الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
27 - 05 - 1432 هـ
30 - 04 - 2011 مـ
۱۴-فروردین-۱۳۹۰ه.ش.
05:09 صباحاً

[ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14444
ــــــــــــــــــــ


پاسخ امام مهدی از آیات محکم کتاب به ملحدان وجود خداوند....

بسم الله الرحمن الرحيم ، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار من جنوده في السماوات والأرض، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين
برادر گرامی بارک الله به تو، همانا که من مامورم که با کلام خداوند با شما مجادله کنم و خداوند به من وعده داده است که درعلم بیان قران مرا بر آنانی که با من مجادله کنند برتری دهد تا از محکمات قرآن با دلایل علمی بر آنان حجت اقامة نمایم مشروط بر اینکه دلایل روشن از خداوند الرحمن در محکمات قران باشد ، طبق فرموده خداوند تعالی :
{لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15]
{ چرا دليل آشکاري (بر اين ) نمي‌آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟}
بنابراین برهان علمی باید برای علماء و عامه مردم روشن باشد، زیرا که دعوت به پیروی از حق دعوتی همگانی است. بنابراین اگر با برهان علمی از قران با شما مجادله کنم، برای شما ادله قانع کننده برای هر صاحب عقل متفکر خواهم آورد. چه بسا سید کاظم حرف مرا قطع کرده و بگوید: "صبر کن ناصر محمد الیمانی از شما خواستیم که از خارج از قرآن با ما سخن بگویی تا بتوانیم ملحدین (منکرین خداوند ) را قانع کنیم زیرا که آنان (ملحدین ) به خداوند ایمان ندارند و وجود او را انکار می‌کنند؛ قرآن را هم انکار می‌کنند، پس راه قانع کردن آنها چیست ؟" پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: با آیاتی از قرآن عظیم که عقل و منطق را مورد خطاب قرار می‌دهد با آنان سخن می‌گوییم تا
به حق از قرآن بر آنها اقامه حجت نمائیم. پس به سراغ سوال سید کاظم می رویم که می‌گوید :
لطفا برای اثبات وجود خالق ادله جدیدی غیر از آنچه که در کتابها و احادیث ذکر شده است به صورت مختصر و قابل قبول برای همه طبقات مردم بیاورید
در پاسخ برهانی از آیات محکم قرآن می‌آوریم که خداوند رحمان مستقیما هر انسان عاقلی را مورد خطاب قرار می‌دهد، خداوند تعالی می‌فرماید :
{يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (۶) الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (۷) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ(۸)} صدق الله العظيم [الإنفطار]
ی انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟! (۶) همان خدایی که تو را آفرید و سامان داد و منظّم ساخت، (۷) و در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود. (۸) }
و چون انسان نمی تواند پروردگارش را رویت کند بنابراین خداوند خلقت انسان را دلیل وجود پروردگار قرارداده است و بنابراین خداوند می فرماید :

{الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (۷) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ(۸)}
صدق الله العظيم [الإنفطار]
{
همان خدایی که تو را آفرید و سامان داد و منظّم ساخت، (۷) و در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود. (۸) }
به این معنی که خود انسان دلیلی بر وجود پروردگار است طبق فرموده خداوند تعالی :

{بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة]
{بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،(۱۴) هر چند (در ظاهر) براي خود عذرهايي بتراشد(۱۵)
زیرا که خداوند در قرآن فتوا می‌دهد که برای هر فعلی فاعل است. بنابراین باید شیئی باشد که انسان را خلق کرده است زیرا انسان خودش را خلق نکرده است بنابراین برای هر فعلی فاعلی است. طبق فرموده خداوند تعالی :
{أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [الطور].
يا مي‌گويند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولي آنان ايمان ندارند.(۳۳) اگر راست مي‌گويند سخني همانند آن بياورند!(۳۴) يا آنها بي هيچ آفريده شده‌اند، يا خود خالق خويشند؟!(۳۵) آيا آنها آسمان‌ها و زمين را آفريده‌اند؟! بلکه آنها جوياي يقين نيستند (۳۶) آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!(۳۷)
و سؤال‌های پروردگار از انسان ملحد به این شرح است:
۱-
{أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ}
{يا آنها بي هيچ آفريده شده‌اند}
و انسان عاقل در جواب خواهد گفت: نه هرگز برای هر فعلی فاعلی است به نابراین باید شیئی مرا خلق کرده است
۲-
{أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ}
{یا خود خالق خويشند؟}
و انسان عاقل در جواب خواهد گفت: نه هرگز من خودم را خلق نکرده‌ام .
۳-
{أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ} .
{آيا آنها آسمان‌ها و زمين را آفريده‌اند؟}
و انسان عاقل در
جواب خواهد گفت: نه هرگز من آسمان‌ها و زمین را خلق نکرده‌ام .
۴-
{أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ}
{آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!}
و انسان عاقل در جواب خواهد گفت: گنج‌های همه چیز در اختیار من نیست و من بر ملکوت آسمان‌ها و زمین سیطره ندارم و حرکت خورشید و ماه و شب و روز در دست من نیست. پس به مخلوقات خداوند در اطرافش نگاه می‌کند که دلیل وجود خداوند است؛ طبق فرموده خداوند تعالی :
{وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ}
صدق الله العظيم [يوسف:۱۰۵]
{و چه بسيار نشانه‌اي (از خدا) در آسمان‌ها و زمين که آنها از کنارش مي‌گذرند، و از آن روي‌گردانند!}
زیرا تفکر انسان درباره مخلوقات خداوند در اطرافش یقین او را به وجود پروردگار(پاک و منزه است او و بالاتر از همه چیز ) افزایش می‌دهد. زیرا دعوت به تامل در خلقت آسمانها و زمین قلب انسان عاقل را به یقین می‌رساند و بنابراین خداوند تعالی می‌فرماید :
{أَفَلَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُ‌فِعَتْ ﴿١٨﴾ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَإِلَى الْأَرْ‌ضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾ فَذَكِّرْ‌ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ‌ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الغاشية]
{آيا آنان به شتر نمي‌نگرند که چگونه آفريده شده است؟! (۱۷)و به آسمان نگاه نمي‌کنند که چگونه برافراشته شده؟!(۱۸)و به کوه‌ها که چگونه در جاي خود نصب گرديده(۱۹)و به زمين که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!(۲۰)پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌ای!(۲۱)
بنابراین انسان عاقل از خلقت خود انسان و خلقت آسمان‌ها و زمین و مخلوقات خداوند در آن می‌تواند به وجود خداوند ایمان بیاورد، پس برای پاسخ، به عقل خود رجوع می‌کند: آیا عقلانی است که خداوند اینها را باطل خلق کرده باشد؟ پس باید حکمت عظیمی برای خلقت مخلوقات باشد، پس اولوالالباب (خردمندان ) که با عقل و منطق پروردگار را شناخته‌اند، به این نتیجه می‌رسند که پروردگاری که آنها را خلق کرده است مستحق عبادت است. همان طور که پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام با تفکر عقلی و منطقی به آن رسید زیرا وی با عبادت بت‌ها توسط قومش قانع نشد و به دنبال پروردگاری بود که بالاتر از بت‌هایی است که آنان با دست ساخته بودند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَكَذَٰلِكَ نُرِ‌ي إِبْرَ‌اهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَ‌أَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الْقَمَرَ‌ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]

{و این گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا از اهل یقین باشد. (۷۵)پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌اى دید. گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «من زوال‌پذیران را دوست ندارم.»(۷۶) پس چون ماه را در حال طلوع و درخشش دید، گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود، قطعاً از گروه گمراهان بودم.» (۷۷) پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت: «این است پروردگار من! این بزرگتر [از ماه و ستاره] است.» امّا چون غروب کرد، گفت: «اى قوم من! همانا من از آنچه براى خداوند شریک قرار مى‌دهید، بیزارم. (۷۸) من از سر اخلاص روى خود را به سوى کسى گرداندم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.» (۷۹) }
این همان اجتهاد است برای جستجوی راه حق با عقل و منطق و چون جستجوگر حق پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام به عبادت ستارگان و ماه تابان قانع نشد، قلب اورا حزن و اندوه فرا گرفت زیرا که می‌خواست به راه حقی که مستحق عبادت است هدایت شود، ولی عقلش با عبادت ستارگان قانع نمی‌شد، زیرا عقلش به او فتوا می‌داد که خالق برای عبادت مستحق‌تر است و بنابراین گفت :
{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم
{اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» }
سپس با تامل به خورشید نگاه کرد:
{فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم.
{و هنگامي که خورشيد را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافت، گفت: «اين خداي من است؟ اين (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «اي قوم من از شريکهايي که شما (براي خدا) مي‌سازيد، بيزارم! * (۷۸)من روي خود را به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!}
و جستجوگر حقیقت پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام در ابتدا با عقل و منطق به حقیقت رسید زیرا می‌دید که خالق آسمان‌ها و زمین برای عبادت شایسته‌تر است وحق این نیست که بندگان، بندگان را عبادت کنند بلکه خالق بندگان مستحق عبادت است و او پروردگار معبود است. سپس خداوند رسولش جبرئیل علیه الصلاة و السلام را برای او فرستاد و آنچه را که خداوند به جبرئیل وحی کرده بود، او به خلیلش ابراهیم علیه الصلاة و السلام وحی کرد و به او گفت :
{قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۲۴]
{خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمي رسد!}
سپس با عقل و منطق برای قومش دلیل آورد و آنها را به عبادت خداوند یکتا دعوت کرد و خداوند تعالی می‌فرماید :
{وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ ﴿٥١إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم؛ و از (شايستگي) او آگاه بوديم...(۵۱) آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسمه‌هاي بي‌روح چيست که شما همواره آنها را پرستش مي‌کنيد؟!»(۵۲) گفتند: «ما پدران خود را ديديم که آنها را عبادت مي‌کنند.»(۵۳) گفت: «مسلما هم شما و هم پدرانتان، در گمراهي آشکاري بوده‌ايد!»(۵۴) گفتند: «آيا مطلب حقي براي ما آورده‌اي، يا شوخي مي‌کني؟!»(۵۵) گفت: «(کاملا حق آورده‌ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است که آنها را ايجاد کرده؛ و من بر اين امر، از گواهانم!(۵۶)}
و سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام با اجتهاد خود قومش را به عبادت ستارگان و خورشید و ماه دعوت کرد؟ و جواب: نه هرگز زیرا او همچنان با سعی و تلاش به دنبال-دست یابی - به حق بود تا اینکه خداوند او را به حق هدایت نمود طبق فرمایش خداوند :
{وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩} صدق الله العظيم [العنكبوت].
{و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) مجهادت کنند، قطعا به راه‌هاي خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است}.

پس برای علمای امت آشکار می‌شود که اجتهاد چیست؛ اجتهاد جستجوی حق با عقل و منطق است تا اینکه خداوند او را به حق هدایت کند و با بصیرتی از نزد خداوند حق را بیابد سپس مردم را با بصیرت به سوی راه خداوند دعوت کند. ولی متاسفانه تعریف علمای امت از اجتهاد از عوامل اصلی گمراهی آنان از صراط مستقیم بوده است. زیرا آنان برای مسلمانان با فتواهای نسبی و درصدی فتوا می‌دهند نه فتوای صد در صد و قطعی و بنا براین عالم مفتی بعد از فتوای خود می‌گوید : "والله أعلم فإن أصبت فمن الله وإن أخطأت فمن نفسي والشيطان""و خداوند داناتر است اگر درست فتوا دادم از خداست و اگر فتوای من خطا باشد فتوای من از نفسم و شیطان است "و می‌گوید: همانا که من مجتهد هستم و ادعا می‌کنند که تعریف اجتهاد این است .
پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در تعریف اجتهاد به آنان فتوا داده و می‌گویم :
اجتهاد این نیست که آنچه را که به یقین نمی‌دانید به خداوند نسبت دهید، بلکه اجتهاد به جستجو گر حقیقت گفته می‌شود تا اینکه حق را با علم و دلیل روشن از جانب رب العالمین بیابد و سپس مردم را با بصیرتی از جانب خداوند دعوت کند.
و چون عقل ابراهیم خلیل علیه الصلاة و السلام با عبادت ستارگان قانع نشده بود، بنابر این هنگام اجتهاد قومش را به عبادت یکی از ستارگان دعوت نکرد و بنابراین خداوند می‌فرماید :
{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۷۷]
{اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» }
تا اینکه خداوند از جانب خودش دانشی به او عطا کرد که از روی بصیرت قانع کننده علمی و منطقی بود، بنابر این پدرش را با بصیرت علمی حقّ که احتمال شک در آن نیست به راه پروردگار دعوت نمود و بنا براین ابراهیم خلیل الله علیه الصلاة و السلام به پدرش گفت :
{يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَ‌اطًا سَوِيًّا ﴿٤٣﴾ يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّ‌حْمَـٰنِ عَصِيًّا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [مريم]
{اي پدر! دانشي براي من آمده که براي تو نيامده است؛ بنابر اين از من پيروي کن، تا تو را به راه راست هدايت کنم!(۴۳) اي پدر! شيطان را پرستش مکن، که شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود!(۴۴)}
ولی متاسفانه علمای مسلمین نه به عقل و منطق
بهایی می‌دهند و نه به تدبر در آیات قران عظیم؛ بلکه سالها از کتاب‌های تالیف بشر درس می‌خوانند ، کتاب فلان بن فلان و کتاب فلان بن فلان تا آنچه را که درآن کتاب‌ها آمده است بدون به کار انداختن عقل حفظ کنند؛ گو اینکه نویسنده آن کتاب‌ها به تصورشان پیامبران خداوند هستند و هر حزبی به داشته خود خوشحالند و می‌پندارند که آنچه از پیشوایانشان به آنان رسیده حق است و دیگران باطل .
پس امام مهدی به آنان پاسخ داده و می‌گویم: برهان علمی
و حکم فاصل باید از محکم قرآن باشد و نه از منطق فلان بن فلان آیا تقوا پیشه نمی‌کنید ؟ چقدر خود و پیروانتان را با پیروی از احادیث لهو خالی از حق گمراه نموده و از راه خداوند گمراه شدید...
وای جماعت هیئت علمای بزرگ عربی سعودی وای جماعت هیئت علمای یمن و همه علمای مسلمین و نصاری و یهود همانا که دعوت امام مهدی دعوتی است عمومی برای همه مردم، خداوند مرا امامی فقط برای مسلمین قرار نداده بلکه برای همه مردم، برای هرکس که بخواهد از حق پیروی کند. پس همه را با بصیرتی از خداوند با بیان حق قرآن عظیم دعوت می‌کنم و چنانچه به کتاب‌های خودشان که عمرشان را در خواندن آنها صرف کرده‌اند احتکام کنیم؛ نخواهم توانست برآنها چیره شوم، کتاب‌هایی که آنان را از تدبر در کتاب خداوند قرآن عظیم - که خداوند آن را نه بیهوده بلکه برای تدبر آیات و پیروی ازحق پروردگارشان از تحریف محفوظ نگه داشته - مشغول ساخته است ، طبق فرموده خداوند تعالی :

{كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].
{اين کتابي است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ايم تا در آيات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند!}
و خداوند آن را بیهوده ازتحریف محفوظ ننموده بلکه برای پیروی از آن طبق فرمایش خداوند تعالی :
{وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].
{و اين کتابي است پر برکت، که ما (بر تو) نازل کرديم؛ از آن پيروي کنيد،و پرهيزگاري پيشه نمائيد، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گيريد}
چه بسا شیخ محترم سید کاظم یا شیخ محترم سلمان العلوان یا شیخ محترم طارق السویدان بخواهد که سخن مرا قطع نموده ویکی از آنها بپرسد: "آیا این بدین معنی است که شما ناصر محمد یمانی از راه پدرانمان در کتاب بحار الانوار از ائمه آل بیت پیروی نمی‌کنی؟
" و دیگری می‌پرسد:" آیا شما از راه پدرانمان در کتاب‌های مسلم و بخاری و وائمه دیگر پیروی نمی‌کنی ؟ پس چرا سلف (گذشتگان ) صالحمان آن گمراهی را که شما کشف کرده‌اید، کشف نکرده‌اند؟ و شما به زعم خود ما را در بسیاری از مسائل گمراه می‌دانی. شما شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را انکار می‌کنی، همچنین عذاب قبر و حد سنگ‌سار برای زنا کننده متاهل و رویت مستقیم خداوند و ازدواج متعة (صیغة ) و همچنین معجزاتی را که خداوند با آن مسیح دجال را تایید کند، انکار می‌کنی. همچنین مسائل زیادی را که پدرانمان به آنها باور داشته‌اند انکار می‌کنی ؟ پس شما دروغ‌گویی گستاخی و نه مهدی منتظر" . پس امام مهدی حق به آنها پاسخ داده و می‌گویم :
{قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [يونس:۵۹]
{«آيا خداوند به شما اجازه داده، يا بر خدا افترا مي بنديد (و از پيش خود، حلال و حرام مي‌کنيد؟}
ولی من از آنچه که خداوند شما را به پیروی از آن دستور داده دلیل می‌آورم، از آیات محکم قران که برای عالمان و جاهلان روشن است برهان می‌آورم ، هنگامی که شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را نفی می‌کنم، از آیات محکم قران برای آن فتوا دلیل می‌آورم و می‌گویم که خداوند فرموده است :
{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۵۱]
{و به وسيله آن (قرآن)، کساني را که از روز حشر و رستاخيز مي‌ترسند، بيم ده! (روزي که در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌اي جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگاري پيشه کنند!}
و هنگامی که حد سنگ‌سار برای زناکار متاهل را انکار می‌کنم برای شما دلیلی روشن برای حد زنان شوهردار آزاد می‌آورم که آن را از حد کنیز استنباط می‌کنم و خداوند تعالی می‌فرماید :
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:۲۵]
{و در صورتي که شوهر دار (متاهل ) باشند و مرتکب عمل منافي عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت}.
و هنگامی که عذاب قبر را انکار کرده و می‌گویم عذاب بر روح بدون جسم است و در همان آتشی است که خداوند آن را به کفار وعده داده است، برای شما برهان روشنی برای جایگاه کفار پس از مرگ و قبل از برانگیختن می‌آورم . آنها در سیاره‌ای هستند که به دور زمین در حال چرخش است و همانند خورشید است و خداوند تعالی می‌فرماید :
{وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص]
{آنها مي‌گويند: «چرا مرداني را که ما از اشرار مي‌شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمي‌بينيم؟!(۶۲) آيا ما آنان را به مسخره گرفتيم يا (به اندازه‌اي حقيرند که) چشم‌ها آنها را نمي‌بيند؟!(۶۳) اين يک واقعيت است گفتگوهاي خصمانه دوزخيان!(۶۴)بگو: «من تنها يک بيم‌دهنده‌ام؛ و هيچ معبودي جز خداوند يگانه قهار نيست!(۶۵) پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، پروردگار عزيز و غفار!»(۶۶) بگو: «اين خبري بزرگ است،(۶۷) که شما از آن روي‌گردانيد!(۶۸) من از ملأ اعلي به هنگامي که مخاصمه مي‌کردند خبر ندارم!(۶۹)}
چگونه ممکن است که قبر نسبت به زمین ملاء اعلی (بالاتر ) باشد بلکه آتش در سیاره دیگری است که به دور زمین می‌چرخد و موعد گذر آن نزدیک شده و صورت‌های تکذیب کنندگان شما را خواهد سوزاند، و چه بسا شیخ محترم العلوان سخن مرا قطع کرده و بگوید:
" صبر کن ای کسی که ادعا می‌کنی مهدی منتظر هستی چطور می‌گویی که خداوند کافران تکذیب کننده قرآن را با آتش سقر به طور ناگهانی و در زمان حیاتشان در این دنیا و قبل از آخرت هلاک می‌کند؟" پس امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی جواب او را به صورت مستقیم از محکمات قران استنباط می‌کند، از این فرموده خداوند تعالی :
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
{آنها مي‌گويند: «اگر راست ميگوييد، اين وعده کي فرا مي‌رسد؟!» (۳۸) ولي اگر کافران مي‌دانستند زماني که (فرا مي‌رسد) نمي‌توانند شعله‌هاي آتش را از صورت و از پشتهاي خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياري نمي‌کند (۳۹) بطور ناگهاني به سراغ‌شان مي‌آيد و مبهوتشان مي‌کند؛ آنچنان که توانايي دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمي‌شود!(۴۰)}
و چه بسا شیخ محترم طارق بگوید آیا آن (سیاره آتش ) برای دیدگان بشرزمانی که آنان در این دنیا در قید حیاتند در فضا نمایان خواهد شد ؟ پس مهدی منتظر در پاسخ وی می‌گوید : خداوند تعالی می‌فرماید :
{وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ (۲۷) لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ (۲۸) لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ(۲۹)} صدق الله العظيم [المدثر]
{و تو نمي‌داني «سقر» چيست(!۲۷) (آتشي است که) نه چيزي را باقي مي‌گذارد و نه چيزي را رها مي‌سازد!( ۲۸ ) در زمانهاي مكرر به رويت بشر مي رسد(۲۹)}
سپس طارق بار دیگر سخن مرا قطع کرده و می گوید ، منظور خداوند از
{لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ}چیست ؟
امام مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید؛ به این معنی که آن (سیاره عذاب ) در دوره‌های زمانی طولانی از نزدیک زمین عبور کرده و برای بشر نمایان خواهد شد . و نزدیک‌ترین -فاصله - عبور سیاره سقر در زمان بعثت مهدی منتظر خواهد بود در شب عبور مهدی منتظر شب بر روز پیشی خواهد گرفت ای
خردمندان از خداوند بترسید آیا می‌دانید که نزدیکترین مرور آن شرطی (علامتی ) از اشراط بزرگ ساعت (قیامت ) است پس از آنکه در اول ماه قمری خورشید به ماه برسد و باعث انتفاخ اهله شود و ماه را در شب اول در حالی که عمر آن دو شب است می‌بینید .
و خداوند با علامت (شرط = نشانه ) قیامت در ماه،درمورد حقیقت مرور سیاره سقر قسم خورده است. زیرا بزرگترین (نزدیکترین ) مرور آن یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت است. شبی که در آن به علت مرور سیاره سقر شب بر روز پیشی می‌گیرد ( توضیح : جهت چرخش زمین برعکس شده و خورشید از سمت مغرب طلوع می کند ) طبق فرموده خداوند تعالی :
{وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [المدثر].
{و اين جز هشدار و تذکري براي انسانها نيست!(۳۱) اينچنين نيست که آنها تصور مي‌کنند سوگند به ماه،(۳۲) و به شب، هنگامي که (دامن برچيند و) پشت کند،(۳۳) و به صبح هنگامي که چهره بگشايد،(۳۴) که آن از مسائل مهم است!(۳۵)هشدار و انذاري است براي همه انسانها،(۳۶) براي کساني از شما که مي‌خواهند پيش افتند يا عقب بمانند [= بسوي هدايت و نيکي پيش روند يا نروند](۳۷)}
قبل از فرا رسیدن فتح بزرگ در عصر بعثت مهدی منتظر همان گونه که خداوند می‌فرماید :
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٢٩فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿٣٠} صدق الله العظيم [السجدة].
{آنان مي‌گويند: «اگر راست مي‌گوييد، اين پيروزي شما کي خواهد بود؟!»(۲۸) بگو: «روز پيروزي، ايمان آوردن، سودي به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هيچ مهلت داده نمي‌شود!»(۲۹) حال که چنين است، از آنها روي بگردان و منتظر باش؛ آنها نيز منتظرند!(۳۰)}
وآن همان فتح بین کافران به ذکر و مومنان به آن
(قرآن ) است که در شب مرور سیاره آتش به وقوع می‌پیوند. پس به سوی خداوند واحد قهار فرار کنید و خداوند تعالی می‌فرماید :
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
{آنها مي‌گويند: «اگر راست ميگوييد، اين وعده کي فرا مي‌رسد؟!»(۳۸) ولي اگر کافران مي‌دانستند زماني که (فرا مي‌رسد) نمي‌توانند شعله‌هاي آتش را از صورت و از پشتهاي خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياري نمي‌کند (۳۹) بطور ناگهاني به سراغشان مي‌آيد و مبهوتشان مي‌کند؛ آنچنان که توانايي دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمي‌شود(۴۰)}
همانا که در این بیان سرفصل‌هایی از بیانات دیگر نوشتیم تا دامی برای شما باشد شاید که برای گفتگو جرات پیدا کنید و گمان کنید که خواهید توانست بر امام مهدی ناصر محمد الیمانی چیره شوید و غلبه بر او را ساده ببینید سپس با دلیل علمی حق بر شما غلبه کرده و آنچه را که خود و پدرانتان نمی‌دانستید به شما خواهیم آموخت، آیا تقوا نمی‌کنید ؟ پس به سوی میز گفتگوی مهدی منتظر
(موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية) بیایید و بگویید :" {سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ} خواهیم دید آیا راست می‌گویی یا از دروغ‌گویان هستی؟ اگر با بیان حق محکمات قران بر ما چیره شدی خداوند شما را در بیان حق قران برما برتری علمی داده و شما را امام مردم قرار داده تا با قران مجید آنان را به راه خداوند عزیز حمید هدایت کنی و اگر نتوانستی و علمای امت و یا یکی از آنها از آیات محکم قرآن ولو در یک مساله برشما چیره شد؛ برای علمای مسلمین و پیروانشان آشکار می‌شود که شما دروغ‌گویی گستاخی نه مهدی منتظر و بر همه انصار پیرو تو در همه کشورهای جهان است که از پیروی از شما برگردند اگر یکی از علمای امت ولو فقط در یک مساله بر شما غلبه کند؛ چرا که خودت بر خود حکم نمودی که عالمی از قرآن با شما مجادله نمی کند مگر که بر او غلبه کنی."
پس ناصر محمد در جواب آنها می‌گوید : این بین من و شماست ای خطبای منابر و مفتیان بلاد در همه کشورها و خداوند واحد قهار و همه انصار سابقین اخیار در عصر گفتگوی قبل از ظهور و در این جا موضوع را خاتمه داده و بازگشت امور بسوی خداست او که از نگاه مخفی چشم‌ها و راز دل‌ها باخبر است و به خدا سوگند که به ناحق با نثر مبالغه نمی‌کنم و شعر نمی‌گویم بلکه با بیان حق ذکر (قران ) با شما مجادله می‌کنم و وحی جدیدی برای شما نیاورده‌ایم، بلکه شما را به راه و روش اولیه نبوت باز می‌گردانیم تا بر همان راهی باشید که محمد رسول الله و یاران او بودند آنها بر کتاب الله و سنت حق رسول بودند. آنها از قران و بیان آن تبعیت می‌کردند .
و چه بسا سلیمان العلوان بخواهد سخن مرا قطع نموده و بگوید:" از امر شما ناصر محمد الیمانی در شگفتم گاهی به نظر می‌رسد که به هیچ وجه به احادیث بیان در سنت نبوی ایمان نداری و به پیروی از قرآن و تمسک به آن دعوت می‌کنی و گاهی اوقات از ما دعوت می‌کنی از کتاب خدا و سنت رسولش پیروی کنیم؟" پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در پاسخ وی می‌گوید : شیخ محترم سلمان العلوان خدا تو را حفظ کند همانا که من شما را به پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسولش دعوت می‌کنم مگر زمانی که در سنت بیان مطلبی با محکمات قرآن مخالف باشد، در این صورت از قرآن پیروی کرده و به آن تمسک جویید و آنچه را که مخالف محکمات قرآن باشد را رها کنید زیرا که حدیثی که مخالف قرآن باشد، از جانب الرحمن به شما نرسیده بلکه از جانب شیطان بر زبان اولیای او از شیاطین بشر است. آنان که به ایمان تظاهر می‌کنند و مکر و کفر خود را مخفی می‌نمایند تا مردم را از راه احادیث، از پیروی از ذکر (قران ) باز دارند پس از شیطان پیروی نکنید که من نصیحت کننده امین شما هستم .
ای سلمان اگر بخواهی که خداوند دیده شما را به حق بگشاید به درگاه پروردگارت انابت کن تا قلبت را هدایت کند و با آنان که از آنچه خداوند نازل کرده بیزارند چرا که آن مخالف هوای آنان است مباش. خداوند اعمالشان را باطل می‌کند، زیرا بعضی از آنان شب و روز برای خاموش کردن نور ذکر (قرآن ) بر بشر در تلاشند و خداوند می‌خواهد نور خود را بر بشریت با بعث مهدی منتظر کامل کند هرچند که مجرمین از ظهور وی بیزارند ...

وسلام على المُرسلين والحمد ُلله رب العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..



اقتباس المشاركة: 14477 من الموضوع: ردّ الإمام المهديّ من محكم الكتاب إلى الملحدين بوجود الله ..


الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
27 - 05 - 1432 هـ
30 - 04 - 2011 مـ
05:09 صباحاً

[ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
https://mahdialumma.com/showthread.php?p=14444
ــــــــــــــــــــ



ردّ الإمام المهديّ من محكم الكتاب إلى الملحدين بوجود الله ..

بسم الله الرحمن الرحيم ، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار من جنوده في السماوات والأرض، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..

ويا أخي الكريم، بارك الله فيك إنما أُمرت أن أُجادلكم بكلام الله فوعدني ربي أن يزيدني بسطةً في علم البيان الحقّ للقرآن على من يجادلني من القرآن العظيم حتى أقيم عليه حجّة العلم والسلطان من محكم القرآن، شرطٌ علينا أن يكون السلطان بيّناً من الرحمن في محكم القرآن تصديقاً لقول الله تعالى:
{لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15].

إذاً سلطان العلم لا بدّ أن يكون بَيّناً للعلماء والعامة من الناس كون الدعوة إلى اتِّباع الحقّ دعوةً عامةً للجميع. ويا أخي الكريم وإن جادلتك بسلطان العلم من القرآن فسوف آتيك بأدلةٍ مقنعةٍ لكلّ ذي عقلٍ يتفكر. ولربما السيد كاظم يود أن يقاطعني فيقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني إنما أردنا أن تخاطبنا من خارج القرآن لإقناع الملحدين بربهم لكونهم لا يؤمنون بالله وينكرون وجوده وكذلك ينكرون هذا القرآن فكيف السبيل لإقناعهم؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: نخاطبهم من القرآن العظيم بالآيات التي تخاطب العقل والمنطق حتى نقيم عليهم الحجّة منه بالحقّ.

ومن ثم نأتي إلى سؤال السيد كاظم إذ يقول ما يلي:
ارجو اعلامنا في بيان اثبات وجود الخالق بأدله جديده تختلف عن ما ذكر بالكتب والأحاديث ومختصرة ومقبولة لكل طبقات الناس
ومن ثم نأتي إلى الرد بالبرهان من محكم القرآن من الرحمن مباشرةً بخطاب الله إلى كل إنسانٍ عاقلٍ بقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿٦الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الإنفطار]، وبما أنّ الإنسان لم يرَ ربه ولذلك جعل الله البصيرة على الإنسان على وجود الربّ هو خلق الإنسان، ولذلك قال الله تعالى: {الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿٧فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿٨} صدق الله العظيم [الإنفطار].

بمعنى أنَّ الإنسانَ على نفسه بصيرةٌ على وجود الرب تصديقاً لقول الله تعالى:
{بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

كون الله تعالى يفتي في محكم القرآن إنَّ لكل فعلٍ فاعلاً، فلا بدّ أن يكون هناك شيءٌ خلق الإنسان لكون الإنسان لم يخلق نفسه؛ إذاً لكل فعلٍ فاعلٌ تصديقاً لقول الله تعالى:
{أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [الطور].

وهذه أسئلةٌ ملقاةٌ من الربّ إلى الإنسان الملحد كما يلي:

1 - {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، بل لكلّ فعلٍ فاعلٌ فلا بدّ أنه يوجد هناك شيءٌ خلقني.

2 -
{أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، فلم أخلق نفسي.

3 - {أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ} وجواب الإنسان العاقل سيقول: كلا، فلم أخلق السموات والأرض.

4 - {أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ} وجواب الإنسان العاقل: كلا، ليست لديَّ خزائن كل شيءٍ ولستُ المسيطر على ملكوت السماوات والأرض ولست المتحكم في حركة الشمس والقمر والليل والنهار. ومن ثم ينظر إلى ما حوله من مخلوقات الله الدالة على وجوده تصديقاً لقول الله تعالى: {وَكَأَيِّن مِّنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ﴿١٠٥} صدق الله العظيم [يوسف].

كون التفكّر فيما حوله من خلق الله يزيده يقيناً على وجود الربّ سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً لكون دعوة التأمل في السماوات والأرض تأتي باليقين إلى قلب الإنسان العاقل ولذلك قال الله تعالى:
{أَفَلَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُ‌فِعَتْ ﴿١٨﴾ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَإِلَى الْأَرْ‌ضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾ فَذَكِّرْ‌ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ‌ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الغاشية].

إذاً فالإنسان العاقل يستطيع أن يوقن وجود ربه من خلال خلق الإنسانِ نفسِه وخلق ما حوله من السموات والأرض وما فيهما من خلق الله ومن ثم يرجع إلى عقله لطلب الفتوى: هل من المعقول أن يخلق الله هذا باطلاً سبحانه؟ فلا بدّ أن يكون له حكمةٌ عظيمةٌ من خلق الخلق. فيُدرِك ذلك أولو الألباب المتفكّرون الذين توصّلوا إلى معرفة وجود ربهم بالعقل والمنطق وأدركت عقولهم أنَّ ذلك الخالق الذي خلقهم هو المستحقّ لعبادتهم من دون خلقه كونه الذي خلقهم ولذلك فهو الأولى بعبادتهم، وهذا ما توصّل إليه أبونا إبراهيم عليه الصلاة والسلام بتفكير العقل والمنطق كونه لم يقتنع بعبادة قومه للأصنام وأراد أن يبحث له عن إلهٍ أسمى من الأصنام التي صنعوها بأيديهم وقال الله تعالى:
{وَكَذَٰلِكَ نُرِ‌ي إِبْرَ‌اهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَ‌أَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الْقَمَرَ‌ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

فذلك هو الاجتهاد للبحث عن سبيل الحقّ بالعقل والمنطق، وبما أنّ الباحث عن الحقّ أبونا إبراهيم عليه الصلاة والسلام لم يقتنع بعبادة الكواكب والقمر المنير فأصاب قلبَه الحزنُ لكونه يريد أن يهتدي إلى سبيل الحقّ الذي يستحقّ العبادة ولكن عقله لم يقتنع بعبادة الكواكب لكون عقله يفتيه أنّ الخالق هو الأحقّ بالعبادة ولذلك قال:
{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم، ومن ثم نظر بنظرة التأمل إلى الشمس {فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم.

وتوصّل إلى ذلك الباحث عن الحقّ نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام إلى الحقّ بادئ الأمر بالعقل والمنطق لكونه يرى أنَّ الذي فطر السماوات والأرض هو الأحقّ بعبادة عبيده وليس الحقّ أن يعبدَ العبيدُ العبيدَ؛ بل الأحقّ بالعبادة هو خالق العبيد فهو الربّ المعبود، ومن ثم ابتعث الله إليه رسوله جبريل عليه الصلاة والسلام فأوحى إليه ما أوحاه الله إلى رسوله جبريل ليوحيه إلى خليله إبراهيم عليه الصلاة والسلام فقال له:
{قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:124].

ومن ثم بدأ يحاجّ قومه بالعقل والمنطق ويدعوهم إلى عبادة الله وحده وقال الله تعالى:
{وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ ﴿٥١إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأنبياء].

والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام قام بدعوة قومه إلى عبادة الكواكب والشمس والقمر اجتهاداً منه؟ والجواب: كلا، كونه لا يزال مجتهداً لم يقتنع بعبادتهم؛ كونه لا يزال مجتهداً يبحث عن الحقّ حتى إذا هداه الله إلى الحقّ تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩} صدق الله العظيم [العنكبوت].

ومن ثم يتبيّن لعلماء الأمّة ما هو الاجتهاد بالضبط، وهو : البحث عن الحقّ بالعقل والمنطق حتى إذا هداه الله إلى الحقّ فوجده على بصيرةٍ من ربه ومن ثم يدعو الناس إلى سبيل الله على بصيرةٍ، ولكن للأسف أن تعريف علماء الأمّة للاجتهاد كان من الأسباب الرئيسية لضلالهم عن الصراط المستقيم لكونهم يفتون المسلمين بفتاوى النسبية في % وليست مضمونة 100%، ولذلك يقول العالِم المفتي من بعد فتواه: "والله أعلم فإن أصبت فمن الله وإن أخطأت فمن نفسي والشيطان" ويقول: "إنما أنا مجتهد" ويزعمون أنَّ هذا هو تعريف الاجتهاد! ومن ثم يفتيهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني بتعريف الاجتهاد بالحقّ وأقول:

ليس الاجتهاد أن تقولوا على الله ما لا تعلمون علم اليقين أنه الحقّ من ربّ العالمين؛ بل الاجتهاد يطلق على الباحث عن الحقّ حتى يجده بعلمٍ وسلطانٍ بيِّنٍ من ربّ العالمين ومن ثم يدعو الناس على بصيرةٍ من ربه.

وبما أن خليل الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام يوم لا يزال مجتهداً لم يدعُ قومَه إلى عبادة أحد الكواكب كون عقله ليس مقتنعاً أصلاً بعبادتهم من دون الله ولذلك قال الله تعالى:
{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77].

حتى إذا آتاه الله العلم من عنده بالبصيرة الحقّ المقنعة للعقل والمنطق، ولذلك يدعو أباه إلى سبيل ربّه على بصيرة العلم الحقّ الذي لا يحتمل الشك، ولذلك قال خليل الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام لأبيه:
{يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَ‌اطًا سَوِيًّا ﴿٤٣﴾ يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّ‌حْمَـٰنِ عَصِيًّا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [مريم].

ولكن للأسف الشديد إنَّ علماء المسلمين لا يهتمّون بالعقل والمنطق ولا بتدبّر آيات القرآن العظيم؛ بل يدرسون سِنيناً في كتيّبات البشر؛ كتاب فلان بن فلان وكتاب فلان بن فلان ليحفظوا ما في تلك الكتب والمؤلفات دونما يستخدمون عقولهم لِما وجدوه فيها، وكأنّ أولئك المؤلفين في نظرهم أنبياءٌ مرسلون من ربّ العالمين! وكل حزبٍ بما لديهم من العلم فرحون ويزعمون أنَّ ما لديهم عن أئمّتهم هو الحقّ والآخرون على باطل.

ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ وأقول: إنّ سلطان العلم للحكم الفصل ينبغي أن يكون من محكم القرآن وليس من منطق فلان بن فلان أفلا تتقون؟ فكم أضللتم أنفسكم وأضللتم أمّتكم باتّباع لهو الحديث الفارغ من الحقّ فضللتم عن سبيل الله، ولكني الإمام المهديّ أتحدّى بسلطان العلم المباشر من الرحمن آتيكم به من محكم القرآن بآياتٍ بينِّاتٍ لعلماء المسلمين وعامتهم لكلّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ وأولو الألباب ممّن أظهرهم الله على أمرنا لمن الشاهدين.

ويا معشر هيئة كبار العلماء بالمملكة العربيّة السعوديّة، ويا معشر هيئة علماء اليمن وجميع علماء المسلمين والنصارى واليهود: إن دعوة الإمام المهديّ هي عامةٌ إلى الناس جميعاً فلم يجعلني الله إماماً فقط للمسلمين بل للناس أجمعين لمن أراد أن يتبع الحقّ منهم فأدعوهم على بصيرةٍ من الله بالبيان الحقّ للقرآن العظيم ولن أستطيع أن أُهيمن عليهم لو نحتكم إلى كتيّباتهم التي أَفنوا أعمارهم في دراستها حتى ألْهَتْهم دراسة الكتب في مكتباتهم عن دراسة كتاب الله القرآن العظيم وتدبّر آياته ولم يحفظه الله من التحريف عبثاً بل ليدّبّروا آياته ويتّبعوا الحقّ من ربهم تصديقاً لقول الله تعالى:
{كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].

ولم يحفظه الله من التحريف عبثاً بل لتتّبعوه، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأنعام].

ولربّما يودّ فضيلة الشيخ السيد كاظم أو فضيلة الشيخ سلمان العلوان أو فضيلة الشيخ طارق السويدان أن يقاطعوني فيقول أحدهم: "فهل هذا يعني أنك يا ناصر محمد اليماني لن تتّبع ما وجدنا عليه آباءنا على نهج كتاب بحار الأنوار عن أئمة آل البيت؟"، ويقول آخر: "فهل هذا يعني يا ناصر محمد اليماني أنك لن تتّبع ما وجدنا عليه آباءنا على نهج كتاب البخاري ومُسلم وغيرهم من كتب أئمة الأمة؟ فلماذا لم يكتشف السلف ما اكتشفته أنت من الضلال حسب زعمك أنك ترانا على ضلالٍ مبينٍ في كثيرٍ من العقائد؟ كونك تنكر شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود، وتنكر عذاب القبر، وتنكر حدّ الرجم للزاني المتزوج، وتنكر رؤية الله جهرةً، وتنكر زواج المتعة، وتنكر معجزات الله التي يؤيّد بها المسيح الكذاب، وتنكر مسائلَ كثيرةً وجدنا عليها آباءنا! فإنك كذابٌ أشِرٌ ولست المهديّ المنتظر." ومن ثمّ يردّ عليكم المهديّ المنتظَر الحقّ من ربهم وأقول:
{قُلْ آللَّـهُ أَذِنَ لَكُمْ ۖ أَمْ عَلَى اللَّـهِ تَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [يونس:59].

ولكني أحاجّكم بما أمركم به الله وآتيكم بالبرهان من محكم القرآن بآياتٍ بيِّناتٍ لعلماء المسلمين وعامتهم؛ فحين أُنكر شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود ومن ثم آتيكم بالبرهان الحقّ للبيان على تلك الفتوى من محكم القرآن وأقول قال الله تعالى:
{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الأنعام].

وحين أُنكر حدّ الرجم للزاني المتزوج؛ ومن ثم آتيكم بالبرهان المبين لحدّ الزانيات المحصنات الحُرّات نستنبطه من خلال حدّ الأمَة بقول الله تعالى:
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:25].

وحين أُنكر عذاب القبر أنه على الروح من دون الجسد في النار في ذات النار التي وعد الله بها الكفار ومن ثم نأتيكم بالبرهان المبين عن موقع الكفار من بعد الموت وقبل البعث أنهم في كوكبٍ يدور من حول أرض البشر مثله كمثل الشمس تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص]. فكيف يكون القبر ملأً أعلى الأرض؟ بل النار هي في كوكبٍ آخرَ تدور من حول أرضكم وقد اقترب مرورها فتلفح وجوه المكذِّبين منكم.

ولربّما يودّ أن يقاطعني فضيلة الشيخ العلوان ويقول: "مهلاً مهلاً يا من يزعم أنه المهديّ المنتظَر، فكيف تقول إنّ الله سوف يهلك الكفار المكذِّبين بالذِّكر بنار الله سقر فتأتيهم بغتةً وهم لا يزالون في الدنيا من قبل الآخرة؟"، ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني بالردّ المباشر نستنبطه لهم من محكم الذِّكر في قول الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

ولربّما يودّ فضيلة الشيخ طارق أن يقول: "وهل سوف تلوح للناظرين من البشر بالفضاء وهم لا يزالون في الحياة الدنيا؟"، ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: قال الله تعالى:
{وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [المدثر].

ومن ثم يقاطعني طارق مرةً أخرى فيقول: "وما يقصد الله بقوله
{لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ} صدق الله العظيم؟". ومن ثمّ يردّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: بمعنى أنها تظهر للبشر فتمرّ على أرضهم من حينٍ إلى آخرَ بعد أمدٍ بعيد، وأقرب المرورات لكوكب سقر هو في عصر بعث المهديّ المنتظَر ليلة مرور كوكب سقر ليلة يسبق الليل النهار فاتقوا الله يا أولي الأبصار! أفلا تعلمون أنّ مرورها الأقرب هو شرطٌ من أشراط الساعة الكبرى بعد أن تدرك الشمس القمر في أوّل الشهر فيسبِّب انتفاخ الأهلّة فترونه في ليلته الأولى وعمره ليلتان؟ وأَقسمَ الله بشرط الساعة في القمر على حقيقة مرور كوكب سقر كون مرورها الأكبر هو أحد اشراط الساعة الكُبَر ليلة يسبق الليل النهار بسبب مرور كوكب سقر تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [المدثر].

قبل مجيء الوعد بالفتح الأكبر في عصر بعث المهديّ المنتظَر تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٢٩فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿٣٠} صدق الله العظيم [السجدة].

وذلكم هو الفتح بين الكافرين بالذِّكر والمؤمنين بالذِّكر يحدث ليلة مرور كوكب النار، فالفرار الفرار إلى الله الواحد القهار تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

وإنما كتبنا في هذا البيان رؤوس أقلامٍ لبياناتٍ أخرى فخّاً لكم لعلكم تتجرّأون على الحوار بظنّكم أنكم سوف تُهيمنون على الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني فترون أمره بسيطاً ومن ثم نُهيمن عليكم بسلطان العلم الحقّ ونُعلِّمكم ما لم تكونوا تعلمون لا أنتم ولا آباؤكم الأولون، أفلا تتقون؟

فهُبّوا إلى طاولة الحوار للمهديّ المنتظَر
(موقع الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلاميّة) وقولوا: "سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ، فإن هيمنتَ علينا بسلطان العلم من محكم القرآن فقد زادك الله بسطةً في علم البيان الحقّ للقرآن وجعلك للناس إماماً كريماً لتهديهم بالقرآن المجيد إلى صراط العزيز الحميد، وإن لم تفعل وهيمن عليك علماء الأمّة أو أحدهم من محكم القرآن ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقد تبيَّن لعلماء المسلمين وأمّتهم أنّك كذابٌ أشِرٌ ولست المهديّ المنتظَر، وعلى جميع الأنصار ممّن تبعك في جميع الأقطار لدول البشر أن يتراجعوا عن اتِّباعك لو غلبك أحد علماء الأمّة ولو في مسألةٍ واحدةٍ فقط فقد حكمتَ على نفسك بنفسك بقولك أنه لا يجادلك عالِم من القرآن إلا غلبتَه"، ومن ثمّ يردّ عليهم ناصر محمد وأقول: ذلك بيني وبينكم يا خطباء المنابر ومفتي الديار في جميع الأقطار لدول البشر ويشهد عليه الله الواحد القهار و كافة الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، وقضي الأمر وإلى الله ترجع الأمور يعلمُ خائنة الأعين وما تخفي الصدور، وتالله لا أبالغ بغير الحقّ بالنثر ولا نقول لكم الشعر بل نجادلكم بالبيان الحقّ للذِّكر فنستنبط لكم البرهان من محكم القرآن ولم نأتِكم بوحيٍ جديدٍ؛ بل لنعيدكم إلى منهاج النبوّة الأولى حتى تكونوا على ما كان عليه محمدٌ رسول الله والذين معه كانوا على كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ كانوا يتّبعون قرآنه وبيانه.

ولربّما يودّ سليمان العلوان أن يقاطعني فيقول: "عجبٌ أمرك يا ناصر محمد اليماني! فأحياناً وكأنك لا تؤمن بأحاديث البيان في السُّنة النّبويّة مطلقاً وتدعو إلى اتِّباع القرآن والاعتصام به وأحياناً أخرى تدعونا إلى اتّباع كتاب الله وسنة رسوله!". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: يا فضيلة الشيخ سلمان العلوان حفظك الله، إنما أُناديكم باتّباع كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، إلا حين تجدون في سنة البيان ما يخالف لمحكم القرآن فاتّبعوا القرآن واعتصموا به وذروا ما يخالف لمحكم القرآن في سنّة البيان لكون ذلك الحديث المخالف لمحكم القرآن جاءكم من عند غير الرحمن؛ بل من عند الشيطان على لسان أوليائه من شياطين البشر من الذين يُظهِرون الإيمان ويُبطِنون الكفر والمكر ليصدّوا البشر عن اتّباع الذِّكر عن طريق علم الحديث، فلا تتّبعوا الشيطان إني لكم ناصحٌ أمينٌ.

و يا سلمان، إن كنتَ تريد أن يُبصِّرك الله بالحقّ فأنِب إلى ربِّك ليهدي قلبك ولا تكن مع الذين كرِهوا ما أنزل الله كونَه مخالفاً لأهوائهم فأحبط أعمالهم لأنّ منهم من يسعى الليل والنهار ليطفئ نور الذِّكر على البشر ويأبى الله إلا أن يُتمّ نوره ببعث المهديّ المنتظَر ولو كره المجرمون ظهوره.

وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
________________