الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 06 - 1428 هـ
20 - 06 - 2007 مـ
۳۰-خرداد-۱۳۸۶ه.ش.
12:17 صباحـاً
_________


یمانی منتظر از مؤمنان دعوت می‌کند از عبادت بندگان دست برداشته و پروردگار بندگان(رب العباد) را عبادت کنند..

(فتوای مهدی منتظر درباره توسل به ائمه اطهار..)
بسم الله الرحمن الرحيم ، و خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إلا وَهُم مشركونَ (۱۰۶)} صدق الله العظيم [يوسف]
{و بيشترشان به خدا ايمان نياورند مگر اینکه ( به نوعی) مشرکند }
از یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم؛ امام ناصر محمد یمانی به تمامی مسلمانان و همه مردم، و سلام بر کسانی که از مسیر هدایت به سوی راه راست-صراط مستقیم- پیروی می کنند.
ای جماعت مسلمانان؛ احدی را همراه خداوند نخوانید و به شما فرمان می‌دهم نسبت به توسل جستن به بندگان مقرب خداوند کافر شوید چرا که شرک به خداوند است؛ به درگاه آنان دعا نکنید تا شفیع شما در نزد خداوند باشند؛ این شرک به خداوند است. بیایید تا با قرآن عظیم برای‌تان حکمیت کنیم تا روشن شود نتیجه و عاقبت امر کسانی که به جای خداوند بندگان مکرم او را می‌خوانند چه خواهد شد و آیا این بندگان مکرم قادرند نفعی به دعا کنندگان برسانند یا این که از کسانی که به جای خداوند؛ آنها را خوانده‌اند تبری می‌جویند؟ همان طور که پیش از این برای‌تان توضیح داده و روشن نمودیم، علت بت پرستی مبالغه در حق بندگان مقرب و غلو به ناحق درمورد ایشان بوده است تا جایی که بعد از مرگ هر یک از کسانی که مستجاب الدعوه بوده و کراماتی داشتند؛ مردمی که بعد از آنها بودند، درحق‌شان مبالغه می‌کردند. درباره آنها به ناحق مبالغه شده و سپس مجسمه و تمثالی از هرکدام می‌ساختند و به جای خداوند به درگاه آنان دعا و درخواست می‌کردند. این عبد مکرم از دنیا رفته بود، اگر زنده و در میان مردم بود؛ آنها را از چنین کاری منع می‌کرد ولی شرک بعد از مرگ او رخ داده است.
بیایید تا به گفتگو بین مؤمنانی که مشرک شده و با عبادت بندگان مکرم کارشان به شرک کشیده شده است و همین طور گفتگوی کافرانی که بدون دانستن سرّ عبادت بت‌ها و تنها بر پایه پیروی از پدران و پدربزرگ‌هایشان پا در جای پای آنها گذاشته وبه بت پرستی می‌پرداختند نگاهی کنیم . خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (۶۲) قَالَ الَّذِينَ حقّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (۶۳)}صدق الله العظيم [القصص]
{روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!» (۶۲)گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم؛ ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
و حال تأویل حق این آیات را برای‌تان می‌آوریم و سزاوار نیست که با تأویل نادرست و ناحق و با گمان و ظن به خداوند نسبت بدهم که ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. و اما تأویل حق این فرموده خداوند:
{وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (۶۲)}
{روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!»
مقصود خداوند این است که بندگان مقربی که به جای من از آنها درخواست می‌کردید کجا هستند؟ و کسانی که بت پرست بودند می‌گویند:"خدایا اینها ما را اغوا کردند" و منظورشان پدران‌شان است چون آنها پدران‌شان را بت پرست یافته بودند و از چرایی بت پرستی ایشان و راز بت پرستی آنان بی‌خبر بودند و پا جا پای آنها گذاشتند؛ بدون آن که از راز آن باخبر باشند در حالی که پدرانشان از سرّ عبادت بت‌ها آگاهی داشتند. حال به پاسخ پدران‌شان نگاه کنید:
{ أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}
{ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم}

منظورشان این است که آنها برای نزدیک شدن به خداوند، بندگان مقرب خداوند را عبادت کرده و باعث گمراهی و به بی‌راهه رفتن امت‌های بعد از خود شده‌اند. سپس خداوند حجاب بین آنها و بندگان مقرب را بر می‌دارد. پس آنها را دیده و می‌شناسند؛ همان گونه که در حیات دنیوی آنها را می شناختند؛ همانانی که بعد از مرگ در حق‌شان مبالغه کرده بودند؛ و خداوند تعالی می‌ فرماید:
{وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ (۸۶)} صدق الله العظيم [النحل]
{هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید!}
خداوند حجابی که مانع می‌شد یک‌دیگر را ببینند برمی‌دارد و آنها قادر می‌شوند هم‌دیگر را ببینند و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ (۸۶)} صدق الله العظيم [النحل]
{هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید!}
و مقصود از زایل شدن (فَزَيَّلْنَا) درآیه این است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (۲۸)} صدق الله العظيم [يونس]
{روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب میان آنها را برمی‌داریم و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما ما را عبادت نمی‌کردید!»}
سپس بندگان مقرب می‌گویند:
{تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (۶۳)} صدق الله العظيم [القصص]
{ما از آنان به سوی تو تبری وبیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
و این تأویل حق فرموده خداوند تعالی است:
{وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (۶۲) قَالَ الَّذِينَ حقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (۶۳)}
صدق الله العظيم [القصص]

{روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!» (۶۲)گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم؛ ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم.ـبندگان مقرب در پاسخ آنها می‌گویند- ما از آنان به سوی تو تبری و بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
ای مسلمانان به این ترتیب بندگان مقرب خداوند نسبت به عبادت شدن به جای خداوند توسط این بندگان، کافرند. سیاق آیه و ضدیت آنها را با این عمل می‌بینید. تصدیق فرموده خداوند تعالی :
{وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً (۸۱) كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاً (۸۲)} صدق الله العظيم [مريم]
{و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی(معبودان) منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدّشان قیام می‌کنند! (۸۲)}
لذا ای شیعیانی که از ائمه اهل بیت طلب شفاعت می‌کنید؛ شما و تمام مذاهبی که از بندگان مقرب خداوند می‌خواهند شفیعشان باشند؛ همگی به خداوند شرک آورده‌اید چرا که آنان، مانند شما بنده خداوندند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً (۵۶) أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ ربّك كَانَ مَحْذُوراً (۵۷)} صدق الله العظيم [الإسراء]
{ بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید، بخوانید! آنها نه می‌توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (۵۶) کسانی را که آنان می‌خوانند، در طلب وسیله اند، تا کدامشان نزدیکتر(به خداوند) باشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
این در مورد مؤمنان مشرک بود که بندگان مقرب را شریک خدا گرفته‌اند. اما اقوامی وجود دارند که به جای خداوند، شیطان پرستند و شیاطین به حضورشان رسیده و خود را به عنوان فرشتگان مقرب خداوند معرفی می‌کنند؛ اینان نیز در برابرشان به خاک افتاده و سجده می‌کنند. وقتی از آنان سؤال شود معبودتان کیست می‌گویند: فرشتگان مقرب. سپس از فرشتگان مقرب سؤال می‌شود که آیا اینها شما را عبادت می‌کردند،
خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ (۴۰) قَالُوا سبحانكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الجنّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ (۴۱)} صدق الله العظيم [سبأ]
{روزی را که خداوند همه آنان را بر می‌انگیزد، سپس به فرشتگان می‌گوید: «آیا اینها شما را پرستش می‌کردند؟!» (۴۰) آنها می‌گویند: «منزّهی (از اینکه همتایی داشته باشی)! تنها تو ولیّ مائی، نه آنها؛ بلکه جنّ را پرستش می‌نمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!» (۴۱)}
اینان کسانی هستند که توسط شیطان از راه راست منحرف شده‌اند در حالی که خود را هدایت یافته می‌پنداشتند. تمام این فرقه‌های ضاله و گمراه تصور می‌کنند هدایت شده‌اند و به آنها گمراهان یا بی‌راهه روندگان از حق (الضالین) اطلاق می‌شود .آنها از این که در گمراهی آشکار هستند بی‌خبرند و با وجود این که تصور می‌کنند اعمال‌شان نیک و پسندیده است اما تلاش‌شان در دنیا به هدر رفته است.

اما فرقه دیگری هستند که گمراه نیستند، بلکه دید و بینشی قوی دارند. اما اگر راه حق را ببینند؛ با وجود آگاهی از حق بودنش آن را بر نمی‌گزینند و با یافتن راه غلط و با علم به این که آن راه باطل است-عامدانه و آگاهانه- در آن گام می‌نهند. اینان شیاطین بشراند. آنها از گمراهان (الضالین) نیستند، بلکه مغضوبان درگاه خداوندند(مغضوب علیهم) و خداوند نسبت به آنها به شدت خشمگین و غضبناک است! چگونه است که اگر راه حق را ببینند از آن دوری کرده و با دیدن راه غلط و باطل به سوی آن می‌شتابند؟! چگونه است که محمد رسول الله را مانند پسران خود می‌شناسند- و یقین دارند او رسول خداوند است- ولی در برابر دعوت او به شدت مقاومت کرده و مردم را از دعوت حق ایشان منحرف می‌سازند!؟ سر پیچی آنها از اوامر خداوند شدیدترین تمرد است، آنها بیش از هر کسی سزاوار وارد شدن به آتش جهنمند. با خداوند و اولیاء او محاربه کرده و با وجود این که از حقّ بودن آن آگاهند؛ ولی به شدت بر علیه آن مکر و دسیسه می‌کنند. به جای خداوند طاغوت را پرستش می‌کنند و می‌دانند معبودشان شیطان رانده شده است که دشمن خداوند ودشمن دوستان و اولیاء اوست. برای همین شیاطین اولیائی غیر از خداوند برمی‌گزینند و با شیاطین مؤنث نزدیکی می‌کنند تا خلقت خداوند را تغییر دهند و شیاطین جن از طریق نسل انسان تولید مثل کرده و جمعیت خود را افزایش می‌دهند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النّار مَثْوَاكُمْ خَالدّين فِيهَا إلا مَا شَاء اللّهُ إِنَّ ربّك حَكِيمٌ عَليمٌ (۱۲۸)} صدق الله العظيم [الأنعام]
{و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسان‌ها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
آنها بدون حساب وارد آتش می‌شوند یعنی به جهنم رفتن آنها تا روز قیامت به تأخیر نمی‌افتد و بلا فاصله بعد از مرگ وارد آتش می‌شوند. آنها شیاطین بشرهستند و در هر زمان و مکانی که باشند بعد از مرگ مستقیم وارد آتش می شوند. برعکس آنها بندگان مقرب خداوندند که با حساب وارد بهشت نمی‌شوند یعنی تا روز قیامت منتظر نمی‌شوند تا بعد از محاسبه اعمال به بهشت بروند؛ بلکه بلافاصله بعد از مرگ وارد بهشت شده و تا زمانی که آسمان‌ها و زمین برقرار باشند در آن ساکنند و شیاطین بشر نیز تا زمان برپا بودن آسمان‌ها و زمین در آتش خواهند ماند.
اما اصحاب یمین، ورود آنها به بهشت تا روز برانگیختگی و محاسبه به تأخیر می‌افتد؛ یعنی ورود آنها به بهشت بعد از برپایی قیامت خواهد بود و بعد از آن که مورد محاسبه قرار گرفتند وارد بهشت شده و در آنجا از نعمت‌های بی حساب خداوند برخوردار خواهند شد. در مورد گمراهان نیز چنین است و ورود آنها به آتش نیز تا روز قیامت به تأخیر می‌افتد و بعد از حساب رسی در قیامت؛ وارد جهنم شده و بی حساب از "شجرة الزقوم" تغذیه خواهند شد؛ طعام ناپاکی که درشکم مانند پاره‌ای ازآتش جهنم است. منظور از "حساب" این است که مورد محاسبه قرار می‌گیرند تا روشن شود خداوند در حق آنها هیچ ظلمی نکرده و ورود به آتش حاصل عملکرد وظلمی است که خود در حق خودشان کرده‌اند. اما شیاطین بشر در حالی که در همین دنیا زندگی می‌کنند آگاهند که به بیراهه رفته وآشکارا درگمراهیند. آنها دوبار وارد آتش می‌شوند؛ بار اول در زندگی برزخی و بلافاصله بعد از مرگ‌شان وبار دیگر در روزی که مردم –برای رسیدگی به اعمال- در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند.
ای مسلمانان؛ بیایید تا تفاوت بین اصحاب یمین و مقربین را برای‌تان روشن نمایم و تفاوت درجه آنها را برای‌تان بازگو کنم؛ به راستی که بین انجام اعمال واجب و انجام اعمال نافله که به قصد قربت انجام می شوند ۶۹۰ پله تفاوت وجود دارد؛ اصحاب یمین به محبت خداوند دست نیافته‌اند بلکه تنها رضای او را کسب کرده‌اند؛ یعنی اینکه خداوند نسبت به آنها خشمگین نبوده و از آنها راضی است؛ چون آنها اعمال واجب شده از جانب خداوند را بجا آورده‌اند ولی به اعمال اختیاری نزدیک نشده‌اند؛ اعمالی که خداوند آنها را اجبار نکرده است ولی اگر کسی بخواهد به قصد قربت آنها را بجا می‌آورد. آنها این اعمال را انجام نداده‌اند بلکه فقط صدقه زکات واجب را پرداخته‌اند و با صدقات نافله قصد قربت بیشتر به خداوند را نکرده‌اند.
و ای مؤمنان بدانید که فرق این دو بسیار بزرگ است پس
بیایید به این تفاوت نگاهی کنیم:
و اما مقربان؛ صدقه‌ای را که خداوند
بر آنها فرض نموده می‌پردازند و این عمل‌شان؛ مانند اعمال نیکی که اصحاب یمین انجام می‌دهند در نزد خداوند ده برابر می‌شود؛ سپس در راه خداوند به صورت نافله و برای بدست آوردن رضای خداوند و قربت به او صدقات بیشتری می‌دهند تا در ایمان خود نیز ثابت قدم‌تر گردند؛ این پرداخت‌ها مانند زکات اجباری نیست ؛ خودشان می‌خواهند پرداخت کنند و چون خداوند از آنها کریم‌تر است لذا بین اعمال واجب و نافله فرق بسیار زیاد ۶۹۰ پله‌ای قائل شده است وآنها را بیشتر دوست داشته و به خود نزدیک می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۶۰]
{هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد}
این همان اعمال حسنه‌ای است که بر انسان فرض شده و واجب است؛ نافله قبول نمی‌شود مگر اینکه وظایف واجب انجام شوند و سپس نوبت اعمال اختیاری و داوطلبانه می‌رسد؛ خداوند در قرآن عظیم به صراحت تفاوت بین اینها را آورده است؛ اعمال نیک واجب ده برابر پاداش داده می‌شوند ؛ اما اعمال نیک داوطلبانه که به قصد قربت الی الله انجام می‌گیرند پاداشی هفت صد برابر دارند ؛ پس ۶۹۰ پله با هم فرق دارند و هم چنین خداوند اگر بخواهد بیش از این نیز خواهد داد چرا که کرم خداوند سبحان حد ومرزی نمی‌شناسد.
ولی عمل نیک و بدی وجود دارد که خداوند میزان اجر یا جریمه آن را برابرهم قرار داده است و آن قتل نفسی است که در زمین فساد نکرده باشد؛ کسی که چنین قتلی انجام دهد مانند این است که تمام انسان‌ها را کشته باشد؛ و اگر کسی او را نجات دهد و قاتل را بخشیده و یا دیه را به اولیاء دم مقتول بپردازد تا قاتل را عفو کنند مانند آن است که تمام انسان‌ها را نجات داده باشد.
پس ای مؤمنان همگی به سوی خداوند رو کرده و توبه کنید؛ باشد که رستگار شوید و هر یک ببنید آیا از مقربین هستید یا از اصحاب یمین و یا از اهالی آتش؛ آیا کسی جز انسان و خالقش از نیت و اعمال انسان آگاه است؟ به قلب خود رجوع کنید و ببینید آیا فرمان خداوند را اجرا کرده‌اید یا خیر و اگر انجام داده‌اید توجه کنید عمل خالصانه برای خداوند بوده است یا هدف و منظور دیگری داشته‌اید؛ ریا در برابر مردم و یا حاجتی دنیایی در نفس‌تان عامل آن بوده است؟ و شما می‌دانید در نفس‌تان چه می‌گذرد و خدای‌تان نیز آگاه است. پس به نیتی که پشت سر اعمال‌تان است نگاه کنید تا بدانید از مقربین هستید یا اصحاب یمین و یا اصحاب"شمال" –یعنی دوزخیان-.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَا أيّها الَّذِينَ آمنوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (۱۸)}صدق الله العظيم [الحشر]
{ ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا بپرهیزید؛ و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!}
أخو المسلمين خليفة الله على البشر الإمام الثاني عشر من أهل البيت المطّهر اليماني المنتظر الإمام ناصر محمد اليماني..


اقتباس المشاركة: 4052 من الموضوع: رد الإمام على العضو كاشف وبياناته إلى الشيعة الاثني عشر ..




- 3 -
الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 06 - 1428 هـ
20 - 06 - 2007 مـ
12:17 صباحـاً
_________



اليماني المنتظَر يدعو المؤمنين للخروج من عبادة العباد إلى عبادة ربِّ العباد ..

بسم الله الرحمن الرحيم، وقال الله تعالى: {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّـهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [يوسف]. من الناصر لمحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - الإمام ناصر محمد اليماني إلى جميع المسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتّبع الهادي إلى الصراط المستقيم..

يا معشر المسلمين، لا تدعوا مع الله أحداً، وإني لآمركم بالكفر بالتّوسل بعباد الله المقرّبين فذلك شركٌ بالله، فلا تدعوهم ليشفعوا لكم عند ربّكم فذلك شركٌ بالله، وتعالوا لننظر في القرآن العظيم نتيجة الذين يدعون من دون الله عبادَه المكرّمين فهل يستطيعون أن ينفعونهم شيئاً أم إنّهم سوف يتبرّأون ممَن دعاهم من دون الله، وكما بيّنا لكم من قبل بأنّ سبب عبادة الأصنام هي المبالغة في عباد الله المقرّبين والغلو فيهم بغير الحقّ، حتى إذا مات أحدهم من الذين عُرفوا بالكرامات والدعاء المستجاب بالغ فيهم الذين من بعدهم، وبالغوا فيهم بغير الحقّ فيصنعون لكُلِّ منهم صنماً تمثالاً لصورته فيدعونه من دون الله، وهذا العبد الصالح المُكرّم قد مات ولو لم يزل موجوداً لنهاهم عن ذلك ولكن الشرك يحدث من بعد موته، فهلمّوا لننظر إلى حوار المشركين المؤمنين بالله ويشركون به عباده المكرمين، وكذلك حوار الكفار الذين عبدوا الأصنام دون أن يعلموا سرّ عبادتها إلا أنّهم وجدوا آباءهم كابراً عن كابرٍ كذلك يفعلون فهم على آثارهم يهرعون. وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٦٢﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم [القصص].

وإليكم التأويل بالحقّ؛ حقيق لا أقول على الله بالتأويل غير الحقّ وليس بالظنّ فالظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً، والتأويل الحقّ لقوله: {‏وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٦٢﴾}، ويقصد الله أين عبادي المقرّبين الذين كنتم تدعونهم من دوني؟ وقال الذين كانوا يعبدون الأصنام: ربنا هؤلاء أغوينا. ويقصدون آباءهم الأولين بأنّهم وجدوهم يعبدون الأصنام ولم يكونوا يعلمون ما سرّ عبادتهم لها فهرعوا على آثارهم دون أن يعلموا بسرّ ذلك وآباؤهم يعلمون السرّ في عبادتها. ثمّ ننظر إلى ردِّ آبائهم الأولين فقالوا: {أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}، ويقصدون بذلك بأنّهم أغووا الأمم الذين من بعدهم بسبب عبادتهم لعباد الله المقربين ليقرّبوهم إلى الله زُلفاً ومن ثمّ زيّل الله بينهم وبين عباده المقربين فرأوهم وعرفوهم كما كانوا يعرفونهم في الحياة الدُّنيا من الذين كانوا يُغالون فيهم من بعد موتهم. وقال تعالى: {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [النحل]. وإنّما أزال الله الحجاب الذي يحول بينهم وبين رؤيتهم لبعضهم بعضاً فأراهم إيّاهم، ولذلك قال تعالى: {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٨٦﴾}، وذلك هو التزييل المقصود في الآية. وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [يونس]. ومن ثمّ قال عباد الله المقربون: {تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ} صدق الله العظيم [القصص:63]، وهذا هو التأويل الحقّ لقوله تعالى: {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٦٢﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم.

إذاً يا معشر المسلمين قد كفر عبادُ الله المقرّبين بعبادة الذين يعبدونهم من دون الله كما رأيتم في سياق الآيات وكانوا عليهم ضداً، تصديقاً لقوله تعالى: {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿٨١﴾ كَلَّا ۚ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [مريم].

إذاً يا معشر الشيعة من الذين يدعون أئمة أهل البيت أن يشفعوا لهم فقد أشركتم بالله أنتم وجميع الذين يدعون عبادَ الله المقربين ليشفعوا لهم من جميع المذاهب، وإنّما هم عبادٌ لله أمثالكم. وقال الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

وهذا بالنسبة للمؤمنين المشركين بالله عبادَه المقربين، ولكنّه يوجد هناك أقوامٌ يعبدون الشياطين من دون الله؛ بل ويظهر لهم الشياطين ويقولون بأنّهم ملائكة الله المقربين فيخرّون لهم ساجدين حتى إذا سألهم: ما كنتم تعبدون من دون الله؟ فقالوا: الملائكةَ المقرّبين. ومن ثمّ سأل ملائكتَه المقربين: هل يعبدونكم هؤلاء؟ وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـٰؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٤٠﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم ۖ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ ۖ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [سبأ]. وهؤلاء من الذين تصدّهم الشياطين عن السبيل ويحسبون أنّهم مهتدون، وكُلّ هذه الفرق ضالّة عن الطريق الحقّ ويحسبون بأنّهم مهتدون، ويُطلق عليهم الضالين عن الطريق الحقّ، وهم لا يعلمون بأنّهم على ضلالٍ مبينٍ بل ضلّ سعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون بأنّهم يُحسنون صُنعاً.

وأما فرقةٌ أخرى فليسوا ضالين عن الطريق وبصرهم فيها حديد، ولكنّهم إن يروا سبيل الحقّ لا يتّخذونه سبيلاً لأنّهم يعلمون بأنّه سبيل الحقّ، وإن يروا سبيل الغيّ يتّخذونه سبيلاً وهم يعلمون بأنّه سبيل الباطل، أولئك شياطين البشر أولئك ليسوا الضالين بل هم المغضوب عليهم باءوا بغضبٍ على غضبٍ، كيف وهم يعلمون سبيل الحقّ فلا يتّخذونه سبيلاً وإن يروا سبيل الغي يتخذونه سبيلاً! كيف وهم يعرفون بأنّ محمداً رسول الله حقٌّ كما يعرفون أبناءهم ثمّ يصدّون عن دعوة الحقّ صدوداً! أولئك هم أشدُّ على الرحمن عتياً، أولئك هم أولى بنار جهنم صلياً، ويحاربون الله وأولياءه وهم يعلمون أنّه الحقّ فيكيدون لأوليائه كيداً عظيماً، ويعبدون الطاغوت من دون الله وهم يعلمون أنّه الشيطان الرجيم عدّو الله وعدّو من والاه لذلك اتّخذوا الشياطين أولياءً من دون الله وغيّروا خلق الله، ويجامعون إناث الشياطين لتغيير خلق الله، فاستكثروا من ذُريّات بني البشر عالم الجنّ الشياطين. وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿١٢٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

أولئك لا يدخلون النّار بالحساب؛ بمعنى أنّهم لا يؤخَّرون إلى يوم القيامة بل يدخلون في النّار مباشرةً من بعد موتهم، أولئك شياطين البشر في كلّ زمانٍ ومكانٍ يدخلون النّار من بعد موتهم مباشرةً، وعكسهم عباد الله المقربون لا يدخلون الجنة بحسابٍ؛ بمعنى أنهم لا يُؤخَّرون إلى يوم القيامة لمحاسبتهم بل يدخلون الجنّة فور موتهم ويمكثون في الجنة ما دامت السماوات والأرض، وكذلك شياطين البشر يمكثون في النّار ما دامت السماوات والأرض، وأما أصحاب اليمين فيُؤخَّر دخولهم الجنّة إلى يوم البعث والحساب؛ بمعنى أنّهم يتأخرون عن دخول الجنّة إلى يوم القيامة فيدخلون الجنة بحساب ويرزقون فيها بغير حساب، وكذلك الضالّون يُؤخَّر دخولهم النّار إلى يوم القيامة فيدخلون النّار بحساب ويأكلون من شجرة الزقوم بغير حساب؛ طعام الأثيم كالمُهل يغلي في البطون كغلي الحميم. ومعنى القول بحساب أي يُحاسبون حتى يتبيّن لهم بأنّ الله ما ظلمهم شيئاً بل أنفسهم كانوا يظلمون، أما شياطين البشر فهم يعلمون وهم في الحياة الدنيا بأنّهم على ضلالٍ مبينٍ أولئك يدخلون النّار مرتين المرة الأولى من بعد موتهم في الحياة البرزخيَّة والأخرى يوم يقوم الناس لله ربّ العالمين.

ويا معشر المسلمين، تعالوا لأبيّن لكم الفَرْقُ بين أصحاب اليمين والمقربين، والفارق هو بين الدرجات، وأن الفرق هو بين عمل الفرض وعمل النافلة تقرّباً إلى الله، فإنَّ الفرق بينهما ستمائة وتُسعون درجة، ولا ينال محبَّة الله أصحاب اليمين بل ينالون رضوانه؛ بمعنى أنّه ليس غاضباً عليهم بل راضٍ عنهم، وذلك لأنّهم أدّوا ما فرضه الله عليهم، ولكنّهم لم يقربوا الأعمال التي جعلها الله طوعاً وليس فرضاً؛ بل إن شاءوا أن يتقرّبوا بها إلى ربّهم ولكنهم لم يفعلوها بل أدّوا صدقة فرض الزكاة ولم يقربوا صدقات النافلة.

ولكنّ الفرق عظيم في الميزان يا معشر المؤمنين، فتعالوا ننظر الفرق: فأما المقرّبون فأدّوا صدقة الفرض فكُتبت لهم كحسنات أصحاب اليمين عشرة أمثالها، ومن ثمّ عمدوا إلى صدقات النافلة فأنفقوا في سبيل الله ابتغاء مرضاة الله وقربة إليه تثبيتاً من أنفسهم ولم يكن عليهم فرضُ أمرٍ جبريٍّ كفرض الزكاة بل من أنفسهم، وكان الله أكرم منهم فجعل الفرق بين درجة الفرض ودرجة النافلة ستمائة وتُسعون درجة، وأحبَّهم وقرّبهم. وقال الله تعالى: {مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا} [الأنعام:160].

وتلك هي حسنة الفرض والأمر الجبريّ، ولا تُقْبَل النافلة إلا بعد إتيان العمل الجبريّ ومن ثمّ الأعمال الطوعيّة، وذكر الله الفرق بينهما بنصّ القرآن العظيم بأنّ الحسنة الجبريّة هي في الميزان بعشرة أمثالها وأما الحسنة الطوعيّة قربةً إلى الله فهي بسبعمائة حسنة، وبيّن الفرق بينهما أنّه ستمائة وتُسعون درجة، وكذلك يُضاعف الله فوق ذلك لمن يشاء فلم يحصر كرمه سبحانه.

ولكن توجد هُناك حسنة وسيئة قد جعلهم الله سواءً في الميزان في الأجر أو الوزر وهو قتل نفسٍ بغير نفسٍ أو فسادٍ في الأرض فكأنّما قتل الناس جميعاً، وكذلك من أحياها وعفا أو دفع ديّة مُغرية لأولياء الدم حتى عفوا فكأنّما أحيا الناس جميعاً.

فتوبوا إلى الله جميعاً أيها المؤمنون لعلكم تفلحون، ولينظر أحدُكم هل هو من المقرّبين أو من أصحاب اليمين أو من أصحاب الجحيم، فهل يعلم بحقيقة عمل الإنسان ونيّته غير الإنسان وخالق الإنسان؟ فانظروا إلى قلوبكم تعلمون هل أدّيتُم ما أمركم الله به أم لا؟ وإذا أدَّيتُموه انظروا هل عملكم خالصٌ لوجه الله أم لكم غاية أخرى رياء الناس أو حاجة دنيوية في أنفسكم؟ فأنتم تعلمون ما في أنفسكم وكذلك ربّكم، فانظروا إلى نوايا أعمالكم وسوف تعلمون هل أنتم من المقرّبين أم من أصحاب اليمين أم من أصحاب الشمال، وذلك تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الحشر].

أخو المسلمين خليفة الله على البشر؛ الإمام الثاني عشر من أهل البيت المُطهر، اليماني المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني.
_____________