مهدی ناصر محمد یمانی به خاطر خداوند کریم؛ تو را خالصانه نصیحت می‌کند، می‌بینیم که دنبال نفطه ضعف کوچکی می‌گردی که بتوانی از راه آن دربرابر ناصر محمد یمانی حجت بیاوری تا انصارش درمورد وی دچار تردید شوند؛ اگر چنین کنی، خداوند قلبت را به سوی حق هدایت نمی‌کند، چون شما به دنبال این نیستی که بدانی ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظراست یا دروغ‌گویی گستاخ؛ بلکه تنها دنبال این هستی که منفذی پیدا کنی تا در موردش شک ایجاد کنی، اگر چنین باشد والله که اگر هم مدخلی پیدا نکنی؛ به حق اعتراف نکرده و خداوند نیز به هیچ وجه به تو بصیرت نخواهد داد و قرآن تنها باعث افزایش رجس و پلیدی تو خواهد شد؛ مگر از خدا بترسی و در پیشگاه پروردگارت استغفار نمایی و با قلب خاشع به او رو کنی و همانند ملائکه خداوند رحمن بگویی:
    {قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:۳۲].

    {عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی}
    و سپس بگویی:"خداوندا؛ اگر می‌دانی که امام مهدی منتظر خلیفه تو به حق امام ناصر محمد یمانی است؛ پس بنده تو به درگاهت ابتهال و التماس می‌کند که برانگیخته شدن او را حسرتی برای بنده‌ات طارق قرار ندهی و مرا به حق رحمتی که برخود فرض نموده‌ای، نسبت به حق بصیر فرمایی ای ارحم الراحمین واگر می‌دانی او به دروغ شخصیت مهدی منتظر را تقلید می‌کند؛ به بنده‌ات طارق از قرآن دلیلی قوی عنايت فرما تا در برابر او حجت آورده و مسلمانان را از شرّ گمراهی او نجات دهد که تو سمیع وعلیمی".
    طارق اگر تو صادق باشی خداوند تو را تصدیق خواهد کرد؛ اما تو از کسانی هستی که به دانش باطل خود شاد و مسرورند و نمی‌دانند علمی که نزد آنان است باطل است؛ بلکه تصور می‌کنند دانش نزد آنهاست؛ درحالی که چیزی در دست ندارند و برای همین هم به درگاه پروردگارشان خاشعانه التماس نمی‌کنند تا فرقان به آنان عنایت فرماید. به خداوند قسم، عزیزان من طارق و سلیمان؛ اگر بدانید چقدر انصار من از کار شما و تمام کسانی که از دعوت امام ناصر محمد یمانی روگردانند، تعجب می‌کنند؛ انصار می‌گویند:" چقدر کار علمای امت عجیب است! چگونه علمای امت مانند ما بصیرت پیدا نمی‌کنند که او بی شک و تردید مهدی منتظر است؟ با اینکه ما او را نمی‌شناسیم ولی خداوند ما را از خلال بیانات او از قرآن عظیم نسبت به حق بصیرت عنایت فرموده است". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به انصارش می‌گوید:
    {وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ (۱۹) وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ (۲۰) وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ (۲۱) وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ(۲۲)} [فاطر].
    {و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند، (۱۹) و نه ظلمتها و روشنایی، (۲۰) و نه سایه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان! (۲۱) و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند! خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می‌رساند، و تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‌اند برسانی! (۲۲)}
    {فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الحقّ الْمُبِينِ ﴿۷۹﴾ إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿۸۰﴾ وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿۸۱﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿۸۲﴾} [النمل].
    { پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد جنبنده‌ای(مسیح عیسی بن مریم) را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲)}
    {قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (۵۲) سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (۵۳) أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ (۵۴)} [فصلت].
    { بگو: «به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خداوند باشد و شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراه‌تر خواهد بود از کسی که در مخالفت شدیدی قرار دارد؟! (۵۲) به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و درخود آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟! (۵۳) آگاه باشید که آنها از لقای پروردگارشان در شکّ و تردیدند؛ و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد! (۵۴)}
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً} صدق الله العظيم [الكهف:۵۷].

    {چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‌ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند}
    و اما در مورد خبر خوبی که در بیان شیخ فاضل طارق به آن اشاره شده است:
    و آن طور که باخبر شده‌ام؛ هیئت علمای شرعی پاسخ‌ها، نظرات و توضیحات خود را به زودی مطرح خواهند کرد
    می‌گوییم طارق خبر خوبی به ما دادی، پس ببین که به تمام انصار خود در کلیه کشورهای عالم چه می‌گویم: ای انصار، به خداوند قسم که اگر تمام علمای جن و انس جمع شوند؛ حتی اگر به یک‌دیگر هم کمک نمایند، قادر نخواهند بود از قرآن عظیم دلیل و برهان قوی علمی در برابر امام ناصر محمد یمانی اقامه نمایند؛ شما شاهد این امر باشید. دعوت به گفتگو را بپذیرید و ما در یکی از پایگاه‌های مشهور آنان میهمانشان خواهیم شد و یا آنها در پایگاه ما میهمان باشند؛ انتخاب میز گفتگو را به آنان می‌سپاریم و برماست که به خواسته آنها پاسخ مثبت دهیم تا حجتی نداشته باشند.
    و درمورد ناسزاها و بدگویی‌هایی که از شیخ طارق شنیده‌ام که ناصر محمد یمانی را مانند مسیلمة کذاب دانسته است، می‌گوییم طارق اگر راست می‌گویی دربرابر ما از قرآن عظیم حجت قوی علمی بیاور و من حق دارم که مانند او پاسخ جاهلانه به او دهم. تصدیق از فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ}صدق الله العظيم [النحل:۱۲۶]
    {و هر گاه خواستید مجازات کنید، تنها بمقداری که به شما تعدّی شده کیفر دهید! و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است.}
    ولی طارق، من چنین پاسخی به تو نمی‌دهم که خداوند به ما اختیار داده است که بین مقابله به مثل و صبر يكی را انتخاب کنیم، پس صبر می‌کنم که در نزد پروردگارم بهتر است و من از کسانی خواهم بود که خداوند درباره‌شان می‌فرماید:
    {وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [القصص:۵۵].
    {و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما ما خواهان جاهلان نیستیم}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمد ُلله ربّ العالمين..
    أخوكم الذليل عليكم خليفة الله وعبده؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 14418 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..


    - 7 -

    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
    25 - 05 - 1432 هـ
    28 - 04 - 2011 مـ
    07:56 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14401
    ـــــــــــــــــــ



    الردّ الثاني على الشيخ سليمان العلوان وطارق السويدان ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر..
    من الإمام المهدي ناصر محمد اليماني إلى أبي عبد الله فضيلة الشيخ سليمان بن ناصر بن عبد الله العلوان المحترم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين والآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..

    ويا فضيلة الشيخ المحترم سليمان العلوان، لقد علِمنا من أحد الأنصار المكرّمين أنّك وعدت بالرّد على جميع بيانات الإمام ناصر محمد اليماني فتجعل الردود منك في موقعك الرسمي، وأقول لك: ونِعم الرجل يا أبا عبد الله كونك تريد أن تذود عن حياض الدين فتنقذ المسلمين من أن يضلّهم الإمام ناصر محمد اليماني عن الصراط المستقيم إنْ كان على ضلالٍ مبينٍ، فإن كنتم ترون ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مبين فيجب على علماء المسلمين أن يقفوا صفاً واحداً ليذودوا عن حياض الدين ضدّ دعوة الإمام ناصر محمد اليماني حتى لا يُضلّ المسلمين إن كان علماء المسلمين يرونه على ضلالٍ مبينٍ، عندها وجب على كل عالِمٍ من علماء المسلمين أن يذود عن حياض الدين ويجاهد الإمام ناصر محمد اليماني جهاداً كبيراً بالعلم والسلطان المبين من محكم كتاب الله القرآن إن كنتم صادقين، شرط أن يأتي بسلطان علمه من آيات أمّ الكتاب البيّنات لعلماء الأمّة وعامّتهم لكلّ ذي لسانٍ عربيٍ مبينٍ حتى يثبت لجميع المسلمين أنّ ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مبينٍ، فإن فعلوا ولن يفعلوا فعلى جميع أنصار المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني في جميع الأقطار التراجع عن اتّباع ناصر محمد اليماني وما ينبغي لهم أن تأخذهم العزّة بالإثم لو تبيّن لهم أنّ الحقّ مع علماء المسلمين وليس مع الإمام ناصر محمد اليماني من ثم لا يتّبعوا الحقّ فما ينبغي لهم أن تأخذهم حميّة الجاهلية الأولى والتعصّب الأعمى مع إمامهم ناصر محمد اليماني، فلن يفعلوا كما يفعل أتباعكم الذين يتّبعونكم اتّباعَ الأعمى؛ بل علّمناهم مكارم الأخلاق والأسس الحقّ وأفتيتهم بالحقّ أن لو تبيّن لهم أنّ الحقّ هو مع علماء المسلمين وتبيّن لهم أنّ ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مبينٍ فإن أخذتكم العزّة بالإثم فسوف يقيّض الله لهم شياطينَ ليكونوا قرناء لهم كون ذلك جزاء من تبيّن له الحقّ فأعرض عنه. ولذلك أقول يا معشر الأنصار لو تبيّن لكم أنّ الحقّ هو مع فضيلة الشيخ سليمان العلوان فاتّقوا الرحمن واتّبعوا فضيلة الشيخ سليمان العلوان واكفروا بشأن ناصر محمد اليماني لو يغلبه سليمان العلوان أو طارق السويدان أو أحد علماء الإنس والجانّ ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط من محكم القرآن، وهيهات هيهات.. فكيف يغلِبون الإنسان الذي علَّمه الرحمن البيان الحقّ للقرآن؟ هيهات هيهات وربّ الأرض والسماوات لا يستطيعون شيئاً ولو اجتمع له علماء الإنس والجاّن ولو كان بعضهم لبعضٍ ظهيراً ونصيراً؛ بل سوف يهيّمن عليهم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بإذن الله بآيات الكتاب المحكمات البيّنات لعلماء الأمّة وعامتهم لكل ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ لا يزيغ عمّا جاء فيهنّ إلا من كان في قلبه زيغٌ عن الحقّ، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].

    وقد جعلهنَّ الله آياتٍ بيّناتٍ كونهن من آيات أمّ الكتاب وأساس العقيدة الحقّ في قلوب المؤمنين بالحقّ من ربّهم كمثل قول الله تعالى:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧} صدق الله العظيم [الواقعة].

    و جميع علماء المسلمين وعامتهم يعلمون البيان الحقّ لهذه الآية المحكمة كونها من آيات أمّ الكتاب في قول الله تعالى:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم. ويعلمون أنّ هذه الآية لا تحتاج إلى تأويلٍ كونها من آيات أمّ الكتاب البيّنات لعلماء المسلمين وعامّتهم يعلن الله فيها التحدي على الباطل وأوليائه أن يُرجِعوا الروح إلى جسد الميت، فإن أرجعها أهل الباطل مع أنّهم يدّعون الباطل من دون الله فقد أصبح الباطل هو الحقّ وأصبح الله ربّ العالمين هو الباطل لو أثبتوا صدق دعوتهم للباطل من دون الله فأعاد روح ميّتٍ واحدٍ فقط إلى الجسد من بعد خروجها فقد قدم برهان الصدق أنّه الحقّ المحيي والمميت، ولذلك تحدّى الله الباطل وأولياءه أن يقدّموا هذا البرهان المطلوب منهم أن يرجعوا روح ميّتٍ إلى الجسد ولو واحداً فقط حين موته، وجعل الله إرجاع الروح حجّةً له على الباطل أو حجّة الباطل وأوليائه على الله كون أهل الباطل لو فعلوا فأرجعوا روح ميتٍ ولو واحدٍ فقط فقد صدقوا في دعواهم للباطل من دون الله، ولذلك أعلن الله هذا التحدّي في محكم كتابه في قول الله تعالى: {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم. فانظروا يا علماء المسلمين وعامّتهم لمحكم التحدي بالحقّ إلى الباطل وأوليائه في قول الله تعالى: {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنّ الباطل وأولياءه لو استطاعوا أن يرجعوا الروح إلى جسد الميت فقد صدقوا في دعواهم الباطل من دون الله فتحدّاهم الله بالحقّ فقال: {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم.

    إذاً يا علماء المسلمين فكيف تعتقدون بعكس هذا التحدي بأنّ الباطل المسيح الكذاب مع أنّه يدّعي الربوبيّة ومن ثم يرجع روح ميتٍ واحدٍ إلى الجسد من بعد قتله؟ وذلك في معتقدكم الباطل بسبب الرواية المُفتراة على الله ورسوله وصحابته المكرّمين وهي كما يلي:

    [حدثنا أبو اليمان أخبرنا شعيب عن الزهري أخبرني عبيد الله بن عبد الله بن عتبة بن مسعود أن أبا سعيد قال حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم يوما حديثا طويلا عن الدجال فكان فيما يحدثنا به أنه قال يأتي الدجال وهو محرم عليه أن يدخل نقاب المدينة فينزل بعض السباخ التي تلي المدينة فيخرج إليه يومئذ رجل وهو خير الناس أو من خيار الناس فيقول أشهد أنك الدجال الذي حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم حديثه فيقول الدجال أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته هل تشكون في الأمر فيقولون لا فيقتله ثم يحييه فيقول والله ما كنت فيك أشد بصيرة مني اليوم فيريد الدجال أن يقتله فلا يسلط عليه]

    [في رواية أبي الوداك فيأمر به الدجال فيشبح فيشبع ظهره وبطنه ضربا فيقول : أما تؤمن بي ؟ فيقول : أنت المسيح الكذاب، فيؤمر به فيونشر بالمينشار من مفرقه حتى يفرق بين رجليه ثم يمشي الدجال بين القطعتين ثم يقول : قم، فيستوي قائما وفي حديث النواس بن سمعان عند مسلم فيدعو رجلا ممتلئا شبابا فيضربه بالسيف فيقطعه جزلتين، ثم يدعوه فيقبل ويتهلل وجهه يضحك وفي رواية عطية : فيأمر به فيمد برجليه ثم يأمر بحديدة فتوضع على عجب ذنبه ثم يشقه شقتين، ثم قال الدجال لأوليائه : أرأيتم إن أحييت لكم هذا، ألستم تعلمون أني ربكم ؟ فيقولون : نعم، فيأخذ عصا فضرب أحد شقيه فاستوى قائما فلما رأى ذلك أولياؤه صدقوه وأحبوه وأيقنوا بذلك أنه ربهم]
    اِنتهى.

    ويا فضيلة الشيخ سليمان بن ناصر العلوان المحترم وفضيلة الشيخ طارق محمد السويدان وجميع علماء الأمّة وعامّتهم من الذين اعتقدوا أنّ المسيح الكذاب سيفعل ذلك فتنة للمؤمنين بإذن الله تعالوا لننظر إلى افتراء الباطل وإلى ردّ الله عليهم ونقتبس أولاً من رواية الباطل ما يلي:
    أرأيتم إن أحييت لكم هذا، ألستم تعلمون أني ربكم ؟ فيقولون : نعم، فيأخذ عصا فضرب أحد شقيه فاستوى قائما فلما رأى ذلك أولياؤه صدقوه وأحبوه وأيقنوا بذلك أنه ربهم
    ومن ثم تعالوا لننظر ردّ الله على الباطل وأوليائه مباشرةً بالحقّ من محكم كتابه: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم، فهل من العقل والمنطق أن يؤيّد الله المسيح الكذاب بهذه المعجزة فيقيم الحجّة على نفسه تعالى فيجعل الباطل المسيح الكذاب هو الصادق كونه قدم برهان الصدق حسب عقيدتكم أنّ المسيح الكذاب قال:
    (أرأيتم إن أحييت لكم هذا، ألستم تعلمون أني ربكم)
    ومن ثمّ انظروا لتحدي الله إلى الباطل وأوليائه: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم.

    ويا حبيبي في الله فضيلة الشيخ المحترم سليمان العلوان وطارق السويدان، أليست هذه الرواية مخالفة للعقل والمنطق ومخالفة لتحدي الله إلى الباطل في محكم القرآن؟ فأيُّهم نصدق يا ترى؟ فهل نصدق تحدّي المسيح الكذاب الذي يقول: "أرأيتم إن أحييتُ لكم هذا، ألستم تعلمون أنّي ربّكم؟ فيقولون: نعم"، أم نصدق التحدّي من الله إلى الباطل وأوليائه
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم؟ وبالعقل والمنطق لو أنّ ربّ العالمين يؤيّد الباطل بمعجزة إرجاع الروح إلى الجسد، أليس ذلك سيكون كسراً لتحدي الله في محكم كتابه فيصبح الباطل وأولياؤه هم الصادقون كون الله جعل ذلك برهان الصدق بينه وبين الباطل وأوليائه ولذلك قال الله تعالى: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم؟

    وعليه يا فضيلة الشيخ المحترم سليمان بن عبد الله العلوان وفضيلة الشيخ طارق بن محمد السويدان يريد أعداء الله من شياطين الجنّ والإنس أن يفتنوا عقيدتكم في الحقّ من ربِّكم فيجعلوكم تعتقدون بغير ما أنزل الله إليكم في محكم كتابه، وبما أنّ البيان الحقّ للقرآن الذي كتبه الإمام ناصر محمد اليماني كثير جداً فسوف نسهّل عليكم الردّ بالحقّ فنكتفي بردكم الملجم إلى الإمام ناصر محمد اليماني وأوليائه كوننا ننكر هذه الرواية ونكفر بها جملةٍ وتفصيلاً؛ بل نعتقد ونصدّق بتحدي الله بالحقّ في محكم القرآن:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم.

    ولكنّكم تصدقون الرواية التي جاءت متضادّة مع هذا التحدي في محكم الكتاب بحجّة إنّما ذلك فتنة للمؤمنين من ربّهم، ويا سبحان الله العظيم! فكيف يفتنهم الله بمعجزة التي لا يؤيّد الله بها إلا من يدعو إليه إن يشأ أن يجعلها معجزةً له كما أيّد بها رسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليه وعلى أمّه الصلاة والسلام؟ وأمّا لماذا أيَّد الله بهذه المعجزة لعبده ورسوله المسيح ابن مريم؟ فذلك كونه يدعو إلى عبادة الله وحده لا شريك له ولا يدعو الناس إلى عبادته من دون الله، وقال الله تعالى:
    {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    والسؤال الذي يطرح نفسه هو: فكيف كذلك يؤيّد بمعجزة الإحياء إلى المسيح الكذاب الذي يدعو الناس إلى عبادته من دون الله ومن ثم يؤيّده الله بمعجزة الإحياء؟ فهل يقبل هذا العقل والمنطق؟ ولكنّكم قبلتم ذلك يا علماء المسلمين واعتقدتم أنّ المسيح الكذاب سوف يُحيي الميت المقتول فيعيده إلى الحياة مع أنّه يدّعي الربوبيّة، إذاً فقد كذبتم عقائديّاً بتحدي الله إلى الباطل وأوليائه في محكم الكتاب:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم.

    فكيف السبيل لهدايتكم يا أمّة الإسلام، فكيف تريدونني أن أتّبع كتيِّباتكم وفيها من الباطل المفترى ما يهتز منه عرش الرحمن من الغيظ؟ هيهات هيهات. ولكنّي المهديّ المنتظَر لا أنكر الحقّ في كتب الروايات وإنّما ننكر ما يخالف للعقل والمنطق ومن ثم أجده مخالفاً لمحكم القرآن العظيم، فيا للعجب من قومٍ يتّبعون أسلافهم الاتّباع الأعمى بحجّة أنّهم أعلم وأحكم ولكنّهم وقعوا في مصيدة الشياطين المفترين على الله ورسوله بكثير من الأحاديث والروايات في كتاب البخاري ومسلم وكتاب بحار الأنوار وغيرهم كثير، وحسبي الله ونعم الوكيل.

    وأقسمُ بالله العظيم لا يستطيع المهديّ المنتظَر هداكم إلى الصراط المستقيم حتى ترضوا أن يكون الله هو الحكم بينكم فيما كنتم تختلفون وما على الإمام المهدي ناصر محمد اليماني إلا أن يستنبط لكم حكم الله بالحقّ من محكم كتابه ولن أرضى بغير الله حكماً.، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {أَفَغَيْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} [الأنعام:114].

    وقال الله تعالى:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الشورى].

    ويا حبيبي في الله فضيلة الشيخ سليمان العلوان المحترم غفر الله لك أخي الكريم فحسب البلاغ أنّك وفضيلة الشيخ طارق السويدان تريدان أن تباهلا الإمام المهدي ناصر محمد اليماني، فكيف تباهلان ناصر محمد اليماني من قبل الحوار؟ ومن ثمّ يردّ عليكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: " اللهم إليك أبتهل بحقّ كتابك المنزل على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم إن كنت تعلم أنّ ناصر محمد اليماني مفترٍ لشخصية المهديّ المنتظَر فإنّ على الإمام ناصر محمد اليماني لعنة الله وملائكته والناس أجمعين، وإن كنت تعلم أنّ سليمان العلوان وطارق السويدان يكذّبون بالمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني اللهم فاغفر لهم فإنّهم لا يعلمون إنّي المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم وبصّر قلوبهم بالحقّ وجميع علماء المسلمين وأمّتهم إنّك أنت الغفور الرحيم، وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ للهِ ربِّ العالمين.

    ولكني تفاجأتُ بردٍّ جديدٍ أوردَهُ أحد الأنصار السابقين الأخيار ويقول أنّه من فضيلة الشيخ طارق محمد السويدان بما يلي: وهذا رد اليوم قبل قليل:
    (طارق السويدان):
    وعليكم السلام ورحمة الله تعالى وبركاته الرد الذي وصلني من فضيلة الشيخ سليمان هو أنه فقط رد على بيانات وتفسيرات القردعي للقرآن. وكما علمت أن هيئة علماء شرعيّة سوف تشارك في بعض الردود والتوضيح. على العموم نحن نظرنا الى بياناته وفيها من الشواذ مافاق قدرة مسيلمه على التأويل. هذا الرجل يفسر القرأن على هواه كما وصلنا من تفسيره لقوله تعالى : نون والقلم ومايسطرون - وقضية اسم الله الأعظم وغيرها من الأمور لاسيما أدعائه الكاذب على وكالة ناسا في شأن الكوكب سقر كما يدعي. ناسا رسميآ أكدت أن نيبيرو هذا مجرد كوكب أسطوري ترجم الى مسلسل ولكن لم ترصد الوكالة أي كوكب. ومانشر على موقعها مجرد تحليل لقصة تعود الى البابليين سابقآ وهي قصة تراثية. على العموم من الأفضل الانتظار حتى يجتمع العلماء بالرد على هذا الأفتراء وتمحيض دعوة القردعي. بالنسبة للمباهلة فلا مباهلة مع القردعي إلا على الهواء مباشرة وفي الحرم المكي الشريف. الشيخ سليمان لن يحاور القردعي ألا على هذا الشرط. فكما ثبت عن النبي صلّى الله عليه وسلم أن البيعه للمهدي تكون عند الحرم
    اِنتهى رد فضيلة الشيخ طارق.

    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي وأقول: يا فضيلة الشيخ طارق إنّي أراك تقول:
    فكما ثبت عن النبي صلّى الله عليه وسلم أن البيعه للمهدي تكون عند الحرم
    ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: هذه رواية حقّ لا شك ولا ريب فتعال لنُحكِّم العقل والمنطق، فهل من المعقول أن يظهر لكم المهديّ المنتظَر للمبايعة من قبل الحوار كما يفعل الذين تتخبّطهم مسوس الشياطين؟ فمن حينٍ إلى آخر يظهر لكم مهديّاً منتظراً عند البيت العتيق فيقول إنّه المهديّ المنتظَر فيطلب البيعة؟ أم إنّ العقل والمنطق أنّ المهديّ المنتظَر يدعو للحوار من قبل الظهور ومن بعد التصديق يظهر لكم المهديّ المنتظَر للبيعة عند البيت العتيق؟ أفلا تعقلون أحبّتي في الله؟ وكذلك نقتبس من بيان فضيلة الشيخ طارق مايلي:
    نحن نظرنا الى بياناته وفيها من الشواذ ما فاق قدرة مسيلمه على التأويل. هذا الرجل يفسر القرأن على هواه
    ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: "إنّ تفسير القرآن بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً هو كما تفعلون يا طارق كونكم تفسّرون القرآن من عند أنفسكم، ولكنّ ناصر محمد اليماني بيانه للقرآن هو قرآن، كوني آتيكم بسلطان البيان من ذات القرآن وليس من عند نفسي بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، وأقول لئن أقمتَ علينا الحجّة بالحقّ بالردّ على بياني هذا ببيانٍ هو أهدى منه سبيلاً وأصدق قيلاً فصدقت يا طارق، وإن لم تفعل ولن تفعل فأقول اللهم اغفر لطارق وَصْفَه هذا للإمام المهدي ناصر محمد اليماني أنّ مثله كمثل مسليمة الكذاب، بل جعلني أقرب إلى الشيطان من مسيلمة الكذاب! فما أعظم هذا الإثم العظيم في حقّ خليفتك يا الله وعبدك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني! اللهم فاغفر لحبيبي في الله طارق السويدان فإنّه لا يعلم أنّي الإمام المهدي ناصر محمد اليماني، إنّا لله وإنّا إليه لراجعون، اللهم اغفر لإخواني المسلمين الذين يؤذونني بغير الحقّ فإنّهم لا يعلمون.

    وأما بالنسبة لكوكب العذاب فلم آتِكم بالبرهان من وكالة ناسا بل بآيات من محكم القرآن.

    وأما بالنسبة للحرف
    (ن) فهو حرف أقسم به الرحمن ليتمّ به نور القرآن على العالمين، فهل يا ترى هو (طارق محمد السويدان) أم (ناصر محمد اليماني) وإذا كان ناصر محمد اليماني يزعم كذباً أنّه هو المقصود بالحرف المقسوم به فحتى لو حالف الحظ ناصر محمد أنّ أول حرف من اسمه (ن) فيستطيع طارق أن يقول وكذلك (طارق السويدان وسليمان العلوان) أقسم بهم الله يا ناصر محمد اليماني في قوله: {طس ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿١} صدق الله العظيم [النمل].

    ومن ثمّ يردّ عليهم ناصر محمد اليماني وأقول: "لئن أيّدكم الله بالبيان الشامل لآيات القرآن فقد قدّمتم البرهان أنّكم المقصودون بذلك القسم، وإن لم تفعلوا ولن تفعلوا إذاً فلن تُغني عنكم تشابه أحرف أسمائكم شيئاً كما لن يُغني عن الإمام ناصر محمد اليماني تشابه الحرف الأول بالحرف المقسوم به في سورة القلم في قول الله تعالى:
    {ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿١مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿٢وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿٣وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿٤فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿٥بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿٦} صدق الله العظيم [القلم].

    فإن قال لكم ناصر محمد اليماني أنّه صاحب الرمز
    (ن) وأنّه يرمز لاسمه (ناصر محمد) وأنّه سوف ينصر الله به ما تنزّل على محمدٍ صلّى الله عليه وآله وسلم حتى يبصر البشر جميعاً أنّه الحقّ من ربّهم فما كان محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم الذي تنزّل عليه القرآن بكاهنٍ ولا مجنون، فكما قلنا فسوف يبقى تفسير ناصر محمد اليماني لهذا الرمز تفسيرٌ ظنّيٌّ لا يغني من الحقّ شيئاً حتى يؤيّده الله بسلطان البيان الحقّ لآيات القرآن محكمه ومتشابهه ويعلمه بأسرار البيان، ومن ثم يكون ذلك برهاناً بالحقّ أنّ ناصر محمد اليماني فعلاً يخصه الرمز (ن) في أسرار القرآن العظيم. قد ظنّ أنّه قد يستطيع أن يشكك في شأن ناصر محمد اليماني من خلال تفسيرهِ لأول سورة القلم! وهيهات هيهات يا طارق، فوالله لا تستطيعون أن تقيموا الحجّة على ناصر محمد اليماني لئن استجبتم لدعوة الاحتكام إلى القرآن العظيم.

    ويا طارق، إنّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ينصحك نصيحةً خالصةً لوجه الله الكريم لأنّي أراكَ تبحث عن أيِّ مدخلٍ لتُقيم من خلاله الحجّة على ناصر محمد اليماني حتى تشكِّكَ أنصارَه فيه، إذاً فلن يهدي الله قلبك إلى الحقّ كونَك لا تبحث في شأن ناصر محمد اليماني هل هو حقاً المهديّ المنتظَر أم كذابٌ أشِر؛ بل فقط تبحث عن مدخل لتشكِّك في أمرِه من خلاله، إذاً والله لو لم تجد مدخلاً واحداً لما اعترفت بالحقّ ولما بصّرك الله به أبداً وسوف يزيدك القرآن رجساً إلى رجسك حتى تتقِّ الله وتستغفر ربك وتنيب إليه بقلبٍ خاشعٍ فتقول كما قال ملائكة الرحمن المكرمون:
    {قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢} صدق الله العظيم [البقرة]، ومن ثم تقول: "اللهم إن كنت تعلم أنّ خليفتك الإمام المهديّ المنتظَر هو حقاً الإمام ناصر محمد اليماني اللهم فعبدك إليك يبتهل أن لا تجعل بعثه حسرةً على عبدك طارق فبصِّره بالحقّ بحق رحمتك التي كتبت على نفسك يا أرحم الراحمين، وإن كنت تعلم أنّه يفتري شخصية المهديّ المنتظَر اللهم فاجعل لعبدك طارق الحجّة عليه بسلطان العلم من القرآن العظيم حتى ينقذ المسلمين من شرّ ضلاله إنّك أنت السميع العليم".

    وأصدق الله يصدقك يا طارق ولكنّك من الذين فرحوا بما عندهم من العلم الباطل وهم لا يعلمون أنّه باطلٌ؛ بل يحسبون أنفسهم على شيء وهم ليسوا على شيء، ولذلك لم ينيبوا إلى ربّهم لـيجعل لهم فرقاناً، فوالله يا أحبّتي في الله طارق وسليمان لو تعلمون كم عظيم عجب الأنصار من أمركم ومن كافة المعرضين عن دعوة الإمام ناصر محمد اليماني فيقول الأنصار: "عجباً لأمر علماء الأمّة! فلماذا لا يبصرون أنّه الحقّ من ربّهم كما نبصر أنّه المهديّ المنتظَر لا شكَّ ولا ريب برغم أنّنا لا نعرفه؟ وإنّما أبصرنا الحقّ من خلال بيانه للقرآن العظيم"، ومن ثمّ يردّ على أنصاره المهديُّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، وأقول قال الله تعالى:
    {وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ﴿١٩وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ ﴿٢٠وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ ﴿٢١وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ ۖ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ ﴿٢٢} [فاطر].

    {فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ﴿٧٩إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢} [النمل].

    {قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿٥٢سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿٥٣أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاءِ رَبِّهِمْ ۗأَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ ﴿٥٤} [فصلت].

    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿٥٧} صدق الله العظيم [الكهف].

    وأما بالنسبة للبشرى التي جاءت في بيان فضيلة الشيخ طارق بما يلي:
    وكما علمت أن هيئة علماء شرعيّة سوف تشارك في بعض الردود والتوضيح
    ومن ثم أقول بشرتني بالخير يا طارق، فاسمع ما سوف أقوله لأنصاري جميعاً في مختلف دول العالمين أقول: يا معشر الأنصار والله الذي لا إله غيره لو اجتمع علماء الجنّ والإنس لا يستطيعون أن يقيموا على الإمام ناصر محمد اليماني الحجّة بسلطان العلم من القرآن العظيم ولو كان بعضهم لبعضٍ ظهيراً ونصيراً فكونوا على ذلك من الشاهدين، فليقبلوا دعوة الحوار فأكون ضيفاً لديهم في أحد مواقعهم المشهورة أو يكونوا ضيوفاً لدينا في موقعنا فلهم الاختيار لطاولة الحوار وعلينا تلبية الطلب حتى لا تكون لهم حجة.

    وبالنسبة للسبّ والشتم الذي تلقّيناه من فضيلة الشيخ طارق أنّ ناصر محمد اليماني كمثل مسيلمة الكذاب فأقول: أقِم علينا الحجّة بسلطان العلم من القرآن العظيم إنْ كنت من الصادقين يا طارق، وليَ الحقّ أن أردّ عليك بالجهالة بمثلها، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ ۖ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ ﴿١٢٦} صدق الله العظيم [النحل].

    ولن أعاقبك بمثل قولك يا طارق فقد خيَّرنا الله بين ردّ العقاب بمثل ما عوقبتم به وبين الصبر؛ بل سوف أصبر خيراً لي عند ربّي وأكون من الذين قال الله عنهم في محكم كتابه:
    {وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿٥٥} صدق الله العظيم [القصص].

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للهِ ربِّ العالمين ..
    أخوكم الذليل عليكم خليفة الله وعبده؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ______________



  8. افتراضي

    - 8 -
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
    27 - جمادی الاول- 1432 هـ
    30 - 04 - 2011 مـ
    ۱۰-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    05:09 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14444
    ــــــــــــــــــــ


    پاسخ إمام مهدی از آیات محکم کتاب به ملحدان وجود خداوند...

    بسم الله الرحمن الرحيم ، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار من جنوده في السماوات والأرض، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين
    برادر گرامی بارک الله به تو، همانا که من مامورم که با کلام خداوند با شما مجادله کنم و خداوند به من وعده داده است که درعلم بیان قران مرا بر آنانی که با من مجادله کنند برتری دهد تا از محکمات قران با دلایل علمی بر آنان حجت اقامة نمایم مشروط بر اینکه دلایل روشنی از رحمن در محکمات قرآن باشد، تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    {لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:۱۵]
    اين قوم ما هستند که معبودهايی جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دليل آشکاری نمی‌آورند؟! و چه کسی ظالم‌تر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟
    بنابراین برهان علمی باید برای علما و عامه مردم روشن باشد، زیرا که دعوت به پیروی از حق دعوتی همگانی است، بنابراین اگر با برهان علمی از قران با شما مجادله کنم، برای شما ادله‌ی قانع کننده برای هر صاحب عقل متفکر خواهم آورد. چه بسا سید کاظم حرف مرا قطع کرده و بگوید: صبر کن ناصر محمد الیمانی از شما خواستیم که از خارج از قرآن با ما سخن بگویی تا بتوانیم ملحدین [منکرین خداوند] را قانع کنیم زیرا که آنان به خداوند ایمان ندارند و وجود او را انکار می‌کنند، همچنین قرآن را انکار می‌کنند، پس راه قانع کردن آنها چیست؟ پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: با آیاتی از قران عظیم که عقل و منطق را مورد خطاب قرار می‌دهد با آنان سخن می‌گوییم تا از قرآن به حق در برابرشان حجت نمائیم .پس به سراغ سوال سید کاظم می‌رویم که می‌گوید:
    لطفا برای اثبات وجود خالق ادله جدیدی غیر از آنچه که در کتابها و احادیث ذکر شده است به صورت مختصر و قابل قبول برای همه طبقات مردم بیاورید
    در پاسخ برهانی از آیات محکم قران می‌آوریم که خداوند رحمان مستقیماً هر انسان عاقلی را مورد خطاب قرار می‌دهد، خداوند می‌فرماید :
    {يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (۶) الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (۷) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ(۸)} صدق الله العظيم [الإنفطار]
    {ای انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار کريمت مغرور ساخته است(۶)؟! همان خدايی که تو را آفريد و سامان داد و منظم ساخت (۷) و در هر صورتی که خواست تو را ترکيب نمود.(۸)}
    و چون انسان نمی‌تواند پروردگارش را رؤیت کند، بنابر این خداوند خلقت انسان را دلیل وجود پروردگار قرارداده است و می‌فرماید :

    {الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (۷) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ(۸)}
    صدق الله العظيم [الإنفطار]
    {همان خدايی که تو را آفريد و سامان داد و منظم ساخت (۷) و در هر صورتی که خواست تو را ترکيب نمود.(۸)}
    به این معنی که خود انسان دلیلی بر وجود پروردگار است تصدیق فرموده خداوند تعالی :

    {بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة]
    {بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،(۱۴) هر چند برای خود عذرهايی بتراشد(۱۵)}
    زیرا که خداوند در قران فتوا می‌دهد هر فعلی فاعلی دارد، بنابر این باید چیزی[شیء] باشد که انسان را خلق کرده است زیرا انسان خودش را خلق نکرده است. بنابراین برای هر فعلی فاعلی است، تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    {أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ (۳۳) فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ (۳۴) أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (۳۵) أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ (۳۶) أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ(۳۷)} صدق الله العظيم [الطور]
    يا مي‌گويند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولي آنان ايمان ندارند.(۳۳) اگر راست مي‌گويند سخني همانند آن بياورند!(۳۴) آیا ایشان [از عدم سر بر آورده‌اند و] بدون هیچ گونه خالقی آفریده شده‌اند؟ و یا این که خودشان آفریدگارند؟ (۳۵) یا این که آنان آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه ایشان جویای یقین نیستند. (۳۶) آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!(۳۷)
    ۱-
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ}
    { یا بدون هیچ گونه خالقی آفریده شده‌اند؟}
    و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : نه هرگز برای هر فعلی فاعلی است بنابراین باید شیء مرا خلق کرده باشد.
    ۲-
    {أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ}
    {يا خود خالق خويشند؟}
    و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : نه هرگز من خودم را خلق نکرده‌ام .
    ۳-
    {أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}
    {آيا آنها آسمان‌ها و زمين را آفريده‌اند؟}
    و انسان عاقل در
    جواب خواهد گفت: نه هرگز من آسمان‌ها و زمین را خلق نکرده‌ام .
    ۴-
    {أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ}
    {آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!}
    و انسان عاقل در جواب خواهد گفت: گنج‌های همه‌ی چیزها در اختیار من نیست و من برملکوت آسمان‌ها و زمین سیطره ندارم و حرکت خورشید و ماه و شب و روز در دست من نیست ، پس به مخلوقات خداوند در اطرافش نگاه می‌کند که دلیل وجود خداوند است؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    {وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ}
    صدق الله العظيم [يوسف:۱۰۵]
    {و چه بسيار نشانه‌ای [از خدا] در آسمان‌ها و زمين که آنها از کنارش مي‌گذرند، و از آن رويگردانند!}
    زیرا تفکر انسان درباره مخلوقات خداوند در اطرافش یقین او را به وجود پروردگاری که پاک و منزه است و بالاتر از همه چیز، افزایش می‌دهد زیرا دعوت به تامل در خلقت آسمان‌ها و زمین قلب انسان عاقل را به یقین می‌رساند و بنابراین خداوند تعالی می‌فرماید :
    {أَفَلَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُ‌فِعَتْ ﴿١٨﴾ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَإِلَى الْأَرْ‌ضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾ فَذَكِّرْ‌ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ‌ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الغاشية]
    {آيا آنان به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفريده شده است؟! (۱۷)و به آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه برافراشته شده؟!(۱۸)و به کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب گرديده(۱۹) و به زمين که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!(۲۰)پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌ای!(۲۱)}
    بنابراین انسان عاقل از خلقت خود انسان و خلقت آسمان‌ها و زمین و مخلوقات خداوند در آن می‌تواند به وجود خداوند ایمان بیاورد، پس برای پاسخ به عقل خود رجوع می‌کند، آیا عقلانی است که خداوند اینها را باطل خلق کرده باشد پس باید حکمت عظیمی برای خلقت مخلوقات باشد، پس اولوالالباب [خردمندان] که با عقل و منطق به شناخت پروردگار رسیده‌اند به این نتیجه می‌رسند که پروردگاری که آنها را خلق کرده است مستحق عبادت است. همان طور که پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام با تفکر عقلی و منطقی به آن رسید زیرا وی به عبادت بت‌ها توسط قومش قانع نشد و به دنبال پروردگاری بود که بالاتر از بت‌هایی است که آنان با دست ساخته بودند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَٰلِكَ نُرِ‌ي إِبْرَ‌اهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَ‌أَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الْقَمَرَ‌ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]

    {و این گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا از اهل یقین باشد. (۷۵)پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌اى دید. گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «من زوال‌پذیران را دوست ندارم.»(۷۶) پس چون ماه را در حال طلوع و درخشش دید، گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود، قطعاً از گروه گمراهان بودم.» (۷۷) پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت: «این است پروردگار من! این بزرگتر [از ماه و ستاره] است.» امّا چون غروب کرد، گفت: «اى قوم من! همانا من از آنچه براى خداوند شریک قرار مى‌دهید، بیزارم. (۷۸) من از سر اخلاص روى خود را به سوى کسى گرداندم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.» (۷۹) }
    این همان اجتهاد است برای جستجوی راه حق با عقل و منطق و چون جستجوگر حقّ، پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام به عبادت ستارگان و ماه تابان قانع نشد، قلب او را حزن و اندوه فرا گرفت زیرا که او می‌خواست به راه حقی که مستحق عبادت است هدایت شود ولی عقلش به عبادت ستارگان قانع نمی‌شد زیرا عقلش به او فتوا می‌داد که خالق برای عبادت مستحق‌تر است و بنابر این گفت :
    {فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم
    اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.»
    سپس با تامل به خورشید نگاه کرد:
    {فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ {۷۸} إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم
    {و هنگامي که خورشيد را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافت، گفت: «اين خداي من است؟ اين (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «اي قوم من از شريکهايي که شما (براي خدا) مي‌سازيد، بيزارم! * (۷۸)من روي خود را به سوی کسي کردم که آسمان‌ها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!}
    و جستجوگر حقیقت پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام در ابتدا با عقل و منطق به حقیقت رسید زیرا او می‌دید که خالق آسمان‌ها و زمین به عبادت شایسته‌تر است وحق این نیست که بندگان، بندگان را عبادت کنند بلکه خالق بندگان مستحق عبادت است و او پروردگار معبود است. سپس خداوند رسولش جبرئیل علیه الصلاة و السلام را برای او فرستاد و آنچه را که خداوند به جبرئیل وحی کرده بود او به خلیلش ابراهیم علیه الصلاة و السلام وحی کرد و به او گفت :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۲۴]
    {خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمي رسد!}
    سپس با عقل و منطق برای قومش دلیل آورد و آنها را به عبادت خداوند یکتا دعوت کرد و خداوند تعالی فرمود :
    {وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ (۵۱) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ (۵۲) قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ (۵۳) قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (۵۴) قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ (۵۵) قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ(۵۶)}
    صدق الله العظيم [الأنبياء]
    {ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم؛ و از (شايستگي) او آگاه بوديم...(۵۱) آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسمه‌هاي بي‌روح چيست که شما همواره آنها را پرستش مي‌کنيد؟!»(۵۲) گفتند: «ما پدران خود را ديديم که آنها را عبادت مي‌کنند.»(۵۳) گفت: «مسلما هم شما و هم پدرانتان، در گمراهي آشکاري بوده‌ايد!»(۵۴) گفتند: «آيا مطلب حقي براي ما آورده‌اي، يا شوخي مي‌کني؟!»(۵۵) گفت: «(کاملا حق آورده‌ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است که آنها را ايجاد کرده؛ و من بر اين امر، از گواهانم!(۵۶)}
    و سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام با اجتهاد خود قومش را به عبادت ستارگان و خورشید و ماه دعوت کرد؟ و جواب نه هرگز زیرا که او هم چنان با سعی و تلاش به دنبال-دست یابی - به حق بود تا اینکه خداوند او را به حق هدایت نمود تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:۶۹]
    {و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) مجهادت کنند، قطعا به راه‌هاي خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است}.

    پس برای علمای امت آشکار می‌شود که اجتهاد چیست؛ اجتهاد جستجوی حق با عقل و منطق است تا اینکه خداوند او را به حق هدایت کند و با بصیرتی از خداوند حق را بیابد پس مردم را با بصیرت به سوی راه خداوند دعوت کند. ولی متاسفانه تعریف علمای امت از اجتهاد، از عوامل اصلی گمراهی آنان از صراط مستقیم بوده است. زیرا آنان برای مسلمانان با فتاوای نسبی و درصدی فتوا می‌دهند نه فتوای صد در صدی و قطعی و بنا براین عالم مفتی بعد از فتوای خود می‌گوید : "والله أعلم فإن أصبت فمن الله وإن أخطأت فمن نفسي والشيطان""و خداوند داناتر است اگر درست فتوا دادم از خداست و اگر فتوای من خطا باشد فتوای من از نفسم و شیطان است "و می‌گوید:" همانا که من مجتهد هستم و ادعا می کنند که تعریف اجتهاد این است ".
    پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در تعریف اجتهاد به آنان فتوا می‌دهد و می‌گویم :
    اجتهاد این نیست که آنچه را که یقین ندارید به خداوند نسبت دهید بلکه اجتهاد به جستجوگر حقیقت گفته می‌شود تا اینکه حق را با علم و دلیل روشن از جانب رب العالمین بیابد و سپس مردم را با بصیرتی از جانب خداوند دعوت کند.
    و چون عقل ابراهیم خلیل علیه الصلاة و السلام به عبادت ستارگان قانع نشده بود بنابراین هنگام اجتهاد قومش را به عبادت یکی از ستارگان دعوت نکرد و بنابراین خداوند می‌فرماید :
    {فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۷۷]
    {اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» }
    تا اینکه خداوند از جانب خودش دانشی به او عطا کرد که از روی بصیرت قانع کننده علمی و منطقی بود، بنابراین پدرش را با بصیرت علمی حق که احتمال شک در آن نیست به راه پروردگار دعوت نمود و بنا براین ابراهیم خلیل الله علیه الصلاة و السلام به پدرش گفت :
    {يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَ‌اطًا سَوِيًّا ﴿٤٣﴾ يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّ‌حْمَـٰنِ عَصِيًّا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [مريم]
    {ای پدر! دانشی برای من آمده که برای تو نيامده است؛ بنابر اين از من پيروی کن، تا تو را به راه راست هدايت کنم!(۴۳) ای پدر! شيطان را پرستش مکن، که شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود!(۴۴)}
    ولی متاسفانه علمای مسلمین نه به عقل و منطق
    بهایی می‌دهند و نه به تدبر در آیات قران عظیم؛ بلکه سال‌ها از کتاب‌های تالیف بشر درس می‌خوانند، کتاب فلان بن فلان و کتاب فلان بن فلان تا آنچه را که درآن کتاب‌ها آمده است بدون به کار انداختن عقل حفظ کنند گو اینکه نویسنده آن کتاب‌ها به تصورشان پیامبران خداوند هستند و هر حزبی به داشته خود خوشحالند و می‌پندارند که آنچه از پیشوایانشان به آنان رسیده حق است و دیگران باطل .
    پس امام مهدی به آنان پاسخ داده و می‌گویم: برهان علمی
    و حکم فاصل باید از محکم قرآن باشد و نه از منطق فلان بن فلان آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟ چقدر خود و پیروانتان را با پیروی از احادیث لهو خالی از حق گمراه نموده و از راه خداوند گمراه شدید.
    وای جماعت هیئت علمای بزرگ عربی سعودی و ای جماعت هیئت علمای یمن و همه علمای مسلمین و نصاری و یهود همانا که دعوت امام مهدی دعوتی است عمومی برای همه مردم، خداوند مرا فقط امام مسلمین قرار نداده بلکه برای همه مردم برای هر کس که بخواهد از حق پیروی کند پس همه را با بصیرتی از خداوند با بیان حق قرآن عظیم دعوت می‌کنم و چنانچه به کتاب‌های خودشان که عمرشان را در خواندن آنها صرف کرده‌اند احتکام کنیم، نخواهم توانست برآنها چیره شوم.، کتاب‌هایی که آنان را از تدبر در کتاب خداوند قرآن عظیم - که خداوند آن را نه بیهوده بلکه برای تدبر آیات و پیروی ازحق پروردگارشان از تحریف محفوظ نگه داشته - مشغول ساخته است، تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:۲۹]
    {اين کتابي است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ايم تا در آيات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند!}
    و خداوند آن را بیهوده ازتحریف محفوظ ننموده بلکه برای پیروی از آن است تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۵۵]
    {و اين کتابي است پر برکت، که ما (بر تو) نازل کرديم؛ از آن پيروي کنيد،و پرهيزگاري پيشه نمائيد، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گيريد}
    چه بسا شیخ محترم سید کاظم یا شیخ محترم سلمان العلوان یا شیخ محترم طارق السویدان بخواهد که سخن مرا قطع نموده ویکی از آنها بپرسد: "آیا این بدین معنی است که شما ناصر محمد یمانی از راه پدرانمان در کتاب بحار الانوار از ائمه آل بیت پیروی نمی‌کنی؟" و دیگری می‌پرسد:" آیا شما از راه پدرانمان در کتابهای مسلم و بخاری و وائمه دیگر پیروی نمی‌کنی ؟ پس چرا سلف (گذشتگان ) صالحمان آن گمراهی را که شما کشف کرده‌اید، کشف نکرده‌اند؟ و شما به زعم خود ما را در بسیاری از مسائل گمراه می‌دانی؟ شما شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را انکار می‌کنی، همچنین عذاب قبر و حد سنگسار برای زنا کننده متاهل و رویت مستقیم خداوند و ازدواج متعة (صیغة ) و همچنین معجزاتی را که خداوند با آن مسیح دجال را تایید کند، انکار می کنی. همچنین مسائل زیادی را که پدرانمان به آنها باور داشته‌اند انکار می‌کنی ؟ پس شما دروغ‌گویی گستاخی و نه مهدی منتظر" . پس امام مهدی حق به آنها پاسخ داده و می‌گویم :
    {قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [يونس:۵۹]
    {«آيا خداوند به شما اجازه داده، يا بر خدا افترا مي بنديد (و از پيش خود، حلال و حرام مي‌کنيد؟}
    ولی من از آنچه که خداوند شما را به پیروی از آن دستور داده دلیل می‌آورم، از آیات محکم قران که برای عالمان و جاهلان روشن است برهان می‌آورم، هنگامی که شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را نفی می‌کنم، از آیات محکم قران برای آن فتوا دلیل می‌آورم و می‌گویم که خداوند فرموده است:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۵۱]
    {و به وسيله آن (قرآن)، کساني را که از روز حشر و رستاخيز می‌ترسند، بيم ده! (روزي که در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگاری پيشه کنند!}
    وهنگامی که حد سنگ‌سار برای زناکار متاهل را انکار می‌کنم برای شما دلیلی روشن برای حد زنان شوهردار آزاد می‌آورم که آن را از حد کنیز استنباط می‌کنم و خداوند تعالی می‌فرماید :
    {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:۲۵]
    {و در صورتي که شوهر دار (متاهل ) باشند و مرتکب عمل منافي عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت}.
    و هنگامی که عذاب قبر را انکار کرده و می‌گویم عذاب بر روح بدون جسم است و در همان آتشی است که خداوند آن را به کفار وعده داده است، برای شما برهان روشنی برای جایگاه کفار پس از مرگ و قبل از برانگیختن می‌آورم. آنها در سیاره‌ای هستند که به دور زمین در حال چرخش است و همانند خورشید است و خداوند تعالی می‌فرماید :
    {وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص]
    {آنها مي‌گويند: «چرا مرداني را که ما از اشرار مي‌شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمي‌بينيم؟!(۶۲) آيا ما آنان را به مسخره گرفتيم يا چشم‌ها آنها را نمي‌بيند؟!(۶۳) اين يک واقعيت است گفتگوهاي خصمانه دوزخيان!(۶۴)بگو: «من تنها يک بيم‌دهنده‌ام؛ و هيچ معبودي جز خداوند يگانه قهار نيست!(۶۵) پروردگار آسمان‌ها و زمين و آنچه ميان آن دو است، پروردگار عزيز و غفار!»(۶۶) بگو: «اين خبری بزرگ است،(۶۷) که شما از آن روی‌گردانيد!(۶۸) م
    ن از ملأ اعلی ( عالم بالا) به هنگامي که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم(۶۹)}
    چگونه ممکن است که قبر نسبت به زمین ملاء اعلی (بالاتر ) باشد بلکه آتش در سیاره دیگری است که به دور زمین می‌چرخد و موعد گذر آن نزدیک شده و صورت‌های تکذیب کنندگان شما را خواهد سوزاند و چه بسا شیخ محترم العلوان سخن مرا قطع کرده و بگوید صبر کن ای کسی که ادعا می‌کنی مهدی منتظر هستی چطور می‌گویی که خداوند کافران تکذیب کننده قرآن را با آتش سقر به طور ناگهانی و در زمان حیاتشان در این دنیا و قبل از آخرت هلاک می‌کند؟ پس امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی جواب او را به صورت مستقیم از محکمات قرآن استنباط می‌کند، از این فرموده خداوند تعالی :
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
    {آنها می‌گويند: «اگر راست می‌گوييد، اين وعده (قيامت) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولي اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشت‌های خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آيد و مبهوتشان می‌کند؛ آن چنان که توانايی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود!(۴۰)}
    و چه بسا شیخ محترم طارق بگوید آیا آن (سیاره آتش ) در برابر دیدگان بشر زمانی که آنان در این دنیا در قید حیاتند در فضا نمایان خواهد شد؟ پس مهدی منتظر در پاسخ وی می‌گوید : خداوند تعالی می‌فرماید :
    {وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ (۲۷) لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ (۲۸) لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ(۲۹)} صدق الله العظيم [المدثر]
    {و تو نمی‌دانی «سقر» چيست(!۲۷) (آتشی است که) نه چيزی را باقی می‌گذارد و نه چيزی را رها می‌سازد!( ۲۸ ) در زمانهای مكرر به رويت بشر می‌رسد(۲۹)}
    سپس طارق بار دیگر سخن مرا قطع کرده و می‌گوید:" منظور خداوند از (لواحة للبشر ) چیست" ؟
    امام مهدی منتظر در پاسخ می گوید به این معنی که آن (سیاره عذاب ) در دوره های زمانی طولانی از نزدیک زمین عبور کرده و برای بشر نمایان خواهد شد . و نزدیکترین عبور سیاره سقر در زمان بعثت مهدی منتظر خواهد بود در شب عبور مهدی منتظر شب بر روز پیشی خواهد گرفت ای
    خردمندان از خداوند بترسید آیا می‌دانید که نزدیکترین مرور آن شرطی (علامتی ) از اشراط بزرگ ساعت (قیامت ) است پس از آنکه در اول ماه قمری خورشید به ماه برسد و باعث انتفاخ اهله شود و ماه را در شب اول در حالی که عمر آن دو شب است می‌بینید .
    و خداوند به علامت (شرط = نشانه ) قیامت در ماه و حقیقت مرور سیاره سقر قسم خورده است. زیرا بزرگترین (نزدیکترین ) مرور آن یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت است. شبی که در آن به علت مرور سیاره سقر شب بر روز پیشی می‌گیرد ( توضیح : جهت چرخش زمین برعکس شده و خورشید از سمت مغرب طلوع می‌کند ) طبق فرموده خداوند تعالی :
    {وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (۳۱) كَلَّا وَالْقَمَرِ (۳۲) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۳) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (۳۴) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (۳۵) نَذِيراً لِّلْبَشَرِ (۳۶) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ(۳۷)} صدق الله العظيم [المدثر]
    {و اين جز هشدار و تذکری برای انسانها نيست!(۳۱) اين چنين نيست که آنها تصور می‌کنند سوگند به ماه،(۳۲) و به شب، هنگامي که (دامن برچيند و) پشت کند،(۳۳) و به صبح هنگامی که چهره بگشايد،(۳۴) که آن (حوادث هولناک قيامت) از مسائل مهم است!(۳۵)هشدار و انذاری است برای همه انسان‌ها،(۳۶) برای کسانی از شما که می‌خواهند پيش افتند يا عقب بمانند[ به سوی هدايت و نيکی پيش روند يا نروند](۳۷)}
    قبل از فرا رسیدن فتح بزرگ در عصر بعثت مهدی منتظر همانگونه که خداوند می فرماید :
    {وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (۲۸) قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ (۲۹) فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ(۳۰)} صدق الله العظيم [السجدة]
    {آنان می‌گويند: «اگر راست می‌گوييد، اين پيروزی شما کی خواهد بود؟!»(۲۸) بگو: «روز پيروزی، ايمان آوردن، سودی به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هيچ مهلت داده نمی‌شود!»(۲۹) حال که چنين است، از آنها روی بگردان و منتظر باش؛ آنها نيز منتظرند!(۳۰)}
    وآن همان فتح بین کافران به ذکر (قران ) و مومنان به آن است که در شب مرور سیاره آتش به وقوع می‌پیوندد پس به سوی خداوند واحد قهار فرار کنید و خداوند تعالی می‌فرماید :
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
    {آنها می‌گويند: «اگر راست می‌گوييد، اين وعده (قيامت) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولي اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشت‌های خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آيد و مبهوتشان می‌کند؛ آن چنان که توانايی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود!(۴۰)}
    همانا که در این بیان سرفصل‌هایی از بیانات دیگر نوشتیم تا دامی برای شما باشد شاید که برای گفتگو جرات پیدا کنید و گمان کنید که خواهید توانست بر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیره شوید و غلبه بر او را ساده ببینید سپس با دلیل علمی حق بر شما غلبه کرده و آنچه را که خود و پدرانتان نمی‌دانستید به شما خواهیم آموخت آیا تقوا نمی‌کنید؟ پس به سوی میز گفتگوی مهدی منتظر (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية)
    بیایید و بگویید : {سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ} خواهیم دید آیا راست می‌گویی یا از دروغ‌گویان هستی؟ اگر با بیان حق محکمات قرآن بر ما چیره شدی خداوند شما را در بیان حق قرآن برما برتری علمی داده و شما را امام مردم قرار داده تا با قران مجید آنان را به راه خداوند عزیز حمید هدایت کنی و اگر نتوانستی و علمای امت و یا یکی از آنها از آیات محکم قران ولو در یک مساله برشما چیره شد برای علمای مسلمین و پیروانشان آشکار می‌شود که شما دروغ‌گوی گستاخی هستی نه مهدی منتظر و بر همه انصار پیرو تو از همه کشورها جهان است که از پیروی از شما برگردند اگر یکی از علمای امت ولو فقط در یک مساله بر شما غلبه کند چرا که خودت بر خود حکم نمودی که عالمی از قرآن با شما مجادله نمی‌کند مگر که برآن غلبه کنی .
    پس ناصر محمد در جواب آنها می‌گوید :
    ای خطبای منابر و مفتیان بلاد در همه کشورها و خداوند واحد قهار و همه انصار سابقین اخیار در عصر گفتگوی قبل از ظهور این بین من و شماست و در این جا موضوع را خاتمه داده و بازگشت امور بسوی خداست او که از نگاه مخفی چشم‌ها و راز دل‌ها باخبر است و به خدا سوگند که به ناحق با نثر مبالغه نمی‌کنم و شعر نمی‌گویم بلکه با بیان حق ذکر (قران ) با شما مجادله می‌کنم و وحی جدیدی برای شما نیاورده‌ایم، بلکه شما را به راه و روش اولیه نبوت باز می‌گردانیم تا بر همان راهی باشید که محمد رسول الله و یاران او بودند آنها بر کتاب الله و سنت حق رسول بودند. آنها از قران و بیان آن تبعیت می‌کردند .
    و چه بسا سلیمان العلوان بخواهد سخن مرا قطع نموده و بگوید:" از امر شما ناصر محمد یمانی در شگفتم گاهی به نظر می‌رسد که به هیچ وجه به احادیث بیان در سنت نبوی ایمان نداری و به پیروی از قران و تمسک به آن دعوت می‌کنی و گاهی اوقات ما به پیروی از کتاب خدا و سنت رسولش دعوت می‌کنی ؟" پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ وی می‌گوید : شیخ محترم سلمان العلوان خدا تو را حفظ کند همانا که من شما را به پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسولش دعوت می‌کنم مگر زمانی که در سنت بیان آنچه با محکمات قران مخالف باشد، در این صورت از قرآن پیروی کرده و به آن تمسک جویید و آنچه را که مخالف محکمات قران باشد را رها کنید زیرا که آن حدیث مخالف قران از جانب الرحمن به شما نرسیده بلکه از جانب شیطان بر زبان اولیای او از شیاطین بشر رسیده است آنان که به ایمان تظاهر می‌کنند و مکر و کفر خود را مخفی می‌کنند تا مردم را ازراه احادیث از پیروی از ذکر (قران ) باز دارند پس از شیطان پیروی نکنید که من نصیحت کننده امین شما هستم.
    ای سلمان اگر بخواهی که خداوند دیده شما را به حق بگشاید به پروردگارت انابت کن تا قلبت را هدایت کند و با آنان که از آنچه خداوند نازل کرده بیزارند مباش زیرا که آن مخالف هوای آنان است و خداوند اعمالشان را باطل نموده زیرا بعضی از آنان شب و روز برای خاموش کردن نور ذکر (قران ) بر بشر در تلاشند و خداوند می‌خواهد نور خود را بر بشریت با بعث مهدی منتظر کامل کند هرچند که مجرمین از ظهور وی بیزارند.
    وسلام على المُرسلين والحمد ُلله رب العالمين.

    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..

    اقتباس المشاركة: 14473 من الموضوع: ( خطابات الإمام المهدي إلى فضيلتي الشيخين طارق السويدان وسليمان العلوان ) كونوا شهداء بالحقّ يا معشر الأنصار وكافة الزوار ..

    - 8 -
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
    27 - 05 - 1432 هـ
    30 - 04 - 2011 مـ
    05:09 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14444
    ــــــــــــــــــــ



    ردّ الإمام المهديّ من محكم الكتاب إلى الملحدين بوجود الله ..

    بسم الله الرحمن الرحيم ، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار من جنوده في السماوات والأرض، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسَلين والحمدُ للهِ ربِّ العالمين..

    ويا أخي الكريم، بارك الله فيك إنّما أُمرتُ أن أُجادلكم بكلام الله فوعدني ربّي أن يزيدني بسطةً في علم البيان الحقّ للقرآن على من يجادلني من القرآن العظيم حتى أقيم عليه حجّة العلم والسلطان من محكم القرآن، شرطٌ علينا أن يكون السلطان بيّناً من الرحمن في محكم القرآن تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15].

    إذاً سلطان العلم لا بدّ أن يكون بَيّناً للعلماء والعامة من الناس كون الدعوة إلى اتِّباع الحقّ دعوةً عامةً للجميع. ويا أخي الكريم وإن جادلتك بسلطان العلم من القرآن فسوف آتيك بأدلةٍ مقنعةٍ لكلّ ذي عقلٍ يتفكر. ولربّما السيد كاظم يود أن يقاطعني فيقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني إنّما أردنا أن تخاطبنا من خارج القرآن لإقناع الملحدين بربّهم لكونهم لا يؤمنون بالله وينكرون وجوده وكذلك ينكرون هذا القرآن فكيف السبيل لإقناعهم؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: نخاطبهم من القرآن العظيم بالآيات التي تخاطب العقل والمنطق حتى نقيم عليهم الحجّة منه بالحقّ.

    ومن ثم نأتي إلى سؤال السيد كاظم إذ يقول ما يلي:
    ارجو اعلامنا في بيان اثبات وجود الخالق بأدله جديده تختلف عن ما ذكر بالكتب والأحاديث ومختصرة ومقبولة لكل طبقات الناس
    ومن ثم نأتي إلى الرد بالبرهان من محكم القرآن من الرحمن مباشرةً بخطاب الله إلى كل إنسانٍ عاقلٍ بقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿٦الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الإنفطار]، وبما أنّ الإنسان لم يرَ ربه ولذلك جعل الله البصيرة على الإنسان على وجود الربّ هو خلق الإنسان، ولذلك قال الله تعالى: {الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الإنفطار].

    بمعنى أنَّ الإنسانَ على نفسه بصيرةٌ على وجود الربّ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    كون الله تعالى يفتي في محكم القرآن إنَّ لكل فعلٍ فاعلاً، فلا بدّ أن يكون هناك شيءٌ خلق الإنسان لكون الإنسان لم يخلق نفسه؛ إذاً لكل فعلٍ فاعلٌ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [الطور].

    وهذه أسئلةٌ ملقاةٌ من الربّ إلى الإنسان الملحد كما يلي:

    1 - {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، بل لكلّ فعلٍ فاعلٌ فلا بدّ أنّه يوجد هناك شيءٌ خلقني.

    2 -
    {أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، فلم أخلق نفسي.

    3 - {أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، فلم أخلق السموات والأرض.

    4 - {أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ} وجواب الإنسان العاقل: كلا، ليست لديَّ خزائن كل شيءٍ ولستُ المسيطر على ملكوت السماوات والأرض ولست المُتحكّم في حركة الشمس والقمر والليل والنهار. ومن ثم ينظر إلى ما حوله من مخلوقات الله الدالّة على وجوده تصديقاً لقول الله تعالى: {وَكَأَيِّن مِّنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ﴿١٠٥} صدق الله العظيم [يوسف].

    كون التفكّر فيما حوله من خلق الله يزيده يقيناً على وجود الربّ سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً لكون دعوة التأمل في السماوات والأرض تأتي باليقين إلى قلب الإنسان العاقل ولذلك قال الله تعالى:
    {أَفَلَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُ‌فِعَتْ ﴿١٨﴾ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَإِلَى الْأَرْ‌ضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾ فَذَكِّرْ‌ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ‌ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الغاشية].

    إذاً فالإنسان العاقل يستطيع أن يوقن وجود ربّه من خلال خلق الإنسانِ نفسِه وخلق ما حوله من السموات والأرض وما فيهما من خلق الله ومن ثم يرجع إلى عقله لطلب الفتوى: هل من المعقول أن يخلق الله هذا باطلاً سبحانه؟ فلا بدّ أن يكون له حكمةٌ عظيمةٌ من خلق الخلق فيُدرِك ذلك أولو الألباب المتفكّرون الذين توصّلوا إلى معرفة وجود ربّهم بالعقل والمنطق وأدركت عقولهم أنَّ ذلك الخالق الذي خلقهم هو المستحقّ لعبادتهم من دون خلقه كونه الذي خلقهم ولذلك فهو الأولى بعبادتهم، وهذا ما توصّل إليه أبونا إبراهيم عليه الصلاة والسلام بتفكير العقل والمنطق كونه لم يقتنع بعبادة قومه للأصنام وأراد أن يبحث له عن إلهٍ أسمى من الأصنام التي صنعوها بأيديهم وقال الله تعالى:
    {وَكَذَٰلِكَ نُرِ‌ي إِبْرَ‌اهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَ‌أَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الْقَمَرَ‌ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    فذلك هو الاجتهاد للبحث عن سبيل الحقّ بالعقل والمنطق، وبما أنّ الباحث عن الحقّ أبونا إبراهيم عليه الصلاة والسلام لم يقتنع بعبادة الكواكب والقمر المنير فأصاب قلبَه الحزنُ لكونه يريد أن يهتدي إلى سبيل الحقّ الذي يستحقّ العبادة ولكنّ عقله لم يقتنع بعبادة الكواكب لكون عقله يفتيه أنّ الخالق هو الأحقّ بالعبادة ولذلك قال:
    {فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم، ومن ثم نظر بنظرة التأمل إلى الشمس {فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم.

    وتوصّل إلى ذلك الباحث عن الحقّ نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام إلى الحقّ بادئ الأمر بالعقل والمنطق لكونه يرى إنَّ الذي فطر السماوات والأرض هو الأحقّ بعبادة عبيده وليس الحقّ أن يعبدَ العبيدُ العبيدَ؛ بل الأحقّ بالعبادة هو خالق العبيد فهو الربّ المعبود، ومن ثم ابتعث الله إليه رسوله جبريل عليه الصلاة والسلام فأوحى إليه ما أوحاه الله إلى رسوله جبريل ليوحيه إلى خليله إبراهيم عليه الصلاة والسلام فقال له:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:124].

    ومن ثم بدأ يحاجّ قومه بالعقل والمنطق ويدعوهم إلى عبادة الله وحده وقال الله تعالى:
    {وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ ﴿٥١إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام قام بدعوة قومه إلى عبادة الكواكب والشمس والقمر اجتهاداً منه؟ والجواب: كلا، كونه لا يزال مجتهداً لم يقتنع بعبادتهم؛ كونه لا يزال مجتهداً يبحث عن الحقّ حتى إذا هداه الله إلى الحقّ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩} صدق الله العظيم [العنكبوت].

    ومن ثم يتبيّن لعلماء الأمّة ما هو الاجتهاد بالضبط، وهو: البحث عن الحقّ بالعقل والمنطق حتى إذا هداه الله إلى الحقّ فوجده على بصيرةٍ من ربّه ومن ثم يدعو الناس إلى سبيل الله على بصيرةٍ، ولكن للأسف أنّ تعريف علماء الأمّة للاجتهاد كان من الأسباب الرئيسية لضلالهم عن الصراط المستقيم لكونهم يفتون المسلمين بفتاوى النسبية في % وليست مضمونة 100%، ولذلك يقول العالِم المفتي من بعد فتواه: "والله أعلم فإن أصبتُ فمِن الله وإن أخطأتُ فمن نفسي والشيطان" ويقول: "إنّما أنا مجتهد" ويزعمون أنَّ هذا هو تعريف الاجتهاد! ومن ثم يفتيهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني بتعريف الاجتهاد بالحقّ وأقول:

    ليس الاجتهاد أن تقولوا على الله ما لا تعلمون علم اليقين أنّه الحقّ من ربّ العالمين؛ بل الاجتهاد يطلق على الباحث عن الحقّ حتى يجده بعلمٍ وسلطانٍ بيِّنٍ من ربّ العالمين ومن ثم يدعو الناس على بصيرةٍ من ربّه.

    وبما أنّ خليل الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام يوم لا يزال مجتهداً لم يدعُ قومَه إلى عبادة أحد الكواكب كون عقله ليس مقتنعاً أصلاً بعبادتهم من دون الله ولذلك قال الله تعالى:
    {فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77].

    حتى إذا آتاه الله العلم من عنده بالبصيرة الحقّ المقنعة للعقل والمنطق، ولذلك يدعو أباه إلى سبيل ربّه على بصيرة العلم الحقّ الذي لا يحتمل الشك، ولذلك قال خليل الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام لأبيه:
    {يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَ‌اطًا سَوِيًّا ﴿٤٣﴾ يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّ‌حْمَـٰنِ عَصِيًّا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [مريم].

    ولكن للأسف الشديد إنَّ علماء المسلمين لا يهتمّون بالعقل والمنطق ولا بتدبّر آيات القرآن العظيم؛ بل يدرسون سِنيناً في كتيّبات البشر؛ كتاب فلان بن فلان وكتاب فلان بن فلان ليحفظوا ما في تلك الكتب والمؤلفات دونما يستخدمون عقولهم لِما وجدوه فيها، وكأنّ أولئك المؤلفين في نظرهم أنبياءٌ مرسَلون من ربّ العالمين! وكل حزبٍ بما لديهم من العلم فرحون ويزعمون أنَّ ما لديهم عن أئمّتهم هو الحقّ والآخرون على باطل.

    ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ وأقول: إنّ سلطان العلم للحكم الفصل ينبغي أن يكون من محكم القرآن وليس من منطق فلان بن فلان، أفلا تتّقون؟ فكم أضلَلْتم أنفسكم وأضلَلْتم أمّتكم باتّباع لهو الحديث الفارغ من الحقّ فضلَلْتم عن سبيل الله، ولكنّي الإمام المهديّ أتحدّى بسلطان العلم المباشر من الرحمن آتيكم به من محكم القرآن بآياتٍ بينِّاتٍ لعلماء المسلمين وعامتهم لكلّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ وأولو الألباب ممّن أظهرهم الله على أمرنا لمن الشاهدين.

    ويا معشر هيئة كبار العلماء بالمملكة العربيّة السعوديّة، ويا معشر هيئة علماء اليمن وجميع علماء المسلمين والنصارى واليهود: إنّ دعوة الإمام المهديّ هي عامةٌ إلى الناس جميعاً، فلم يجعلني الله إماماً فقط للمسلمين بل للناس أجمعين لمن أراد أن يتّبع الحقّ منهم فأدعوهم على بصيرةٍ من الله بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، ولن أستطيع أن أُهيمن عليهم لو نحتكم إلى كتيّباتهم التي أَفنوا أعمارهم في دراستها حتى ألْهَتْهم دراسة الكتب في مكتباتهم عن دراسة كتاب الله القرآن العظيم وتدبّر آياته ولم يحفظه الله من التحريف عبثاً بل ليدّبّروا آياته ويتّبعوا الحقّ من ربّهم تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].

    ولم يحفظه الله من التحريف عبثاً بل لتتّبعوه، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].

    ولربّما يودّ فضيلة الشيخ السيد كاظم أو فضيلة الشيخ سلمان العلوان أو فضيلة الشيخ طارق السويدان أن يقاطعوني فيقول أحدهم: "فهل هذا يعني أنّك يا ناصر محمد اليماني لن تتّبع ما وجدنا عليه آباءنا على نهج كتاب بحار الأنوار عن أئمة آل البيت؟"، ويقول آخر: "فهل هذا يعني يا ناصر محمد اليماني أنك لن تتّبع ما وجدنا عليه آباءنا على نهج كتاب البخاري ومُسلم وغيرهم من كتب أئمة الأمة؟ فلماذا لم يكتشف السّلَف ما اكتشفته أنت من الضلال حسب زعمك أنّك ترانا على ضلالٍ مبينٍ في كثيرٍ من العقائد؟ كونك تنكر شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود، وتنكر عذاب القبر، وتنكر حدّ الرجم للزاني المتزوج، وتنكر رؤية الله جهرةً، وتنكر زواج المتعة، وتنكر معجزات الله التي يؤيّد بها المسيح الكذاب، وتنكر مسائلَ كثيرةً وجدنا عليها آباءنا! فإنك كذابٌ أشِرٌ ولست المهديّ المنتظر." ومن ثمّ يردّ عليكم المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم وأقول:
    {قُلْ آللَّـهُ أَذِنَ لَكُمْ ۖ أَمْ عَلَى اللَّـهِ تَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [يونس:59].

    ولكنّي أحاجّكم بما أمركم به الله وآتيكم بالبرهان من محكم القرآن بآياتٍ بيِّناتٍ لعلماء المسلمين وعامتهم؛ فحين أُنكر شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود ومن ثم آتيكم بالبرهان الحقّ للبيان على تلك الفتوى من محكم القرآن وأقول قال الله تعالى:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وحين أُنكر حدّ الرجم للزاني المتزوج؛ ومن ثم آتيكم بالبرهان المبين لحدّ الزانيات المحصنات الحُرّات نستنبطه من خلال حدّ الأمَة بقول الله تعالى:
    {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:25].

    وحين أُنكر عذاب القبر أنّه على الروح من دون الجسد في النار في ذات النار التي وعد الله بها الكفار ومن ثم نأتيكم بالبرهان المبين عن موقع الكفار من بعد الموت وقبل البعث أنّهم في كوكبٍ يدور من حول أرض البشر مثله كمثل الشمس تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص]. فكيف يكون القبر ملأً أعلى الأرض؟ بل النار هي في كوكبٍ آخرَ تدور من حول أرضكم وقد اقترب مرورها فتلفح وجوه المكذِّبين منكم.

    ولربّما يودّ أن يقاطعني فضيلة الشيخ العلوان ويقول: "مهلاً مهلاً يا من يزعم أنّه المهديّ المنتظَر، فكيف تقول إنّ الله سوف يهلك الكفار المكذِّبين بالذِّكر بنار الله سقر فتأتيهم بغتةً وهم لا يزالون في الدنيا من قبل الآخرة؟"، ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني بالردّ المباشر نستنبطه لهم من محكم الذِّكر في قول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    ولربّما يودّ فضيلة الشيخ طارق أن يقول: "وهل سوف تلوح للناظرين من البشر بالفضاء وهم لا يزالون في الحياة الدنيا؟"، ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: قال الله تعالى:
    {وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [المدثر].

    ومن ثم يقاطعني طارق مرةً أخرى فيقول: "وما يقصد الله بقوله
    {لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ} صدق الله العظيم؟". ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: بمعنى أنّها تظهر للبشر فتمرّ على أرضهم من حينٍ إلى آخرَ بعد أمدٍ بعيد، وأقرب المرورات لكوكب سقر هو في عصر بعث المهديّ المنتظَر ليلة مرور كوكب سقر ليلة يسبق الليل النهار فاتّقوا الله يا أولي الأبصار! أفلا تعلمون أنّ مرورها الأقرب هو شرطٌ من أشراط الساعة الكبرى بعد أن تدرك الشمس القمر في أوّل الشهر فيسبِّب انتفاخ الأهلّة فترونه في ليلته الأولى وعمره ليلتان؟ وأَقسمَ الله بشرط الساعة في القمر على حقيقة مرور كوكب سقر كون مرورها الأكبر هو أحد اشراط الساعة الكُبَر ليلة يسبق الليل النهار بسبب مرور كوكب سقر تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [المدثر].

    قبل مجيء الوعد بالفتح الأكبر في عصر بعث المهديّ المنتظَر تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٢٩فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿٣٠} صدق الله العظيم [السجدة].

    وذلكم هو الفتح بين الكافرين بالذِّكر والمؤمنين بالذِّكر يحدث ليلة مرور كوكب النار، فالفرار الفرار إلى الله الواحد القهار تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    وإنّما كتبنا في هذا البيان رؤوس أقلامٍ لبياناتٍ أخرى فخّاً لكم لعلكم تتجرّأون على الحوار بظنّكم أنكم سوف تُهيمنون على الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني فترون أمره بسيطاً ومن ثم نُهيمن عليكم بسلطان العلم الحقّ ونُعلِّمكم ما لم تكونوا تعلمون لا أنتم ولا آباؤكم الأولون، أفلا تتّقون؟

    فهُبّوا إلى طاولة الحوار للمهديّ المنتظَر
    (موقع الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلاميّة) وقولوا: "سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ، فإن هيمنتَ علينا بسلطان العلم من محكم القرآن فقد زادك الله بسطةً في علم البيان الحقّ للقرآن وجعلك للناس إماماً كريماً لتهديهم بالقرآن المجيد إلى صراط العزيز الحميد، وإن لم تفعل وهيمن عليك علماء الأمّة أو أحدهم من محكم القرآن ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقد تبيَّن لعلماء المسلمين وأمّتهم أنّك كذابٌ أشِرٌ ولست المهديّ المنتظَر، وعلى جميع الأنصار ممّن تبعك في جميع الأقطار لدول البشر أن يتراجعوا عن اتِّباعك لو غلبك أحد علماء الأمّة ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط فقد حكمتَ على نفسك بنفسك بقولك أنّه لا يجادلك عالِم من القرآن إلا غلبتَه" ومن ثمّ يردّ عليهم ناصر محمد وأقول: ذلك بيني وبينكم يا خطباء المنابر ومفتي الديار في جميع الأقطار لدول البشر ويشهد عليه الله الواحد القهار و كافة الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، وقضي الأمر وإلى الله ترجع الأمور يعلمُ خائنة الأعين وما تخفي الصدور، وتالله لا أبالغ بغير الحقّ بالنثر ولا نقول لكم الشعر بل نجادلكم بالبيان الحقّ للذِّكر فنستنبط لكم البرهان من محكم القرآن ولم نأتِكم بوحيٍ جديدٍ؛ بل لنعيدكم إلى منهاج النبوّة الأولى حتى تكونوا على ما كان عليه محمدٌ رسول الله والذين معه كانوا على كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ كانوا يتّبعون قرآنه وبيانه.

    ولربّما يودّ سليمان العلوان أن يقاطعني فيقول: "عجبٌ أمرك يا ناصر محمد اليماني! فأحياناً وكأنّك لا تؤمن بأحاديث البيان في السُّنة النّبويّة مطلقاً وتدعو إلى اتِّباع القرآن والاعتصام به وأحياناً أخرى تدعونا إلى اتّباع كتاب الله وسنة رسوله!". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: يا فضيلة الشيخ سلمان العلوان حفظك الله، إنّما أُناديكم باتّباع كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، إلا حين تجدون في سُنّة البيان ما يخالف لمحكم القرآن فاتّبعوا القرآن واعتصموا به وذروا ما يخالف لمحكم القرآن في سُنّة البيان لكون ذلك الحديث المخالف لمحكم القرآن جاءكم من عند غير الرحمن؛ بل من عند الشيطان على لسان أوليائه من شياطين البشر من الذين يُظهِرون الإيمان ويُبطِنون الكفر والمكر ليصدّوا البشر عن اتّباع الذِّكر عن طريق علم الحديث، فلا تتّبعوا الشيطان إنّي لكم ناصحٌ أمينٌ.

    و يا سلمان، إن كنتَ تريد أن يُبصِّرك الله بالحقّ فأنِب إلى ربِّك ليهدي قلبك ولا تكن مع الذين كرِهوا ما أنزل الله كونَه مخالفاً لأهوائهم فأحبط أعمالهم لأنّ منهم من يسعى الليل والنهار ليطفئ نور الذِّكر على البشر ويأبى الله إلا أن يُتمّ نوره ببعث المهديّ المنتظَر ولو كره المجرمون ظهوره.

    وسلام على المرسَلين، والحمدُ للِه ربِّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ________________





  9. افتراضي

    - 9 -
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
    28 - جمادی الأول - 1432 هـ
    01 - 05 - 2011 مـ
    ۱۱-اردیبهشت-۱۳۹۰ه.ش
    05:31 صباحاً

    [ لقراءة المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14514
    ــــــــــــــــــــــ


    هدف و مأموریت مهدی منتظر
    هدایت بشر است تا مردم امتی واحد در راه راست-صراط مستقیم- باشند.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وجميع المُسلمين، أمّا بعد.

    سلامُ الله عليكم ورحمته وبركاته برحبیبان خداوند، انصار مهدی منتظر دردوران"گفتگو قبل از ظهور"؛ فرض کنیم مردی از میان انسان‌ها در پایگاه مهدی منتظر ثبت نام و ادعای ربوبیت کند. مهدی منتظر نیز او را بیرون نرانده و طرد نمی‌کند حتی اگر آن مرد به جای خداوند ادعای ربوبیت کرده و بگوید:
    {أَنَاْ رَبُّكُمُ الأَعْلَى}!

    {
    من پروردگار برتر شما هستم! }
    دراین صورت خواهید دید که مهدی منتظر به توصیه‌ای که خداوند در آیات محکم کتابش به رسولان خود موسی و هارون علیهم الصلاة و السلام نموده است تا در برابر فرعون که گفته بود
    {أَنَاْ رَبُّكُمُ الأَعْلَى}! [النازعات:۲۴]
    {
    من پروردگار برتر شما هستم! }
    پای‌بند خواهد بود. با اینکه فرعون ادعای خدایی می‌کند؛ اما ببینید که خداوند ارحم الراحمین به رسولان خود موسی و هارون علیهم الصلاة و السلام چه توصیه‌ای می‌کند و علت آن هم اشتیاق خداوند تعالی به هدایت شدن بنده‌اش است تا چه بسا متذکر شود یا بترسد؛ با اینکه فرعون در زمین ادعای بزرگی کرده بود و از مفسدان بود و می‌گفت:

    {فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}
    { من پروردگار برتر شما هستم! }
    و با اینکه این سخن جرم بزرگی در حق خداوند است اما پروردگار به رسول خود موسی و هارون توصیه می‌کند که در دعوت خود حکمت بکار گیرند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (۴۳) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى(۴۴)}
    صدق الله العظيم [طه].
    { به سوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است! (۴۳) اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد! (۴۴)}
    ای حبیب مهدی منتظر؛ حسین بن عمر و انصار پیشگام برگزیده عزیزم، هنگام دعوت مردم به راه خداوند؛ با آنان با ملایمت سخن بگویید؛ هرچقدر هم که نسبت به حق غیرت داشته باشید؛ خشم خود را فرونشانده و برای خداوند و تحقق هدفمان، یعنی هدایت تمام امت‌ها صبر پیشه کنید؛ مگراینکه برایتان روشن شود آنها از شیاطین بشر هستند که بعد از اقامه حجت علمی و برهان‌های قوی و روشن در برابرشان، حتی اگر راه حق را ببینند؛ آن را انتخاب نمی‌کنند. ای حبیبان خداوند و خلیفه‌ی او، مأموریت مهدی منتظر هدایت تمام بشریت؛ از کفار و ملحدان و مؤمنینی است که به خداوند شرک آورده‌اند تا خداوند همه مردم را به امت واحدی تبدیل نماید که در راه راست-صراط مستقیم- بوده و خداوند یگانه را عبادت کرده و هیچ چیز را با وی شریک نگیرند. هریک از شما که رضوان الله غایت شماست نه وسیله-برای رسیدن به بهشت- بدانید که خداوند از کفر بندگان خود راضی نیست؛ بلکه شکر بندگان او را راضی می‌کند؛ شکر پروردگاری که آنان را آفریده و با نعمت خود بر آنان منت گذاشته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ(۷)}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است و هرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می‌پسندد}
    وهدف امام مهدی عبدالنعیم اعظم و انصارش که حبیبان خداوند و بهترین مردم و آفریده‌ها هستند، این است که رضوان خداوند درنفسش به عنوان هدفشان محقق گردد نه به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به بهشت. ممکن است یکی از کسانی که اهل معامله با پروردگارشان هستند بخواهد بگوید:" ولی من خدا را برای این عبادت می‌کنم که از من راضی شده و مرا از آتشش نجات داده و به بهشت خود بفرستد." پس امام مهدی عبد نعیم اعظم و ناصر محمد درجواب می‌گوید: ای اهالی تجارت با خداوند؛ پروردگار خلف وعده نمی‌کند و تجارت شما را می‌پذیرد و نفس و مال تو را در برابر ورودت به جنت المأوی که نزد سدرة المنتهی است، می‌خرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ}
    صدق الله العظيم [التوبة:۱۱۱].
    {خداوند از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛}
    ولی اگر خداوند را بیش از جنت النعیم و حورالعین دوست داشته باشی، آیا می‌توانی به نعیم جنت و حورها و قصرهای آن راضی شوی؛ در حالی که محبوب‌ترین چیز در نزد تو یعنی خداوند رحمن در نفس خود راضی نیست و به خاطر بندگانی متحسر است که تلاش‌شان در دنیا گم شده و هدر رفته، در حالی که تصور می‌کردند در مسیر هدایتند؟ عزیزان من تصور کنید که والدین یا فرزند یا برادرتان در آتش باشد و همراه اهل آتش فریاد بکشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ}
    صدق الله العظيم [فاطر:۳۷].
    { آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!»}
    تصورکنید اگروالدین یا فرزندان و یا برادرتان از اصحاب آتش باشند چقدر متحسر خواهید بود؛ علت آن هم این است که قلب انسان نسبت به خانواده‌اش به شدت احساس ترحم می‌کند؛حال با حسرت خداوندی که بیش از مادر به فرزندش، رحم دارد و ارحم الراحمین است چه می‌کنید؟ تصور کنید شدت حسرت خداوند برای امت‌هایی که رسولان پروردگارشان را تکذیب کرده و به همین دلیل نیزخداوند آنان را هلاک کرده و بلافاصله بعد از هلاکت، وارد آتش شده‌اند؛ چه حدّ است؟ با اینکه خداوند ظلمی درحقشان نکرده و این خود آنان هستند که درحق خود ظلم کرده‌اند اما به خاطر آنان حزین است و حسرت می‌خورد؛ وعلی‌رغم این-مقصر بودن خود بندگان-عذاب دادن آنها برایش خوشایند نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾}
    صدق الله العظيم [يس].
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
    لذا انصارعزیزم؛ ما می‌خواهیم سعادت را به نفس خداوند بیاوریم تا در نفس خود راضی باشد و این امر محقق نخواهد شد مگر با هدایت بندگان خدا، اما اگر شما از خداوند بخواهید برخی را عذاب کند، چرا که از روی جهل، امر ما را تأیید نمی‌کنند و یا آنها را برانید و لذا هدایت نشده و خداوند روگردانان از ذکر را هلاک نماید، در این صورت ما سعادت در نفس خداوند را محقق نکرده‌ایم، بلکه باعث اضافه شدن به حسرت در نفس خداوند شده‌ایم، چون امت جدیدی به خاطر روگرداندن از حق هلاک شده‌اند.

    لذا انصار عزیزم؛ برشماست که صبر پیشه کرده و خشم خود را به خاطر تحقق هدف بزرگ که همانا هدایت تمام بشریت است فرونشانید؛ با مردم به نیکی سخن بگویید و در برابر مؤمنان خاشع و در برابر کافران عزتمند باشید. تنها دربرابر کافرانی که در دین با شما می‌جنگند با درشتی و قدرت برخورد نمایید، اما با گروه دیگری از کافران که در دین به جنگ شما نیامده‌اند؛ برطبق توصیه خداوند به نیکی و قسط رفتار نمایید، چه بسا که رفتار خوب شما با آنان، موجب هدایتشان گردد.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِ‌جُوكُم مِّن دِيَارِ‌كُمْ أَن تَبَرُّ‌وهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨﴾ إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَ‌جُوكُم مِّن دِيَارِ‌كُمْ وَظَاهَرُ‌وا عَلَىٰ إِخْرَ‌اجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٩﴾}
    صدق الله العظيم [الممتحنة].
    { خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی‌کند؛ چرا که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد. (۸) تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی می‌کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون‌راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است! (۹)}
    انصارپیشگام برگزیده عزیزم، برای تحقق هدف هدایت بشر که مأموریت مهدی منتظر است تا مردم را در راه راست به امتی واحد تبدیل سازد؛ مشتاق و حریص باشید و شاهد باشید که امام مهدی برای به هلاکت رسیدن آنها دعا نمی‌کند، تنها شیاطین بشر که به جنگ با نور خداوند آمده‌اند ما را مجبور می‌کنند که چنین دعایی درحق شان بکنیم؛ برای همین شما در حق هیچ انسانی چنین دعایی نکنید، و بگویید:"خداوندا تو ازبنده‌ات نسبت به بندگانت مهربان‌تری، پس آنان را به راه راست-صراط مستقیم-هدایت فرما" و برای کافرانی که إصرار دارند که از پیروی از حق آمده از پروردگارشان روبرگردانده و نسبت به آن تکبر ورزند طلب استغفار نکنید، چون خداوند آنان را نخواهد بخشید؛ اما حق دارید که برای هدایت شدن قلبشان دعا کنید تا خداوند آنها را هدایت نماید و با هدایت شدنشان مورد مغفرت قرار خواهند گرفت که خداوند غفور و رحیم است، چه برسد به برادران مسلمانتان ؟
    به برادر دینیمان استاد کاظم خیر مقدم می‌گوییم؛ عزیز من همان طور که برایت گفتم؛ آیاتی در کتاب خداوند وجود دارد که خطاب به کافران ملحدی است که وجود پروردگارشان را انکار می‌کنند؛ ازجمله این فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾}