صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 14

الموضوع: پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است

  1. افتراضي پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است

    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - رجب - 1435 هـ
    25 - 05 - 2014 مـ
    ۴- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    04:45 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ

    پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی از اولین نفر تا آخرینشان، محمد رسول الله، ما بین هیچ یک از رسولان او فرقی قائل نشده و تسلیم او هستیم و اما بعد...
    «باحث عن البینه»! به راستی که خداوند از حال تو آگاه است و می‌داند تو تلاش می‌کنی مردم را از پیروی از راه راست خداوند بازداری و سخن را تحریف کرده و مقصود آن را تغییر دهی، ای کسی که خود را از مکر خداوندی در امان می‌دانی که به حق و بدون اینکه هیچ ظلمی کند، بهترین مکرکننده است و حکم با خداوند است که او بهترین جداکننده حق از باطل است.
    در وهله‌ی اول، این فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾ نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ...} صدق الله العظيم [البقرة].
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزديكی نكنيد] تا پاک گردند و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    این از آیات محکم کتاب خداوند است که در آن پروردگار جهانیان از رحم زن سخن می‌گوید، که آن را محلی برای رشد نسل بشر، آفرینشی به دنبال آفرینش دیگر، قرار داده است. خداوند به شما فرمان داده است در زمانی که رحم به علت خون در معرض آزار است، به آن نزدیک نشوید؛ چرا که نزدیکی با رحم زن در زمان عادت ماهیانه به علت ایجاد التهاب [و عفونت] باعث آزار و اذیت زن می‌شود و این التهاب و عفونت به مرد منتقل خواهد شد. به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم،
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزدیکی نکنید] تا پاک گردند. و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد}
    به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
    {وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم؛
    {پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزدیکی نکنید] تا پاک گردند. و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد}
    معنای آن این است که مرد حق نزدیکی با همسرش را ندارد جز از راهی که برای تولید نسل منظور داشته است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾ نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ...} صدق الله العظيم [البقرة].
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزديكی نكنيد] تا پاک گردند و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    بیان حق درفرموده خداوند تعالی:
    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم
    {زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    ؛
    یعنی زنان شما مزرعه‌ای برای پرورش فرزندان شما هستند، چنان که زمین محل پرورش گیاهان است و خداوند رحم زن را محل رشد و پرورش نسل بشر قرار داده است.
    اما این فرموده خداوند تعالی:
    {فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم؛
    قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد، این توصیه خداوند مبنی بر عدم مباشرت با رحم زن است مگر بعد از نوازش و آماده کردن و برانگیخته شدن میل جنسی او، تا بدین ترتیب زمینه رشد نطفه انسانی در رحم زن فراهم گردد و لازمه آن این است که بعد از پاک شدن رحم از خون قاعدگی، مرد با همسرش آمیزش نماید. لذا قبل از برانگیخته شدن میل جنسی با زن نزدیکی نشود تا زمینه رشد نطفه انسان در رحم زن فراهم شده باشد. مهم این است که رحم، زمین پرورش نسل بشر است و به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} یعنی مزرعه‌ای برای پرورش فرزندانتان. فرمایش خداوند را تکرار می‌کنم: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ}، یعنی کشتزاری برای پرورش فرزندانتان. به همین دلیل است که محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- در رویای صادقه [به من] فرمودند: [كان مني حرثك وعليّ بذرك]. منظور ایشان ذریه آل بیت است که امام مهدی از آن ذريه است. «حرث» [یعنی مادر] از جانب محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- است و منظور دختر ایشان، فاطمه عليها الصلاة والسلام، می‌باشد و مقصود از «علیّ بذرك»، یعنی ذریّه امام علی ابن ابی طالب عليه الصلاة والسلام. اما دشمن سرسخت خداوند از ذریه یهود، «الباحث عن البينه»، با تحریف کلام از محل خود قصد منحرف کردن معنای آن را دارد!
    حال به سراغ مورد دوم می‌آییم:
    برادر ناصر محمد یمانی می‌گوید که نبی صلى الله عليه وسلم در رویا فرموده است: «خداوند علم کتاب را به تو عطا خواهد كرد» و از بیانات برادر ناصر یمانی دانسته‌ایم که خداوند علم کتاب را به او عطا کرده است که مقصود ازاین آیه است:
    {قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}
    جبریلِ امین علیه السلام، که بخشی از علم کتاب نزد اوست، عرش ملکه سبا را قبل از چشم برهم زدن نبی خداوند، سلیمان علیه السلام و الصلاة، در پیشگاه او حاضر کرده است:
    {قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}
    سپس کسی که سخن را تحریف می‌کند، می‌گوید:
    «ناصر محمد اگر علم کتاب درنزد توست پس چرا معجزه نمی‌کنی؟»
    در جواب می‌گوییم: معجزات، نزد خداوند است و امر در گذشته و آینده [همواره] به دست اوست.
    پس در پاسخ به این فرد که لجوجانه با حق مخالفت می‌کند، می‌گوییم: منظور از داشتن علم کتاب این نیست که روح الله، فرشته جبریل علیه الصلاة و السلام، با دانستن نکته‌ای [بخشی] از کتاب خداوند، تخت را [در محضر سلیمان] حاضر کرده باشد؛ بلکه رفته و در کمتر از چشم برهم زدنی تخت را آورده است. هم اوست که در شب اسراء و معراج، با وجود میلیون‌ها سال فاصله‌ی نوری بین زمین و سدرة المنتهی، جدِّ من، محمد رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلّم، را از زمین خاکی به سدرة المنتهی برد و ما قبلاً درباره آن، بیانی آورده بودیم. لذا جبریل، علیه الصلاة و السلام، تخت ملکه سبا را، نه به خاطر اینکه بخشی از علم کتاب نزد اوست، بلکه به علت داشتن قدرت و سرعت ذاتی خود احضار کرده است. به صحبت یکی از جنیان توجه کنید:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿۳۹﴾} صدق الله العظيم [النمل]
    {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}

    اما جبریل علیه الصلاة و السلام از این عفریت جن قوی‌تر و سریع‌تر بود و خداوند تعالی قدرت او را چنین وصف می‌فرماید:
    {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾ وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ ﴿١١﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ﴿١٢﴾ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾ لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [النجم].
    {سوگند به ستاره [عذاب]هنگامی که به پایین می‌آید (۱) که هرگز صاحب شما [محمّد] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی [انسان] در آمد (۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد (۸) تا آنکه فاصله او [با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود [محمد] وحی کرد، آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلبش در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه [با چشم خود] دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) و به هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی» (۱۴) که «جنت المأوی» درنزد آن است! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [نور خداوند‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد [آنچه دید واقعیّت بود]! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}
    معنای این فرموده خداوند تعالی :

    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾
    } صدق الله العظيم
    {آن کس که قدرت عظیمی دارد [جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی [انسان] در آمد (۶)}
    این است که
    روح القدس، جبریل علیه الصلاة و السلام، همان کسی که توانایی فوق العاده‌ای دارد، درحالی‌که در افق اعلی بود، به شکل انسانی تمام عیار درآمد و بعد از آنکه به شکل انسانی تمام عیار درآمد، رو به‌ سوی نبیّ علیه الصلاة و السلام کرد؛ جبریل علیه الصلاة و السلام آنچه را وحی كرد كه خداوند به بنده خود وحی نموده بود. نبیّ خداوند، محمد رسول الله، بار دیگر و در نزدیکی سدرة المنتهی، نبیّ و فرشته خداوند، جبریل را درحالی دید که به هیئت [اصلی خود یعنی به شکل] فرشته درآمده بود. ایشان همیشه جبریل را به شکل انسانی تمام عیار می‌دید، اما این بار او را درحالی دید که به هیئت اول خود درآمده بود. فرشته‌ی خداوند با آن عظمت در آفرینش، وقتی به سدرة المنتهی رسید، در پیشگاه خداوند به شکل اصلی خود درآمد تا در برابر خدای خود به سجده بیفتد
    . از آنجا که پیامبر [همواره] او را به صورت انسانی عادی می‌دید ولی در نزدیک سدرة المنتهی به صورت فرشته او را مشاهده کرد، خداوند تعالی فرمود:
    {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾}
    صدق الله العظيم.
    {و به هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی» (۱۴) که «جنت المأوی» درنزد آن است! (۱۵)}
    به هرحال، آورده شدن تخت [ملکه‌ی سبا] از وادی سبا به سرزمین شام، به علت داشتن علم کتاب نبود! کتاب خداوند حاوی کدهای [رمزدار] علمی نیست که جبریل به علت آگاهی از این کدها و اسم رمزها، عرش را جابجا کرده باشد! به خدا که چنین نیست بلکه آوردن عرش، به خاطر سرعت و قدرت زیاد اوست. همانا که خداوند به درجه علمی او اشاره می‌کند؛ چون جبریل، فردی عادی نیست و با عطای دانش گرامی داشته شده است. اما آوردن عرش، به خاطر سرعت ذاتی و حاصل قدرت اوست؛ چرا که جابه‌جا کردن آن تخت نیاز به قدرت داشت و برای همین عفریتی از جنیان گفت:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿۳۹﴾}
    صدق الله العظيم [النمل].
    {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}
    به گفته عفریت توجه کنید:

    {وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ}

    یعنی قدرت این را دارد که آن را جابه‌جا کند و امانت دار نیز هست. اما تو و امثال تو که بین نام‌های نیکوی خداوند [اسماء الحسنی] تفاوت قائل می‌شوند، می گویند: «آن کسی که علم کتاب را دارد، از آنجا که نام اعظم خداوند را می‌داند، خدا را با آن نام می‌خواند تا تخت را جابجا کرده و به حضور بیاورد». سبحان الله العظیم! آیا نام «الله» از نام‌های نیکوی خداوند [اسماء الحسنی] نیست که تصورمی کنید اسم اعظم‌تری نسبت به «الله» وجود دارد که با خواندن آن، تخت ملکه را می‌توان حاضر کرد؟ چقدر کسانی که این چنین فکر می‌کنند نادان هستند! چنین نیست؛ بلکه خداوند دارای نام‌های نیکو [اسماء الحسنی] است، «الله» را بخوانید یا «الرحمن» را، هر کدام را که بخوانید نام‌های نیکوی [اسماء الحسنی] خداوندند و با هم فرقی ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم [الإسراء:۱۱۰]
    {بگو: ««اللّه» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نام‌هاست!»}
    به فرموده خداوند تعالی توجه کنید:
    {أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم،
    {هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نام‌هاست!»}
    یعنی برای خداوند، اسمی بزرگتر از اسم ديگر وجود ندارد، پاک و منزه است او! همانا که مقصود از اسم اعظم، این است که نعیمی وجود دارد که بزرگترین نعیم خداوند است، یعنی بزرگتر از نعیم بهشت و قبلاً به شما آموخته بودیم که «رضوان نفس خداوند نسبت به بندگانش»، بزرگترین نعیم خداوند و نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾ }
    صدق الله العظيم [التوبة]

    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، [از همه اینها] بزرگتر است و پیروزی بزرگ، همین است}
    اما گمراهان می گویند: «کسی که بخشی از علم کتاب نزد اوست، از آنجایی که اسم اعظم را می‌داند، تخت را از سرزمین سبا به سرزمین شام آورده است» .آنها دروغ گفته و چیزی را به خداوند نسبت می‌دهند که نمی‌دانند.
    حال سراغ موضوع دیگر می‌رویم و آن بیان این فرموده خداوند تعالی است که :
    {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿۸۲﴾} صدق الله العظيم [هود]
    {و زمان فرمان ما که فرا رسید، پایین‌ترین [سیاره] را در بالا قرار دادیم و بر آن [زمین] بارانى از سنگ‌هايى از سجّيل، پى‌درپى فرو باريديم (۸۲)}
    سپس می‌بینیم نادانان می‌گویند: «همانا که فرشته خداوند، جبریل، با بال خود قریه قوم لوط را بلند کرد و آن قدر بالا برد که ساکنان آسمان، صدای خروس و پارس سگان قوم لوط را شنیدند و سپس قریه را از آن بالا، در فضای کیهانی رها کرد»! در پاسخ می‌گوییم در این صورت نباید در روی زمین اثری از قوم لوط پیدا کنید چون طبق فتوای کسانی که [حقیقت را] نمی‌دانند، در فضای کیهانی رها [پخش] شده است. اما آنچه که در قرآن پیدا می‌کنیم این است که آن آبادی در زمان نزول قرآن در روی زمین بوده است و قبل از نزول قرآن، بارانی از سنگ از سياره عذاب بر روی آن باریده و آنان را نابود کرده است و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید مسافرانی که از سرزمین مکه به سوی شام سفر می‌کنند، آن را بر سر راه خود می‌بینند. خداوند تعالی فرموده است:
    {وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا ﴿۴۰﴾ } صدق الله العظيم [الفرقان].
    {آنها از کنار شهری که باران شرّ [بارانی از سنگ‌های آسمانی‌] بر آن باریده بود [دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! ولی به رستاخیز ایمان نداشتند! (۴۰)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا} صدق الله العظيم
    {آنها از کنار شهری که باران شرّ [بارانی از سنگ‌های آسمانی‌] بر آن باریده بود [دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟!}
    یعنی این قریه، روی سطح زمین قرار داشته و آن طور که بی‌خبران به خداوند نسبت می‌دهند، به فضا پرتاب نشده است. اما آن باران بد [سوء] که بر سر قوم لوط باریده بود، چیست؟ جواب را در کتاب خداوند پیدا می‌کنید:

    {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿۸۲﴾} صدق الله العظيم [هود]
    {و زمان فرمان ما که فرا رسید، پایین‌ترین [سیاره] را در بالا قرار دادیم و بر آن [زمین] بارانى از سنگ‌هايى از سجّيل، پى‌درپى فرو باريديم (۸۲)}
    یعنی پایین‌ترین زمین که سياره عذاب است، بالاتر از کره زمین [زمینی که ما ساکن آن هستیم]
    قرار گرفت و باران سنگ‌های آتشین بر آن بارید و آنان را هلاک کرد. بله؛
    تمامِ جهت‌ها از زمین تا بالا، از نگاه ناظری که به آسمان نگاه می‌کند - از هر جرم آسمانی که می‌خواهد باشد، چه در فضای کیهانیِ بالا چه در پایین - در طرف بالا دیده می‌شود. ما پیش از این، در هنگام بیان سیاره آتش، در این باره فتوا داده بودیم که از نظر ساکنانِ زمین، سیاره عذاب در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد. از نظر اهالی آتش نیز زمین در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار گرفته است و از دید زمینیان نیز، سیاره آتش، در عالم بالا [ملاء اعلی] دیده می‌شود. از خدا امید دارم که تو را زنده نگه داشته و عمرت را طولانی کند تا سیاره عذاب را، هنگامی که سنگ‌های آتشین خود را بر زمین بشر می‌بارد، با چشمِ خودت ببینی و خداوند عذاب خود را بر سر هر کس که بخواهد، فرود آورده و از هر کس که بخواهد، بازمی‌دارد و بازگشت امور به سوی پروردگار است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ﴿۱۷﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    {این [کیفر] را به سزاى آن که کافر شدند و ناسپاسى کردند، به آنان دادیم و آیا جز ناسپاس را کیفر مى‌دهیم؟}
    قبل از این فتوا داده بودیم که زمین‌های هفتگانه، حقیقتی کیهانی هستند و در عالم واقعیات، هفت زمین را پیدا می‌کنید که بر فراز یکدیگر قرار گرفته‌اند و زمینی که بشر ساکن آن است، جزو این هفت زمین نیست. بلکه هفت زمین دیگر، از زمین بشر جدا شده‌اند. آسمان‌های هفتگانه و تمام اجرام آس
    مانی [ستاره‌ها و قمرهای آنها] نیز از زمینی که بشر روی آن زندگی می‌کند، جدا شده‌اند [اشاره به آیه کریمه سوره الأنبیاء:أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ﴿۳۰﴾]. هفت آسمان و هفت زمین از زمین مادری جدا شده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ﴿۳۰﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].
    {خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!}
    و اما آن امر که فرود می‌آید چیست؟ و جواب: منظور قرآن عظیم است که در زمین مادری بر بشریت نازل می‌شود و خداوند زمین مادری را جزء زمین‌های هفتگانه قرار نداده است؛ بلکه این زمین، زمین مادری است که هفت زمین و هفت آسمان از آن جدا شده‌اند. تمام هفت زمین دیگر، پایین‌تر و بعد از زمینی که بشر ساکن آن است، در فضای کیهانی قرار گرفته‌اند و بی‌ شک‌ و تردید، می توانید آنها را درعالم واقعیت پیدا کنید. از آنجا که این بیان، نیاز به حقیقتی کیهانی در عالم واقعیت دارد، پس باید بعد از زمینی که بشر روی آن زندگی می‌کند، هفت کوکب [سياره] دیگر پیدا کنید که بی هیچ شک و تردیدی وجود داشته و حقیقی باشند. پس بعد از زمین بشر، هفت زمین در کیهان پیدا می‌کنید و سیاره جهنم یکی از آنهاست که نسبت به زمین بشر در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد. برای اهالی آتش نیز زمین در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد و چقدر جهنم جایگاه بدی است.
    سراغ نکته چهارمی می‌رویم که این شخصِ تردیدافکن، به ناحق درباره آن با ما مجادله می‌کند:

    برادر ناصر یمانی می‌گوید اصحاب کهف انبیای خداوند، الیاس و ادریس و الیسع علیهم السلام هستند و کهف در بالاترین مکان شبه جزیره عربی قرار دارد و برای همین هم خداوند درباره نبی خود ادریس فرموده است:
    {وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا (56) وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا (57)}
    {یاد کن از ادریس که او بسیار راستگو و پیامبر بود (۵۶) او را به مكانى بلند فرا برديم. (۵۷)}
    و منظور از این، نشان دادن مکان کهف است!! پس چرا فقط ادریس؟ مگر برادرانش الیاس و الیسع با او در همان غار نیستند (المکان العلی)؟}
    به حق به او جواب می‌دهیم که: این از اسرار کتاب خداوند است و خداوند با ذکر نام ادریس به همراهان او اشاره کرده است. آیا می‌خواهید گفته شود:
    «رفعناهم مکانا علیا»،
    «همه آنها را در مکانی رفیع جای دادیم»؟
    اما
    چون خداوند در اينجا از ادریس صحبت می‌كرد، تنها از او یاد می‌شود. اگر جای او را بدانیم، جای برادرانش که با او هستند را نیز خواهیم یافت. خداوند در قرآن از بالا بردن جسد انبیا، به همراه ارواحشان بعد از مرگ، سخنی نگفته است؛ بلکه جسد آنها در زمین می‌ماند و تنها روحشان بالا برده می‌شود. این سنت خداوند برای مخلوقاتش است و جسد تمام انبیا روی زمین باقی می‌ماند. یا شما دلیلی دارید که ثابت کند خداوند جسم نبیّ خود ادریس را با همان گوشت و چربی به آسمان اعلی برده است؟ اگر چنین است دلیل خود را بیاورید.
    سراغ مورد پنجم می‌آییم. این شخص که در باطن، کفر و مکر خود را پنهان کرده ولی تظاهر به ایمان می‌کند تا مسیر پیروی از قرآن را کج کند، می‌گوید:
    برادرمان ناصر الیمانی می‌گوید: «و آنان اهل قریه از قرون اولیه بودند که قبل از ابراهیم و لوط و شعیب و بعد از نوح و ثمود زندگی می‌کردند و خداوند رسول خود، ادریس علیه الصلاة و السلام، را برای هشدار و انذار اصحاب الرس فرستاد و منظور از الرس، کوه و الرواسی به معنی کوه‌هاست و مفرد الرواسی، (الرس) به معنی کوه است»
    می‌بخشید برادر یمانی، رس مفرد رواسی نیست، مفرد کلمه رواسي «راسية» است که جمع آن راسیات و رواسي است، رواسي بر وزن ضواري که مفرد آن ضارية که جمع آن ضاریات و ضواري است که به معنی حیوانات درنده است. همچنین همه جمع‌ها بر وزن «فواعل» برای مونث است و مفرد آن، بر وزن «فاعلة» است مانند «صوارخ» و «بواكي» که مفرد آنها «صارخة» و «باكية» است . پس شما برادر یمانی، «الرس» مفرد «الرواسي» را از کجا آورده‌اید؟
    درجواب او به حق می‌گوییم: «الرس» از مفردات و به معنی کوه است، چه خوشت بیاید چه خوشت نیاید. «الرواسي» به معنی کوه‌هاست و الرس نیز به معنی کوه است. من از لغت‌نامه‌های شما پیروی نمی‌کنم و از آنها خبر ندارم، ولی از بیان حقِّ قصه اصحاب کهف این را دریافتم و آینده درستی آن را نشان خواهد داد. من مکلف به جستجویِ آنها نیستم، تلاش هایی از جانب من و برخی انصار برای یافتن آنها انجام شد اما خداوند می‌خواهد آنها تا رسیدن زمان برانگیخته شدنشان که بعد از عبور سیاره عذاب است، در جایگاه خود باقی بمانند و آنها تا فرا رسیدن موعد آن، در خواب خواهند بود.
    درباره «رقیم» که به اصحاب کهف ملحق و اضافه شده است، او نیز مانند اصحاب کهف، از آیات عجیب خداوند برای مردم است که باعث تعجب آنان خواهد شد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾}صدق الله العظيم [الكهف]
    {
    آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز و عجیب ما بوده‌اند}

    ببین که «رقیم» با اصحاب کهف به صورت جمع بیان شده است و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾}
    صدق الله العظيم
    {از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز و عجیب ما بوده‌اند}
    چه کسانی از آیات شگفت‌انگیز هستند؟ جوابش را در محکمات کتاب می‌یابید: {أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ}. «رقیم» چیست؟ رقمی است که به آنها اضافه شده است. ولو اینکه فرض کنیم این چیز عجیب، جسم جامدی هم باشد، به آیات عجیب خداوند اضافه شده است. چنان که می‌گوییم: «فلان و فلان»، اینجا از دو چیز یاد کرده‌ایم؛ درمورد اصحاب کهف و رقیم که از آیات عجیب هستند نیز چنین است.
    شما بعد از درک موضوع و سخن، آنها را تحریف می‌کنی و حکم در گذشته و آینده با خداست. اگر نیّت تو صادقانه است و به دنبال برهان و بینه هستی، خودت را نشان بده و نام واقعی و عکست را بگذار تا ماهیت واقعی‌ات روشن شده و معلوم شود آیا از علمای مسلمینی یا از علمای شیاطین یهود که در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهند اما در باطن کافرند و مکر خود را برای منحرف کردن مردم از قرآن پنهان می‌کنند. این امام ناصر محمد یمانی است که عکس خود را در کنار بیاناتش گذاشته است و در ویدیوهای زنده و کانال‌های ماهواره‌ای در موارد دیگری غیر از بیان قرآن، خود را نشان داده است.
    اما درباره گفتگو، این امر هم‌چنان از راه قلم صامت انجام خواهد شد تا تو و امثال تو نتوانند سخنان را قطع کرده و تشویش ایجاد کنند و لذا برهان قاطع علمی درباره محکمات قرآن عظیم را همچنان به تحریر در می‌آوریم و تردیدکنندگان را وادار به سکوت می‌کنیم.
    این شیطان سرکش می‌گوید: «نمی‌شود گفت: سیقولون [خواهند گفت]، مگر اینکه به آینده نزدیک اشاره شود نه آینده دور»!! آیا برای کلمات عربی، ماده نگهدارنده گذاشته شده که تاریخ مصرفش سر می‌رسد؟ اما خداوند سبحان می‌فرماید:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا﴿۲۲﴾ } صدق الله العظيم [الكهف]
    {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود، تير به تاريكى مى‌افكنند؛ و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و [خداوند] شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند [خداوند عده آنها را قلیل، یعنی سه نفر می‌داند]. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    در اینجا ازسخن درستی که درآینده گفته خواهد شد، صحبت می‌شود و شرطی برای نزدیک یا دور بودن این آینده وجود ندارد. مهم این است که سخنی که در آینده مطرح خواهد شد یعنی: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ} صحیح است و خداوند از این کلام به عنوان «تیر درتاریکی یا رجم بالغیب» یاد نمی‌کند: {ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}، سه نفر و چهارمینشان سگشان. این نکته مربوط به اصحاب کهف است، همانانی که اهل کتاب درباره تعداد آنها مجادله داشتند و کسانی که می‌گفتند تعداد آنها چنین و چنان است، تیری در تاریکی رها کرده و از جانب خود تعداد آنها را حدس می‌زدند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا ﴿۲۲﴾ } صدق الله العظيم [الكهف].
    {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود، تير به تاريكى مى‌افكنند؛ و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و [خداوند] شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند [خداوند عده آنها را قلیل، یعنی سه نفر می‌داند]. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}

    دقت کنید خداوند به نبی خود چه توصیه‌ای می‌کند:
    {فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}
    صدق الله العظيم
    {پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    ؛
    یعنی
    درباره اصحاب کهف از اهل کتاب سؤال نکند؛ چرا که آنها تیری در تاریکی انداخته و سخنانی را که می‌گویند، از خودشان درآورده‌اند. خداوند هم تعداد آنها را به نبی خود نمی‌گوید تا در زمان برانگیخته شدن امام مهدی، بیان تعداد آنها، معجزه این قرآن عظیم باشد که محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم به حق آن را از جانب خداوند دریافت کرده است و اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت انگیز خداوند هستند. آینده، حقیقت را نشان خواهد داد و درباره آنها جز به ظاهر، بحث و مجادله نکن تا زمان برانگیخته شدن آنها فرارسد؛ بعد از دیدن عبور سیاره عذاب، نشانه‌هایی عجیب در میان خودتان به شما نشان داده خواهد شد، [اصحاب کهف آیاتی از خود انسان‌ها هستند]. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ} صدق الله العظيم [فصلت:۵۳].
    {آيات قدرت خود را در آفاق و در خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است.}
    به همین ترتیب، این فرد [باحث عن البینه] که ادعا می‌کند به دنبال برهان می‌گردد، می‌خواهد صحت احادیث مربوط به عذاب قبر را ثابت کند و قبر را روضه‌ای از بهشت خداوند یا حفره‌ای پراز آتش بداند! حجت حقی که برای او می‌آوریم این است که: بیا و عکسی از قبر یک مؤمن را به ما نشان بده که می‌گویی روضه‌ای از بهشت خداوند است و یا قبر یک کافر را برایمان به تصویر بکش که می‌گویی حفره‌ای از حفرات آتشین جهنم است! ای دشمنان خداوند! احادیث مربوط به قبر، دروغ‌هایی است که شما به خداوند نسبت می‌دهید تا مردم با مشاهده دروغ بودن عذاب در حفره قبر، بهشت و جهنم را نیز باور نکنند. ما پیش از این به حق فتوا داده بودیم که بعد از مرگ، نفس در برزخ، دچار عذاب می‌شود؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۹۳﴾ }
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    {و اگر ببینی هنگامی که [این] ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند و فرشتگان دست‌ها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغ‌هایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}
    و همان طور که گفتیم اهالی آتش نسبت به زمینیان در عالم بالا [ملاء اعلی] قراردارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿۶۷﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿۶۸﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿۶۹﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۷۰﴾} صدق الله العظيم [ص]
    {بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از عالم بالا [ملأ اعلی] به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
    ممکن است کسی سؤال کند: «این کسانی که با یکدیگر مخاصمه می‌کنند چه کسانی هستند؟ چون خصومت آنها واضح است و از طرفی بیان می‌شود که در عالم بالا [ملاء اعلی] هستند» و به جوابی که مستقیم از جانب پروردگار آمده است اکتفا می‌کنیم، خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿۵۹﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۶۰﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿۶۱﴾ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿۶۲﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿۶۳﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿۶۴﴾}. صدق الله العظيم [ص].

    {این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند، خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)
    آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم [در اینجا، در آتش دوزخ] نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشم‌ها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}

    به این سخن خداوند تعالی:

    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿۶۷﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿۶۸﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿۶۹﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۷۰﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    {بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از عالم بالا [ملأ اعلی] به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
    زمان آن خبر بزرگ نزدیک شده است و شما از حق روگردانید و شما ای جماعت روگردانان! درخواهید یافت...
    این مرد از کسانی است که برانگیخته شدن مهدی منتظر را به کلی رد می‌کند، اما درباره نفی برانگیخته شدن مهدی منتظر بسیار با احتیاط فتوا می‌دهد تا وارد جنگ کلامی با اهل سنت و شیعیان نشود و تنها به این فتوا اکتفا نموده که در صحیحین [صحیح مسلم و بخاری]، از احادیث بعث مهدی منتظر ذکری به میان نیامده است.
    اما در جوابت می‌گوییم: احادیث مربوط به برانگیخته شدن مهدی منتظر در تعارض با محکمات قرآن عظیم نیست؛ بلکه توضیح و بیان بیشتر آنهاست. آنجا که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿۳۳﴾ }
    صدق الله العظيم [التوبة].
    {او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!}
    به راستی که خداوند، امام مهدی منتظر ناصر محمد را برای یاری به محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم برانگیخته است. گوش کن! ما کار را برای تو که با لغت و علم نحو مباحثه می‌کنی بسیار آسان می‌کنیم: بر توست که ثابت کنی معنی لغوی «التواطؤ» تطابق است. اگر توانستی ثابت کنی معنی لغوی «التواطؤ» تطابق است، بر امام مهدی منتظر پیروز شده‌ای. ای کسی که زبان عربی خودت کج و معوج است اما می‌خواهی زبان عربی [مبین] را کژ نشان دهی، قادر به این کار نخواهی بود. او به خوبی می‌داند که امام مهدی ناصر محمد یمانی بی شک‌ و تردید، همان امام مهدی حق است که از جانب خداوند آمده است. چقدر دربیانات امام ناصر محمد یمانی جستجو کرده‌ای، اما چیزی پیدا نکردی و از خودت چیزهایی ساخته و به عمد کلام را تحریف می‌کنی؛ پس از عصبانیت، به اذن خداوند بمیر.
    هم‌چنین کسی که خود را «باحث عن البینه» می‌داند، می‌گوید:
    مهم‌تر از آن، ناصر یمانی می‌گوید که نبی خدا هارون است که به بنی اسرائیل گفت که خداوند طالوت را به فرمانروایی بنی اسرائیل [در جنگ] برانگیخته است درحالی‌که خداوند می گوید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}

    چگونه است که متکلم هارون باشد و به قوم خود بگوید: {وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ} چگونه است که در مورد خود این‌گونه بگوید درحالی‌که او زنده و در میان آنهاست: {مِّمَّا تَرَكَ} ؟!! آیا با عقل جور در می‌آید، آن طور که یمانی می‌گوید، متکلم در آیه هارون باشد و هارون در مورد آنچه که خاندان هارون برجا گذاشته‌اند و نه آنچه که از خود او به‌ جا مانده، صحبت کند، درحالی‌که خود او متکلمی است که به بنی اسرائیل خبر می دهد؟!
    آیا این امر منطقی است که عقل سلیم آن را قبول می‌کند؟ آیا عقل سلیم این تناقض در تفسیر را به عنوان بیان حق قران قبول می‌کند؟
    درجواب او به حق می‌گوییم: آیا می‌خواهی بگوید «فيه بقية مما ترك آل موسى وأنا؟ یعنی در تابوت میراث‌ خاندان موسی و من قرار دارد»؟ دوباره سوال می‌کنم: آیا می‌خواهی هارون علیه الصلاة و السلام بگوید آنچه که از آل موسی و من باقی مانده در آن است؟ یا درست آن است که بگوید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۲۴۸﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    {پيغمبرشان گفت كه نشان پادشاهى او اين است كه تابوتى كه سكينه‌ای از پروردگارتان و باقى ميراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‌كنند، نزد شما آيد. در این موضوع، نشانه‌ای برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.}
    ای مرد! طالوت بعد از گذشت چهل سال از سرگردانی بنی اسراییل در بیابان، برای امامت بر آنها برانگیخته شد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿۲۴﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۵﴾ قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۶﴾ } صدق الله العظيم [المائدة].
    {گفتند: اى موسى، تا وقتى كه جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد. ما اينجا مى‌نشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد. (۲۴) گفت: اى پروردگار من، من تنها مالک نفس خويش و برادرم هستم. ميان من و اين مردم نافرمان جدايى بينداز. (۲۵) خدا گفت: ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند. پس براى اين نافرمانان اندوهگين مباش. (۲۶)}
    درخلال این چهل سال، موسی که صاحب تابوت بود، درگذشت. آیا می‌دانستی که این تابوت، همان صندوقی است که مادر موسی او را در کودکی در آن گذاشت؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ} صدق الله العظيم [طه:۳۹].
    {که او را در صندوقى بيفكن، صندوق را به دريا افكن تا دريا به ساحلش اندازد و يكى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگيرد.}
    آیا می‌دانی امام طالوت که بود؟ او فرزند والدین صالحی بود که «مرد صالح» فرزند خوانده‌ی آنها را کشت و خداوند به وعده خود عمل کرده و امام طالوت را به آنها عطا نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا ﴿۸۰﴾ فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿۸۱﴾}
    صدق الله العظيم [الكهف]

    {و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد. (۸۰) از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جای او، فرزندی پاک‌تر و از رحم خودشان [فرزند واقعیشان] به آن دو بدهد (۸۱)}
    لذا خداوند در عوض آن، فرزندی نزدیک‌تر [از رحم خودشان] به آنها داد، فرزندی که از نسل خود آن والدین صالح باشد و او امام طالوت علیه الصلاة و السلام است ولی اکثر مردم این را نمی‌دانند.
    «باحث عن الباطل» بحث را با مطرح کردن این سؤال از انصار امام ناصر محمد یمانی تمام می‌کند و شما دانستید مقصودش چیست:
    یک سوال را به یاد داشته و از خود بپرسید: به خداوند که حتما او را ملاقات می‌کنیم، چه خواهیم گفت نه اینکه به مردم چه خواهیم گفت؟ خداوند شما را بر نفسهایتان یاری کند و من و شما را هدایت فرماید.
    ما در جواب می‌گوییم: آنها جواب خود به پروردگارشان را می‌دانند و می‌گویند:
    «سمعنا منادياً ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا» و ما از قبل مؤمن بودیم و آن منادی ما را به سوی عبادت خداوند بدون شریک فرا می‌خوانَد و ما را از توسل به شفیعان برحذر می‌دارد. ما چشم امیدی به شفاعت آنها در پیشگاه خداوند نداریم، چرا که خداوند بیش از بندگانش با ما مهربان است. ما تصدیق کرده و ایمان داریم که خداوند به حق ارحم الراحمین است. او ما را دعوت کرده است تا رضوان خداوند را هدف نهایی و غایی خود در دنیا و آخرت قرار دهیم و ما شنیدیم و اطاعت کردیم و حکم در گذشته و آینده با خداوند است.
    این سؤالت را به خاطر داشتم. اگر چیزی را فراموش کرده باشم، حق توست که آن را نوشته و جواب آن را بخواهی؛ با وجود اینکه به یقین می‌دانیم هرچقدر برایت حجت و دلیل بیاوریم، تو از کسانی هستی که هدایت نخواهی شد و برای تو راهنما و ولیّ نمی شناسیم؛ چرا که برای جستجوی برهان و دلیل به اینجا نیامده‌ای و خود از آنچه که در نفست هست باخبری و می‌دانی که ما کوچک‌ترین ظلمی درحق تو نکرده‌ایم که اگر ظلمی برتو کرده باشیم خداوند برای تو کافی است و او بین من و تو به حق حکم خواهد کرد. خدایا من ابلاغ کردم. خداوندا شاهد باش...
    مهدی منتظر که برای تحقق صلح جهانی دربین ملت‌ها تلاش می‌کند، امام ناصر محمد یمانی.

    اقتباس المشاركة: 144551 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=144542

    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - رجب - 1435 هـ
    25 - 05 - 2014 مـ
    04:45 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ


    الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البيِّنة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل) ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله لا نفرّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..
    ويا أيّها الباحث عن البينة، إنّ ربّك بك عليمٌ، إنّما جئت َلتصدَّ عن اتِّباع الصراط المستقيم وتحرِّف الكلم عن مواضعه المقصودة يا من أمِنْتَ مكر الله والله خير الماكرين بالحقّ من غير ظلمٍ والحكم لله وهو خير الفاصلين.

    ونأتي أولاً لبيان قول الله تعالى:
    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:222-223].

    وهذه من الآيات المحكمات البيِّنات يتكلم فيها ربّ العالمين عن رحم المرأة أنّه جعله حرثاً لذرية البشر لينبتوا فيه خلقاً من بعد خلقٍ، وأمركم الله أن لا تقربوا الرحم وفيه أذى الدم لكون جماع رحم الحائض يسبب الأذى للمرأة بداء الالتهاب، ثم تنتقل فيما بعد الالتهابات كذلك للرجل، ولذلك قال الله تعالى:
    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم، فانظر لقول الله تعالى: {وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنّه لا يجوز للرجل أن يأتي زوجته إلا في مكان الحرث للأبناء! ولذلك قال الله تعالى: {فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم. والبيان الحقّ لقول الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم؛ أي نساؤكم حرثٌ لذريّتكم كما الأرض حرْثٌ للثمار، وحرث ذرية البشر جعله الله رحم المرأة.

    وأما قول الله تعالى:
    { فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ } صدق الله العظيم؛ فأتوا حرثكم أنّى شئتم وفي ذلك توصية من الله بعدم مباشرة رحم المرأة إلا بعد المداعبة لاستحضار الشهوة والرغبة الجنسيّة، وذلك وحتى يتحقّق نمو البذور البشريّة في الرحم فلا بد أن يأتيها زوجُها من بعد أن يتطهر الرحم من الحيض، وكذلك عدم المباشرة إلا من بعد المداعبة لحدوث الشهوة الجنسيّة ليتحقق نمو البذر البشري في حرثه، والمهم أنّ الرحم هو الحرث لذرية البشر، ولذلك قال الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} أي حرثٌ لذريتكم. وأكرر وأقول قال الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} أي حرثٌ لذريتكم. ولذلك قال محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم- في الرؤيا الحقّ: [ كان مني حرثك وعليٌّ بذرك]، ويقصد ذرية آل البيت التي جاء منها الإمام المهديّ أنّ الحرث كان من محمدٍ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- وهي ابنته فاطمة عليها الصلاة والسلام، ثم قال وعليّ بذرك ويقصد ذريّة الإمام علي بن أبي طالب عليه الصلاة والسلام. ولكن عدو الله اللدود من ذريّات اليهود جاء ليحرّف الكَلِم عن مواضعه ويبغيها عوجاً!

    ومن ثم نأتي للنقطة الثانية والتي يقول فيها:
    يقول الأخ ناصر اليماني أن النَّبيّ صلى الله عليه وسلم قال له في الرؤيا : (( يؤتيك اللهُ علم الكتاب )) ، وحسبما علمنا من بيانات الأخ ناصر اليماني أن الله قد آتاه علم الكتاب وأنه هو المقصود من قول الله تعالى ((قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)) ، وأن الأمين جبريل عليه السلام عنده علم من الكتاب وهو الذي أتى بعرش ملكة سبأ قبل أن يرتد طرف النَّبيّ سليمان عليه الصلاة والسلام إليه ((قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ )).
    ومن ثم يقول محرّف الكلم عن مواضعه:
    "ما دام عندك علم الكتاب يا ناصر محمد فلماذا لا تصنع المعجزات؟"
    ومن ثم نقول: إنّما آيات المعجزات عند الله؛ له الأمر من قبل ومن بعد. ومن ثمّ نرد ّعلى المعاند للحقِّ ونقول: ليس أنّ الذي عنده علمٌ من الكتاب أحضر العرش نظراً لأنه يحيط بعلم شيءٍ ما في الكتاب؛ بل ذهب وأحضره بذاته في أقرب من لمح البصر وهو روح الله المَلَك جبريل عليه الصلاة والسلام، وهو الذي أحضر جدّي محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- من الثرى إلى سدرة المنتهى ليلة الإسراء والمعراج برغم مسافة ملايين السنين الضوئيّة ما بين الأرض وسدرة المنتهى عرش الربّ العظيم كما سبق بيانه من قبل، وكذلك جبريل عليه الصلاة والسلام هو من أحضر عرش ملكة سبأ وليس سببُ إحضاره أن عنده علم من الكتاب؛ بل يعود ذلك للقوة والسرعة الذاتية. فانظروا لقول عفريت من الجنّ؛ قال: {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} صدق الله العظيم [النمل:39].

    ولكن جبريل عليه الصلاة والسلام هو أشدّ سرعةً وأقوى من ذلك العفريت، وقد وصفه الله بالقوة في قول الله تعالى:
    {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى (2) وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6) وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (7) ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى (8) فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (9) فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى (10) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (11) أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (12) وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (17) لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى (18)} صدق الله العظيم [النجم].

    وبيان قول الله تعالى:
    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6)} صدق الله العظيم، أي روح القدس جبريلَ عليه الصلاة والسلام ذا مرةٍ فاستوى إلى رجلٍ سويٍّ وهو بالأفق الأعلى، وجاء إلى النَّبيّ عليه الصلاة والسلام من بعد أن استوى إلى بشرٍ سويٍّ فأوحى الله لعبده ما أوحى إليه جبريل عليه الصلاة والسلام. وكذلك رأى النَّبيّ المَلَك جبريل نزلةً أخرى بصورته الملائكيّة عند سدرة المنتهى لكونه كان دوماً يراه بشراً سوياً ثم رآه نزلةً أخرى قد عاد إلى هيئته الأولى؛ مَلَكَاً عظيمَ الخلقة حين وصلا إلى سدرة المنتهى، وعاد الملك جبريل إلى هيئتِه الملائكيّة ليخرَّ لربِّه ساجداً بين يديه. وبما أنّ النَّبيّ كان يراه بصورة بشرٍ سويٍّ وبما أنّه عاد لهيئته الملائكيّة عند سدرة المنتهى، ولذلك قال الله تعالى: {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15)} صدق الله العظيم.

    وعلى كل حالٍ ليس سبب إحضار العرش من وادي سبأ إلى بلاد الشام نظراً لأنّ عنده علم من الكتاب! فليس الكتاب على (شفرات) علميّة وبسبب علمه بتلك (الشِّفرة) أحضر العرش! كلا وربّي الله، وإنما أحضره بسرعته وقوته بإذن الله، وإنّما أشار الله لدرجته العلميّة أنّه ليس شخصاً عادياً بل مكرّم بالعلم، وأما إحضار العرش فهو يعود إلى سرعته الذاتيّة، وكذلك قدرته على حمل عرش الملكة فيحتاج لقوةٍ كي يحمله، ولذلك قال عفريتٌ من الجنِّ: {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39)} صدق الله العظيم [النمل]. فانظر لقول العفريت: {وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ} أي إنّه ذو قوةٍ قادرٌ على حمله وكذلك أمينٌ عليه، ولكنّك وأمثالك من الذين يفرِّقون بين أسماء الله الحسنى يقولون: "إنّ الذي عنده علم من الكتاب؛ فبما أنّه يعلم اسم الله الأعظم فدعا الله به لإحضار العرش" ويا سبحان الله العظيم! فهل اسم (الله) ليس من أسمائه الحسنى حتى تزعمون أنه يوجد اسمٌ أعظم من الاسم (الله) فدعا الله به ليحضر عرش الملكة؟ فكم الذين يزعمون ذلك قومٌ جاهلون! بل لله الأسماء الحسنى فادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيّاً ما تدعوا فله الأسماء الحسنى دونما تفريقٍ. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم [الإسراء:110].

    فانظروا لقول الله تعالى:
    {أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنّه لا يوجد اسمٌ أعظم من اسمٍ، سبحانه! وإنّما يوصف الاسم الأعظم بالاسم الأعظم لكونه النَّعيم الأعظم أي النَّعيم الأعظم من نعيم الجنة كما علَّمناكم أنّه صفة لرضوان نفس الربِّ على عباده يجدونه نعيماً أعظم من نعيم الجنّة. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة].

    ولكن الضالين يقولون : "إنّ الذي عنده علم من الكتاب أحضر العرش من سبأ اليمن إلى بلاد الشام نظراً لأنه يحيط باسم الله الأعظم"! وإنّهم لكاذبون ويقولون على الله ما لا يعلمون.

    ومن ثم نأتي لموضوعٍ آخر وهو بيان قول الله تعالى:
    {فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ} صدق الله العظيم [هود:82]. ثمّ نجد الجاهلين يقولون: "إنّ المَلَكَ جبريل رفع بجناحه قرية قوم لوطٍ حتى سمع أهل السماء صياح ديكة قوم لوط ونباح كلابهم، فمن ثم ألقى بالقرية من علّيّين بالفضاء الكوني"! فمن ثم نقول: إذاً فلن يجد الأقوامُ من بعدهم أيّ أثر لقرية قوم لوطٍ على الأرض لكونها انتثرت في الفضاء الكوني حسب فتوى الذين لا يعلمون، ولكنّنا نجدها في القرآن قريةً موجودةً على سطح الأرض في زمن تنزيل القرآن وقد أصابها وابلُ مطرِ الحجارة من كوكب العذاب من قبل تنزيل القرآن فأهلكهم، ولذلك قال الله أنّه كان يمرُّ عليها المسافرون من مكة إلى بلاد الشام وهي في طريقهم، ولذلك قال الله تعالى: {وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا (40)} صدق الله العظيم [الفرقان].

    فانظروا لقول الله تعالى:
    {الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنّها موجودةٌ على سطح الأرض ولم تتناثر القرية بالفضاء الكوني كما يقولون على الله ما لا يعلمون، ولكن ما هو مطر السَّوء الذي أصاب قرية قوم لوطٍ؟ وتجدون الجواب في الكتاب: {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ} صدق الله العظيم [هود:82].

    أي جعل عالي الأرضِ الأرضَ السفلى وهي كوكب العذاب، فأمطر على الأرض حجارةً من نارٍ فأهلكتهم. ونَعَمْ؛ كل الاتجاهات من الأرض إلى الأعلى للناظرين إلى السماء من أي كوكبٍ سواء يكون بالفضاء الكونيّ العلويّ أم السفليّ فجميع الاتجاهات إلى الأعلى، وسبقت فتوانا في هذا عند بيان كوكب النار أنّه ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل الأرض البشر، وكذلك أرض البشر ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل النّار، وكوكب النار كما قلنا ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل الأرض. ورجوتُ من الله أن يُحييك ويطيل في عمرك حتى ترى كوكب العذاب (بنَياني أعينك) حين يمطر بحجارةٍ من نارٍ على أرض البشر فيصيب به من يشاء ويصرف عذابه عمّن يشاء، وإلى الله ترجع الأمور. وقال الله تعالى:
    {ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ (17)} صدق الله العظيم [سبأ].

    وسبقت فتوانا أنّ الأراضين السبع حقيقةٌ كونيّةٌ تجدونها على الواقع الحقيقي سبعَ أراضين طباقاً، وليست أرض البشر من ضمن الأراضين السبع الطباق؛ بل الأرضون السبع انفتقْنَ جميعاً من أرض البشر، وكذلك انفتق منها السماوات السبع بكامل نجومها وأقمارها، وانفتقت من الأرض الأم السماواتُ السبع والأرضون السبع. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً (12)} صدق الله العظيم [الطلاق].

    وما هو الأمر الذي يتنزَّل؟ والجواب: إنه القرآن العظيم يتنزّل على البشر في الأرض الأمّ ولم يجعلها من ضمن الأراضين السبع؛ بل هي الأمُّ التي انفتقتْ منها الأرضين السبع والسماوات السبع، ألا وإنّ جميع الأراضين السبع يوجدن من بعد أرض البشر في الفضاء الكوني من الأدنى لا شك ولا ريب تجدوهنّ اليوم على الواقع الحقيقي. وبما أنّ هذا البيان يحتاج إلى حقيقةٍ كونيّةٍ على الواقع الحقيقي ولذلك فلا بد أن تجدوا من بعد أرض البشر سبعة كواكب أرضيةٍ لا شك ولا ريب ولا جدال في هذا أنّه حق؛ فتجدوا سبع أراضين من بعد أرض البشر وأحدهم كوكب جهنم ومن فيه ملأٌ أعلى بالنسبة لأرض البشر، وكذلك أرض البشر ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل النار وبئس القرار.

    ومن ثم نأتي للنقطة الرابعة والتي يجادلنا فيها هذا الممتري بالباطل، فيقول:

    4- يقول ناصر اليماني أن أصحاب الكهف هم الأنبياء إلياس وإدريس واليسع عليهم السلام ، وأن الكهف يوجد في أعلى مكان في شبه الجزيرة العربية ولذلك قال الله عن النَّبيّ إدريس { وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا (56) وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا } أي إشارةً إلى مكان الكهف !! فلماذا إدريس بالذات ؟ أليس أخواه إلياس واليسع معه في ذات الكهف ( المكان العليّ ) ؟
    ومن ثمّ نردّ عليه بالحق ِّونقول: إنّ ذلك من أسرار الكتاب، وإنّما جعل الله ذكر إدريس إشارة لمن معه، أم تريد أن يقول رفعناهم مكاناً علياً؟ ولكنّه كان يتكلم عن إدريس؛ بل اكتفى بذكره فإذا عرفنا مكانه فقد عرفنا مكان إخوته الذين معه، ولم يَرِدْ في القرآن أنّه رفع أجساد الأنبياء مع الأرواح من بعد موتهم؛ بل يتمّ رفع أرواحهم وتبقى أجسادهم في الأرض، وتلك سُنّة الله في خلقه وجميع أجساد الأنبياء في الأرض. أم عندك سلطانٌ مبينٌ أنّ الله رفع نبيّه إدريس من الأرض بشحمه ولحمه إلى السماوات العلى؟ قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين؟

    ومن ثم نأتي إلى النقطة الخامسة والتي يقول فيها هذا الرجل الذي يظهر الإيمان ويبطن الكفر والمكر ليصدّ عن اتِّباع الذِّكر فيقول:
    5- يقول الأخ ناصر اليماني ما نصه : (((وهم أهل قرية من القرون الأولى من قبل إبراهيم ولوط وشُعيب ومن بعد نوح وثمود بعث الله رسوله إدريس عليه الصلاة والسلام لينذر أصحاب الرسّ، ويقصد بالرس أي الجبل والرواسي أي الجبال ومفردّ الرواسي (الرسّ) أي الجبل... )) ، ومعذرةً يا أخي اليماني فالرس ليس مفرد الرواسي ، فكلمة الرواسي مفردها : الراسية وتُجمع على الراسيات والرواسي ، فالرواسي على وزن الضَّوارِي ومفردها : الضارية وتُجمع على الضاريات والضواري وهي الحيوانات المفترسة ، وكذلك كل جمعٍ على وزن ( فواعل ) للمؤنث فمفرده على وزن ( فاعلة ) كالصوارخ والبواكي فالمفرد منهما هو الصارخة والباكية ، فمن أين أتيْت بهذا المفرد للرواسي بأنه الرس يا أخانا اليماني الكريم ؟!
    ومن ثم نردّ عليك بالحقّ ونقول: إن الرسَّ من مفردات أسماء الجبل شئت أم أبيت، والرواسي أي الجبال، والرسّ أي الجبل. ولا أتبع كلَّ معجمَكم اللغوي وليس لي دراية به، ولكنّي علمت ذلك من خلال البيان الحقّ لقصة أصحاب الكهف، والأيام بيننا، ولستُ مكلفاً بالبحث عنهم وإنّما كانت المحاولات تطوّعاً منيّ ومن بعض أنصاري، وأبى الله إلا أن يبقوا مكانهم إلى يوم بعثهم بعد مرور كوكب العذاب مباشرةً، وهم لا يزالون رقوداً حتى الساعة.

    وبالنسبة للرقيم فهو معطوفٌ عليهم أنّه من آيات الله عجباً للناس كما سيعجبون من أصحاب الكهف، فكذلك الرقيم سينالهم العجب منه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} صدق الله العظيم [الكهف].

    فانظر أنّه جمع الرقيم بأصحاب الكهف، ولذلك قال الله تعالى:
    {كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (9)} صدق الله العظيم. ومن هم الذين كانوا من آياتنا عجباً؟ وتجدون الجواب في محكم الكتاب أنّهم {أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ}. فما هو الرقيم؟ وهو رقمٌ مضافٌ إليهم. وحتى ولو فرضنا أنّه كان هذا الشيء العجب جماداً فهو كذلك رقمٌ أُضيف إلى آيات العجب للناس، كما نقول (فلانٌ وفلانٌ) وهنا ذكرنا شيئين، وكذلك أصحاب الكهف والرقيم كانوا من آياتنا عجباً.

    وإنك لتحرّف الكَلِم عن مواضعه من بعد ما عقلته والحكم لله من قبل ومن بعد، فلو كنت صادق النوايا وأنّك باحثٌ عن البينة فهيا أظهر لنا صورتك واسمك الحقّ حتى يتم البحث عن حقيقتك؛ هل أنت من علماء المسلمين أم من علماء الشياطين من اليهود الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر للصدّ عن اتِّباع الذِّكر؟ فها هو الإمام ناصر محمد اليماني يظهر بصورته إلى جانب بياناته، وكذلك ظهرنا بفيديوهات حيّةٍ وقنواتٍ في مواضيع أُخر.

    وأما الحوار فهو كما أُمرتُ عن طريق القلم الصامت حتى لا تستطيع أنت وأمثالك المقاطعة والتشويش، وذلك حتى نكتب سلطان العلم من محكم القرآن العظيم ونلجم به الممترين إلجاماً.

    وكذلك يقول هذا الشيطان المريد أنّه لا يمكن أن يُقال:
    {سَيَقُولُونَ} إلا إذا كان للمستقبل القريب وليس البعيد، ويا للعجب! فهل جعلتَ لكلمات اللغة العربية مادةً حافظةً تنتهي في ميقاتٍ معلومٍ؟ ولكن الله سبحانه قال تعالى: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:22].

    فهو يتكلم عن القول الحقّ الذي سيقال في المستقبل وليس شرطاً يكون قريباً أو بعيداً، والمهم أنّ ذلك القول هو القول الحقّ الذي سيقال في المستقبل:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}، ولم يقل الله أنّ ذلك القول رجمٌ بالغيب؛ بل ثلاثة رابعهم كلبهم، وهذا الذكر يخصّ أصحاب الكهف الذي تجادل فيهم أهلُ الكتاب والذين يقولون عددهم كذا وكذا رجماً بالغيب من عند أنفسهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:22].

    فانظر لتوصية الله تعالى إلى نبيه:
    {فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم؛ بمعنى أن لا يستفتِ في أصحاب الكهف من أهل الكتاب أحداً لكونهم يقولون عنهم رجماً بالغيب من عند أنفسهم، وكذلك لم يحِط اللهُ نبيَّه عن عددهم لكون بيانهم سيكون معجزةً لهذا القرآن العظيم -أنّه حقاً قد تلقّاه من عند ربِّه محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم- في زمن بعث الإمام المهديّ لكون أصحاب الكهف والرقيم كانوا من آيات الله عجباً، والأيام بيننا فلا تمارِ فيهم يا هذا إلا مراءً ظاهراً حتى يأتي قدرُ بعثهم؛ آياتٍ لكم من أنفسكم عجباً من بعد رؤية مرور كوكب العذاب بالآفاق. تصديقاً لقول الله تعالى: {سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ} صدق الله العظيم [فصلت:53].

    وكذلك يريد هذا الذي يزعم أنه باحثٌ عن البيّنة أن يثبت حقيقة صحة أحاديث عذاب القبر وأنّه روضةٌ من رياضِ الجنة أو حفرةٌ من حفر النار! فمن ثم نقيم عليه الحجّة بالحقّ ونقول: هيا صوّر لنا قبر مؤمنٍ أنّه صار روضةً من رياض الجنة، أو قبر كافرٍ أنّه صار حفرةً من حفر النيران! بل تلك أحاديث القبر من افترائكم يا أعداء الله، وذلك حتى لا يصدّق البشر بنعيم الجنة وعذاب النار بسبب افتراءكم بعذاب القبر في حفرة السوءة،
    وسبقت فتوانا بالحقّ أنّ العذاب البرزخي هو على النفس وحدها من بعد موتها. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ (93)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وكما قلنا أنّ أصحاب النار ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل الأرض. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 ) إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )} صدق الله العظيم [ص].

    وربّما يودُّ أحدُ السائلين أن يقول: "ومن هم المختصمون؟ كون خصامهم واضحٌ وأنّهم ملأ أعلى بالنسبة لأهل الأرض؟". ومن ثم نكتفي برد الجواب من الربِّ مباشرةً. قال الله تعالى:
    {هَذَا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ (٥٩) قَالُوا بَلْ أَنْتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ (٦٠) قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ (٦١) وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ (٦٢) أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ (٦٣) إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (٦٤)}. إلى قول الله تعالى: {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 ) إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 )} صدق الله العظيم [ص].

    وقد اقترب النبأ العظيم وأنتم عن الحقّ معرضون، ولسوف تعلمون يا معشر المعرضين.

    وكذلك نجد هذا الرجل من الذين ينكرون بعث المهديّ المنتظَر جملةً وتفصيلاً، ولكنه يفتي في مسألة نفي بعث المهديّ المنتظَر بحذرٍ شديدٍ حتى لا يدخل في عراكٍ جدليّ مع السُّنة والشيعة، واكتفى بالفتوى بالإشارة أنه لم يَرِد في الصحيحين ذكرُ أحاديث بعث المهديّ المنتظَر.

    ومن ثم نقول لك: لكنّ أحاديث بعث المهديّ المنتظَر لا تتعارض مع محكم القرآن العظيم؛ بل تزيده بياناً وتوضيحاً لقول الله تعالى:
    {هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الحقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [التوبة:33].

    وإنّما يبعث الله الإمام المهديّ المنتظَر ناصرَ محمدٍ أي ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم، فاسمع يا هذا! لسوف نسهّل عليك الأمر كثيراً ما دمت جئت متحدياً لغويّاً ونحويّاً، فمن ثم نقول: عليك أن تثبت لغوياً أن التواطؤ يقصد به التطابق فإن أثبت لغوياً أن التواطؤ يقصد به التطابق فقد انتصرت على الإمام المهديّ ناصر محمد، ولن تستطيع يا صاحب اللسان العربي المعوّج الذي يبغيها عوجاً وهو يعلم أنّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني هو الإمام المهديّ الحقّ من ربّه لا شك ولا ريب! فكم تجهد نفسك في البحث في بيانات الإمام ناصر محمد اليماني فلم تجد إلا أن تختلق اختلاقاً فتغير الكلم عن مواضعه عمداً وعدواناً، وسوف تموت بغيظك بإذن الله.

    وكذلك يقول هذا الذي يزعم أنّه باحثٌ عن البيّنة ما يلي:
    فالأهم منها أن ناصر اليماني يقول أن نبي الله هارون هو الذي أبلغ بني اسرائيل أن الله قد اصطفي طالوت ملكاً عليهم ، ولكن الله يقول : { وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }، فكيف بالله يكون المتكلم هو النَّبيّ هارون ويقول لقومه { وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ } ؟!! كيف بالله يقول عن نفسه وهو مازال حيّاً و موجوداً بينهم : { مِّمَّا تَرَكَ } ؟!! هل يُعقل أن يكون المتكلِّم في الآية هو نبي الله هارون – على حد قوْل اليماني – ثم يتكلم هارون على ما تركه آلُ هارون (وليس ما تركه هو نفسه) ويكون هو المتكلِّم المُخبِر لبني اسرائيل ؟ هل هذا أمر منطقي يقبله العقل السليم ويقبل تسمية هذا التناقض في التفسير بالبيان الحقّ للقرآن ؟!!
    انتهى..

    ومن ثم نردّ عليه بالحقّ ونقول: فهل تريده أن يقول فيه بقية مما ترك آل موسى وأنا؟ ونكرر السؤال مرةً أخرى ونقول: فهل تريد من هارون عليه الصلاة والسلام أن يقول فيه بقيةٌ مما ترك آل موسى وأنا! أم إنّ الصحيح هو أن يقول: {وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}؟ صدق الله العظيم [البقرة:248].

    ويا رجل، إن بعث الإمام طالوت الذي جعله الله إماماً لبني إسرائيل هو بعد التيه لبني إسرائيل أربعين سنةً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ (24) قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (25) قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (26)} صدق الله العظيم [المائدة].

    وفي خلال الأربعين سنة مات نبي الله موسى صاحب التابوت، فهل تعلم أنّ التابوت هو نفسه التابوت الذي ألقت فيه موسى أمُّ موسى وهو طفلٌ؟ تصديقاً لقول الله تعالى
    : {أنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ} صدق الله العظيم [طه:39].

    وهل تعلم من هو الإمام طالوت؟ فإنّه ذريّة الأبوين الصالحين الذي قتلَ الرجلُ الصالح ابنهما الذي تبنّوه، وأوفى الله بوعده فعوَّضهم بالإمام طالوت من ذريتهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا (80) فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا (81)} صدق الله العظيم [الكهف].

    فذلك البدل من الله لهما والأقرب رحماً لكونه من ذرية الأبوين الصالحين؛ هو الإمام طالوت عليه الصلاة والسلام ولكنّ أكثر الناس لا يعلمون.

    وأخيراً يختم الباحث عن الباطل سؤاله هذا الذي يوجِّهه إلى أنصار الإمام ناصر محمد اليماني، وما يلي سؤال الباحث عن الباطل فقد علمتم من أقصد، وما يلي سؤاله:
    ( تذكروا سؤالاً واحداً وجِّهوه لأنفسكم : ماذا نقول لله وحتماً سنلقاه وليس ماذا نقول للناس ؟ أعانكم الله على أنفسكم وهداني وهداكم الله )
    انتهى قوله..

    فمن ثم نرد عليك بالحقّ ونقول: إنّهم يعلمون جوابهم على ربِّهم فسوف يقولون:
    سمعنا منادياً ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا ونحن مؤمنون من قبل، ودعانا إلى عبادة الله وحده لا شريك له ونذر التوسل بالشفعاء فلا نرجو شفاعتهم بين يدي الله والله أرحم بنا من عبيده فصدَّقنا وآمنا أن الله هو حقاً أرحم الراحمين، ودعانا إلى أن نتخذ رضوان الله غايةً في الحياة الدنيا وفي الآخرة فسمعنا وأطعنا، فهل نحن على ضلالٍ يا أرحم الراحمين! فالحكم لله من قبل ومن بعد.

    وذلك ما أتذكّر من أسئِلتك، وما سهوتُ عنه فلك الحقّ بتنزيله ومطالبة الردّ عليه برغم أنّي أعلم علم اليقين أنك من الذين لا يهتدون مهما أقمنا عليك الحجّة بالحقّ فلن نجد لك ولياً مرشداً كونك لم تأتِ لتبحث عن البيّنة الحقّ فأنت تعلم بما في نفسك وتعلم أنّي لم أظلمك شيئاً، وإن ظلمتُك فحسيبك الله الحكم بيني وبينك بالحقّ، اللهم قد بلغت.. اللهم فاشهد..

    المهديّ المنتظَر الساعي إلى تحقيق السلام العالميّ بين شعوب البشر؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    _________________



  2. افتراضي خداوند، آن چیزی است که همه اشیا را آفریده است و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست. او از همه چیز بزرگ‌تر است و چیزی شبیه ذات او نیست و او شنوا و آگاه است و سرانجام همه به سوی اوست..

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - شعبان - 1435 هـ
    31 - 05 - 2014 مـ
    ۱۰- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    07:43 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145319

    ـــــــــــــــ


    خداوند، آن چیزی است که همه اشیا را آفریده است و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست.

    او از همه چیز بزرگ‌تر است و چیزی شبیه ذات او نیست و او شنوا و آگاه است و سرانجام همه به سوی اوست..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وصلوات و سلام بر تمام انبیای الهی و رسولان او و بر خاندان پاک آنان و تمام انصار برگزیده در تمام زمان‌ها و مکان‌ها تا آخرین روز [روز قیامت] و اما بعد...
    ای ملحدان! ای کسانی که می‌خواهید خداوند را هیچ دانسته و برای ذات او وجودی قائل نشوید. خداوند بزرگ، منزّه و برتر است، بسی برتر و والاتر!!! او اولین چیزی است که قبل از به وجود آمدن عالم هستی، وجود داشته و قبل او هیچ چیزی نبوده است. او اولین چیز و خالق عالم وجود و هستی است و به همین دلیل خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿۳۵﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند}
    چه چیزی آنها را آفریده است؟ جواب: او اولین چیز است که قبل از او و جز او چیزی نبوده است و اوست که آفریننده همه چیز است و هیچ چیز در مخلوقاتش نیست که شبیه او باشد.
    من تمام شما ملحدان را به مبارزه فرا می‌خوانم، آیا انکار می‌کنید مقصود خداوند در این فرموده چیزی جز خودش است:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿۳۵﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند}

    یعنی هر فعل و عملی، فاعلی دارد؛ آیا این معقول است که آنها از هیچ آفریده شده باشند؟ یا آنها هستند که خود را آفریده‌اند؟ باید چیزی آنها را آفریده باشد و خالق آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آنهاست، آفریننده دانایی است که پروردگار عرش عظیم است. او اولین شیء است و قبل او چیزی نبوده و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیستند. مراقب باشید که ملحدان با قائل شدن این که خداوند شیء نیست [لا شیء]، وجود خداوند را نفی نکنند و شما را به فتنه نیندازند. سبحان الله! مقصود آنها این است که خداوند وجود ندارد و این عقیده ملحدان است و به همین دلیل خداوند آیاتی برای شما فرستاده است تا بتوانید با آنها مجادله کنید؛ از جمله این که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَذَكِّرْ‌ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَ‌بِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ﴿٢٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ‌ نَّتَرَ‌بَّصُ بِهِ رَ‌يْبَ الْمَنُونِ ﴿٣٠﴾ قُلْ تَرَ‌بَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَ‌بِّصِينَ ﴿٣١﴾ أَمْ تَأْمُرُ‌هُمْ أَحْلَامُهُم بِهَـٰذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤﴾ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَ‌بِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُ‌ونَ ﴿٣٧﴾ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرً‌ا فَهُم مِّن مَّغْرَ‌مٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ أَمْ يُرِ‌يدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُ‌وا هُمُ الْمَكِيدُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ‌ اللَّـهِ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا يُشْرِ‌كُونَ ﴿٤٣﴾ وَإِن يَرَ‌وْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْ‌كُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْ‌هُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾ يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٤٦﴾ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾ وَاصْبِرْ‌ لِحُكْمِ رَ‌بِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ‌ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {پس تذکّر ده، که به لطف پروردگارت تو کاهن و مجنون نیستی! (۲۹) بلکه آنها می‌گویند: «او شاعری است که ما انتظار مرگش را می‌کشیم!» (۳۰) بگو: «انتظار بکشید که من هم با شما انتظار می‌کشم » (۳۱) آیا عقل‌هایشان آنها را به این اعمال دستور می‌دهد، یا قومی طغیانگرند؟ (۳۲) یا می‌گویند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولی آنان ایمان ندارند. (۳۳) اگر راست می‌گویند سخنی همانند آن بیاورند! (۳۴) آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶) آیا خزاین پروردگارت نزد آنهاست؟! یا بر همه چیز عالم سیطره دارند؟! (۳۷) آیا نردبانی دارند [که به آسمان بالا می‌روند] و به وسیله آن اسرار وحی را می‌شنوند؟! کسی که از آنها این ادّعا را دارد دلیل روشنی بیاورد! (۳۸) آیا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران [که فرشتگان را دختران خدا می‌نامید]؟! (۳۹) آیا تو از آنها پاداشی می‌طلبی که در زیر بار گران آن قرار دارند؟! (۴۰) آیا اسرار غیب نزد آنهاست و از روی آن می‌نویسند؟! (۴۱) آیا می‌خواهند نقشه شیطانی برای تو بکشند؟! ولی بدانند خود کافران در دام این نقشه‌ها گرفتار می‌شوند! (۴۲) یا معبودی غیر خداوند دارند منزّه است خدا از آنچه همتای او قرارمی‌دهند! (۴۳) اگر ببینند قطعه ای [از یخ] از آسمان [برای عذابشان] سقوط می‌کند می‌گویند: «این ابر متراکمی است!» (۴۴) حال که چنین است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛ (۴۵) روزی که نقشه‌های آنان سودی به حالشان نخواهد داشت و یاری نمی‌شوند! (۴۶) و برای ستمگران عذابی قبل از آن [کمتر از آن] است؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند! (۴۷) در راه ابلاغ حکم پروردگارت صبر و استقامت کن، چرا که تو در حفاظت کامل ما قرار داری! و هنگامی که برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی! (۴۸) به هنگام شب او را تسبیح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان [و طلوع صبح]! (۴۹)}
    ای جماعت ملحدان! که ملحد نیستید، بلکه شیاطین بشر هستید که مردم را در نهایت به سوی کفر و الحاد به خداوند دعوت می‌کنید و می‌خواهید بگویید خداوند «لا شیء» است به این معنی که وجود ندارد؛ این الحاد و نفی وجود خداوند است. دوباره تکرار کرده و می‌گوییم:
    آیا می‌توانید با دلیل ثابت کنید منظور خداوند در این آیات این نیست که او شیء است که همه چیز را خلق کرده است:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}

    مقصود خداوند سبحان این است که او چیزی [شیء] است که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و او چیزی است که بر آسمان‌ها و زمین سیطره و استیلا دارد و اینکه همه چیز نابود می‌شود جز آن چیزی [شیء] که همه چیز را خلق کرده است و هیچ چیزی در بین مخلوقاتش مانند او نیست و اوست خداوند سبحان وعلی العظیم! چقدر شب و روز آگاهانه تلاش می‌کنید که لباس باطل بر تن حق کنید. هرطور که می‌خواهید مکر و حیله به کار برید، به اذن خداوند سبحان که بزرگتر از هر شیء است و کبیر و اکبر است و هیچ چیزی همانند او نیست، ما درکمین شماییم. درباره صفات خداوند فکر کنید، اما بر روی ذات او تفکر نکنید، چه بسا کافر شوید، چرا که خداوند سبحان شیئی است که در میان مخلوقاتش هیچ چیز شبیه او نیست، پس چگونه می‌توانید در ذات او تفکر کنید، درحالی‌که در تمام عالم وجود هیچ چیز مانند او نیست! پس از شاکران باشید..
    مراقب باشید شیاطین بشر که تظاهر به ایمان می‌کنند ولی درباطن کافرند، عقل شما را به بازی نگیرند. آنها از دید ما مخفی نیستند و آنها را از لحن کلامشان می‌شناسیم و خداوند در برابر تمام شیاطین جن و انس برای ما کافی است و به اذن الهی، ما بر آنان چیره و پیروزیم، به اذن همان خداوند و همان شیئی که آنها را آفریده است و آنها نسبت به نعمت‌های او کافرند و منکر ذات و وجود او هستند. خداوند بزرگ، منزّه از شرکایی است که برای او قائل هستند، او برتر است، بسی برتر و والاتر.
    شاید یکی از آنها بخواهد صحبت مرا قطع کرده و بگوید: «ناصر محمد! تو را چه می شود؛ به هرکس که با عقیده تو مخالف باشد نسبت شیطان بودن می‌دهی و او را از شیاطین بشری می‌خوانی که تظاهر به ایمان کرده و در باطن، کفر و مکر خود را برای انحراف مسیر قرآن به کار می‌گیرند؟»
    مهدی منتظر، امام ناصر محمد، در پاسخ می‌گوید: کسی که خود را درمعرض شبهه قرار می‌دهد، جز خودش کسی را نباید ملامت کند؛ چرا که می‌بینم تلاش می‌کنید وجود خداوند را نفی کنید و می‌گویید: «به راستی که خداوند شیئی که وجود داشته باشد نیست»؛ این یعنی پروردگار سبحان وجود ندارد.
    ما برایتان دلیل آشکاری آوردیم که نشان می‌دهد خداوند آن چیزی [شیء] است که شما و آسمان‌ها و زمین را آفریده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الطور]،
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}

    خداوند برای شما حجت آورده است؛ چون دانستید که شما شیئی هستید که وجود دارید پس باید شیئی باشد که شما را آفریده باشد و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [الطور]،
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}

    این سؤال خداوند از ملحدان است، آیا این معقول است که آنها بی آنکه شیئی آنها را آفریده باشد، خلق شده باشند؟ لابد باید چیزی باشد که آنها را آفریده باشد و آن خداوند آفریننده و داناست؛ خداوند بزرگ، منزّه و برتر است، بسی برتر و والاتر!
    مگر به وجود خداوند سبحان باور ندارید؟ حکم از آن خداوند است که بین ما و شما به حق حکم می کند و سریع‌ترین حساب‌رسنده است.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراطٍ مستقيمٍ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


    اقتباس المشاركة: 145325 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 2 -
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145319

    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - شعبان - 1435 هـ
    31 - 05 - 2014 مـ
    07:43 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــ



    الله هو الشيء الخالق لكلّ شيءٍ الذي ليس كمثله شيءٌ من خلقِه
    وهو الشيءُ الأكبر من كلِّ شيءٍ وليس كمثله شيءٌ في ذاته، وهو السميع البصير وإليه المصير
    ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الأطهار وجميع أنصارهم الأخيار في كل زمانٍ ومكانٍ إلى اليوم الآخر، أما بعد..

    ويا أيّها الملحدون الذين يريدون أن يجعلوا اللهَ لا شيئاً ولا وجود لذاته، سبحانه وتعالى علواً كبيراً! فهو الشيء الأول قبل الوجود وليس قبله شيءٌ، وذلكم الشيء الأول هو خالق الوجود، ولذلك قال الله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} صدق الله العظيم [الطور:35].

    فما هو ذلك الشيء الذي خلقهم؟ والجواب: إنّه الشيءُ الأول ليس قبله شيءٌ سواه، وهو أوجد كلَّ شيءٍ وليس كمثله شيءٌ في خلقه أجمعين.
    وأتحدّاكم يا معشر الملحدين أن تنكروا أنّ الله لا يقصد نفسه بقوله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنّ لكلِّ فعلٍ فاعلٌ، فهل من المعقول أنّهم خُلقوا من غير شيءٍ خلقَهم؟ أم إنّهم هم الذين خَلَقوا أنفسَهم؟ فلا بدَّ من شيءٍ خلقهم، وهو الخلَّاق العليم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم، هو الشيء الأول ليس قبله شيءٌ وليس كمثل شيءٍ في خلقه، فلا يفتنكم الملحدون في نفي وجودِ الله فيجعلونه لا شيئاً، سبحانه! فهم يقصدون أنّه لا وجود له وتلك عقيدة الملحدين ولذلك أنزل الله إليكم آياتٍ تجادلونهم بها، ومنها قول الله تعالى:
    {فَذَكِّرْ‌ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَ‌بِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ﴿
    ٢٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ‌ نَّتَرَ‌بَّصُ بِهِ رَ‌يْبَ الْمَنُونِ ﴿٣٠﴾ قُلْ تَرَ‌بَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَ‌بِّصِينَ ﴿٣١﴾ أَمْ تَأْمُرُ‌هُمْ أَحْلَامُهُم بِهَـٰذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤﴾ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَ‌بِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُ‌ونَ ﴿٣٧﴾ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرً‌ا فَهُم مِّن مَّغْرَ‌مٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ أَمْ يُرِ‌يدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُ‌وا هُمُ الْمَكِيدُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ‌ اللَّـهِ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا يُشْرِ‌كُونَ ﴿٤٣﴾ وَإِن يَرَ‌وْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْ‌كُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْ‌هُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾ يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٤٦﴾ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾ وَاصْبِرْ‌ لِحُكْمِ رَ‌بِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ‌ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾}
    صدق الله العظيم [الطور].

    فإن استطعتم يا معشر الملحدين وهم ليسوا بملحدين؛ بل من شياطين البشر من الدعاة إلى الكفر والإلحاد بوجود الله نهائياً ويريدون أن يقولوا إنّ الله لا شيءَ؛ بمعنى لا وجودَ له! وذلك هو الإلحاد وهو نفي وجود الله، ونكرر ونقول: فهل تستطيعون الإثبات بالبرهان المبين أنّ الله لا يقصد أنّه الشيءُ خالقُ كلِّ شيءٍ في قوله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الطور]؟

    ويقصد الله سبحانه بأنّه الشيءُ الذي خلقهم، وأنّه الشيءُ الذي خلق السماوات والأرض، وأنه الشيءُ المسيطر على السماوات والأرض، وأنّ كلَّ شيءٍ هالكٌ إلا الشيءَ الذي خلق كلَّ شيءٍ، وليس كمثله شيءٌ مِنْ خلقِه سبحانه وهو العليُّ العظيم! فكم تسعَون الليل والنهار لتلبسوا الحقّ بالباطل وأنتم تعلمون، فامكروا كيفما تشاءون فنحن لكم بالمرصاد بإذن الله الشيء الأكبر من كلِّ شيءٍ، لكونه أكبرَ كبيرٍ ليس كمثله شيءٌ سبحانه! وتَفكَّروا في صفاته ولا تُفَكِّروا في ذاته فتكفروا لكون الله سبحانه شيءٌ ليس كمثله شيءٌ يشبهه في خلقه، إذاً كيف تستطيعون التَّفكر في ذاته وهو شيءٌ ليس كمثلِ شيءٍ في الوجود كله! فكونوا من الشاكرين.

    ولا يستخفّن بعقولكم شياطينُ البشر الذين يظهرون الإيمان ويبطنون الكفر فإنهم لا يَخْفَون علينا ونعرفهم في لحن القول، وحسبنا الله على كافة شياطين الجنّ والإنس وإنّا فوقهم قاهرون وعليهم منتصرون بإذن الله الشيء الذي خلقهم وهم بنعمته يكفرون ولذاته منكرون سبحانه عمّا يشركون وتعالى علوَّاً كبيراً.

    وربّما يودّ أحدهم أن يقاطعني فيقول: "يا ناصر محمد، ما خطبك فلا يخالف أحدٌ معتقدَك إلا وصفته بأنّه شيطانٌ من شياطين البشر من الذين يظهرون الإيمان ويبطنون الكفر والمكر للصدِّ عن الذِّكر؟". ومن ثمّ يردُّ عليكم المهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد وأقول: من أوقع نفسه في شبهةٍ فلا يلومنَّ إلا نفسَه، لكوني رأيتُكم تسعون إلى نفي وجود الله وتقولون إنّ الله ليس شيئاً موجوداً! إذاً فأنتم تَدْعون إلى الإلحاد بوجود الله وتُفْتون إنّ الله ليس شيئاً موجوداً؛ بمعنى أنّه لا وجود لربِّ العالمين سبحانه!

    وها نحن أقمنا عليكم بالبرهان المبين أنّ الله هو الشيء الذي خلقكم وخلق السماوات والأرض. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الطور].

    وأقام الله عليكم الحجّة لكونكم قد علمتم أنّكم شيءٌ موجودٌ فلا بدّ أنَّ هناك شيئاً خلقكم، ولذلك قال الله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (35)} صدق الله العظيم. وهذا سؤال من الله إلى الملحدين، فهل من المعقول أنّهم خُلِقوا من غيرِ شيءٍ خلَقَهُم؟ والجواب هو لا بدّ أنَّ هناك شيئاً خلقهم وهو الله الخلّاق العليم، سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً! فهل لا توقنون بوجود الله سبحانه؟ فالحكمُ لله يحكم بيننا وبينكم بالحقّ وهو أسرع الحاسبين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراطٍ مستقيمٍ؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    __________________



  3. افتراضي به راستی که ذات خداوند بسیار عظیم است، ذات خداوند از هر چیز بزرگی، عظیم‌تر است و به همین دلیل است که کوه بزرگ نیز توانایی تحمل رویت ذات الهی را ندارد...

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - شعبان - 1435 هـ
    02 - 06 - 2014 مـ
    ۱۲- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    07:43 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145556

    ـــــــــــــــ

    به راستی که ذات خداوند بسیار عظیم است، ذات خداوند از هر چیز بزرگی، عظیم‌تر است و به همین دلیل است که کوه بزرگ نیز توانایی تحمل رویت ذات الهی را ندارد...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمامی انبیا و خاندان پاکشان و تمام پیروان حق تا یوم الدین و اما بعد...
    ای کاظم که در حق خود ظلم می‌کنی! ما پیش از این پاسخ تو را دادیم، آن روزی که در حال زمینه‌چینی بودی و می‌خواستی بدانی امام ناصر محمد، به دعوت تو به‌ سوی الحاد به خداوند چه پاسخی خواهد داد. این مکر تو بود و داشتی آماده می‌شدی تا پاسخی بدهی که با آن حق را با باطل بپوشانی به هرصورت....فرقی نمی‌کند که کاظم باشی یا «باحث عن البینه»، مهم این است که می‌دانی ما تو را می‌شناسیم و امثال تو از ما مخفی نیستند و مهم‌ترین چیز اقامه حجت حق در برابر توست و به اذن خداوندی که ذاتش از هر چیزی بزرگتر است به حق سخن خواهیم گفت:
    هیچ چیزی تحمل دیدن ذات اعظم خداوند را ندارد، مگر مانند خود خداوند عظیم باشد و هیچ چیز در عالم مخلوقات خداوند، هرچقدر هم که عظیم باشد، مانند خداوند نیست.
    زمانی که خداوند در پاسخ به درخواست بنده و رسول خود، موسی علیه الصلاة و السلام، برای دیدن مستقیم و آشکار ذات خود، فتوا داد، به او فرمود: «لن ترانی»؛ یعنی «نمی‌توانی مرا ببینی». سؤالی که مطرح می‌شود این است: مقصود خداوند از اینکه قابل دیدن نیست این بود که خداوند، چیزی [شیء] درعالم وجود نیست و به همین دلیل قابل دیده شدن نیست؟ و جواب اینکه چرا موسی نمی‌تواند پروردگارش را ببیند، می‌توان در محکمات کتاب خداوند پیدا کرد؛ دلیل این است که نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام توانایی تحمل دیدن عظمت ذات پروردگار سبحان را ندارد! خداوند به نبیّ خود می‌فرماید ذات خود را برای کوهی بزرگ متجلی خواهد کرد، اگر کوه عظیم بتواند در برابر دیدن ذات خداوند برجا بماند، اوهم خداوند را خواهد دید. باز تکرار می‌کنم: اگر کوه بزرگ، در برابر دیدن ذات خداوند پا برجا بماند، آن‌گاه موسی نبی الله نیز می‌تواند خداوند را ببیند؛ چون خداوند قادر است به بندگان خود عظمتی همانند عظمت کوه‌ها عطا کند تا بتوانند تحمل دیدن ذات عظیم پروردگار خود را داشته باشند؛ لذا خداوند به نبی خود موسی می فرماید:

    {قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي} [الأعراف:۱۴۳].
    {گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!»}
    ولی اگر کوه بزرگ، تحمل دیدن عظمت ذات پروردگار را نداشته باشد، چگونه انسان ضعیف قادر است دیدن عظمت ذات پروردگار را تاب بیاورد؟! پس هیچ چیز نمی‌تواند عظمت ذات الهی را تحمل کند، مگر مانند خود او باشد و در میان تمام آفریده‌های او، چیزی همانند او نیست و او سمیع و بصیر است. لغت کاملاً روشن و واضح است، منظور خداوند از «تجلی»، ظهور است. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الليل]
    {و روز آنگاه كه آشكار شود}
    یعنی «عیان و آشکار شدن»، از اینجا استنباط می‌کنیم که: مقصود از تجلی، ظاهر شدن [ظهور] شیء است؛ برای همین، می‌نگریم تا ببینیم نتیجه تجلی ذات پروردگار بر کوه بزرگ چه بود، چه شد؟ آیا برجای خود استوار ماند؟ و جواب خداوند تعالی:
    {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به‌سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}
    در فرموده خداوند تعالی تدبر و تفکر کن:
    {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۴۲﴾ وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب [دیگر] تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش [با او]، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و [آنها] را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!» (۱۴۲) و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}
    همان‌طور که با محکمات کتاب ثابت کردیم، مقصود از «تجلی»، آشکار و عیان شدن است؛ برای مثال در این فرموده:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الليل]
    {و روز آنگاه كه آشكار شود}
    پس یه یقین می دانیم «تجلی»، ظهور شیء است؛ حال بر سر کوهی که بسیار عظیم هم بود چه آمد؟ اما عظمت ذات خداوند، آن چنان عظیم است که چیزی با آن قابل قیاس نبوده و حدودی ندارد! برای همین هم کوه بزرگ توانایی تحمل دیدن عظمت ذات الهی را ندارد، گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}
    و برایتان روشن شد، ذات عظیمِ خداوند، چیزی است که از هر شیء دیگری عظیم‌تر است و هیچ چیز تاب دیدن این عظمت را ندارد، مگر اینکه عظمتی مانند آن داشته باشد و خداوند منزه است [از اینکه همانندی داشته باشد]! و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست و قبل او چیزی وجود نداشته و هیچ خدایی جز او نیست و معبودی جز او وجود ندارد.
    پس به این نتیجه می‌رسیم که خداوند شیئی است که هیچ همانندی ندارد و هیچ یک از مخلوقاتش عظمت او را ندارند و برای همین کوه بزرگ تاب دیدن ذات عظیم خداوند سبحان را نیاورد! لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}

    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا
    } صدق الله العظيم
    {اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد}
    آیا متلاشی
    و نابود شدن کوه ناشی از هیچ چیز [لا شيء في الوجود] بود؟! یا اینکه خداوند با ذات عظیم خود بر کوه متجلی شد و باعث گردید از هم بپاشد؟ باز تکرار کرده و می‌گوییم: معنی لغوی و اصطلاحی «تجلی»، ظهور حق یا دیدن شیء است. مهم این است که بی هیچ تردیدی، تجلی به معنی ظاهر شدن شیء در برابر شیء دیگر است. ما بار دیگر برای تو حجت آوردیم و هنوز دلایل و حجت‌های علمی بیشتر و قاطعی داریم که از محکمات قرآن عظیم برایتان استنباط می‌کنیم؛ پس هر که می‌خواهد ایمان بیاورد و هر که می‌خواهد کافر شود. حکم از آن خداوند است و او از هر حساب‌رسی سریع‌تر است.
    و اما درباره زیارت قبور، اگر دیدار و زیارت قبر برای دعا و طلب رحمت و استغفار برای متوفی باشد، اشکالی ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ ۖ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ ﴿۸۴﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، [برای دعا و طلب آمرزش] نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و درحالی‌ از دنیا رفتند که فاسق بودند}
    از اینجا درمی‌یابیم، دعا برای اهل قبور مجاز است، به شرط آنکه از شیاطین بشری نباشند. اما زیارت با هدف توسل به صالحان و خواندن آنها به‌ جای خداوند، شرک به پروردگار است. آنها دعای شما را نمی‌شنوند؛ چرا که اجسادشان به علت خارج شدن روح از آن مرده است؛ اگر هم بشنوند پاسخی به شما نخواهند داد و روز قیامت نسبت به شرک شما کافرند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ‌ ﴿١٣﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ‌ونَ بِشِرْ‌كِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ‌ ﴿١٤﴾} صدق الله العظيم [فاطر]
    {و کسانی را که جز او می‌خوانید حتی مالک گرمی [قطمیری] نیستند! (۱۳) اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‌گویند و روز قیامت، شرک شما را منکر می‌شوند، و هیچ کس مانند خبیر تو را با خبر نمی‌سازد! (۱۴)}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾ أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾} صدق الله العظيم [النحل]
    {معبودهایی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! (۲۰) آنها مردگانی هستند که زنده نیستند و نمی‌دانند در چه زمانی محشور می‌شوند! (۲۱)}
    تو را از کسانی می‌بینم که کفار را به‌ سوی الحاد نسبت به وجود خداوند و مؤمنان را به شرک به او دعوت می‌کنند و خداوند در برابر کسانی که با آگاهی از حق، باز هم راه پیروی از ذات عزیز و حمید او را منحرف کرده و آن را کج نشان می‌دهند، برای من کافی است. برای آنان که راه مستقیم خداوند را منحرف می‌کنند عذاب عظیمی است و شما خواهید دانست و حکم از آن پروردگار جهان است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراط العزيز الحميد؛ خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 145569 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 3 -
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145556

    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - شعبان - 1435 هـ
    02 - 06 - 2014 مـ
    07:43 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــ


    إنّ ذات الله شيءٌ عظيمٌ وهو الأعظم من كلّ شيءٍ عظيمٍ، ولذلك لم يتحمل رؤيةَ ذات الله الجبلُ العظيم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة النّبيين وآلهم الطيبين والتّابعين الحَقّ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    ويا كاظم أيّها الظالم لنفسه، لقد أجبناك من قبل يوم كنت تمهّد لما تريد حين كنت تريد أن تعلم ماذا سوف يكون جواب الإمام ناصر محمد إلى الدعاة إلى الإلحاد بالله وذلك مكرٌ منك لتستعد بالردّ لتلبس الحقّ بالباطل، وعلى كلِّ حالٍ سواءً أكنتَ كاظماً أو الباحث عن البينة فأهم شيءٍ أنّك تعلم أننا نعلمُ من تكون فلا يخفون علينا أمثالك، وأهمّ شيءٍ إقامة الحجّة عليك بالحقِّ والحقّ أقول بإذن الله الأعظم في ذاته على كلّ شيءٍ عظيمٍ:

    فلن يتحمل رؤية عظمة ذات الله سبحانه إلا شيءٌ مثله وليس كمثله شيء في خلقه أجمعين مهما كان عظيماً، وحين أفتى اللهُ عبدَه ورسولَه موسى عليه الصلاة والسلام الذي طلب من ربِّه رؤية ذات ربِّه جهرةً فمن ثم أفتاه الله إنك لن تراني
    . والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل يقصد الله أنه لن يرى ذات ربِّه لكونه ليس شيئاً في الوجود سبحانه؟ والجواب تجدونه في محكم الكتاب أنّ السبب هو أنّ موسى لن يرى ربَّه لكون نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام لن يتحمل رؤية عظمة ذات ربِّه سبحانه! وأخبر نبيَّه أنّه سوف يتجلى بذاته للجبل العظيم فإذا استقر الجبلُ العظيم مكانه أمام رؤية عظمة ذات الله فسوف تراني. أكرر القول؛ فإن استقر الجبل العظيم مكانه أمام رؤية عظمة ذات ربّه فهنا سوف يرى نبيُّ الله موسى ربَّه لكون الله قادر على أن يجعل عظمة العبيد كعظمة الأوتاد حتى يكونوا قادرين على تحمل رؤية عظمة ذات الله، ولذلك قال الله لنبيه موسى: {قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي} [الأعراف:143].

    ولكن إذا لم يتحمل الجبل العظيم رؤية عظمة ذات الله فكيف يتحمل رؤية عظمة ذات الله الإنسان الضعيف؟ فهنا لن يتحمل رؤيةَ عظمةِ ذات الربِّ إلا شيءٌ مثله، وليس كمثله شيء من خلقه أجمعين وهو السميع البصير. ومعلومٌ لغةً واصطلاحاً أن التجلّي يُقصد به الظهور. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} [الليل]، أي ظهر وبانَ. ونستنبط من ذلك: أن التجلّي يقصد به ظهور الشيء، ولذلك فلننظر إلى النتيجة من بعد تجلي ذات الربِّ للجبل العظيم فماذا حدث وهل استقر مكانه؟ والجواب قال الله تعالى: {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم [الأعراف].

    فتدبَّر وتفكَّر في قول الله تعالى:
    {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (142) وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم.

    وكما أثبتنا من محكم الكتاب أنّ المقصود لكلمة تجلّى أي ظهر وبانَ؛ مثال قول الله تعالى:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم. ومن ثمّ نعلم علم اليقين أنّ التجلّي هو ظهور الشيء، فماذا حدث للجبل برغم أنّ الجبل شيءٌ عظيمٌ؟ ولكنّ عظمة ذات الله شيءٌ أعظم بفارقٍ لا حدود له! ولذلك لم يتحمل الجبل العظيم رؤية عظمة ذات الله. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم. وتبيّن لكم أنّ عظمة ذات الله شيءٌ أعظم من كلِّ شيءٍ، ولن يتحمل رؤية عظمة ذات الله إلا شيءٌ مساوٍ لعظمته سبحانه! وليس كمثله شيء في خلقه وليس قبله شيء في الوجود؛ لا إله غيره ولا معبود سواه.

    ونخرج بنتيجةٍ أنّ الله شيءٌ ليس كمثل عظمته شيءٌ في خلقه، ولذلك لم يتحمل الجبل العظيم رؤية ذات الله العظيم سبحانه! ولذلك قال الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم.

    فانظر لقول الله تعالى:
    {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا} صدق الله العظيم. فهل الجبل صار دكّاً دكّاً من لا شيء في الوجود! أم إنّه تجلّى له اللهُ بذاته العظيمة فجعله دكّاً؟ ونكرر ونقول: إنّ التجلّي لغةً واصطلاحاً هو ظهور الحَقّ أو رؤية الشيء، والمهم أنّ التجلّي يُقصد به ظهور الشيء لشيءٍ آخر لا شك ولا ريب. وها نحن نقيم عليك الحجّة مرةً أخرى ولدينا مزيداً من سلطان العلم المحكم نستنبطه لكم بإذن الله من محكم القرآن العظيم، ومن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر، والحكم لله وهو أسرع الحاسبين.

    وبالنسبة لزيارة القبور، فإذا كانت الزيارة بغرض الدعاء لصاحب القبر بالرحمة والاستغفار فلا حرجَ في ذلك. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ ۖ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ (84)} صدق الله العظيم [التوبة:84].
    ونستنبط من ذلك جواز الدعاء لأصحاب القبور إلا أن يكون من شياطين البشر، وأما زيارة التوسل بالصالحين لدعائهم من دون الله فذلك هو الشرك وإنّهم لا يسمعونكم لكونهم أمواتٌ غيرُ أحياءٍ أجسادَهم بسبب مغادرة أرواحهم، ولو سمعوكم لما استجابوا لكم ويوم القيامة يكفرون بشرككم بدعائهم من دون الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ‌ ﴿١٣﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ‌ونَ بِشِرْ‌كِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ‌ ﴿١٤﴾} صدق الله العظيم [فاطر].

    وتصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (20) أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (21)} صدق الله العظيم [النحل].

    وإني أراك من دعاة الكفار إلى الإلحاد بوجود الله ومن الدعاة إلى المؤمنين إلى الشرك بالله، وحسبي الله على كلِّ من يصدُّ عن صراط العزيز الحميد ويبغيها عوجاً وهو يعلم الحَقَّ من ربِّه، وأولئك لهم عذابٌ عظيمٌ؛ الذين يصدّون عن الصراط المستقيم، ولسوف تعلمون، والحكم لله ربّ العالمين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراط العزيز الحميد؛ خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    __________________




  4. افتراضي پاسخ امام به کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند...

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - شعبان - 1435 هـ
    04 - 06 - 2014 مـ
    ۱۴- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    06:05 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145835

    ــــــــــــــــــــ

    پاسخ امام به کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاک آنان و تمام پیرویان حق تا یوم الدین و اما بعد...

    ای کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانید! ای کسانی که معتقدید خداوند چیزِ [شیءِ] موجودی نیست! خداوند از این نسبت‌ها منزه است و این برتری جویی بزرگی است! هیچ چیز همانند او نیست و او سمیع و بصیر است.
    اگر خداوند آن طور که شما باور دارید، چیزِ [شیءِ] موجودی نباشد، پس نیازی به وجود حجاب بین او بندگانش نیست؛ اما می‌بینیم خداوند بین خود و بندگانش حجاب قرار داده است که مانع دیده شدن او توسط بندگانش می‌شود تا بندگانش هلاک نشوند. خداوند تعالی فرموده است:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ}
    صدق الله العظيم [الشورى:۵۱]

    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب}
    از این آیات محکم پی می‌بریم که پروردگار عالمیان، دارای ماهیتی [ذات] وجودی است، و برای همین هم هست که خداوند بین خود و بندگانش حجابی قرار داده و از ورای آن حجاب، با بندگانش سخن می‌گوید. آیا نمی‌بینید خداوند حجابی را برای پوشاندن دیده بندگان و ممانعت از دیدن پروردگار و معبودشان خلق کرده است؟ اما شما از تردیدکنندگانی هستید که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند.
    و اما درباره «حرث»، پیش از این به حق فتوا داده بودیم که زن به عنوان حرث [کشتزار] خوانده می‌شود، چرا که خداوند او را کشتزار پرورش نسل بشر قرار داده است. بذر در پشت مردان است و برای همین پیامبر فرمودند:
    [كان مني حرثك وعليّ بذرك]
    [حرث -مادر- تو از نسل من و بذر -نطفه- تو از علی است]

    ای مرد! مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید:
    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ}
    صدق الله العظيم [البقرة:۳۲۲]
    {زنان شما، کشتزار شما هستند}؟
    یعنی کشتزار فرزندانتان، پس چرا اصرار داری که حق را با باطل بپوشانی؟ به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم، تو می‌خواهی با هر وسیله ممکن، راه پیروی از حق را منحرف کنی.

    برای همین می‌بینیم که می‌گویید: «به راستی که دانش ناصر محمد قبل از این گفته شده است [سخنانش چیز جدیدی نیست]». پس ما به حق در برابرتان حجت آورده و می‌گوییم: به راستی که خداوند، امام مهدی ناصر محمد را برانگیخته تا بین عقاید مختلف حکم کند و بگوید فلانی! درباره فلان مسئله حق باتوست، اما درباره فلان مسئله
    حق با تو نیست و عقیده‌ات باطل است و حق با علمای مذهب فلان طائفه است و...

    شرط این نیست که حتما لازم باشد امام مهدی، علم جدیدی را بیان کند که پیش از او احدی از علمای امت آن را نگفته باشند. پیش از این هم فتوا داده بودیم که من از قرآنیون نیستم و حتی اگر ببینید من در یک یا دو مسئله با آنها موافقم، در ده مورد دیگر، به حق با آنان مخالف بوده و می‌گویم: در این مورد حق با علمای دیگر مذاهب است. مهم این است که من حکم را از محکمات کتاب خداوند، قرآن عظیم، استنباط می‌کنم و از بیشتر مطالبی که علمای مذهبی‌تان می‌گویند، چیزی نمی‌دانم. من از نوشته‌ها و کتاب‌های آنان برای شما حجت نمی‌آورم، بلکه با آیات محکم قرآن عظیم در برابرتان حجت اقامه می‌کنم.
    ای مرد! واقعیت این است که حق پراکنده شده و در بین مذاهب مختلف پاره پاره شده است و ما آن را جمع کرده و با محکمات قرآن عظیم، به تفصیل آن را بیان می کنیم و فتوا را به خداوندی نسبت می‌دهیم که قرآن عظیم را نازل کرده است و می‌گوییم: «خداوند تعالی می‌فرماید» و نمی‌گوییم غزالی یا شافعی گفته‌اند، بلکه خداوند تعالی فرموده‌است و برهان و حجت علمی را از قرآن عظیم برایتان می‌آوریم؛ پس شما بعد از حق به دنبال چه می‌گردید
    ؟ جز گمراهی آشکار؟!
    از خدا امید دارم بین من و شما به حق و آن‌گونه که دوست دارد و راضی می‌شود، حکم فرماید. ای کسانی که وقت خود را می‌گذارید تا مسیر حق را منحرف کرده و مردم را از آن بازدارید! آیا از کسی نمی‌ترسید که از نفس شما باخبر است؟‌ آیا از او تقوا نمی‌کنید؟ بلکه می‌بینم اصرار دارید تا مردم را از دعوت مهدوی دور کنید، پس به حق به شما جواب می‌دهیم که: ای جماعت شیاطین بشر که تظاهر می‌کنید ایمان دارید و کفر و مکر خود را برای منحرف کردن مسیر حق، پنهان نگه می‌دارید؟ از مکر خداوند واحد و قهار در امان نیستید و اگر می‌خواهید، شما را به مباهله دعوت می‌کنیم تا لعنت خداوند بر دروغگویان باشد. برایتان حجت‌های زیادی آوردیم و گفتگوی شما بیش از ۳۷ صفحه شده است، اما باز حق را با باطل پوشانده و آگاهانه کلام را از موضعش تحریف می‌کنید. گفتگو با شما هنوز ادامه دارد تا اینکه با مباهله بین من و شما به آن پایان دهیم، پس مباهله می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم ظالمان را لعنت کند.
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربِّ العالمين.

    اقتباس المشاركة: 145838 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 4 -
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]

    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145835

    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - شعبان - 1435 هـ
    04 - 06 - 2014 مـ
    06:05 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ


    ردّ الإمام إلى الذين يُلبسون الحقّ بالباطل وهم يعلمون ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين والتّابعين الحقَّ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    ويا معشر الذين يلبسون الحقّ بالباطل وهم يعلمون، يا من تعتقدون أنّ الله لم يكن شيئاً مذكوراً سبحانه وتعالى علواً كبيراً! شيءٌ ليس كمثله شيء وهو السميع البصير.

    وما دام الله ليس شيئاً مذكوراً في عقيدتكم فهنا لا يحتاج إلى حجابٍ بينه وبين عباده، ولكنّنا نجد أنّ الله جعل بينه وبين عباده حجاباً ليحجب الرؤية عن أبصارهم حتى لا يهلك عباده. وقال الله تعالى:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    ونستنبط كذلك من هذه الآية المحكمة الوجود الذاتي لربّ العالمين ولذلك جعل بين المعبود والعبيد حجاباً فيكلمهم من ورائه، ألا ترى أنّ الحجاب أوجده الله ليحجب العبيد عن رؤية الربّ المعبود؟ ولكنّك من الممترين من الذين يلبسون الحقَّ بالباطل وهم يعلمون.

    وأما الحرث، فسبقت فتوانا من قبل بالحقّ أنّ المرأة تسمى بالحرث كون الله جعلها حرثاً لذرية البشر، والبذور في صلب الرجل، ولذلك قال: [كان مني حرثك وعليٌّ بذرك]، ويا رجل ألم يقل الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:223]؟ أي حرث لذريتكم. فلماذا أنت مصرٌّ أن تلبس الحقَّ بالباطل؟ فوالله الذي لا إله غيره إنّك يا هذا إنّما تريد أن تصدَّ عن اتّباع الحقِّ بكل حيلةٍ ووسيلةٍ.

    وكذلك أراكم تقولون: "إنّ علم ناصر اليماني قد قيل". ومن ثم نقيم عليكم الحجّة بالحقّ وأقول: إنّما ابتعث الله الإمام المهدي ناصر محمد ليجعله حكماً بين المختلفين فيقول: يا فلان أنت على حقٍّ في المسألة الفلانيّة ولكنّك على باطلٍ في المسألة الفلانيّة، والحقُّ فيها مع علماء مذهبٍ آخرَ ولكنّهم على الباطل في العقيدة الفلانيّة، والعقيدة الحقّ مع علماء مذهب في طائفة أخرى، وهكذا.. وليس شرطاً أنّ الإمام المهديّ لا بدَّ أن ينطق بعلمٍ جديدٍ لم يقله أحدُ علماء الأمَّة. وسبقت فتوانا في بيانٍ أنّي لا أنتمي إلى القرآنيّين، فحتى ولو وافقتُهم في مسألةٍ أو مسألتين فمن ثم تجدونني أخالفهم إلى الحقِّ في عشرة مسائل وأقول: إنّ الحقَّ فيها مع علماء مذهبٍ آخر. والمهم أن أستنبط الحكم من محكم كتاب الله القرآن العظيم ولا علم لي بكثيرٍ مما يقوله علماء مذاهبكم، وما أقمتُ عليكم الحجّة من كتيباتهم؛ بل أقمت عليكم الحجّة من محكم القرآن العظيم.

    ويا رجل، بل تَفرَّق الحقُّ هنا وهناك وتشتتَ إرباً إرباً بين المذاهب ونحن نجمعه ونفصِّله تفصيلاً من محكم القرآن العظيم، وأنسب فتواي إلى ربّي الذي أنزل القرآن العظيم، وأقول قال الله تعالى ولم أقل قال الغزالي ولا قال الشافعي؛ بل قال الله تعالى، فآتيكم بسلطان العلم من محكم القرآن العظيم. فماذا تريدون من بعد الحقِّ إلا الضلال البعيد؟

    ورجوت من ربّي أن يحكم بيني وبينكم بالحقِّ كما يحب ويرضى، يا من يُسَخِّرون وقتَهم ليصدّوا عن الحقِّ صدوداً، ألا تخشون ممّن يعلم بما في أنفسكم فتحذروه؟ بل أراكم مُصرِّين على الصدِّ عن اتّباع الدعوة المهديّة، فمن ثم نردّ عليكم بالحقّ وأقول: يا معشر شياطين البشر ممّن يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر للصدِّ عن اتّباع الذِّكر، فلا تأمنوا مكر الله الواحد القهار، وإن شئتم دعوناكم للمباهلة فنجعل لعنة الله على الكاذبين، فقد أقمنا الحجّة عليكم وحواركم بلغ أكثر من سبعة وثلاثين صفحة ولا تزالون تُلبسون الحقّ بالباطل وتحرفون الكلم عن مواضعه المقصودة وأنتم تعلمون، ولا زال الحوار مستمراً حتى نختمه بالمباهلة بيني وبينكم فنبتهل فنجعل لعنة الله على الظالمين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين.
    _______________




  5. افتراضي تفکر در ذات خداوند، مخالفت با فرمان خدا و رسولش است، تفکر باید در باره نعمت‌های پروردگار و نشانه‌های او باشد که دلالت بر وجود خداوند داشته و منجر به شناختن قدرت عظیم او می‌گردد

    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - شعبان - 1435 هـ
    05 - 06 - 2014 مـ
    ۱۵- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    05:01 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145984


    ــــــــــــــــــــ

    تفکر در ذات خداوند، مخالفت با فرمان خدا و رسولش است، تفکر باید درباره نعمت‌های پروردگار و نشانه‌های او باشد که دلالت بر وجود خداوند داشته و منجر به شناختن قدرت عظیم او می‌گردد...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان و تمام پیروان دعوتِ حقِّ پروردگار در تمام زمان‌ها و مکان‌ها تا یوم الدین و اما بعد...
    ای «باحث عن البینه»! تو با مطرح کردن اینکه: «خداوند چیزِ [شیءِ] موجودی نیست»، ذات پروردگار را انکار می‌کنی. من تو را از یهودیان می‌بینم؛ چرا که با چنین مکری، قصد داری مسلمانان را وادار کنی درباره ذات خداوند فکر کنند. علت هم این است که می‌دانی اگر به ذات خداوند فکر کنند این امر می‌تواند به کفر نسبت به ذات خداوند بیانجامد. به راستی که تفکر در ذاتِ الهی، بر خلاف دستور خداوند و رسولش است که در حدیث حق آمده است. در حقیقت خداوند و رسولش فرمان داده‌اند که درباره نعمت های خداوند و آیاتی که بر وجود پروردگار دلالت داشته و باعث شناخت قدرت عظیم او می‌گردند، تفکر صورت گیرد، تا با یقین پیدا کردن نسبت به حقیقت وجود خداوند، از عذاب او درهراس باشند. محمد رسول‌الله شما را از تفکر درباره کیفیت و چگونگی ذات خداوند نهی نموده است، خداوند و رسولش از شما دعوت کرده‌اند تا پیرامون نعمت‌های پروردگار و آیات و نشانه‌های او در آسمان‌ها و زمین فکر کنید. محمد رسول‌الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم می‌فرماید:
    [تفكّروا في آلاء الله، و لا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    [پیرامون نعمت‌های خداوند فکر کنید، درباره ذات خداوند فکر نکنید که هلاک خواهید شد].
    درواقع، امر خداوند برای تفکر درباره هر چیزی که از نشانه‌های او در آسمان‌ها و زمین است، برای این است که ایمان آورده و به وجود ذات الله که «شیء اول» است، یقین پیدا کنند. او خالق تمام چیزهایی است که در محدوده ملکوت و ماواریِ ملکوت است. «شیء اولی» که چیزی پیش از او نبوده است و به شما فرمان داده است تا در آيات و نشانه‌هایش فکر کنید تا یقین پیدا کنید ذات او در ورای ملکوت خداوند سبحان و تعالی وجود دارد و غیر از این برتری طلبی بزرگی است! تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَا تُغْنِي الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۱﴾} صدق الله العظيم [يونس]
    {بگو: «بنگرید که در آسمان‌ها و زمین چیست؟» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که ایمان نمی‌آورند مفید نخواهد بود!}
    نشانه‌هایی که بالای سر و زیر پای شماست، دلایل وجود پروردگار سبحان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿۱۹۰﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است.}
    به همین ترتیب، آفرینش شما هم حجت خداوند برشماست، آیا شما از هیچ چیز آفریده شده‌اید، یا خودتان خالق خود هستید! یا مگر آسمان‌ها و زمین را شما آفریده‌ايد یا این شما هستید که بر ملکوت آسمان‌ها و زمین مسلط‌ هستید [درحالی‌که] ذات پروردگار بر بالاي ملكوت قرار دارد؟ هیچ انسان وهیچ بنده‌ای در آسمان‌ها و زمین وجود ندارد که خداوند با او آشکار سخن بگويد، مگر از پس حجابی که مانع بین بنده وخالقی است که بزرگتر از تمام مخلوقاتش است. این خداوند شماست که از هر چیزی در عالم وجود بزرگ‌تر است، سبحان الله اگر ذاتی برای خداوند نبود؛ تکرار می‌کنیم اگر برای خداوند ذاتی نبود که بر عالم وجود احاطه داشته باشد و شما به هر سمتی که رو می‌کردید وجه خداوند نبود؛ پس برای چه پروردگار بین خود و بندگانش حجابی پوشاننده قرار داد تا آنها را از دیدن خداوند بپوشاند؟ آن حجاب برای پوشاندن خداوند سبحان نیست، خداوند بزرگتر از هر شیئی است که
    در عالم وجود دارد! به راستی که حجاب، ملکوت را می‌پوشاند تا پروردگار ملکوت دیده نشود. خداوند بر حجاب خود تجلی نمی‌کند، پاک و منزه است او؛ بلکه حجاب الهی نیز، به قدرت خداوند، از دیدن پروردگار محجوب است، همان‌گونه که برچشم نبیّ خداوند موسی - سلام و صلوات بر او - به قدرت خداوند حجاب کشیده شد. در زمانی که پروردگار بر کوه ظاهر شده و آن را متلاشی کرد و موسی از هراس آنچه که بر سر کوه آمده بود بیهوش شد؛ با وجود اینکه موسی علیه السلام و الصلاة در زمان تجلی خداوند بر کوه در آن مکان حضور داشت، خداوند بر نبی خود موسی و چیزهایی که اطراف موسی بود حجاب انداخت تا شاهد ذات خداوند نباشند. نبیّ خداوند موسی که سلام و صلوات بر او باد، ذات پروردگارش را ندید؛ چون دیدنِ ذات خداوند مشروط براین بود که کوه بعد از تجلی خداوند [که منحصربه کوه بود]، برجایش باقی مانده باشد، اما ذات عظیم کوه، عظمت ذات خداوند سبحان را تحمل نکرد و متلاشی شد.
    ای انصار پیشگام برگزیده! به فتوای حق ما درباره «الباحث عن البینه» گوش فرا داده و هوشيار باشيد، به خداوند شهادت می‌دهم، شهادتی که اگر در مورد فتوایی که درباره «باحث عن البینه» داده‌ام، از ظالمان باشم، در پیشگاه خداوند مورد محاسبه قرار خواهم گرفت و شاهد بودن خداوند کافی است: «باحث عن البینه» به دنبال آن است که مسلمانان را دچار فتنه کند تا با رو گرداندن از تفکر در مورد نشانه‌های خداوند، ذهنشان روی تفکر بر ذات خداوند متمرکز شده و به‌خاطر کفر به خداوند، هلاک شوند؛ چرا که با امر محمد رسول‌الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم مخالف کرده‌اند که می‌فرماید:
    [تفكّروا في آلاء الله، ولا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    [پیرامون نعمت‌های خداوند فکر کنید، درباره ذات خداوند فکر نکنید که هلاک خواهید شد].
    به همین ترتیب، می‌بینم تحدیِ لغوی می‌کنی و سپس عامدانه مرتکب خطا شده و مقصود خداوند تعالی دربیانش:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بَل لاَّ يُوقِنُونَ ﴿٣۶﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌] هستند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}
    را تحریف می کنی. این آیه محکم و روشن، از آیات اساسی و ام الکتاب است که در آن خداوند فتوا می‌دهد: باید برای هر فعل و عملی فاعلی باشد و باید چیزی آنها را آفریده باشد؛ چون آنها که خود را نیافریده‌اند و آفریننده آسمان‌ها و زمین نیز نیستند؛ پس باید چیزی انسان و آسمان‌ها و زمین و مابین آنها را آفریده باشد و او «اول» است که نه چیزی قبل از او بوده است و نه چیزی در بین مخلوقاتش همانند اوست. فکر می‌کنید این «اوّل» چه می‌تواند باشد؟ جواب را مستقیم به پروردگار وامی‌گذاریم:

    {ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿۶۲﴾ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۶۳﴾
    اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۴﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    {این است خداوند، پروردگار شما که آفریننده همه چیز است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟! (۶۲) این چنین کسانی که آیات خدا را انکار می‌کردند، منحرف می‌شوند! (۶۳) خداوند کسى است که زمین را آسایشگاه و آسمان را سر پناه شما قرار داد. و شما را صورتگرى کرد، پس چهره‌هایتان را نیکو نگاشت. و از پاکیزه‌ها به شما روزى داد. این است خدایى که پروردگار شماست، پس پربرکت و بلندمرتبه است خدایى که پروردگار جهانیان است. (۶۴)}
    این جواب سؤالی است که در بیان اخیرت مطرح کرده‌ای. ما ثابت خواهیم کرد که تو از شیاطین بشر هستی که به ایمان تظاهر کرده و در باطن، کفر و مکر خود را پنهان می‌کنند و بشریت را به صورت غیر مستقیم به الحاد نسبت به الله دعوت می‌کنی و اگر نتوانی آنها را به فتنه اندازی، از آنها دعوت می‌کنی با خواندن بندگان مقرب به جای خدا، نسبت به پروردگار شرک بیاورند. ولی مکر شما را جز کسی که خداوند در قلبش فرقان [و توانایی جدا کردن حق از باطل] را نهاده باشد، کسی نمی‌تواند درک کند؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۲۹﴾
    وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿۳۰﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد و گناهانتان را می‌پوشاند و شما را می‌ آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است! (۲۹) هنگامی را که کافران نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکّه) خارج سازند؛ آنها چاره می‌اندیشیدند و مکر می‌کردند و خداوند هم تدبیر می‌کرد و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است! (۳۰)}
    .
    امام مهدی به تیزهوشی شیاطین جن و انس برای مشخص شدنِ افراد خبیث از افراد پاک در بین جن و انس، اذعان دارد و خداوند ثمره این تیزهوشی را در آتش جهنم با عذاب مضاعف به آنها می‌دهد. تیزهوشی آنها به‌ کارشان نمی‌آید و خداوند [بدون اینکه ظلمی درحقشان کرده باشد] به‌ خاطر کبر و غروری که در نفسشان است آنها را گمراه کرده و چشم بصیرتشان را از دیدن حق و پیروی از آن کور می‌کند. ولی خداوند، تیزهوشی شیاطین جن و انس را با تیزهوشی امام مهدی ناصر محمد به چالش می‌کشد و او را برانگیخته است تا مکر شیاطین جن و انس را از ابتدا تا انتها کشف نماید؛ با این فرموده خداوند تعالی برایتان مثال می‌آورم:

    {كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿۵۲﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿۵۳﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    {بدين سان بر كسانى كه پيش از آنها بودند هيچ پيامبرى نيامد جز اينكه گفتند: «ساحر يا ديوانه‌اى است.» (۵۲) يا همديگر را به اين [سخن‌] سفارش كرده بودند؟ [نه!] بلكه آنان مردمى سركش بودند.(۵۳)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: علت اینکه تمام امت‌ها همین پاسخ را به رسولان خداوند می‌دهند چیست؟ پیش از این امام مهدی دراین باره فتوا داده بود که در زیر رونوشت آن را می‌آوریم:

    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - ربيع الثاني - 1428 هـ
    11- 05 - 2007 مـ
    ۲۱- اردیبهشت -۱۳۸۶ه.ش.
    11:07 عصر
    ــــــــ


    بیان مهدی منتظر درباره راز مکر شیاطین تا مردم قادر به تشخیص حق از باطل نباشند...


    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر آخرین نبیّ و رسول الهی محمد صدق امین و بر خاندان و صحابه پاک و مطهرش و تمام بندگان صالح خداوند در میان گذشتگان و آیندگان و در عالم بالا تا یوم الدین و اما بعد...

    چرا علمایی که از خطابه‌های من آگاهی یافته‌اند، علی‌رغم اینکه برخی از آنها برایشان غریب است، همچنان سکوت خود را حفظ کرده‌اند؟ بر آنهاست تا درباره مطالب غریب آن با من گفتگو کنند تا در خصوص آن [مطالب غریب] دانش بیشتری در اختیارشان گذاشته و موضوع برای آنها و عموم مسلمانان روشن شود، مسلمانانی که ایمانشان نسبت به کار من منوط به ایمان علمای مذاهب دینی و اختلافاتشان درباره شأن مهدی منتظر شده است. پس برای شما درباره شأن مهدی منتظر فتوا خواهیم داد تا بدانید کسی که ادعای مهدویت می‌کند حقیقتاً مهدی منتظر است یا فردی است که با مسّ شیطان مریض شده است و این از مکر شیطان است که برخی از کسانی که دچار مسّ شیطان شده‌اند را وسوسه کرده و به‌ ناحق در قلب آنها توهم ایجاد می‌کند. بعد از مدت کوتاهی برای دیگران روشن می‌شود که این فرد بیمار است و به‌ خاطر این مکر شیطانی، مردم هر نبیّ و پیامبری را که خداوند برمی‌انگیزد، مجنون دانسته و می‌گویند یکی از خدایان ما او را دیوانه کرده است؛ اما شیاطین می‌دانند که خداوند به راستی نبیّ خود را با معجزه‌ای که خارج از قدرت و عادت بشر است یاری می‌کند و مردم باور خواهند کرد که این نبیّ به حق رسول خداوند است؛ چرا که با این معجزه، خداوند به یاری او آمده است. پس شیاطین سحر تخیلی [چشم بندی] را اختراع کردند و به بعضی از انسان‌های غافل یاد داده و به آنها گفتند: «بگویید که ساحرید و در چشم مردمی که دور شما جمع شده‌اند، سحر کرده و آن آیات [نشانه‌های] سحرآمیز را به آنان نشان دهید»!
    اختراع این چنین دروغ‌هایی، زمان‌هایی بسیار قدیم انجام شد و شیاطین در زمینه دور کردن بشر از ایمان به خداوند و نشانه‌ها و آیات او، به موفقیت بزرگی دست یافتند. هر بار که خداوند برای امتی یک نبیّ فرستاد، اولین چیزی که می‌گویند این است: «او دیوانه و مجنون است، یکی از خدایان ما به او آسیب رسانده‌است». سپس رسولشان در جواب می‌گوید: «ای مردم من دیوانه نیستم بلکه رسولی از جانب پروردگار جهانم». مردم می‌گویند: « اگر راست می‌گویی از خدایت بخواه معجزه‌ای به تو بدهد». سپس خداوند برای یاری او، از نزد خود معجزه‌ای می‌فرستد که ناشی از سحر تخیلی و چشم بندی نیست، بلکه حقیقی و واقعی است. مردم می‌گویند: «امر تو برای ما روشن شد؛ تو دیوانه نیستی بلکه ساحری!» و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿٥٢﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    {این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها به‌سوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!» (۵۲) آیا یکدیگر را به آن سفارش می‌کردند؟! نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند. (۵۳)}.
    ای علمای امت! من در قرآن درباره اینکه مردم به یکدیگر سفارش کرده باشند که همگی این جواب واحد را به رسولان خداوند بدهند، چیزی پیدا نمی‌کنم. اما از آنجا که انجام سحر در هیچ زمان و مکانی ممنوع نشده است، سحر تخیلی باعث کافر شدن مردم نسبت به رسولان خداوند و نشانه‌های خارق العاده او شده‌است؛ چون مردم قادر به تشخیص بین سحر و معجزه نیستند. می‌گویم سحر تخیلی [چشم بندی] مانند سراب است که تشنه آن را آب واقعی می‌پندارد، درست مثل این است که با چشم، آب را بدون شک و تردید می‌بیند تا اینکه به آن می‌رسد و چیزی پیدا نمی‌کند و هیچ واقعیت نداشته و حتی یک ذره نیز اثری از حقیقت در آن نیست، اما ترس مردم از ساحران مانع تشخیص آن می‌شود و مردم قادر به تشخیص و جدا کردن معجزه و سحر نیستند؛ چون ساحران با سحر بزرگی که در برابر مردمان به نمایش در می‌آورند آنها را به هراس می‌اندازند. اما آن سحر در واقعیت هیچ اساسی ندارد و حقیقی نیست، درست مانند ساحران فرعون که در روز عید [یوم الزینة] مردم را به هراس انداختند. در آن روز مردم را جمع کردند تا ساحر بودن موسی را به مردم نشان دهند. ساحران ریسمان‌ها و طناب‌های خود را افکندند و در چشم مردم، آنها را به صورت مارهایی که حرکت می‌کردند نشان دادند و با سحر عظیمی که در برابر مردم به نمایش درآوردند آنان را به هراس انداختند. حتی نبی خداوند، موسی، نیز ریسمان‌ها را همانند مارهایی دید که حرکت می‌کنند و نزد خود هراسان شد که نکند عصای او نیز مانند چوب‌های آنها باشد [و مار حقیقی نباشد]. پس خداوند به قلب او آرامش وسکینه نازل فرمود. موسی عصای خود را افکند و واقعاً به یک مار بزرگ تبدیل شد، نه اینکه در چشم مردمان مار به نظر بیاید. مارِ زنده، به چوب‌ها و ریسمان‌های ساحران حمله کرد و آنها را به دهان گرفت و بلعید و ساحران سجده‌کنان به زمین افتادند. آنان با توجه به سابقه‌ی ساحری، دریافتند نشانه موسی سحر نیست بلکه معجزه‌ای حقیقی و واقعی است که عصاها و ریسمان‌های آنها را بلعیده است. آنها تا آن زمان ماری به آن سترگی و قدرت ندیده بودند. اما فرعون گفت: «موسی، بزرگ شماست که سحر را به شما یاد داده است»؛ چرا که فرعون قادر به تفکیک بین سحر و معجزه نبود.
    اگر من در میان آنها بودم حکم داده و می‌گفتم: ای فرعون! به ساحران و به موسی فرمان بده تا سر مارهای خود را بگیرند، سپس جلو برو و دست خود را به دم مارها بکش تا مار حقیقی را با لمس کردنش بشناسی و زیر دستت احساس کنی. اگر دمش را با دست خود فشار دهی، تکان خواهد خورد؛ چرا که علی‌رغم اینکه [قبلاً] فقط یک عصا بود، حال مار واقعی و زنده است و بین لمس عصا و مار اختلاف زیادی هست. پس صفاتِ مار را در عصای موسی که با قدرت کن فیکون خداوند به ماری آشکار و حقیقی و واقعی تبدیل شده است پیدا خواهی کرد.

    اما چوب‌ها و ریسمان‌های ساحران تغییر نکرده و تنها در چشمِ خیال تبدیل [به مار] شده‌اند و با لمس آنها می‌توان دریافت که ماهیت آنها تغییر نکرده است. اگر در عالم واقعیت لمس شوند، باز هم چوب و عصا هستند و با دست زدن به آنها می‌فهمد آنها عصای خشک و جامدند و در عالم واقعیت مثل عصای موسی که صلوات و سلام بر او باد، تغییر نکرده‌اند. کفار قریش نیز چنین بودند؛ چون از سحر، آگاهی قبلی نداشتند؛ حتی اگر با دست خود معجزه را به صورت واقعی و حقیقی لمس می‌کردند باز هم منکر آن می‌شدند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {اگر ما نامه‌ای روی صفحه‌ای [کتابی کاغذی] بر تو نازل کنیم و آن را با دست‌های خود لمس کنند، باز کافران می‌گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست»}

    ای رهبران جهان! به راستی که سحر باعث هلاک مردمان گذشته شد، آنان آیات خداوند را سحر آشکار دانسته و نسبت به آنها کافر شدند و این موجب هلاکت آنها شد. من از تمام ساحرانی که در گوشه و کنار جهان و در هر شهر و روستایی که بشر در آن ساکن است، زندگی می‌کنند، دعوت می‌کنم پیش از آنکه به دست خداوند هلاک شوند به‌ سوی او بازگشته و توبه کنند. حتی یک نفر از کسانی که سرپیچی و استکبار ورزد، جان به‌ در نخواهد برد.
    ای علمای امت! شما را چه می‌شود؟ چرا از گفت‌وگو می‌گریزید؟ به خصوص کسانی از شما که از سخنان من مطلع شده‌اید، چرا بازهم سکوت اختیار می‌کنید؟ اگر می‌بینید من به حق مهدی منتظرم، پس بر شماست که به حق شهادت دهید و با وجود دانستن واقعیت آن را پنهان نکنید و اگر درباره من اطمینان حاصل نکرده‌اید، بعد از گفت‌وگو با من درخواهید یافت که به اذن الهی، دانش من از کتاب خداوند بیش از شماست؛ چه کسی بین شما هست که بتواند بگوید حتی یک حرف به من آموخته است؟ و عاقبت امور با خداست.
    ای علمای مسلمین! بدانید که مهدی منتظر واقعی در علم کتاب از شما داناتر و آگاه‌تر است. هیچ‌کس نیست که از کتاب خداوند با او بحث کند، مگر آنکه او با حقی روشن و واضح از آیات قرآن حکیم بر او چیره شود؛ آیات محکمی که انحراف از آن باعث هلاکت است. ای علمای امت اسلامی که به قرآن عظیم مؤمنید! هرکس که مرا تکذیب می‌کند، امتحان کند. من کتاب جدیدی برایتان نیاورده‌ام؛ بلکه کتاب خداوند را که در دستانتان است برایتان تشریح و بیان می‌کنم. بدعت‌گذار نیستم، بلکه تابع آن چیزی هستم که بر آخرین رسول و نبیّ خداوند، محمد رسول الله - که افضل ترین سلام و صلوات بر او و خاندانش باد - و برای تمام مردم نازل شده است.
    این چنین است که شیاطین از طریق کسانی که بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر ادعای مهدویت می‌کنند مکر نموده‌اند، ولی من مهدی هستم که مردم را با بصیرتی که از جانب پروردگارم به‌ سوی من و هر کسی که از من پیروی کند آمده است، به‌ سوی خداوند دعوت می‌کنم؛ پس چرا مرا تکذیب می‌کنید؟ اگر مرا گمراه می‌بینید و اگر راست می‌گویید، به من خبر داده و راهنماییم کنید تا به‌ سوی حق هدایت شوم. اگر راست می‌گویید، برایم کتاب هدایتگرتر از کتاب خداوند، قرآن، بیاورید. اما ای علمای امت اعم از مسلمان و مسیحی و یهود! اگر چنین نکرده و باز هم به انکار امر من ادامه بدهید، شما را به مباهله دعوت خواهم کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:۶۱].
    {هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}

    المهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني


    اقتباس المشاركة: 145999 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 5 -
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـان ]

    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=145984

    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - شعبان - 1435 هـ
    05 - 06 - 2014 مـ
    05:01 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــــ


    التَّفكر في ذات الله مخالفةٌ لأمر الله ورسوله؛ بل التَّفكر يكون في نِعَمِ الربّ وآياته الدّالة على وجوده والتعرف على عظيم قدرته ..



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين والتابعين لدعوة الحقِّ من ربِّهم في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أما بعد..

    ويا أيّها الباحث عن البيّنة، إنك لتنكر وجود ذات الله بأنه لم يكن شيئاً مذكوراً في الوجود، وأراك حقّاً من اليهود لكونك تريد بمكرك أن تجبر المسلمين على التَّفكر في ذات الله لكونك علمت أنّهم إذا تفكَّروا في ذات الله فقد يؤدّي ذلك إلى الكفر بوجود ذات الله، لأنّ التَّفكر في ذات الله مخالفةٌ لأمر الله ورسوله في الحديث الحقِّ لكون الله ورسوله أمرا بالتَّفكر في نعمه وآياته الدّالة على وجود الربّ والتعرف على عظيم قدرته؛ فيخشون عذابه لعلهم يوقنون بحقيقة وجود الله، ونهاكم محمدٌ رسول الله عن التَّفكر في كيفية ذات الله، ودعاكم الله ورسولُه إلى التَّفكر في نعمه عليكم وآياته في السماوات والأرض. قال محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم:
    [تفكّروا في آلاء الله، ولا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]. صدق عليه الصلاة والسلام. لكون الله أمر عباده بالتَّفكر في كلّ شيءٍ من آياته في السماوات وفي الأرض حتى يؤمنوا فيوقنوا بوجود ذات الله الشيء الأول، وهو الخالق لكلّ شيءٍ في نطاق الملكوت وما وراء الملكوت، الشيء الأول ليس قبله شيء، وأمركم بالتَّفكر في آياته حتى توقنوا بوجود ذاته وراء الملكوت سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً! تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [يونس:101]. كون الآيات من فوقكم ومن تحتكم هي الدالة على وجود الربّ سبحانه. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ(190)} صدق الله العظيم [آل عمران].

    وكذلك خلْقُكُم حجَّةٌ لله عليكم، فهل خُلِقْتم من غير شيءٍ خَلَقَكُم أم هم الخالقون لأنفسهم! أم خَلَقْتُم السماوات والأرض أم إنّكم المسيطرون على ملكوت السماوات والأرض والربّ مستوياً بذاته على الملكوت! وما كان لبشرٍ أو أيٍّ من عبيد الله في السماوات والأرض أن يكلّمه الله جهرةً؛ بل من وراء حجابٍ يحجب الخلق عن الخالق الأكبر من كلّ شيءٍ في الخلق، ذلكم الله أكبرُ من كلِّ شيءٍ في الوجود، ولو لم يكن لله ذاتاً سبحانه! ونكرر ونقول: لو لم يكن لله ذاتاً يحيط بالوجود وأينما توليتم فثمّ وجّه الله لَمَا جعل بينه وبين عباده حجاباً مستوراً يسترهم عن رؤية ربّهم، وليس أنّ الحجاب يحجب الله سبحانه؛ بل الله أكبرُ من كلِّ شيءٍ في الوجود! وإنما الحجاب يحجب الملكوت عن رؤية ربّ الملكوت، ولم يتجلَّ الله لحجابه سبحانه؛ بل محجوبٌ عن رؤية الربّ بقدرة الله كما حجب بصر نبيّ الله موسى -عليه الصلاة والسلام- بقدرته حين تجلّى الربُّ للجبل فجعله دكاً وخرَّ موسى صعقاً من هول ما حدث للجبل برغم وجود نبيّ الله موسى -عليه الصلاة والسلام- حين تجلّى الله للجبل وحجب الله الرؤية لذاته عن بصر نبيّ الله موسى وما حوله، ولم يرَ نبيّ الله موسى -عليه الصلاة والسلام- ذات ربّه لكون رؤية ذات الله سبحانه كانت مشترطة على استقرار الجبل مكانه من بعد تجلّي ذات الله حصرياً للجبل، ولم يتحمل عظمة ذات الجبل رؤية عظمة ذات الله سبحانه فجعله دكاً.

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار، اسمعوا وعوا لفتوانا بالحقِّ عن (الباحث عن البينة)، وأشهد الله وكفى بالله شهيداً شهادةً أحاسب عليها بين يديْ الله إن كنت من الظالمين بالفتوى في شأن هذا الباحث عن البيّنة؛ أنه يبحث عن فتنة المؤمنين حتى يُعرضوا عن التَّفكر في آيات الله ويريد أن يصرف أفكارهم ليتفكّروا في ذات الله فيهلكوا بالكفر بالله لكونهم خالفوا أمر محمدٍ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلَّم- قال:
    [تفكّروا في آلاء الله، ولا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]. صدق عليه الصلاة والسلام.

    وكذلك أراك تتحدَّى لغوياً فمن ثم تخطئ خطأً متعمداً لتحريف المقصود في بيان قول الله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (35) أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بَل لاَّ يُوقِنُونَ (36)} صدق الله العظيم [الطور]. وتكفي هذه الآية المحكمة البيّنة من آيات أمّ الكتاب يُفتيكم الله فيها أنّه لا بدّ أن يكون لكل فعلٍ فاعلٌ، فلا بدَّ من شيءٍ خلقهم لكونهم ليسوا من خلقوا أنفسَهم وليسوا هم من خَلَقَ السماوات والأرض، فلا بدَّ من شيءٍ خلقهم وخلق السماوات والأرض وما بينهما وهو الأول ليس قبله شيء وليس كمثله شيء في خلقه فمن يكون يا ترى؟ ونترك الجواب من الربّ مباشرة: {ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (62) كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (63) اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (64)} صدق الله العظيم [غافر].

    وذلك جواب على سؤالك في بيانك الأخير، وسوف نثبت أنّك حقاً من شياطين البشر من الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر، وتدعون البشر بطريقةٍ غير مباشرةٍ إلى الالحاد بالله، وإذا لم تستطيعوا فتنة المؤمنين فتدعوهم إلى الشرك بالله ليدعوا عبادَه المقربين من دونه، ولكن مكركم لا يدركه إلا من جعل الله له في قلبه فرقاناً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (29) وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (30)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    ويعترف الإمام المهديّ بذكاء شياطين الجنّ والإنس ليميز الخبيث من الطيب من الجنّ والإنس، وكذلك ليجعلهم الله يحصدوا ثمار ذكائهم بالمزيد من العذاب الشديد في نار جهنم، وما أغنى عنهم ذكاؤهم فأضلّهم الله وأعمى أبصارهم عن اتّباع الحقِّ من غير ظلمٍ؛ بل بسبب كبرهم وغرورهم بأنفسهم، ولكن الله يتحدّى ذكاء شياطين الجنّ والإنس بذكاء الإمام المهديّ ناصر محمد الذي ابتعثه الله ليكشف كافة مكر شياطين الجنّ والإنس من البداية إلى النهاية وأضربُ لكم على ذلك مثلاً بيان قول الله تعالى:
    {كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ( 52 ) أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ( 53 )} صدق الله العظيم [الذاريات].

    والسؤال الذي يطرح نفسه هو: ما سبب هذا الجواب المُوحّد من كافة الأمم إلى رُسل ربّهم؟ وسبقت فتوى الإمام المهدي في بيانٍ من قبل هذا ونقوم بنسخه مع العنوان كما يلي:
    _______________



    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - ربيع الثاني - 1428 هـ
    11- 05 - 2007 مـ
    11:07 مساءً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــــ



    بيان المهديّ المنتظَر عن سرّ مكر الشياطين حتى لا يُفرّق النّاس بين الحقِّ والباطل ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلامُ على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد الصادق الأمين، وعلى آله وصحابته الطيّبين الطاهرين وجميع عباد الله الصالحين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، ثم أمّا بعد..

    مالي أرى العلماء الذين قد اطّلعوا على خطاباتي ملتزمين الصمت رغم غرابة بعض الأمور عليهم فليحاورونني فيما رأوه غريباً، وذلك حتى أزيدهم في شأنه علماً فيتّضح لهم الأمر ولجميع عامة المسلمين الذين أصبح إيمانهم بأمري متوقفاً على إيمان علماء مذاهبهم الدينيّة واختلافاتهم في شأن المهديّ المنتظَر، ولسوف أفتيكم في شأن المهديّ المنتظَر وكيف تعلمون فيمن ادّعى المهديّة هل هو حقاً المهديّ المنتظَر أم إنّه يتخبّطه الشيطانُ من المسّ، وذلك من مكر الشيطان يوسوس في قلوب بعض الممسوسين بوهمٍ غير حقٍّ فيتكلم به، وبعد فترةٍ قصيرةٍ يتبيّن للآخرين بأنّه مريضٌ قد اعتراه مسٌّ من الشيطان، فبعضهم يقول بأنّه نبيٌّ ثم يتبيّن للناس فيما بعد بأن هذا الرجل مريضٌ، وبسبب هذا المكر الشيطاني أصبح كلما بعث الله نبيّاً إلا قالوا مجنون قد اعتراه أحدُ آلهتنا بسوء، ولكن الشياطين قد علموا بأنّه قد يؤيّد الله هذا النبيّ الحقِّ بآيةٍ مُعجزةٍ من الله خارقةٍ عن قدرات البشر ومن ثمّ يصدق النّاس بأنّ هذا حقاً هو نبيّ مرسلٌ من الله لذلك أيّده الله بهذه المُعجزة، فمن ثم عمدت الشياطين إلى اختراع سحر التخييل فعلّموه لبعضٍ من النّاس الغافلين وقالوا: قولوا إنكم سحرةٌ واسحروا أعين النّاس المُجتمعين حولكم فأروهم هذه الآيات السحرية!

    وتمّ اختراع هذه الأكذوبة منذ زمنٍ بعيدٍ فحقّقت الشياطين أعظمَ نجاحٍ في صدِّ البشر عن الإيمان برسل ربّهم وآياته، فكلما بعث الله إلى أمّةٍ نبياً فأوّل ما يقولون: مجنونٌ قد اعتراه أحد آلهتنا بسوءٍ، ثم يقول لهم رسولُهم: يا قوم ليس بي جنون ولكنّي رسولٌ من ربّ العالمين، ومن ثم يقولون: ادعُ الله أن يأتيك بمُعجزةٍ إن كنت من الصادقين، ثم يؤيّده الله بآيةٍ من لدنه مُعجزةً ليس في خيال الأعين؛ بل حقٌّ على الواقع الحقيقي، ومن ثم يقولون: إذاً قد تبيّن لنا أمرك أنت لست مجنوناً بل أنت ساحر! وقال تعالى:
    {كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿٥٢﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].

    يا معشر علماء الأمّة، إنّي لأجد في القرآن بأنّ الأمم قد أوصت بعضها بعضاً بهذا الجواب الموحد رداً على رُسل الله إليهم، ولكن لعدم منع السّحرة في كلّ زمانٍ ومكانٍ فكان سحر التخييل هو سبب كُفر الأمم برسل الله وآياته الخارقة، ذلك لأنّ الأمم لم يستطيعوا أن يفرِّقوا بين السّحر والمُعجزة، فأقول بأنّ سحر التخييل مثلهُ كمثل سرابٍ بقيعة يحسبهُ الظمآن ماءً حقاً على الواقع الحقيقي كما تراهُ عيناه ماءً لا شك ولا ريب حتى إذا جاءه لم يجدهُ شيئاً وليس لهُ أي أساس من الصحة ولا جُزء الجزء من مثقال ذرةٍ من الحقيقة، ولكن خشية النّاس من السّحرة كانت هي الحائل، فلم تستطع الأمم التفريق بين المُعجزة والسّحر ذلك بأنّ السّحرة يسترهبون النّاس بسحرهم ويأتون بسحرٍ عظيمٍ في نظر النّاس ولكن ليس له أيّ أساسٍ من الصحة والحقّ على الواقع الحقيقي، كمثل سحرة فرعون استرهبوا النّاس يوم الزينة يوم تمَّ اجتماع النّاس ضحى ليتبيّن للناس إنّما موسى ساحرٌ، فألقى السّحرة عصيّهم وحبالهم فخُيّل في أعين النّاس من سحرهم بأنّها ثعابين تسعى، فاسترهبوهم وجاءوا بسحرٍ عظيمٍ في نظر النّاس المُشاهدين؛ بل حتى نبيّ الله موسى رآها ثعابينَ تسعى فأوجس في نفسه خيفةً موسى أن تكون عصاه كمثل عصيّهم، ثم أنزل الله السكينة على قلبه فألقى عصاه فإذا هي ثعبانٌ مبينٌ ليس في خيال العين؛ بل بعين اليقين على الواقع الحقيقي ثعبانٌ مُبينٌ، فانطلقت الحيّة هاجمةً على عصيّ وحبال السّحرة فالتهمتها وأكلتها فخرَّ السّحرة ساجدين، فنظراً لخلفيتهم عن السّحر فإنهم يعلمون بأنّ آية موسى ليست سحراً بل مُعجزةً حقيقيةً على الواقع الحقيقي فأكلت عصيّهم وحبالهم؛ بل لم يروا ثعباناً قط مثله في الضخامة والبأس، ولكن فرعون قال: "إنّه لكبيركم الذي علّمكم السّحر"؛ نظراً لأنّ فرعون لم يُميّز بين السّحر والمُعجزة.

    ولو كنتُ بينهم لحكمتُ فقلتُ: يا فرعون اُؤْمُرْ السّحرة أن يمسكوا برؤوس ثعابينهم وكذلك موسى يمسك برأس ثعبانه، ثم تقدمْ يا فرعون ثم المس بيدك أذيال ثعابينهم وسوف تجد الثعبان الحقيقي حين تلمسه يدك فتشعر بأنّه ثعبانٌ حقيقيٌّ، وإن ضغطت ذيله بيدك فسوف تجده يهزّ يدك بحركة ذيله ذلك لأنه ثعبانٌ حيٌّ حقٌّ على الواقع الحقيقي رغم أنّه كان مجرد عصا، والفرق كبيرٌ بين ملمس العصا وملمس الثعبان، وسوف يجد هذا الوصف في عصا موسى التي تحولت بكن فيكون بقدرة الله إلى ثعبانٍ مبينٍ حقّ على الواقع الحقيقي.

    وأما عصيّ وحبال السّحرة فسوف يجدها لم تتغيّر إلا في خيال العين، أما على الواقع فملمسها عصا، فيشعر بذلك في يده بلا شكّ أو ريب بأنّها عصا صلبةٌ ولم يتغير من واقعها شيء على الواقع الحقيقي كمثل عصا موسى عليه الصلاة والسلام، وكذلك كفار قريش لعدم خلفيتهم عن السّحر كذلك سوف يكفرون حتى لو لمسوا المُعجزة بأيديهم على الواقع الحقيقي. وقال الله تعالى:
    {وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    يا معشر قادة البشر، إن السّحرة هم السبب في هلاك الأمم السابقة عندما كفروا بآيات ربّهم وقالوا سحرٌ مبين، وأَدعو السّحرة في جميع أرجاء المعمورة في قُرى ومُدن البشرية بالتوبة إلى الله قبل أن يهلكهم الله أجمعين فلا يُغادر منهم أحداً ممن أبوا واستكبروا.

    ويا معشر علماء الأمّة، ما خطبكم هاربين من الحوار وملتزمين بالصمت خصوصاً الذين اطّلعوا على خطاباتي منكم؟ فإن كنتم ترون بأنّي حقاً المهديّ المنتظَر فعليكم أن تشهدوا بالحقِّ ولا تكتموا الحقِّ وأنتم تعلمون، وإن لم يتبيّن لكم أمري بعد فحاوروني تجدونني أعلمكم بكتاب الله بإذن الله، ومن ذا الذي يقول منكم بأنّه علّمني حرفاً؟ وإلى الله عاقبة الأمور.

    يا معشر علماء المسلمين، اعلموا بأنّ المهديّ المنتظَر الحقِّ سوف تجدونه أعلمكم بكتاب الله وما جادله أحدٌ من كتاب الله إلا غلبه بالحقِّ البيِّن والواضح من آيات القرآن الحكيم آياتٍ مُحكماتٍ لا يزيغ عنهنّ إلا هالك، ومن كذّب جرب يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة المؤمنين بهذا القرآن العظيم، فلم آتِكم بكتابٍ جديدٍ؛ بل أبيّن لكم كتاب الله الذي بين أيديكم وما كنت مُبتدعاً بل مُتّبعاً لما جاء به خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله إلى النّاس كافة عليه وآله أفضل الصلاة والتسليم.

    وكذلك مَكَرَ الشياطينُ عن طريق الذين ادّعوا المهديّة بغير علمٍ ولا هدًى ولا كتابٍ منيرٍ، ولكنّي المهديّ أدعو إلى الله على بصيرةٍ من ربّي أنا ومن اتّبعني فلماذا تكذبون بأمري؟ فإن كنتم ترونني على ضلالٍ فأعلموني وأرشدوني إلى الحقِّ إن كنتم صادقين؟ وآتوني بكتاب أهدى من كتاب القرآن إن كنتم صادقين؟ وإن لم تفعلوا وتستمروا في إنكار أمري فلسوف أدعوكم إلى المُباهلة يا علماء الأمّة من النّصارى واليهود والمُسلمين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:61].

    المهديّ المنتظَر؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    _________________




  6. افتراضي حق برای هر کسی که قلبی آگاه یا گوشی شنوا داشته باشد، روشن شد و او گواه بر بیان حق قرآن مجید است....

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - شعبان - 1435 هـ
    06 - 06 - 2014 مـ
    ۱۶- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    04:35 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصلية للبيــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146108

    ـــــــــــــــــــــ


    حق برای هر کسی که قلبی آگاه یا گوشی شنوا داشته باشد، روشن شد و او گواه بر بیان حق قرآن مجید است....


    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان و تمام پیروانِ دعوتِ حق پروردگار تا یوم الدین، ما بین هیچ‌ یک از رسولان خداوند فرقی نگذاشته و بر تمامی آنان صلوات فرستاده و تسلیمشان هستیم و اما بعد...
    ای «باحث عن البینه»! همانا که تصمیم به فرار گرفته‌ای و این به‌ خاطر هراس شما از این است که امام مهدی ناصر محمد تمام روش‌هایی را که برای بازداشتن مردم از راه راست به کار می‌گیرید، آشکار کند. اما در موردِ حکم تو، تو از کسانی هستی که کلام را از موضع مورد نظر خداوند تحریف می‌کنند و برهان آشکار آن، تحریف این کلام خداوند از جانب توست که می فرماید:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}
    این از آیات محکم کتاب است که مفهوم آن برای علمای امت و عامه مسلمانان و هر عرب زبانی، روشن و واضح است و همه متوجه می‌شوند که
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}،

    چه معنایی دارد. مقصود این است که
    آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند
    . اما تو سخن خداوند را از موضعش جابه‌جا و تحریف می‌کنی تا حق را با باطل بپوشانی. این از روی جهل و نادانی نیست، بلکه به عمد این آیه را تحریف می‌کنی تا حجت خدا و رسول خدا و امام مهدی در برابر ملحدان، نادیده گرفته شود:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}
    .
    این پاسخ خداوند به فلسفه ملحدان است. خداوند در برابر ملحدان این پرسش را قرار داده و به آنها می‌گوید:
    آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند؟ چون وجود آنها نشانه این است که یا چیزی هست که آنها را آفریده است یا خودشان آفریننده‌اند. احتمال سومی وجود ندارد، یا چیزی هست که آنها را آفریده و یا خودشان آفریننده خویش هستند. آنها می‌دانند که نمی‌توانند خودشان را بیافرینند. اگر تمام مخلوقات جمع شوند هم نمی‌توانند حتی یک مگس بیافرینند.
    اما تو مقصود اصلی آیه را تحریف می‌کنی تا ذات خداوند سبحان را نفی کنی؛ اما ما مکر تو را آشکار کردیم و می‌بینی که ناصر محمد، به حق، حیله‌ای که روزها یا ماه‌ها تدارک آن را دیده‌ای، آشکار کرده است و ما می‌دانیم تو دنبال راه دیگری هستی تا مردم را از پیروی از راه مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بازداری . حتماً با نام جدید و حیله‌ای جدید باز خواهی گشت اما هیهات، هیهات! ما در کمین تو هستیم.
    به خداوند قسم که من از همان بیان اولی که نوشتید، لحن و اسلوب سخنتان را می‌شناسم، اما برای دادن فتوا صبر می‌کنم تا کسانی که نمی‌دانند تصور نکنند علیه هر کسی که با ما مخالفت کند، اعلان جنگ کرده و می‌گوییم از شیاطین بشر است که با تظاهر به ایمان، مکر و کفر خود را پنهان می‌کند تا مسیر پیروی از ذکر را منحرف سازد. پس برای اینکه کسی ما را ملامت نکند، درنگ می کنیم تا با دلیل قاطع و علمی در برابرتان حجت بیاوریم و برای همه روشن شود که شما از حق روبرگردانده و قصد دارید آن را دگرگون نشان دهید و مقصود اصلی کلام را تحریف نمایید. حمد خداوند را سزاست که می‌داند من در حق تو هیچ ظلمی نکرده‌ام، که اگر به تو ظلم کرده باشم خداوند برایت کافی است تا بین امام مهدی ناصر محمد یمانی و تو حکم نماید که او بهترین جداکننده [حق از باطل] است.
    اما درباره اینکه تعداد کسانی که مرا باور و تصدیق کرده‌اند کم است و این را حجت خود در برابر من قلمداد می‌کنی، جواب را مستقیم از جانب خداوند برایت می‌آورم که :
    {وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ}صدق الله العظيم [سبأ:۱۳]
    {عده کمی از بندگان من شاکرند}
    و الحمدلله که هر روز بر تعداد این انصار کم شمار، افزوده می‌شود. در ابتدای امر، قضیه برای مسلمانان غریب بود؛ چگونه ممکن است نام مهدی منتظر ناصر محمد باشد، درحالی‌که این نام در بین هیچ‌ یک از فرق متعدد اسلامی وجود ندارد! تا اینکه برایشان حجت آوردیم که مقصود از «تواطؤ» تطابق نیست، بلکه اصطلاحاً و از نظر لغوی معنای آن «توافق و همراهی» است. پس فکر کرده و به این نتیجه رسیدند که با وجود فصاحت زبان و آگاهی از زبان عربی و صرف و نحو آن، تفسیر آنها در مورد حدیث حق نبوی [يواطئ اسمه اسمي] ظالمانه بوده است و به خطا رفته اند و خطای لغویِ آنها را ناصر محمد که از نظرتسلط بر لغات عرب از آنها ضعیف‌تر است، کشف نموده‌است. ما در بسیاری از مسائل، چیزهایی را به شما یاد داده‌ایم که قبلاً نمی‌دانستید. حال حق برای کسی که قلبی آگاه و گوشی شنوا داشته باشد، روشن گردیده و او خود گواه آن است. ما با بیان حق قرآن مجید شما را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کنیم و پروردگار من، با وحی تفهیمی که مستقیم به قلب فرستاده می‌شود، اینها را به من می‌آموزد و آیه‌ای [از قرآن] را که برهان روشن و قاطع برای تردیدکنندگان است، به من الهام می‌نماید . خداوند بیان حق قرآن عظیم را به من آموخته است، نه وحی جدیدی از جانب خداوند به قلب من الهام می‌شود و نه حتی یک کلام جدید در دین خداوند، اسلام، آورده می‌شود؛ بلکه برهان علمی قاطعی که برای شما می‌آوریم برای آن است که بدانید بیان از آیات قرآن عظیم استنباط شده و یا از احادیثِ حقِّ بیان نبوی گرفته شده‌است. اما شما بهتان بزرگی به ما زدید و ما را متهم کردید که خداوند و رسول او را تکذیب می‌کنیم. خداوند در برابر این دروغ و افترایی که ظالمانه به ما نسبت داده شده‌است، ما را یاری می‌کند.
    درهر حال از گفت‌وگوی بین من و شما و انصار، هزاران نفر مطلع شده‌اند؛ پس آنها را وامی گذاریم تا عقلشان حکم دهد کدام یک از ما، به حق سخن گفته و به اذن خداوند عزیز و حکیم راه راست را نشان می‌دهیم.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين الجنّ والإنس الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 146113 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 6 -
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصلية للبيــان ]

    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146108

    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - شعبان - 1435 هـ
    06 - 06 - 2014 مـ
    04:35 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــــ


    وحَصحصَ الحقّ لمن كان له قلبٌ أو ألقى السمع وهو شهيدٌ على البيان الحقِّ للقرآن المجيد ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين والتَّابعين لدعوة الحقّ من ربّهم إلى يوم الدين لا نفرّق بين أحدٍ من رسله، وأصلّي عليهم جميعاً وأسلِّم تسليماً، أمّا بعد..
    ويا أيَّها الباحث عن البينة، إنّما قررتَ أن تهرب خشية أن يُبيِّن الإمام المهديّ ناصر محمد كافة طرقِ مكركم للصدّ عن الصراط المستقيم. وبالنسبة للحكم عليك أنّك من الذين يحرِّفون كلام الله عن مواضعه المقصودة، فالبرهان المبين على ذلك هو تحريفك لقول الله تعالى:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (35)} صدق الله العظيم [الطور:35]. وهذه من آيات أمِّ الكتاب المحكمات البيِّنات لعلماء الأمّة وعامة المسلمين ولكل ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ فكلّهم يعلمون أنّ المقصود من قول الله تعالى: {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} صدق الله العظيم، أي أمْ خُلقوا من غير شيءٍ خَلَقَهُم أم هم الخالقون لأنفسهم، ولكنّك حرَّفت كلام الله عن مواضعه لتلبس الحقّ بالباطل وليس عن جهلٍ منك؛ بل بتعمدٍ حرَّفت هذه الآية عن موضعها المقصود لِتُذهب حجّة الله ورسوله والإمام المهديّ على الملحدين: {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} صدق الله العظيم. وإن هذا لهو ردّ الله على فلسفة الملحدين لكون الله يُلقي بهذا السؤال إلى الملحدين فيقول لهم: أم خُلقوا من غير شيءٍ خلقهم أم هم الخالقون لأنفسهم؟ كون سبب وجودهم لا بدَّ أنّه يوجد شيءٌ خلقهم أو أنّهم خَلقوا أنفسهم. فلا يوجد احتمالٌ ثالثٌ فإمّا أنّه يوجد هناك شيءُ خلقهم أو أنّهم خلقوا أنفسهم، وهم يعلمون ما كانوا لأنفسهم يخلقون وما يستطيعون أن يخلقوا ذباباً ولو اجتمعوا لخلقه، ولكنّك حرّفت هذه الآية عن موضعها المقصود لكي تنفي وجود ذات الله سبحانه، ولكننا كشفنا مكرك المقصود ورأيت أنَّ ناصر محمد حقاً سوف يفضح مكرك الذي أعددته أياماً إن لم يكن شهوراً، ونعلم إنك سوف تفكر بطريقةٍ أخرى في المكر للصدِّ عن اتّباع المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وحتماً سوف تأتينا باسم مستعارٍ جديدٍ ومكرٍ جديدٍ، وهيهات هيهات فنحن لك لبالمرصاد.

    ألا والله إنّي أعرف لحن قولكم منذ كتابة أول بيانٍ منكم ولكنّي أتمهل في الفتوى حتى لا يلومني الذين لا يعلمون فيظنون أنّ من يخالفنا أعلنّا عليه الحرب وأنّه من شياطين البشر من الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر للصدِّ عن الذِّكر، وحتى لا يلومنا أحدٌ لذلك نتمهل حتى نقيم عليكم الحجّة بسلطان العلم البيِّن للجميع فإذا أنتم تعرضون عن الحقِّ وتبغونها عوجاً وتحرِّفون الكلام عن مواضعه المقصودة، والحمد لله الذي يعلم أنّني لم أظلمك شيئاً، وإن ظلمتك فحسيبك الله على الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني سيحكم بيني وبينك وهو خير الفاصلين.

    وأما بالنسبة لقلَّة المُصدقين وأنّك ترى ذلك حجّة علينا فنكتفي بالردّ عليك من الله مباشر:
    {وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ} صدق الله العظيم [سبأ:13]. والحمد لله فإنّ هؤلاء الأنصار القليلون لفي ازديادٍ يوماً من بعد يومٍ لكون الأمر بدأ غريباً على المسلمين بادئ الأمر؛ فكيف مهديٌّ منتظرٌ اسمه ناصر محمد برغم أنّه لا وجود لهذا الاسم لدى كافة المذاهب الإسلاميّة! حتى إذا أقمنا عليهم الحجّة أنّ التواطؤ لا يقصد به التطابق؛ بل يقصد به لغةً واصطلاحاً هو التوافق فمن ثمّ تفكَّروا وتبيَّن لهم أنّهم كانوا هم الظالمين وأنّهم فسَّروا الحديث النَّبويّ الحقّ: [يواطئ اسمه اسمي] فسّروه خطأً برغم فصاحة ألسنتهم وبراعتهم في اللغة العربية والنحو والصرف، وقد كشف خطأهم اللغويّ أقلُّهم علماً في اللغة العربية ناصر محمدٍ، وعلَّمكم ما لم تكونوا تعلمون في كثيرٍ من المسائل، وحصحص الحقُّ لمن كان له قلبٌ أو ألقى السمع وهو شهيدٌ، ونعلمكم بالبيان الحقّ للقرآن المجيد لنهديكم به إلى صراط العزيز الحميد، وعلّمني ربّي بالتّفهيم من الربّ مباشرةً إلى القلب فيُلهمني بالآية التي يوجد بها سلطان العلم على الممترين، وعلّمني البيان الحقّ للقرآن العظيم ولم يُوحَ من الربّ إلى القلب بوحي جديدٍ ولا بكلمةٍ واحدةٍ في دين الله الإسلام؛ بل ما نطقت لكم بسلطان العلم لتعلموا أنّها آيةٌ مستنبطةٌ من القرآن العظيم أو من أحاديث البيان الحقِّ لنبيّه، ولكنك تفتري علينا بهتاناً وزوراً كبيراً أنّنا نكذب الله ورسوله والله المستعان على هذا الإفك المفترى علينا ظلماً وزوراً كبيراً.

    وعلى كل حالٍ لقد اطّلع على صفحة الحوار بيني وبينك وبين الأنصار آلافُ المتابعين فسوف نذرهم ليُحَكِّموا عقولهم أيّنا ينطق بالحقِّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ بإذن الله العزيز الحكيم.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين الجنّ والإنس الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    __________________



  7. افتراضي پاسخ محکم و مستدل علمی؛ حکم با خداوند است و امر گذشته و آینده با اوست که او بهترین جداکننده حق و باطل است...

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - شعبان - 1435 هـ
    09 - 06 - 2014 مـ
    ۱۹- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    09:39 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146513

    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ محکم و مستدل علمی؛ حکم با خداوند است و امر گذشته و آینده با اوست که او بهترین جداکننده حق و باطل است...


    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر محمد رسول‌الله و خاندانش و بر تمام مؤمنان در هر زمان و مکان تا یوم الدین و اما بعد...
    سلام و رحمت و برکات خداوند بر تمامی انصار پیشگام برگزیده و سلام بر تمام آنانی که با علم و برهانی روشنی‌بخش که از نزد خداوند «العلی العظیم» آمده است، در پی یافتن حقّ هستند و سلام بر ما و بندگان صالح خداوند...
    «الباحث عن البینه»! ما قبلاً پاسخ سؤال تو را دادیم، «الباحث عن البینه» در سؤال خود خواسته بود این فرموده خداوند تعالی تبیین شود:
    {اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ}
    صدق الله العظيم [الزمر:۶۲]
    {خداست كه آفريدگار هر چيزى است}.
    جواب این است که: البته که همین‌طور است و به راستی که الله، خالق تمام آن چیزهایی است که در ملکوت، وجود دارند و در این ملکوت چیزی وجود ندارد که آفریننده‌ای غیر از خدا داشته باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴿۱۱﴾} صدق الله العظيم [لقمان.
    {اين آفرينش خداست. پس به من بنمايانيد آنها كه غير او هستند چه آفريده‌اند. بلكه ظالمان در گمراهى آشكارى هستند.}
    برای اینکه خداوند تعالی آفریننده تمام چیزهایی است که در ملکوت هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلِ اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الوَاحِدُ القَهَّارُ} صدق الله العظيم [الرعد:۱۶].
    {بگو: اللّه آفريننده هر چيزى است و او يگانه‌ی قهار است.}
    مقصود خداوند، اشیائی است که در ملکوت خداوند وجود دارند و ملکوت ديگری جز آنچه که خداوند آفریده است وجود ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ﴿۳﴾} صدق الله العظيم [فاطر]
    {اى مردم، نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد. آيا جز خدا آفريننده ديگرى هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟ خدايى جز او نيست، پس چگونه از حق منحرف می‌شويد؟}
    خداوند از اشیائی که آفریده است سخن می‌گوید و منظور الله این نیست که خود را جزء اشیائی بداند که آفریده است! خداوند منزه است! و برای همین پروردگار می فرماید:
    {اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ}
    صدق الله العظيم
    {خداست كه آفريدگار هر چيزى است}.
    آیا مقصودش این است که او نیز جزء مخلوقاتش است؟ سبحان الله! بلکه هیچ چیز در میان مخلوقاتش مانند او نیست.

    الباحث! خداوند شاهد است که در قلب من و تو چه می‌گذرد و [می‌داند] کدام یک از ما حق را می‌خواهیم و کدام یک می‌خواهیم لباس باطل بر تن حق کنیم و شهادت خداوند کافی است، چون خداوند مطلقاً و بدون هیچ قید و شرطی، بزرگترین شاهد عالم وجود است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ﴿۱۹﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم. آيا شهادت مى‌دهيد كه با اللّه خدايان ديگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمى‌دهم. بگو: جز اين نيست كه او خدايى است يكتا و از آنچه با او شريک مى‌سازيد بيزارم.}
    یکی از انصار با این آیه محکم برای تو استدلال آورد، اما تو از این برهان روشن، رو برگرداندی؛ پس ما در برابرت سؤالی مطرح می‌کنیم: آیا تو منکر این هستی که خداوند، بزرگترین شاهد بین حق و باطل است؟ و خداوند برای شهادت کافی است.آیا خداوند تعالی نفرموده است:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ﴿۱۹﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم. آيا شهادت مى‌دهيد كه با اللّه خدايان ديگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمى‌دهم. بگو: جز اين نيست كه او خدايى است يكتا و از آنچه با او شريک مى‌سازيد بيزارم.}
    آیا می‌توانی منکر شوی که مقصود خداوند در این فرموده، خودش است؟
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است}

    یعنی بزرگترین شهادت درعالم وجود، شهادت خداوند است
    و خداوند برای شهادت کافی است و هیچ‌ چیز مانند او نیست و او سمیع و بصیر است! خداوند انکار نمی‌کند که شیء است، او منزه است! بلکه او شیئی حقیقی است ولی هیچ شیئی در میان مخلوقاتش، مانند او نیست و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۸﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان. هيچ خدايى جز او نيست. همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به‌ سوی او بازگردانيده می‌شويد.}
    و از آنجا که خداوند خود را اولین شیء می‌داند و جز خودش، تمام اشیا آفریده خدا هستند، همگی نابود خواهند شد مگر «شیء اول» که همانا خداوند واحد و احد است؛ این خدای شماست که خالق همه چیز است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}

    پس چرا یک شیء را از هلاک شدن مستثنی کرده و می‌فرماید:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}
    ؟
    دلیل این است که این «اولین شیء» است که چیزی پیش از آن نبوده و تمام آنچه که در ملکوت است، آفریده اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}
    ولی شیئی را که خالق همه اشیاء است را استثنا می‌‌کند و برای همین است که می‌فرماید:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
    } صدق الله العظيم.
    {همه چيز نابودشدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به او بازگردانيده شويد}

    چرا می‌گوید: { إِلَّا }؟ دوباره سؤال می‌کنیم: چرا یک چیز را از نابودی استثنا می‌کند؟ و در جواب می‌گوییم: چون هیچ شیئی مانند او نیست و او زنده‌ای است که نمی‌میرد و منزه است او! همه چیز نابود می‌شود به‌ جز زنده‌ای که هیچ وقت نمی‌میرد: «الحي الذي لايموت» و این خداوند و پروردگار جهان است. در کتاب خداوند چیزی درباره اینکه خداوند شیء بودن خود را رد کند، پیدا نمی‌کنیم و در کتاب، بزرگترین شهادت، شهادت خداوند بزرگ است که شاهد بین حق و باطل است و خداوند برای شهادت کافی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است}

    و اما در مورد «تواطؤ»، چطور به حق اقرار و اعتراف می‌کنی که منظور از «تواطؤ» همراهی است ولی با وجود این، نام امام مهدی را محمد می‌گذاری؟ چطور ممکن است چیزی خودش را همراهی کند! بلکه نام محمد به عنوان همراه در نام امام مهدی ناصر محمد می‌آید. اگر می‌توانی همراهی نام محمد در نام من، «ناصر محمد»، را انکار کن؛ باید نام محمد، همراه در نام پدر باشد، یعنی «ناصر محمد»؛ چون امام مهدی نبیّ و رسول جدیدی از جانب خداوند نیست؛ بلکه یاری دهنده و ناصرِ محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم است.
    از کار کسانی که سخنان را تحریف و از مقصود اصلی آن دورمی‌کنند در عجبم! و می‌گوییم: «الباحث عن البینه»! ما ایمان داریم خداوند شیئی است که هیچ چیز مانند او نیست، چرا که هیچ چیز قبل از او وجود نداشته است و او خالق همه اشیا است و بر هر چیزی تواناست و سرانجامِ همه به سوی اوست. ای مرد! بر اساس علم بشری وجود داشتن یک شیء نقض کننده عدم وجود آن است، پس چگونه به وجود داشتن خداوند اقرار می‌کنی و سپس ذات خداوند منزه و بلندمرتبه و بزرگوار را انکار می‌نمایی؟ ما برخلاف تصورت، به تو افترا نمی‌زنیم، تو وجود ذات الهی را انکار می‌کنی، وقتی منکر وجود خداوند به عنوان یک شیء هستی؛ در واقع ذات خداوند را انکار کرده‌ای و با وجود این که می‌پنداری به خدا ایمان داری، اما مردم را به الحاد نسبت به ذات خداوند سبحان دعوت می‌کنی، چرا که وجود خداوند را به عنوان «شیئی در عالم وجود» رد می‌نمایی.
    اما کسانی که در مورد این فرموده خداوند تعالی مجادله می‌کنند:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾} صدق الله العظيم [القصص]
    {گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم» [و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند:] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»}
    می‌بینم که می‌گویی بیان ناصر محمد یمانی برای این آیه غلط و باطل است. ما شما و تمام اساتید لغت عربی را به مبارزه می‌طلبیم که اگر می‌توانید در برابر ما حجت بیاورید که بیان این آیه آن‌گونه که ناصر محمد یمانی اظهار داشته نیست. هر امتی به علت گمراه شدن توسط نسل قبلی، چیزی غیر از خدا را عبادت می‌کنند تا دامنه بحث به اولین امتی می‌رسد که به‌ خاطر مبالغه درحق بندگان مقرب خداوند، باعث گمراهی تمام امت‌های بعدی شده‌اند؛ لذا اقرار و اعتراف می‌کنند با مبالغه در حق بندگان مقرب، باعث گمراهی نسل‌های بعدی شده‌اند. برای همین می‌گویند:
    {أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}
    {از آن رو گمراهشان كرديم كه خود گمراه بوديم.}

    اینها اولین امت‌ هستند که بندگان مقربی را که درحقشان مبالغه کرده بودند، می‌شناسند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ﴿۸۶﴾}صدق الله العظيم.[النحل]
    {و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید»!}
    چرا که آنان، بندگان مقرب را بعد از مرگشان مورد پرستش قرار داده و در حقشان به‌ ناحق مبالغه کردند تا جایی که به‌ جای خداوند آنها را خواندند و به درگاهشان دعا کردند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿۲۸﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿۲۹﴾} [يونس] صدق الله العظيم.
    {روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمی‌داریم و معبودهایشان [به آنها] می‌گویند: «شما [هرگز] ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)}

    یعنی بندگان مقرب نسبت به عبادت و مبالغه در حقشان توسط مردم کافر بوده و بر علیه آنان هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿٨١﴾ كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    {و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی [معبودها] منکر عبادت آنان خواهند شد؛ [بلکه] بر ضدّشان خواهند بود(۸۲)}
    و این تأویل حق فرموده خداوند تعالی است:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾} صدق الله العظيم [القصص]
    {گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛ [ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم» [و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند:] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»}

    اگر راست می گویی و بیانی نزد توست که بهتر از این بیان مردم را هدایت می‌کند، آن را ارائه کن. الحمدلله که خداوند مرا از ارتکاب خطا در بیان حق قرآن معصوم نگه می‌دارد ولو اینکه خطای نحوی در نوشته‌ها باشد، اما در بیانی که با برهان علمی از قرآن برایتان می‌آورم، خطایی نیست. منظور من این نیست که شرح در نوشتن بیان از جانب خداوند است، بلکه دلیل علمی که با آن با شما مجادله می کنم از جانب خداوند است که نه بر من، بلکه بر جدّم، محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، نازل شده‌است. به راستی که خداوند دلایل روشن علمی از قرآن را به من الهام می‌كند، تا آنها را از قرآن عظیم برایتان استنباط نمایم. شما را چه می‌شود که متوجه سخن نشده و به راه نمی‌آیید؟
    به هر حال، چقدر کفر و مکر تو عظیم است و به یقین می‌دانم تو از شیاطین بشر هستی که تظاهر می‌کنند ایمان دارند ولی کفر و مکر باطنی خود را پنهان می‌کنند تا مردم را از ذکر باز دارند. برای ثابت کردن این موضوع، دوباره از تو دعوت می‌کنم مباهله خود را بنویسی و مباهله امام ناصر محمد یمانی در پی آن خواهد آمد و از خداوند درخواست می‌کنیم ظالمان را به شدت لعنت فرماید و همچنین به درگاه خداوند دعا می‌کنیم کسی که مردم را از راه حق بازداشته و آن را منحرف می‌کند، در هر زمانی که بخواهد، به خوک یا الاغ مسخ نماید که امر به دست ما نیست و امر تماماً با خداوند است. پس بی زحمت تشریف بیاورید برای مباهله. ما به حق و به دور از ظلم تو را به چالش کشیده و به حق درباره‌ات فتوا می‌دهیم که تو جرأت نداری مباهله کنی؛ چون خودت می‌دانی از شیطان سرکش هستی و می‌ترسی خداوند با حکم حق خود درباره کسی که مردم را از راه حق بازداشته و آن را منحرف می‌سازد فتوا داده و به او مهلت ندهد، خواه این فرد ناصر محمد یمانی باشد یا انسان ناشناسی که جرأت ندارد خود را نشان دهد و نام «الباحث عن البینه» را انتخاب کرده و حکم با خداست و او سریع‌ترین حسابرس است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ﴿۶۰﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {بگو: آيا شما را از كسانى كه در نزد خدا كيفرى بدتر از اين دارند خبر بدهم: كسانى كه خدايشان لعنت كرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است و طاغوت را پرستيده‌اند؟ اينان را بدترين جايگاه است و از راه راست گمگشته‌ترند.}
    عدو شياطين البشر المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 146525 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 7 -
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146513

    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - شعبان - 1435 هـ
    09 - 06 - 2014 مـ
    09:39 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــ



    الردُّ الملجم بسلطان العلم، والحكمُ لله وله الأمر من قبل ومن بعد وهو خير الفاصلين
    ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله وكافة المؤمنين في كلِّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    السلامُ عليكم ورحمة الله وبركاته معشر الأنصار السابقين، السلامُ عليكم معشر الباحثين عن الحقّ بعلمٍ وسلطان ٍمنيرٍ من الله العليِّ القدير، السلامُ علينا وعلى عباد الله الصالحين..

    ويا أيها (الباحث عن البينة)، لقد سبقت الإجابة عن سؤالِك، وفي سؤالِ الباحث عن البيّنة يطلب البيان لقول الله تعالى:
    {اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ} صدق الله العظيم [الزمر:62]. والجواب نقول: اللهم نعم إنّ الله خالقُ كل شيءٍ في الملكوت لكونه لا يوجد هناك خالقٌ لشيءٍ غير الله. تصديقاً لقول الله تعالى: {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم [لقمان:11]؛ لكون الله تعالى هو الخالق لكلّ شيءٍ في الملكوت. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلِ اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الوَاحِدُ القَهَّارُ} صدق الله العظيم [الرعد:16].

    ويقصد الأشياء التي في ملكوت الربّ فلا يوجد ملكوتٌ آخر غير خلق الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ} صدق الله العظيم [فاطر:3]. والله يتكلم عن الأشياء من خلقِه ولا يقصد الله أنّه من ضمن تلك الأشياء المخلوقة، سبحانه! ولذلك قال الله تعالى: {اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ} صدق الله العظيم، فهل يقصد أنّه من ضمن خلقه؟ سبحانه! بل ليس كمثله شيءٌ في خلقه.

    والله شاهدٌ على ما في قلبي وقلبك يا أيّها الباحث أيّنا يريد الحقّ وأيّنا يلبس الحقّ بالباطل، وكفى بالله شهيداً لكون الله هو أكبر شاهدٍ في الوجود على الإطلاق. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:19].

    وقد جادلك بتلك الآية المحكمة أحد الأنصار فأعرضت عن البرهان المبين، ومن ثم نلقي إليك بهذا السؤال: فهل تنفي أنّ الله هو أكبر شاهدٍ بين الحقّ والباطل؟ وكفى بالله شهيداً. ألم يقل الله تعالى:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم؟ فهل تستطيع أن تنكر أن الله لا يقصد نفسه بقوله تعالى: {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم؟ بمعنى أن أكبر شهادةٍ في الوجود هي شهادة الله، وكفى بالله شهيداً ليس كمثله شيءٌ وهو السميع البصير! ولم ينفِ الله أنّه شيءٌ، سبحانه! بل شيء حقيق ولكن ليس كمثله شيءٌ من خلقه. ولذلك قال الله تعالى: {وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [القصص:88].

    وبما أنّ الله يحسب نفسه الشيء الأول وكلُّ شيءٍ من دونه همْ منْ خلقِه فيهلكون جميعاً إلا الشيءَ الأول الواحد الأحد؛ ذلكم الله خالق كلِّ شيءٍ. ولذلك قال الله تعالى:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم، فلماذا استثنى شيئاً واحداً من الهلاك وقال: {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم؟ وذلك لكونه الشيء الأول ليس قبله شيء وهو الذي خلق كل شيءٍ في الملكوت. تصديقاً لقول الله تعالى: {اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ} صدق الله العظيم، ولكنّه استثنى الشيء الخالق لكل شيءٍ، ولذلك قال الله تعالى: {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم. ولماذا قال {إِلَّا}؟ ونكرر السؤال ونقول: لماذا استثنى شيئاً من الهلاك؟ ونقول: لكونه شيء ليس كمثله شيء وهو الحيّ الذي لا يموت سبحانه! وكلُّ شيء هالك إلا الحيّ الذي لا يموت ذلكم الله ربّ العالمين، ولم أجد في كتاب الله أنّ الله ينكر أنّه شيءٌ، سبحانه! بل يُقر الله أنّه شيءٌ ليس كمثله شيء، وأكبر شهادةٍ في الكتاب هو اللهُ أكبرَ شاهدٍ بين الحقّ والباطل وكفى بالله شهيداً. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم [الأنعام:19].

    وبالنسبة للتواطؤ، فكيف تقرّ وتعترف بالحقّ أنّ التواطؤ يقصد به التوافق ومن ثم تريد أن تجعل اسم الإمام المهديّ محمداً؟ فيا عجبي! فكيف يواطِئ الشيء نفسه؟ بل الاسم محمد يأتي موافقاً في اسم الإمام المهديّ ناصر محمد، وأتحداك أن تنكر أنّ الاسم محمد لم يأتِ موافقاً في اسمي (ناصر محمد)، ولا بدَّ أن يوافق الاسم محمد في اسم الأب ناصر محمد، وذلك كون الإمام المهديّ لن يبعثه الله نبياً ولا رسولاً؛ بل يبعثه الله ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

    ويا عجبي ممن يحرِّفون الكلم عن مواضعه! ونقول: يا أيّها الباحث عن البيّنة، نحن نؤمن أنّ الله شيءٌ ليس كمثله شيء لكونه لا شيءَ قبله وهو الخالق لكلّ شيءٍ وهو على كلّ شيءٍ قديرٍ وإليه المصير، ويا رجل، بحسب علم البشر جميعاً فوجود الشيء نقيضه عدمُ وجود الشيء، فكيف تُقرّ بوجود الله فمن ثمّ تنفي وجود ذات الله سبحانه وهو العليّ الكبير؟ ولم نفترِ عليك كما تزعم؛ بل تُنكر وجود ذات الله؛ بمعنى أنك تنكر أنّ الله شيءٌ موجودٌ ثم تزعم أنّك مؤمنٌ بالله وأنت تدعو إلى الإلحاد بوجود ذات الله سبحانه، فتنفي أنّه شيء في الوجود.

    وأما الذين يجادلون في قول الله تعالى:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ}صدق الله العظيم [القصص:63]، وأراك تقول أنّ ناصر محمد اليماني بيّن هذه الآية بالباطل، وأتحداك وكافة أساتذة اللغة العربية أن تقيموا علينا الحجّة أنّها ليست كما بيّنها ناصر محمد اليماني لكون كلّ أمّةٍ غوت في عبادة غير الله أغوتها الأمّة التي من قبلها حتى وصل البحث للأمّة الأولى التي كانت سبب إغواء الأمم جميعاً بسبب مبالغتهم في عباد الله المقربين، ولذلك أقرّوا واعترفوا بأنّهم سبب إغواء الأمم من بعدهم بسبب مبالغتهم في عباد الله المقربين، ولذلك قالوا: {أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ} صدق الله العظيم. وتلك الأمّة الأولى يعرفون الذين بالغوا فيهم من عباد الله المقربين. وقال الله تعالى: {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ} صدق الله العظيم [النحل:86].

    لكونهم عبدوهم من بعد موتهم وبالغوا فيهم بغير الحقّ حتى دعوهم من دون الله. وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿28﴾ فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿29﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    بمعنى أنّهم كفروا بعبادتهم ومبالغتهم فيهم بغير الحقّ وكانوا عليهم ضداً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿٨١﴾ كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [مريم].

    وذلك هو التأويل الحقّ لقول الله تعالى:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ} صدق الله العظيم، فإن كان لديك بياناً هو أهدى من هذا فأتِ به إن كنت من الصادقين. والحمد لله الذي يعصمني من الخطأ في البيان الحقّ للقرآن حتى ولو عندي أخطاء نحويّة ولكني لا أخطئ في البيان لكوني آتيكم بسلطان العلم من القرآن، ولا نقصد أنّ الشرح في نثر البيان جاء من عند الله؛ بل سلطان العلم الذي أجادلكم به هو من عند الله، ولم يتنزَّل عليّ؛ بل على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، وإنّما يلهمني ربّي بسلطان العلم المبين فيذكِّرني به لأستنبطه لكم من القرآن العظيم، فما خطبك لا تفقه قولاً ولا تهتدي سبيلاً؟

    وعلى كل حالٍ فما أعظم كفرك ومكرك، وأعلم علم اليقين أنّك من شياطين البشر من الذين يُظهرون الإيمان ويبطنون الكفر والمكر للصدّ عن الذِّكر، وحتى نثبت هذا فها نحن ندعوك للمرة الثانية أن تكتب مباهلتك وتتلوها مباهلةٌ الإمام ناصر محمد اليماني فنجعلَ لعنةَ الله على الظالمين لعناً كبيراً، وكذلك ندعو الله أن يمسخ الذي يصدُّ عن الحقّ ويبغيها عوجاً إلى خنزيرٍ أو إلى حمارٍ متى ما يشاء الله ووقت ما يشاء، فليس لنا من الأمر شيءٌ والأمر كله لله، فتفضل للمباهلة مشكوراً وسوف نستفزك بالحقّ من غير ظلمٍ ونفتي أنّك لن تجرؤ على المباهلة لكونك تعلم أنك شيطانٌ مريدٌ وتخشى من أن يفتيَ الله بحكمه الحقّ في شأن الذي يصدّ عن الحقّ ويبغيها عوجاً فلا يمهله الله سواء يكون ناصر محمد اليماني أم المجهول الذي لم يجرؤ ويبيّن نفسه؛ بل يسمّي نفسه الباحث عن البيّنة، والحكم لله وهو أسرع الحاسبين، وخير الفاصلين، الله ربّ العالمين فتقدّم للمُباهلة. وقال الله تعالى:
    {قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ} صدق الله العظيم [المائدة:60].

    عدو شياطين البشر؛ المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني.
    _____________





  8. افتراضي بیانی بسیار شگفت‌انگیز از آنچه که در قلب حبیبان خداوند می‌گذرد، گروهی که محبوب خداوندند و محب او که به‌خاطر محبت به خداوند از اقصی نقاط جهان به دور هم جمع شده‌اند...

    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - شعبان - 1435 هـ
    11 - 06 - 2014 مـ
    ۲۱-خرداد-۱۳۹۳ه.ش.
    06:43 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146769

    ــــــــــــــــــــ

    بیانی بسیار شگفت‌انگیز از آنچه که در قلب حبیبان خداوند می‌گذرد، گروهی که محبوب خداوندند و محب او [يحبّهم الله و يحبّونه] که به‌خاطر محبت به خداوند از اقصی نقاط جهان به دور هم جمع شده‌اند...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان از اولین تا آخرین نبیّ، جدّم محمد رسول‌الله، ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او صلوات و سلام فرستاده و تسلیم او باشید، ما بین هیچ کدام از رسولان خداوند تفاوتی نمی‌گذاریم و تسلیم او هستیم و اما بعد...
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿۵۴﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد و [فضل] خدا وسیع و خداوند داناست.}
    به عجیب ترین فتوا در تاریخ بشریت گوش دهید، من این فتوا را با قسم به خداوند عظیم تزکیه [پاک و خالص] می‌کنم، قسم به پروردگار هستی، پروردگار و مالک همه چیز، خداوندی که یگانه است و شرکی ندارد، اگر تمام انبیا و رسولان و در پیشاپیش آنها مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به سراغ این گروه از مردم که محبوب خدایند و محب او، آمده و تمام انبیا و رسولان و مهدی منتظر ناصر محمد به آنها بگویند: «رضوان الهی را وسیله‌ای برای ورود به بهشت و در امان بودن از آتش جهنم قرار دهید»، جواب می‌دهند: «گوش کن مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، تمام انبیا و رسولان! شما نیز به پاسخ حق ما گوش فرا دهید، به خداوند بزرگ برایتان قسم می‌خوریم، خداوندی که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می کند، به پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها و خداوند عرش عظیم قسم، ما نعیم اعظم خداوند، یعنی رضوان او را، وسیله‌ای برای رسیدن به بهشت کوچک‌تر، یعنی جنت نعیم، قرار نمی‌دهیم. ما تا زمانی که خداوند راضی نباشد، راضی نمی شویم!». حتی اگر تمام انبیا و رسولان خداوند درجواب آنها بگویند: «ببینید این مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است که حقیقت نعیم اعظم را برایتان بیان کرده است. او همراه ماست و با وجود اینکه خودِ او حقیقت نعیم اعظم را برایتان روشن کرده است، اما به شما می‌گوید: رضوان خداوند را وسیله قرار دهید تا خداوند شما را از آتش حفظ و وارد بهشت نماید». اما محبوبان و محبان خداوند در پاسخ به امام ناصر محمد یمانی و تمام انبیا و رسولان می‌گویند: «ما انصاری هستیم که در دوران گفتگوی قبل از ظهور، نه انبیا و رسولان خداوند را تکذیب می‌کنیم و نه بین رسولان پروردگار جهان فرقی قائل می‌شویم. ما به رسولان خداوند از اولین تا آخرینشان که محمد رسول الله است ایمان داریم و به مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ایمان داریم و بر همه آنها صلوات و سلام می‌فرستیم و از اوامر انبیا و مهدی منتظر ناصر محمد اطاعت می‌کنیم. اما به پاسخی که به شما می‌دهیم گوش فرا دهید:
    «به خداوند بزرگ، پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها قسم، ما خدا را برای شما و مهدی منتظر نمی‌گذاریم که در راه حب و قرب او رقابت کنید؛ بلکه با شما در راه حب و قرب پروردگار به رقابت برمی‌خیزیم. هر یک از ما محبوبان و محبان پروردگار [قوم یحبهم الله و یحبونه]، آرزو دارد که بنده‌ای باشد که بیش از همه شما به پروردگار نزدیک‌تر باشد ولو اینکه شما انبیا و رسولان خداوند و مهدی منتظر باشید. شما مانند ما بشر و مانند ما بندگان خداوندهستید. شما فرزندانِ خدا نیستید که در حب و قرب او به ما ارجح باشید. خداوند منزه و برتر از آن است و همسر و فرزندی انتخاب نکرده‌است. شما بندگانی مانند ما هستید. ما هم مانند شما در ذات خداوند حقی داریم. ما با عبادت بندگان مقرب، به خدا شرک نمی‌آوریم و جز او ولیّ و شفیعی انتخاب نمی‌کنیم.
    برای شما رسولان و انبیا سوگند یاد می‌کنیم، حتی اگر امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، رضوان خداوند را وسیله رسیدن به بهشت قرار دهد، از او پیروی نکرده و رضوان الله را وسیله قرار نمی‌دهیم. حتی اگر بگوید فتوایی که برایتان دادم باطل است، خواهیم گفت خیر؛ تو به حق برای ما فتوا دادی و ما در قلب خود به حق بودن آن یقین داریم و می‌دانیم رضوان نفس خداوند نعیمی است که از نعیم جنت او بزرگتر است.
    ای انبیا! ای مهدی منتظر ناصر محمد! به سخن ما گوش فرا داده و هوشیار باشید! به خداوند واحد قهار، خداوندی که شب را داخل روز می‌کند و از آسمان پی‌درپی باران پربرکت می‌فرستد و باغ‌ها و رودخانه‌ها را آفریده است، خدایی که مردگان قبرها را برمی‌انگیزد و از نگاه‌های پنهان و رازهای نهفته در سینه‌ها آگاه است، سوگند می‌خوریم ما که محب خداییم و محبوب او [قوم یحبهم الله و یحبونه]، به تمام ملکوت بهشت راضی نمی‌شویم مگر حبیب ما، پروردگار جهان، راضی گردیده و در نفس خود متحسر و حزین نباشد. ما دریافتیم رضوان خداوند نسبت به بندگانش، نعیمی است که از بهشت خداوند بزرگتر است. حتی اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی از اینکه رضوان خداوند را غایت خود برگزیند، برگردد و حتی اگر انکار کند که نعیم رضوان خداوند بر بندگانش نعیمی بزرگتر از بهشت است، اعلام می‌کنیم ما محبوبان و محبان خداوند مطلقا اصرار داریم تا زمانی که خداوند رحمن و رحیم راضی نشده باشد، راضی نشوییم و به خداوند پناه می‌بریم، چرا که رضوان نفس خدا نسبت به بندگانش نعیمی بزرگتر از بهشت اوست. حتی اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی بعد از ظهور و تسلط بر جهانیان، به ما امر کند که رضوان نفس خداوند را وسیله تحقق بهشت قرار دهیم، حتماً از او سرپیچی خواهیم کرد و اگر به ما سخت بگیرد و بخواهد ما را در تاریکی زندان هم بیندازد، حتماً امام مهدی منتظر ناصر محمد را به مباهله می‌خوانیم و از امر او برای وسیله قرار دادن رضوان الهی برای رسیدن به بهشت سرپیچی می‌کنیم. خداوند شاهد ماست و او برای شهادت کافی است، ما در برابر تمام مخلوقات از جن و انس و از هر گونه‌ای شهادت می‌دهیم تا زمانی که حبیب ما، پروردگار جهان، راضی نشود؛ به ملکوت بهشت که به اندازه آسمان‌ها و زمین است راضی نشویم و خداوند برای شهادت کافی است. پیروی ما از امام مهدی ناصر محمد یمانی و یاری رساندن ما به او، بعد از آن بود که به ما آموخت حقیقت اسم اعظم خداوند، رضوان نفس الله بر بندگانش است و به آن یقین کردیم. بعد از ظهور و نصرت خداوند و تسلط بر جهان، چیزی بر یقین ما نسبت به حقیقت اسم اعظم خداوند افزوده نشد و روزی هم که مردم دربرابر پروردگارشان قرار گیرند نیز چیزی به این یقین اضافه نخواهد شد، چرا که ما واقعا نعیم اعظمی را که بزرگتر از بهشت است، در قلب خود یافته‌ایم و حقیقت این فرموده خداوند را به یقین دانستیم :
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة]،
    { خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    ما بی تردید یقین داریم که رضوان نفس خداوند بر بندگانش نعیمی است که از بهشت خداوند بزرگتر است و اگر ناصر محمد یمانی از حرف خود بازگردد و نخواهد رضوان نفس الله را غایت و هدف خود بداند و یا بمیرد و یا به قتل برسد؛ ما از هدف خود برای تحقق نعیم اعظم بازنخواهیم گشت. چون ما ناصر محمد یمانی را که نمی‌پرستیم بلکه خداوند واحد و قهار معبود ماست. آیا اگر ناصر محمد یمانی بمیرد یا به قتل برسد، ما باید به گذشته خود بازگردیم؟ پناه برخدا از چنین امری و هرکس که به گذشته خود بازگردد، به خداوند کوچک‌ترین ضرری نمی‌رساند و خداوند اجر شاکران را خواهد داد و سلام بر رسولان خدا و الحمدلله رب العالمین. این پاسخ ما محبان و محبوبان خداوند به تمام انبیا و مهدی منتظر است و در راه خداوند سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌ترسیم. پایان»
    و این گفتگوی فرضی برای آگاهی شماست،
    سپس مهدی منتظرناصر محمد به تمام بشریت و «الباحث عن البینه» می‌گوید: به این ترتیب اگر این پاسخ، جواب حقیقی آنها باشد، برشماست که از به فتنه انداختن محبوبان و محبان خداوند مأیوس شوید. اگر این پاسخ آنها به تمام انبیا و مهدی منتظر است، پس قادر نیستید آنها را به فتنه بکشانید، چون قلب آنها از چیزی باخبر شده‌است که شما نمی‌دانید.

    شاید «الباحث عن البینه» بخواهد بگوید: «ناصر محمد! از کجا می‌دانی آنها چنین جوابی به انبیا و مهدی منتظر می‌دهند. آیا کار درست این نیست که از اوامر انبیا و مهدی منتظر اطاعت کنند؟». پاسخ می‌دهیم که: «الباحث عن البینه»! به خداوند قسم، اگر محمد رسول الله یا مهدی منتظَر به آنها دستور دهند خود را به آتش جهنم بیندازند، می‌اندازند. چرا که خداوند ما را انتخاب کرده و در راه اطاعت و حب خداوند باکی از آن ندارند. مگر اینکه به آنها دستور دهیم با مهدی منتظر و تمام انبیا و رسولان در مقام حب و قرب خداوند رقابت نکنند. در این صورت اطاعت نخواهند کرد، چرا که یقین دارند این عصیان، باعث خشم خداوند نخواهد شد، بلکه بدون آنکه ظلمی در حق انبیا و مهدی منتظر کرده باشد، از این عصیان خوشحال خواهد شد چون می‌دانند حق با این قوم است.
    همچنین اگر ما به آنها امر کنیم رضوان الهی را وسیله‌ای برای تحقق بهشت قرار دهند، ابداً در این امر از مهدی منتظر اطاعت نخواهند کرد و حتی اگر در دوران گفتگوی پیش از ظهور یک میلیون سال هم با آنها زندگی کنیم و من شب و روز از آنها بخواهم از این باور دست برداشته و رضوان خداوند را غایت خود ندانسته و آن را وسیله‌ای برای تحقق بهشت قرار دهند، ذره‌ای متزلزل نخواهند شد! پس چه خواهیم گفت: از به فتنه انداختن محبوبان و محبان خداوند مأیوس شوید.
    ممکن است باز «الباحث عن البینه» بگوید: «ناصر محمد! این گفتگوی فرضی شما بین انبیا و مهدی منتظر با کسانی که تو آنها را محبوب خدا و محب او می‌خوانی [و همه ما خدا را دوست داریم] همان‌طور که گفتی، فرضی است؛ تو از کجا جوابشان را می‌دانی؟ مگر اینکه قبلاً این بیان فرضی را بصورت خصوصی یا عمومی برایشان نوشته باشی و در نتیجه بدانی چه پاسخی خواهند داد». پاسخ امام مهدی به «الباحث عن البینه» این است: به خداوند بزرگ قسم که من این گفتگوی فرضی خاص بین آنها و انبیا و مهدی منتظر را از قبل نوشته باشم. دست راست و چپ من آن را ننوشته است و کلمه‌ای از آن را به آنها نگفته‌ام. اما به خداوند بزرگ قسم! کلامی را که گفتم عین سخنان آنها است و آن را در قلب خود می‌یابند و به یقین می‌دانند این پاسخ آنها خواهد بود و خود آنها بر صحت این امر شاهدند و می‌دانند بی شک‌وتردید پاسخشان، همین خواهد بود و در قلبشان، همین می‌گذرد با اینکه من ۹۹ درصد آنها را نمی‌شناسم و آنها خود شاهدند.
    خداوند مرا از حقیقت این مردمان که محبوب خداوندند و محب او آگاه ساخته است، کسانی که در اقصی نقاط جهان پراکنده‌اند و محبتشان نسبت به خداوند، آنها را به هم نزدیک ساخته است و برای همین راضی نمی‌شوند، مگر محبوب‌ترین چیز در نزدشان یعنی پروردگار جهان راضی باشد و انبیا و شهدا، از اینکه با وجود زیاد بودن گناهانشان، آن قدر به خداوند نزدیک هستند، به نزدیکی آنها به خداوند و منزلتشان در نزد او غبطه می‌خورند. چقدر خداوند آنها را گرامی می‌دارد، انگار که تمام ملکوت پروردگارشان را انفاق کرده‌اند، چون آنها ملکوت پروردگارشان را رد می‌کنند تا خداوند راضی باشد.
    شاید یکی از انصار عزیزم سؤال کند: «ای امام من! من حقیقت نعیم اعظم را در قلبم به یقین دریافته‌ام اما گاهی مرتکب گناه می‌شوم و به‌سوی خدااند بازگشته و توبه می‌کنم؛ آیا من هنوز از آنها هستم؟» امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: البته که از آنها هستی، شیطان تو را با ایجاد یأس و ناامیدی از رحمت خداوند، وسوسه نکند. از شاکرین باش.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 146777 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 8 -
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=146769

    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - شعبان - 1435 هـ
    11 - 06 - 2014 مـ
    06:43 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ



    بيانُ العجب العُجاب عمّا في قلوب أحباب الربّ؛ قوماً يحبّهم الله ويحبّونه من بقاع شتّى اجْتمعوا على حبّ الله
    ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين من أوّلهم إلى خاتمهم جدّي محمد رسول الله، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نفرِّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..

    قال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    فاسمعوا لأعجب فتوى في تاريخ خلق الله أجمعين، وأزكّي فتواي بالحقّ بالقسم بالله العظيم ربّ الملكوت ربّ كلّ شيء ومليكه الله وحده لا شريك له بأنّه لو يخرج إلى قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه كافةُ الأنبياء والمرسلين ويتقدّمهم المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني ومن ثمّ يخاطبهم كافةُ الأنبياء والمرسلين والمهديّ المنتظَر ناصر محمد ونقول لهم: اتّخِذوا رضوانَ الله وسيلةً ليُدخلكم جنّته ويقيكم من ناره. لقالوا: "اسمع يا أيّها المهديّ المنتظَر ناصر محمد وكافة الأنبياء والمرسلين، فاسمعوا لردِّنا بالحقّ، ونُقسم لكم بالله العظيم من يحيي العظام وهي رميم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم أنّنا لن نتّخذ رضوان الله النَّعيم الأعظم وسيلةً لتحقيق النَّعيم الأصغر جنات النَّعيم؛ بل لن نرضى حتى يرضى الله"! فحتى ولو ردَّ عليهم كافةُ الأنبياء والمرسلين القول فيقولون: ولكن ها هو المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني الذي علّمكم حقيقة النَّعيم الأعظم؛ ها هو معنا يقول لكم: فلتتخذوا رضوان الله وسيلةً ليقيكم ناره ويدخلكم جنّته برغم أنّ الذي علّمكم حقيقة النَّعيم الأعظم هو ناصر محمد. فمن ثم يردّ على الإمام ناصر محمد اليماني وعلى كافة الأنبياء والمرسلين معشرُ قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه فيقولون: "نحن الأنصار في عصر الحوار من قبل الظهور لا نكذِّبُ بكافة الأنبياء والمرسلين ولا نفرِّقُ بين رسل ربّ العالمين ونؤمن بالرسل من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، ونؤمن بالمهديّ المنتظَر ناصر محمد صلوات الله عليهم جميعاً ونسلّم تسليماً، ونطيع أمر الأنبياء والمهديّ المنتظَر ناصر محمد، فاسمعوا لردِّنا عليكم بالحقّ، ونقول:

    [[[نقسم بالله العظيم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم أنّنا لن نترك الله لكم أنتم والمهديّ المنتظَر تتنافسون على حبِّه وقربه؛ بل سوف نُنافسكم في حبّ الله وقربه، وكذلك يتمنى كلٌّ منّا من قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه أن يكون هو العبدُ الأحبّ والأقرب منكم إلى الربّ وحتى ولو كنتم الأنبياء والمرسلين ومعكم المهديّ المنتظَر، فما أنتم إلا بشرٌ مثلُنا؛ عبيدٌ لله مثلنا ولستم أولاد الله حتى تكونوا أولى بحبِّ الله وقربه سبحانه وتعالى علواً كبيراً! فلم يتخذ صاحبةً ولا ولداً، وما أنتم إلا عبيدٌ لله مثلُنا ولنا الحقّ في ذات الله كما لكم، فلسنا مشركين بالله عبادَه المقربين ولن نتخذ من دون الله ولياً ولا شفيعاً.

    ونقسم لكم يا معشر الأنبياء والمرسلين بأنّه لو يتّخذ الإمامُ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني رضوان الله وسيلةً ليفوزَ بجنّات النَّعيم فإنّنا لن نتّبعه باتِّخاذ رضوان الله وسيلةً، وحتى ولو قال: "لقد أفتيتكم بالباطل"؛ لقلنا: بل أفتيتنا بالحقّ فقد علمنا الحقّ علم اليقين في قلوبنا، فعلمنا أنّ رضوان نفس الله هو النَّعيم الأعظم من نعيم الجنّة.

    ويا معشر كافة الأنبياء والمهديّ المنتظَر ناصر محمد فاسمعوا وعُوا قولَنا، ونقسم بالله الواحد القهّار من يولج الليل في النّهار ويرسل السماء مدراراً وجعل الجنّات والأنهار؛ من يبعث من في القبور ويعلم خائنة الأعين وما تخفي الصدور أنّنا معشرَ قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه لن نرضى بملكوت الجنّة أجمعين حتى يكون حبيبنا الله راضياً في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً، فقد علمنا أنّ رضوان الله على عباده لهو النَّعيم الأعظم من نعيم جنَّته، فحتى لو ارتدَّ الإمامُ المهديّ ناصر محمد عن اتّخاذ رضوان الله على عباده غايةً، وحتى ولو أنكر أنَّ رضوان الله على عباده هو النَّعيم الأعظم من نعيم جنَّته فحتماً سوف نعلن الإصرار المطلق نحن معشر قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه أننا لن نرضى حتى يرضى الرحمن الرحيم، ونعتصم بالله بأنّ رضوان نفس الله على عباده هو النَّعيم الأعظم من جنّته.
    وحتى لو أمرنا الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني من بعد الظهور والتمكين على العالمين فأمرنا أنْ نتَّخذ رضوان نفس الله وسيلةً لتحقيق نعيم جنّات النَّعيم فحتماً سوف نعصي أمره، وإنْ أصرّ علينا وأراد أنْ يُلقي بنا في ظلمات السجون فحتماً سوف ندعوا الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليمانيّ إلى المباهلة ونعصي أمره بأنْ نتخذ رضوان الله وسيلةً لتحقيق نعيم الجنّة، فليشهد الله وكفى بالله شهيداً ونُشهدُ كافة خلقه أجمعين من الجنّ والإنس ومن كل جنسٍ أنّنا لن نرضى بملكوت الجنَّة التي عرضها السماوات والأرض حتى يرضى حبيبنا الله ربّ العالمين وكفى بالله شهيداً، وما اتَّبعنا الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وشدَدْنا أزره إلا من بعد أن علّمنا حقيقة اسم الله الأعظم، ووجدناه صفةً لرضوان نفس الله على عباده، وعلمناه علم اليقين.

    ولن يزداد يقينُنا في حقيقة اسم الله الأعظم من بعد الظهور والنّصر والتمكين، ولن يزداد يوم يقوم الناس لربّ العالمين لكوننا قد علِمْناه علم اليقين في قلوبنا فوجدناه حقّاً النَّعيم الأعظم من نعيم جنّته، وعلمنا علم اليقين حقيقة قول الله تعالى:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة]، فوجدنا رضوان نفس الله على عباده هو حقاً النَّعيم الأكبر من نعيم جنّته لا شك ولا ريب، فإن انقلب ناصر محمد اليمانيّ على وجهه ولم يعُدْ يتَّخذ رضوان نفس الله غايةً أو مات أو قُتل فلن نتراجع عن تحقيق هدفنا في تحقيق النَّعيم الأعظم، لكوننا لا نعبد ناصر محمد اليماني؛ بل نعبد الله الواحد القهّار. أفإِن مات ناصر محمد اليماني أو قتل ننقلبُ على أعقابنا؟ ونعوذ بالله من ذلك، ومن ينقلب على عقبيه فلن يضرَّ الله شيئاً وسيجزي الله الشاكرين، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.

    وهذا ردُّنا نحن معشر قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه على كافة الأنبياء والمهديّ المنتظَر فلا نخاف في الله لومة لائم.
    ]]]
    ـــــــــــــــ
    انتــــــهى...



    وهذا للعلم حوارٌ افتراضيٌّ، ومن ثمّ يقول المهديّ المنتظَر ناصر محمد لكافة البشر وللباحث عن البيّنة: إذاً فإذا كان هذا ردّهم حقيقٌ بالحقّ، فإذاً عليكم أن تستيئِسوا من فتنة قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه؛ فإذا كان هذا ما سوف يكون من ردّهم على كافة الأنبياء والمهديّ المنتظَر إذاً فلن تستطيعوا فتنتهم فلقد علمتْ قلوبُهم ما لا تعلمون.

    وربّما يودّ أن يقول الباحثُ عن البيّنة: "يا ناصر محمد، فما يدريك أنّ هذا سوف يكون ردّهم على الأنبياء والمهديّ المنتظَر، أليس الحقّ هو أنْ يُطيعوا أوامر الأنبياء والمهديّ المنتظَر؟" فمن ثمّ نقول: يا أيّها الباحث عن البينة، والله الذي لا إله غيره لو يأمرهم محمدٌ رسول الله أو المهديّ المنتظَر أنْ يُلقوا بأنفسهم في نار جهنّم لألقوا بأنفسهم وهم لا يبالون بالحريق طاعةً لله وحباً في ذات الله لكونه قد اصطفانا، إلا أنْ نأمرهم أن لا ينافسوا المهديّ المنتظَر وكافة الأنبياء والمرسلين في حبّ الله وقربه فهنا سوف يعصون أمر المهديّ المنتظَر وكافة الأنبياء والمرسلين لكونهم قد علموا علم اليقين أنّهم إنْ عصوا هذا الأمر فإنّ هذا العصيان لا يُغضب الله؛ بل يُسعد نفسه من غير ظلمٍ لأنبيائه والمهديّ المنتظَر، وعلموا أنّ الحقّ هو معهم.

    وكذلك لو نأمرهم أن يتخذوا رضوان الله وسيلةً لتحقيق نعيم الجنّة فلن يطيعوا المهديّ المنتظَر في ذلك أبداً وحتى ولو تعمّرتُ معهم مليون سنةٍ في عصر الحوار من قبل الظهور وأنا أدعوهم ليلاً ونهاراً إلى التراجع عن اتّخاذ رضوان الله غايةً ونأمرهم أن يتخذوه وسيلةً لتحقيق نعيم الجنّة لما تزلزلوا شيئاً! فماذا نقول إذاً؟ فاسْتَيْئِسُوا من فتنة قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه.

    وربّما يودّ الباحث عن البينة أن يقول: "يا ناصر محمد، إن بيانك الافتراضي بين الأنبياء والمهديّ المنتظَر ومن تسمِّيهم قوماً يحبّهم الله ويحبّونه -وكلنا نحبّ الله- إنّما هو بيانٌ افتراضيٌّ، وما يدريك ماذا سيكون ردّهم؟ إلا أن تكونَ قد كتبتَ لهم هذا البيان الافتراضي من قبلُ على العام أو الخاص وعلمتَ ردّهم". فمن ثمّ يردّ الإمام المهديّ على الباحث عن البينة وأقول: أقسم بالله العظيم ما قطُّ كتبت لهم هذا البيان الافتراضي الذي يخصّهم والأنبياءَ والمهديَّ المنتظَر، وما قطُّ خطَّته يميني وشمالي، وما قطُّ كلّمتُ به أحداً منهم، ولكنّي أقسم بالله العظيم أنّني لم أنطقْ إلا بما سوف ينطقون به ويجدونه حاضراً في قلوبهم فيعلمون علم اليقين أنّ هذا هو حقّاً سوف يكون ردّهم وهم على ذلك من الشاهدين، فهم يعلمون أنَّ هذا هو فعلاً ما سوف يكون من ردّهم لا شك ولا ريب، ويجدونه حاضراً في قلوبهم برغم أنّي لا أعرف 99% منهم، وهم على ذلك من الشاهدين.

    ذلك ممّا علمني ربّي بحقيقة قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه من بقاع شتى اجتمعوا على حبّ الله، ولذلك لن يرضوا حتى يرضى أحبُّ شيءٍ إلى أنفسهم الله ربّ العالمين، يغبطهم الأنبياء والشهداء لقربهم ومكانتهم من ربّهم برغم كثرة ذنوبهم، فما أكرمهم عند الله، فكأنّهم أنفقوا ملكوت الله جميعاً عند ربّهم برفضهم ملكوت ربّهم حتى يرضى.

    وربّما يودّ أحدُ أحبتي الأنصار أن يقول: "يا إمامي، إنّني قد علمت بحقيقة النَّعيم الأعظم علمَ اليقين في قلبي، ولكنّي أحياناً أرتكب إثماً فمن ثمّ أتوبُ إلى الله متاباً، فهل أنا لا أزال منهم؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمامُ المهديّ ناصر محمد وأقول: اللهم نعمْ إنّك منهم، فلا يُوَسْوِس لك الشيطان باليأس والقنوط من رحمة الله وكن من الشاكرين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _______________




  9. افتراضي پاسخِ مستدلِ علمی و قاطع از محکمات قرآن عظیم به «الباحث عن البینه».

    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - شعبان - 1435 هـ
    26 - 06 - 2014 مـ
    ۵-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    08:40 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصليّة للبيــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=148925

    ــــــــــــــــــــ

    پاسخِ مستدلِ علمی و قاطع از محکمات قرآن عظیم به «الباحث عن البینه».

    بسم الله الرحمن الرحيم،
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    و سؤالی که مطرح می‌شود، این است: آیا فتوای محکم خداوند، مبنی بر اینکه رضوان نفس خداوند بر بندگانش نعیمی است که از نعیم بهشت بزرگتر است، در کتاب خداوند پیدا نمی‌کنی؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    سؤال را برای بار دوم در همین بیان تکرار کرده و می‌گوییم: آیا خداوند در آیات محکم کتاب خود فتوا نداده است که رضوان خداوند رحمان بر بندگانش از بهشت او بزرگتر است؟ برای بار سوم این سؤال را تکرار می‌کنیم: آیا خداوند دراین فرموده خود فتوا نداده است که رضوان خداوند رحمان بر بندگانش، نعیم بزرگتر او در مقایسه با نعیم بهشت است:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    اگر ابا کرده و همچنان اصرار داشته باشی و رضوان خداوند واحد و قهار بر بندگانش را نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت او ندانی می‌گوییم: مگر خداوند درمحکم کتاب خود نفرموده است:
    { وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم

    {
    و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}؟
    یعنی نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت، ناصر محمد از خودش این فتوا را نداده است؛ بلکه این فتوای خداوند برای بندگانش است که درمحکمات قرآن عظیم آمده است. از آنجا که انصار، حقیقت فتوای خداوند را درقلبشان پیدا کرده و دریافته‌اند که رضوان خداوند بر بندگانش حقیقتاً نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت است، برای همین هم می‌بینید به خداوند سوگند می‌خورند که راضی نمی‌شوند مگر پروردگار و حبیب قلبشان راضی شود. اما تو، حقیقت نعیم اعظم در قلب تو نیست و از کسانی شده‌ای که از رضوان خداوند کراهت داشته و اعمال خود را به هدر داده‌اند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿۲۸﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { گفت: اى قوم من، چه مى‌گوييد اگر از پروردگارم حجتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خويش ارزانى كرده باشد و شما از ديدن آن ناتوان باشيد. آيا درحالى‌كه خود نمى‌خواهيد، شما را به اكراه به قبول آن واداريم}
    همچنان بیان اين فرمايش خداوند تعالی را به تو وعده می‌دهيم که می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۶۵﴾ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ ﴿۶۶﴾ فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ﴿۶۷﴾ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۶۸﴾ وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۶۹﴾ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۷۰﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲) گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳) و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند، و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴) روزی را که خداوند آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: پيامبران را چگونه اجابت كرديد؟ (۶۵) در اين روز خبرها بر آنان پوشيده شود و از يكديگر نيز نتوانند پرسيد. (۶۶) اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد! (۶۷) پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند! (۶۸) و پروردگار تو می‌داند آنچه را که سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند! (۶۹) و او خدایی است که معبودی جز او نیست؛ ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر؛ حاکمیت از آن اوست؛ و همه شما به‌سوی او بازگردانده می‌شوید! (۷۰)}
    اگر صد در صد در برابرت حجت نیاورم؛ امام مهدی نیستم و خواهیم دانست کدامیک به حق سخن می‌گوییم و راه راست را نشان می دهیم

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين البشر المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 148930 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 9 -
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصليّة للبيــان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=148925

    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - شعبان - 1435 هـ
    26 - 06 - 2014 مـ
    08:40 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ



    ردٌّ ملجِمٌ بسلطان العلم من محكم القرآن العظيم إلى الباحث عن البيّنة..

    بسم الله الرحمن الرحيم، قال الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة].

    والســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــؤال الذي يطرح نفسه هو: ألم تجد فتوى الله في محكم كتابه بأنّ رضوان نفس الرحمن على عباده هو النّعيم الأكبر من نعيم جنّته، وذلك في قول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم؟

    ونكرر السؤال للمرة الثانية في هذا البيان ونقول: ألم يفتِ الله في محكم القرآن أنّ رضوان الرحمن على عباده هو النّعيم الأكبر من جنّته؟
    ونكرر الســـــــــــــــــــؤال للمرة الثالثة: أليست فتوى الله محكمةٌ بأنّ رضوان الرحمن على عباده هو النّعيم الأكبر من نعيم جنَّته في قول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم؟

    وإن أبيتَ إلا الاستمرار والإصرار على الإنكار بأنّ رضوان الله الواحد القهّار هو النّعيم الأكبر من نعيم جنّته فمن ثم نقول لك: ألم يقل الله في محكم كتابه: {وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم؟ أي نعيم أكبر من نعيم الجنّة، ولم يُفتِ بذلك ناصر محمد من عند نفسه؛ بل تلك فتوى الله لعباده في محكم القرآن العظيم. وبسبب أنّ الأنصار وجدوا فتوى ربّهم حقيقةً في قلوبهم بأنّ رضوان الله على عباده هو حقاً النّعيم الأكبر من نعيم جنّته ولذلك تجدهم أقسموا بالله جهد أيمانهم أنّهم لن يرضوا حتى يرضى ربّهم حبيب قلوبهم، ولكنك تفتقد حقيقة النّعيم الأعظم في قلبك لكونك من الذين كرهوا رضوان الله فأحبط أعمالهم. وقال الله تعالى: {قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ (28)} صدق الله العظيم [هود].

    ولا نزال نعدك ببيانٍ لقول الله تعالى: {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ (62) قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (63) وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ (64) وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ (65) فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ (66) فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ (67) وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ (68) وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ (69) وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (70)} صدق الله العظيم [القصص]. وإذا لم أُقِمْ عليك الحجّة بنسبة 100% فلستُ الإمام المهديّ، ولسوف تعلمون أيّنا ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين البشر؛ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
    ________________



  10. افتراضي برهان برای حقیقت غضب و رضوان در نفس خداوند رحمان برای اندیشمندان

    - 10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - شعبان - 1435 هـ
    27 - 06 - 2014 مـ
    ۶-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    07:12 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=149033

    ــــــــــــــــــــ

    برهان برای حقیقت غضب و رضوان در نفس خداوند
    رحمان برای اندیشمندان

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیای الهی و رسولانش و انصار پیشگام آنان در دوران قبل از تمکین و تمام کسانی که در هر زمان و مکانی [تا یوم الدین] از حق پیروی کرده و خواهند کرد و أمّا بعد..
    « الباحث عن البینه»! می‌بینیم بعد از اینکه برایت حجت آوردیم، اعتراف کردی که رضوان خداوند نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست. بیان خودت را در اینجا نقل میٰکنیم:
    فقد قلْتَ أن رضوانَ اللهِ على عباده أكبرُ من كلِّ نعيمٍ سِواهُ فقُلنا لك : نعم وعلى العيْنِ والرأسِ ، أما أن تقول : فنحنُ نعبُدُ رِضوانَ اللهِ في ذاتِه، نقولُ لك : قِفْ .
    گفتی: «رضوان خداوند بر بندگانش از هر نعیمی بزرگتر است، حال آن نعیم هرچه که می‌خواهد باشد». میگوییم: بله، این امر را بر سر و چشم خود می‌گذاریم. اما اگر بگویی: «ما رضوان خداوند در ذاتش را می‌پرستیم»، در پاسخت می‌گوییم: توقف کن.
    می‌بینم می‌گویی: «توقف کن»، یعنی تو اینکه رضوان خدا همان رضایت نفس خداوند است را انکار می‌کنی؟ سبحان الله! آیا خداوند بندگان خود را از غضب نفسش برحذر نمی‌دارد ؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۳۰﴾ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۱﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‌بیند و آرزو می‌کند میان او و آنچه از اعمال بد که انجام داده، فاصله زمانیِ زیادی باشد. خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (۳۰) بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.» (۳۱)}
    «الباحث عن البینه»! آیا می‌دانی چرا خداوند در نفس خود نسبت به بندگانی که در پیشگاه خداوند کوتاهی کرده و از کوتاهی خود پشیمان هستند؛ متحسر است؟ علت آن، رأفت خداوند نسبت به بندگانش است ولی تعداد بسیار زیادی از بندگان از رحمت خداوند مأیوسند و به‌خاطر این یأس و ناامیدی از رحمت پروردگار نسبت به بندگان؛ هم چنان در حق خود ظلم می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَاد
    } صدق الله العظيم
    {خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.}
    این رأفت در نفس خداوند است، رحمت نیز در نفس است، غضب نیز در نفس است؛ فرح و سرور نیز در نفس است و اسرار نیز در نفس است و برای همین نبیِّ خداوند، مسیح عیسی‌بن‌مریم که سلام و صلوات خداوند بر او باد، در حین جواب به پروردگارش؛ خطاب به او می‌گوید:
    {وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ﴿۱۱۶﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {و آن‌گاه که خداوند به عیسی‌بن‌مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه درنفس من است، آگاهی و من از آنچه درنفس توست، آگاه نیستم! به یقین تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبری}
    می‌بینم کلام ما که می‌گوییم: «رضوان نفس رحمان» را انکار می‌کنی! پس به حق در برابرت حجت آورده و می‌گوییم: به خداوند که همین طور است، ما به محقق شدن رضوان نفس خداوند تعالی امید بسته و از غضب در نفس خداوند سبحان برحذرهستیم! تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَاد} صدق الله العظيم
    {خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.}

    امام مهدی ناصر محمد و «باحث عن البینه» مانند هم نیستند، ناصر محمد یمانی از مردم دعوت می کند تا پیرو رضوان خداوند باشند و آن را نهایت آرزو و هدف حیات دنیایی و اُخروی خود قرار دهند؛ اما «الباحث عن البینه» مردم را از اینکه رضوان نفس خداوند را به عنوان هدف غایی خود برگزینند، باز می‌دارد؛ لذا به خداوند قسم که ما یکسان نیستیم. امام مهدی ناصر محمد و «الباحث عن البینه» یکی پیروی از رضوان خداوند رحمان را سفارش می‌کند و دیگری انتخابِ رضوان خداوند بر بندگان را به عنوان هدف غایی و نهایت آرزویشان، انکار کرده و راه پیروی از محکمات ذکر خداوند را منحرف ساخته و کج می‌کند.
    و در خاتمه می‌گوییم: خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۶۲﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است.}
    و اما پیروی از رضوان خداوند یعنی چه؟ اینکه کاری را که خداوند دوست داشته و نفس او از آن راضی است، انجام دهید و اما آنچه باعث خشم خداوند می‌شود انجام تمام اعمالی است که خداوند آنها را حرام کرده‌است و باعث خشم در نفس خداوند می‌شوند. تو را چه می‌شود که خداوند و نفسش را از هم جدا می‌دانی؟ منزه است خدا! او خدایی یکتاست که جز او خدایی نیست و رجوع همه به‌سوی اوست.
    در هر حال، فرار به کارت نمی‌آید و اگر بعد از اینکه تو را به سختی شکست، دادیم فرار کردی، از دست خداوند به کجا خواهی رفت؟
    و سلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 149036 من الموضوع: الردّ الملجم بسلطان العلم على (الباحث عن البينة) الذي هو ذاته (الباحث عن الباطل)..

    - 10 -
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيـان ]
    https://mahdialumma.com/showthread.php?p=149033

    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - شعبان - 1435 هـ
    27 - 06 - 2014 مـ
    07:12 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ


    البرهان على حقيقة الغضب والرضوان في نفس الرحمن لقومٍ يتفكرون
    ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وأنصارهم السابقين من قبل التَّمكين والذين آمنوا واتَّبعوا الحقَّ في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..

    ويا أيّها الباحث عن البيّنة، وها أنا أراك اعترفت بعد أن أقمنا عليك الحجّة بأنّ رضوان الله هو النّعيم الأعظم من نعيم جنّات النّعيم، ونقتبس من بيانك ما يلي:
    فقد قلْتَ أن رضوانَ اللهِ على عباده أكبرُ من كلِّ نعيمٍ سِواهُ فقُلنا لك : نعم وعلى العيْنِ والرأسِ ، أما أن تقول : فنحنُ نعبُدُ رِضوانَ اللهِ في ذاتِه، نقولُ لك : قِفْ .
    وأراك تقول: قِفْ؛ بمعنى أنك تُنكر أنّ رضوان الله هو رضا نفسه، ويا سبحان الله! ألم يحذِّر الله عبادَه غضبَ نفسه؟ تصديقاً لقول الله تعالى: {يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (30) قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (31)} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ويا أيّها الباحث عن البيّنة، فهل تدري ما سبب وجود الحسرة في نفس الربّ على عباده النادمين على ما فرّطوا في جنب ربّهم؟ وذلك لأنّ الله رؤوفٌ بعباده ولكنّ كثيراً من عباده يائسون من رحمة ربّهم، فلا يزالون ظالمي أنفسهم باليأس والقنوط من رحمة الله الرؤوف بعباده. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ} صدق الله العظيم.

    لكون الرأفة هي في نفس الله، والرحمة هي في النفس، والغضب في النفس، والفرح هو في النفس أيضاً، والأسرار في النفس، ولذلك قال نبيّ الله المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام مخاطباً ربّه حين ردّ الجواب على الربِّ سبحانه، وقال الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ} صدق الله العظيم [المائدة:116].

    وأراك تنكر علينا أن نقول "رضوان نفس الرحمن"! فمن ثم نقيم عليك الحجّة بالحقِّ ونقول: اللهم نعم نطمع في تحقيق رضوان نفسه تعالى ونحذر غضب نفس الله سبحانه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ} صدق الله العظيم.

    وليس الإمام المهديّ ناصر محمد والباحث عن البيّنة على حدِّ سواءٍ، لكون ناصر محمد اليماني يدعو إلى اتّباع رضوان الله واتّخاذه غايةً في الحياة الأولى والآخرة، وأما الباحث عن البينة فيصدّ عن ابتغاء رضوان نفس الله غايةً، إذاً والله لا نستوي مثلاً؛ الإمام المهدي ناصر محمد والباحث عن البينة لكون أحدنا يدعو إلى اتّباع رضوان الرحمن والآخر ينكر على المؤمنين أن يتَّخذوا رضوان نفس ربّهم غايتهم ومنية أنفسهم ويصدُّ عن محكم الذِّكر ويبغيها عوجاً!

    وختاماً نقول: قال الله تعالى:
    {أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (162)} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فما هو اتِّباع رضوان الله؟ وهو أن تفعل ما يحبّه الله وترضى به نفسُه، وأمّا ما يسخط الله فهو كل فعلٍ حرَّمه الله ويُسخط نفسه. فما خطبك تفرِّق بين الله ونفسِه؟ سبحانه! فهو إلهٌ واحدٌ لا إله إلا هو إليه المصير.
    وعلى كل حالٍ لن ينفعك الهرب بعدما ألجمناك بالحقِّ إلجاماً، فإن هربت [ فحا تروح من ربنا فين؟ ].

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _______________



صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 20-10-2019, 09:50 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 02-10-2018, 09:06 PM
  3. مشاركات: 7
    آخر مشاركة: 25-05-2017, 07:19 PM
  4. منقول : الحوار الذي دار بين الباحث Khalid zaid و "باحث فلكي" .. للفائدة ..
    بواسطة نسيم حميد المخلافي في المنتدى أدركت الشمس القمر وسبقته
    مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 11-04-2017, 12:05 AM
  5. مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 09-06-2016, 02:56 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •